بازگشت   نودهشتیا > کتاب > رمان های کامل شده > رمان های کامل شده نوشته کاربران

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: خواننده ی گرامی لطفا سن واقعی خود را در صورت تمایل وارد کنید:
زیر 15 3 6.25%
15 تا 20 22 45.83%
20 تا 25 16 33.33%
25 تا 30 4 8.33%
بالای 30 3 6.25%
رأی دهندگان: 48. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

 
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۹ تير ۱۳۹۱, ۱۱:۱۵ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
پرنده ی اسیر آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +61 امتیاز     
Cool رمان دوستت ندارم | پرنده ی اسیر + کارولین کاربران انجمن

ماهم اومدیم یه کتاب بذاریم
این تجربه ی اول مااست پس فوق العاده به انتقادات شما نیازمندیم
دره پروفایل ما بروی همه ی شما بازه

تعداد فصل ها:نامعلوم
نویسندگان:پرنده ی اسیر وکارولین
خلاصه:درباره ی دختریه که یه شکست خیلی بد میخوره ولی دوباره سعی میکنه که زندگیش رو بسازه
میدونم خلاصش افتضاحه ببخشید من خلاصه نویسیم زیاد خوب نیست
اینم جلدش
یک دنیا تشکر از چیکا و دوستای دیگه که زحمت تهیش رو کشیدن


ویرایش توسط پرنده ی اسیر : ۲۷ شهريور ۱۳۹۱ در ساعت ۰۲:۱۷ بعد از ظهر
پرنده ی اسیر آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!roz sorkh, $ ساجده$, * حدیث *, *Laya*, *niki, -ShaDi-, .MOHABBAT., 0r!ent@L G!rL, Abandokht, abby7, Altin ay, ANNE, arezo*, arezoo20, ariana*dreams, ART25, artii, aygeen, بــــانــــو, BaharәH, barane khazan, bugh, busy, carolin, coral, darya..., dokhtare khial, EasTern_Girl, Elahe-73, elham56, f2kral, faezeh88, fahime_f, fatima64, fereshth, foozhan az, hediyeh_b, hedra, hese_gharib, hiva73, honey_x, HαпiYe, jnashenakhte, joana, libra272, liuana, m0zhdeh, maedeh angel, mahdiar, mahr0kh, mahsa.beyaz, mahsafall, mahtab888871, Mahya 84, mahya98, MARDE_TANHA, maryam1363, maryammoayedi, Mehrnoosh74, mersad20, min00o, miss maryam, moonila, nasimrahi, New Age, nlp16001, paniz_g66, pari1990, pari8maah7, paria_pari, pegah.a, Reza, reza9000, Roghaye57, rojina1369, rtin, saba_lovly, saktin, Sam!ra, sampadi, sanaZzZ, SAZAK73, SECoND*PLANeT, setayesh1363, SHADI 73, siah, sibsorkhhava, silverstar, soheilam, somy_kh, Patient.Stone, star6, strich, suny girl, sydney, tati19, UnKnOwN_Sh, vanas, viciOus bOy, yasaman20, yjdj, Zahra_niki, zeinab75, ZeYnAb KhAnOoM, zina, ziZi @ M, zoooom, ~pArnYa~, آسوده, اب و اتش, ایدابانو, بلور, تابتا, ترنم, جودی ابوت شیطون, خورشیدک, خیال پاییز, رفیق بی کلک خدا, روژین21, سپیدوسیاه, شب های انتظار, شیرینusa, شیوا, طلوع عشق, عاطفه دلنواز, فانتین, ققنوس98, م.نوری, مدار2, مهلا.پ, نسيا, پونام, چشم قشنگ, چیکا, یاسمین.م, ღســـــوزانღ

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۹ تير ۱۳۹۱, ۱۱:۱۶ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
مدیر بازنشسته
 
honey_x آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +16 امتیاز     
پیش فرض

با تشکر لطفا فقط اتمام کتاب را در تاپیک زیر اعلام کنید!
آمارکتابهای در جریان سایت

برای اطلاع ازبروزرسانی این تاپیک از بالای صفحه ابزار موضوع گزینه اشتراک در موضوع یا افزودن به علاقمندی را انتخاب کنید!

لطفا توضیحاتی راجع به کتاب، تعداد صفحات و نویسنده و سال چاپ حتما ذکر کنید . (این بند شامل نویسندگان عزیز انجمن نمیشه)
برای نگارش از فونت Tahoma و سايز 2 استفاده كنيد و در بین خطوط لطفا فاصله نندازید ، بین کلمات حتما از اسپیس استفاده کنید تا ساختن فایل PDF راحتتر باشه
.
کمتـر از 20 خط در هر پست قرار ندهید!

برداشتن مطالب از این سایت فقط با ذکر منبع و اجازه رسمی از نویسنده انجمن ، مجاز می باشد!
ممنون
honey_x آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!roz sorkh, $ ساجده$, * حدیث *, *niki, .MOHABBAT., abby7, arezo*, ariana*dreams, artii, BaharәH, coral, darya..., elham56, f2kral, fatima64, hanigo0l, hediyeh_b, libra272, liuana, m0zhdeh, maedeh angel, mahboub215, mahsa.beyaz, mahtab888871, Mahya 84, MARDE_TANHA, maryammoayedi, Mehrnoosh74, mersad20, moonila, nasimrahi, New Age, nlp16001, paniz_g66, pari1990, pari8maah7, pegah.a, Reza, reza9000, Roghaye57, saghi.m, Sam!ra, SAZAK73, sibsorkhhava, soheilam, sydney, UnKnOwN_Sh, viciOus bOy, Zahra_niki, zina, zoooom, ~pArnYa~, اب و اتش, اترون, ایدابانو, بلور, ترنم, جودی ابوت شیطون, خیال پاییز, رفیق بی کلک خدا, سپیدوسیاه, شب های انتظار, شیوا, طلوع عشق, عاطفه دلنواز, فانتین, ققنوس98, م.نوری, مهلا.پ, نسيا, پونام
قدیمی ۲۹ تير ۱۳۹۱, ۱۱:۲۴ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
پرنده ی اسیر آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +63 امتیاز     
Cool دوستت ندارم

عجب فوتبالیه به این میگن بازی گوشیم زنگ خورد برداشتمش بازم این دختره پرید وسط خوشیمون
شمارشو گرفتم گفتم
_چیکار داری؟
_سلام عزیزم ظهرت بخیر من خوبم بقیه هم خوبن سلام میرسونن و...
پریدم وسط حرفش گفتم باشه بابا سلام الی خانم
_افرین کمکم داری ادب یاد میگیری میدونم دلت برام تنگ شده انقدر گریه نکن زود میام
_وای نه من دیگه نمیتونم دوری تو تحمل کنم زودتر بیا
_بسه بابا اینم منتظره ها حوصلم سر رفته بود زنگ زدم ببینم کجایی ؟چیکار میکنی
_بعد بهت میگم فوضولی میگی نه.داشتم فوتبال نیگا میکردم
_ای نامرد تنها تنهاپس من چی؟حالا کی با کیه ؟
_بارسا و اینتره
_اییییییییول من تا ده دقیقه دیگه اونجام
_بابا مگه تو خونه زندگی نداری
ولی اون دیگه قطع کرده بود.
با الناز 4 سال پیش اشنا شدم همون موقع که بی کس شدم
شدم همون موقع که اون حماقت و کردم اگه اون نبود من تا حالا صد بار خودمو از این قفس نجات میدادم قفسی که بهش میگن دنیا .صدای زنگ اومد گلی جون درو باز کرد
تا در بازشد عین چی یهو پرید تو خونه گفت:سلام ...سلام بدو بریم بازی تموم شد
خندیدم و به گلی خانم که کنارم بود اشاره کردم یهو یه جیغ کشید که فکر کنم گوش منو فلک باهم کر شد
_وای گلی جون شما از مشهد برگشتید چقدر دلم براتون تنگ شده بود
وتند تند اونو میبوسید گلی خانم بالبخند قشنگی که
همیشه رو صورتش بود گفت منم همینطور دخترم زود باشید بازی تموم شد ها
_ای وایی راست میگید ها فوری رفت رو مبل نشست ظرف ذرت و تخمه رو هم کشید جلوی خودش تند تند میخورد
از قیافش خندم گرفت با اون چشمای سیاش زل زده بود به تلویزیون هی رو مبل بالاو پایین میپرید
_میدونم عاشقمی اونجوری نگام نکن بیشتر عاشقم میشی ها
_بعضی وقتا فکر میکنم تو این همه اعتماد به نفسو از کجا میاری
_از اونجا
_با نمک
_انقدر حرف نزن حواسم پرت میشه گل میخوریم ها
حال نداشتم باهاش کل کل کنم این روزای اخر دیگه جونم داره از حلقم میزنه بیرون
_افرا چته چرا باز رفتی تو فکر
_نگران کنکورم فقط 20 روز دیگه مونده
_ما4ساله داریم میخونیم اونم نه بصورت عادی مثله خر
_ولی ممکنه قبول نشیم
_قبول نشیم هم با پولای جنابعالی میرم یه کشور دیگه
_اره ولی من دوست داشتم تو کشور خودم درس بخونم
_انشا...قبول میشیم
سری تکان دادم و دوباره سکوت کردم
_افرا چته ؟همش ساکتی
_ دلم براشون تنگ شده اگه اونا تنهام نذاشته بودن الان دیگه هیچ غمی نداشتم
_منم دلم تنگ میشه اما به قول مامانم مرگ حقه
_گاهی وقتا فکر میکنم اگه من نبودم همه راحت تر بودن 20کاش اصلا به دنیا نمی امدم

ویرایش توسط پرنده ی اسیر : ۷ مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۰۲:۱۶ بعد از ظهر
پرنده ی اسیر آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!!! NAFAS !!!, #PARDIS#, $ ساجده$, * حدیث *, *niki, *ریحانه#, .MOHABBAT., abby7, Altin ay, amirhosseinac, ANNE, Anolin, aphroodit, aram......, Aray, archangel, arezo*, ariana*dreams, ART25, artii, aseman ariayi, atefeh_49, aygeen, AZAR-70, ba-maram, barane khazan, beauty princess, coral, darya..., dokhtare khial, elham56, elmira.t, f2kral, fa62, faezeh88, Farah123, fatemeh111, fatemeh1990, fatima64, fatima983, fereshth, ghorbani, hana_m, hediyeh_b, homa41, HOOM@N, joana, khademre, kimi khoshgele, leona, liuana, m0zhdeh, mahboob21, mahboub215, mahsa 21, mahsa.nadi, mahsaok, mahtab888871, Mahya 84, marale, maral_70, MARDE_TANHA, martire, maryam_mariusz, masin, matin_a, mersad20, moonila, nafas44, nasimrahi, ned67, nedaj, New Age, nikitaaa24, nlp16001, oonim, pari1990, pari8maah7, paria_pari, ramanava, Reza, reza9000, roshan*, rozita maryam, saba 68, sahe, Sam!ra, SAZAK73, sedena, sepideh1993, setayesh1363, SHADI 73, shimaaaaa, siah, sibsorkhhava, silverstar, So What ???!!!, sogand.m, soheilam, star6, sydney, s_mehr, tania_7, tati19, vanas, viciOus bOy, violet_mahtab, yas6662, yasaman20, yasesabs, yjdj, Zarizar, zeinab75, zina, ~farzaneh jan~, ~nas!m~, ~pArnYa~, آسمان ابری, آسوده, اب و اتش, اترون, ایدابانو, برادپیت, بلور, جودی ابوت شیطون, خورشیدک, خیال پاییز, رفیق بی کلک خدا, زهره 65, زوها, سپیدوسیاه, شروع, شورم, شیرینusa, شیوا, عاطفه دلنواز, فانتین, ققنوس98, م.نوری, مریمی__, مهلا.پ, میچکا, نسيا, هانی سالی, وارش67, پونام, چشم قشنگ
قدیمی ۲۹ تير ۱۳۹۱, ۱۱:۳۷ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +14 امتیاز     
پیش فرض

موضوعات ادغام شد!
لطفا برای ادامه از پاسخ به موضوع استفاده کنید و تاپیک جدید ایجاد نکنید!!



من آدم نرفتن ام، آدم دوست موندن، یا اصلا آدم دیر رفتن ام
خیلی دیر...
اما وقتی برم، دیگه آدم برگشتن نیستم. آدم مثل قبل شدن نیستم. باور کن!!


anna gavalda
pegah.a آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۹ تير ۱۳۹۱, ۱۱:۵۱ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
پرنده ی اسیر آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +64 امتیاز     
Cool دوستت ندارم

_چرا چرت میگی تو که به هیچکس کاری نداریو داری زندگیتو میکنی
_اره ولی اگه من نبودم...
_پاشو من حوصله ی چرت وپرت شنیدن ندارم بپر لباس بپوش بریم بیرون یه بادی به کلمون بخوره
میدونستم میخواد منو بیرون ببره تا حواسم پرت شه ولی مگه میشه یادم بره هر لحظه تو بیداری وخواب دارم زجر میکشم .
_اون شال سبزتو بذار به رنگ چشات بیشتر میاد
تواینه به خودم نگاه کردم وپوزخندی زدم چشمای سبزگونه های برجسته لب ها وبینی خوش فرم خوشگل بودم در ازای تنهایی ویه حماقت محض این زیبایی رو بدست اوردم
_افرا ماشینت رو از پارکینگ دربیار من ماشین نیاوردم
_باشه ولی من حال رانندگی ندارما گفته باشم
_باشه من میرونم
_حالا کجا میخوایمبریم؟
_ دربند
_موافقم بد فرم دلم از اون الوچه میکروبی هاش میخواد
_منم دلم از اون جیگر اش میخواد
_اخه توچقدر هیزی خوب شدپسر نشدی
_نه بابا من منظورم به جیگر واقعی بود تواممنحرفیا
ولی اگه شما بخواین چششششششششم از اون جیگرا هم یه جفت پیدا میکنم
_نمی خواد برا من جیگر پیدا کنی اینجور جیگرابه من نمیسازن
_بپر پایین رسیدیم
_برو بالاتر پارک کن حال پیاده روی ندارم
_شرمنده باید امشب تاصبح پیاده روی کنیم
_چرا مگه مرض داریم
_نه چون بنزینمون تموم شد
باهمون خونسردیه همیشگیم گفتم عیب نداره فردا اقا کمال رو میفرستم بیارتش خونه توفعلا همین جاها پارک کن
_دیوانه ماشین 200 ملیون قیمتشه تو اینجا میخوای ولش کنی تا فردا
_ ول کن بابا با بریم شام بخوریم بعد دربارش فکر میکنیم
_ مهمون تو
_همچین میگه مهمون تو انگار همیشه این حساب میکنه ایندفعه رو فقط من دارم حساب میکنم روت زیاده دیگه کاریش نمیشه کرد
رفتیم تو رستوران گارسوناومد سمتمون
_خانم ها چب میل داری؟
_دوپرس جوجه لطفا با تمام مخلفات
من و الناز همیشه جوجه میخوردیم .غذای مورد علاقه ی الی بود ولی رفاقته دیگه منم نه ایکه بدم بیاد ولی کباب رو ترجیح میدادم
نگام افتاد به الی هی چشماش رو چپ میکرد و به من علامت میداد خندم گرفته بود
_نمیر بابا حرف بزن ببینم چی میگی
_ وای افرا جیگرا رو نیگا یکیشون زوم کرده رو تو
به میز روبروییمون نگاه کردمدو3 تا پسر و یه دختر دورش بودن یکی از پسرا هی به من اشاره میکرد که برم سر میزشون خدایی این جماعت چه اعتماد بنفسی دارن پسره قیافش عین یه سطل ماست بود
از روی تاسف سری تکون دادم و به بازی با گوشیم مشغول شدم
بالاخره غذا رو خوردیم رفتیم بیرون باز ماست ریخت اومد سمتمون گفت این کارت منه خوشحال میشم با هام تماس بگیرید منم کارتو گرفتم و لبخندی زدم و گفتم ولی من زیاد خوشحال نمیشم اقا
_اخی بچم شکست عشقی خورد افرا میمردی هیچی بهش نمیگفتی بد بخت تا دید لبخند میزنی کلی خر کیف شد
_روش زیاد بود اه پس این ماشین جی شد یه ساعت پیش زنگ زدیما
_بالاخره صدای بوق ماشین اومد
اقاکمال فوری پیاده شدوگفت شرمنده خانم ترافیک بود
_اقا کمال شما مثله پدر منید چند اپبار باید بگم به من نگید خان
_چشم
_الی تومیای خونه ی ما ؟
_اره دیگه حالا که اصرار میکنی میام
رسیدیم خونه عین جنازه افتادم روتخت و خوابم برد الی هم بدتر از من

ویرایش توسط پرنده ی اسیر : ۷ مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۰۲:۱۸ بعد از ظهر
پرنده ی اسیر آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!roz sorkh, * حدیث *, *niki, *ریحانه#, .MOHABBAT., abby7, Altin ay, amirhosseinac, Anolin, aphroodit, Aray, archangel, arezo*, ariana*dreams, ART25, artii, aseman ariayi, atefeh_49, aygeen, AZAR-70, barane khazan, coral, darya..., dokhtare khial, elmira.t, f2kral, fa62, faezeh88, Farah123, fariba44, fatemeh111, fatima64, fatima983, ghorbani, hana_m, hediyeh_b, hedra, homa41, HOOM@N, joana, khademre, khatereh14, kimi khoshgele, leona, liuana, m0zhdeh, mahboob21, mahboub215, mahsa 21, mahsa.nadi, mahsaok, mahtab888871, maral_70, MARDE_TANHA, martire, maryam_mariusz, masin, matin_a, mehrnoush_re, mersad20, nafas44, nasimrahi, ned67, nedaj, nikitaaa24, nlp16001, oonim, pari8maah7, ramanava, Reza, reza9000, roshan*, rozita maryam, saba 68, sahe, Sam!ra, SAZAK73, sedena, setayesh1363, shf_aboops, silverstar, So What ???!!!, sogand.m, soheilam, star6, sydney, s_mehr, tania_7, tati19, vanas, viciOus bOy, violet_mahtab, yas6662, yasaman20, yasamin_34, yasesabs, yjdj, Zahra_niki, Zarizar, ~nas!m~, ~pArnYa~, آسمان ابری, آسوده, اب و اتش, اترون, ایدابانو, برادپیت, بلور, خورشیدک, خیال پاییز, رفیق بی کلک خدا, زهره 65, زوها, سپیدوسیاه, شروع, شورم, شیرینusa, شیوا, طلوع عشق, عاطفه دلنواز, فانتین, ققنوس98, م.نوری, مامانی جون, مهلا.پ, میچکا, نسيا, هانی سالی, وارش67, پونام, چشم قشنگ
قدیمی ۲۹ تير ۱۳۹۱, ۱۱:۵۴ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
مدیر بخش عکس
 
Farnaz آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +18 امتیاز     
پیش فرض

تذکر داده شد برای پست تاپیک نزنید
لطفا دقت کنید.باید پاسخ به موضوع رو بزنید و متن رو بزنید



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید




قوانين بخش عكس | قبل از فعالیت در بخش حتما مطالعه کنید!

قوانین مهم بخش ترول

ترول چیست؟ به نظرم خوبه كه همه اينو بدونيم

قوانین مهم بخش والپیپر
Farnaz آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۹ تير ۱۳۹۱, ۱۲:۰۹ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
پرنده ی اسیر آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +57 امتیاز     
Cool

داشتم خواب میدیدم که که کنکور قبول نشدم و دارم گریه میکنم که یهو توی یه لحظه رفتم رو ویبره اول فکر کردم زلزله است ازترس چشامو باز کردم دیدم الی داره تکونم میده و قهقهه میزنه
_چته منگل قلبم اومد تو دهنم
_وای مردم از خنده .. تودیگه تو خواب هم کنکورمیدی ... بعد بهت میگم چیز خونی میگی
منم خندم گرفته بود اه یه خواب ارومم نداریم از دست این کنکور
-پاشو مسخره بازی بسه بریم یه چیز بخوریم یکمم درس بخونیم اگه این روزای اخر و کم کاری نکنیم شاید مرز افغانستان قبول شدیم
-وایی چقدرگشنمه
یه چند روزه ننوشته ام حال نداشتم فردا کنکوره از استرس دل پیچه گرفتم همش دارم راه میرم داره اشکم در میاد اگه الان مامان بود .هیچ استرسی نداشتم
الی هم به اندازه من استرس داره ولی به روی خودش نمیارههمش سعی میکنه با دلقک بازی استرسو ازمون دور کنه از ترس اینکه خواب نمونیم زود خوابیدیم اهان راستی این چند روزه اخر مامان الی هم اومده بود خونمون که مثلا احساس تنهایی نکنیم. زن مهربونیه خیلی هم زجر کشیده منو مثله الی دوست داره البته من اینطور حس میکنم.
کنکور هم دادیم از ترسم به همه گفتم افتضاح بود میترسیدم قبول نشم بعد ضایع بشم الی هم تصمیم داشت روش منو بکار ببره ولی مامانش انقدر غر به جونش زد که اخر گفت بابا انقدرا هم دیگه بد نبود
از سیاست پروانه جون(مامان الی) خندم گرفته بود خوب میدونست چجوری باد زبون الی رو باز کنه
مامان منم اینجوری بود همه ی مامانا اینجورین یه لحظه به الی حسودیم شدولی فوری به خودم گفتم ادم که به دوستش حسادت نمیکنه
با الی ومامانش قرار گذاشتیم که بعد از کنکور بریم شمال ویلای اونا من خیلی تعارف کردم که نرم واین حرفا اما مامان الی با بغض گفت ما سه تا که دیگه غیر همدیگه کسی رو نداریم راست میگفت
الانم تو ماشینیم و پروانه جون پشت فرمونه 3 تا زن تنها بدون هیچ مردی داریممیریم شمال چه حالی بده اونم بعد از این همه درس خوندن
به نوبت مینشستیم پشت فرمون تا کسی خسته نشه
بعد از یه عالمه ترافیک بالاخره رسیدیم خونه شون نزدیک یه شهر ستان بود که بهش میگفتن استانه استانه ی اشرفیه جای خیلی قشنگی بود رفتیم تو ویلا و تا میتونستیم خوردیم و خوابیدیم

ویرایش توسط پرنده ی اسیر : ۷ مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۰۲:۱۹ بعد از ظهر
پرنده ی اسیر آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!roz sorkh, * حدیث *, *niki, .MOHABBAT., abby7, Altin ay, amirhosseinac, aphroodit, Aray, arezo*, ariana*dreams, ART25, artii, aseman ariayi, atefeh_49, aygeen, barane khazan, darya..., dokhtare khial, elmira.t, fa62, faezeh88, Farah123, fariba44, fatemeh111, fatima64, ghorbani, hana_m, hediyeh_b, homa41, HOOM@N, joana, khademre, kimi khoshgele, leona, m0zhdeh, mahboob21, mahboub215, MAHSA-O, mahsa.nadi, mahsaok, mahtab888871, MARDE_TANHA, martire, maryam_mariusz, masin, matin_a, mehrnoush_re, mersad20, nafas44, nasimrahi, ned67, nedaj, nikitaaa24, nlp16001, oonim, pari8maah7, ramanava, Reza, reza9000, roshan*, saba 68, sahe, Sam!ra, saqi, SAZAK73, setayesh1363, Shahin Golden, shf_aboops, shimaaaaa, silverstar, So What ???!!!, sogand.m, soheilam, star6, sydney, s_mehr, tania_7, vanas, viciOus bOy, violet_mahtab, yas6662, yasaman20, yasamin_34, yasesabs, yjdj, Zahra_niki, Zarizar, zina, ~nas!m~, ~pArnYa~, آسمان ابری, آسوده, اب و اتش, اترون, ایدابانو, بلور, خورشیدک, خیال پاییز, رفیق بی کلک خدا, زهره 65, زوها, سپیدوسیاه, شروع, شورم, شیرینusa, شیوا, طلوع عشق, عاطفه دلنواز, فانتین, ققنوس98, م.نوری, مامانی جون, مهلا.پ, میچکا, نسيا, هانی سالی, وارش67, پونام, چشم قشنگ
قدیمی ۲۹ تير ۱۳۹۱, ۰۱:۳۷ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
پرنده ی اسیر آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +55 امتیاز     
Cool

بچه ها من ودوستم سعی میکنیم روز 2تا4 پست براتون بذاریم بیشتر میشه ولی کمتر از دوتا نمیذاریم
صبح زودتر از همه بیدار شدم وبه سمت دریا حرکت کردم یه 45 دقیقه ای تو راه بودم ولی می ارزید رو شن ها نشسته بودم و به زندگیم فکر میکردم به اینکه چه راحت فریب خوردم و چه راحت دور انداخته شدم به اینکه چقدر ادمای این دنیا بدهستن وبه اون نامرد نامردی که نابودم کرد سرم رو از روی زانو هام بلند کردم
باورم نمیشد کنار یه پسر دیگه نشسته بود وبه دریا نگاه میکرد پشتش به من بود ومن را نمی دیدم ولی صدای خنده اش رو خوب میشناختم همون خنده ای که یک بار من رو نابود کرده بود خنده ای که الان فقط احساس نفرت میداد سریع از جام بلند شدم و به طرف ماشین رفتم نمی خواستم دیگه ببینمش
برای اینکه کمتر به زندگی مسخره ام واون نامرد فکر کنم رفتم شهر و وسایل صبحانه روخریدم وقتی رسیدم ویلا هنوز خواب بودند حق داشتند تازه ساعت9 بود میز رو چیدم و خودم یه دل سیر خوردم بعد رفتم تو اتاق رو تخت دراز کشیدم نمیدونم چیشد که خوابم برد .
اه این چیه دیگه ...دوباره دماغم رو خاروندم ولی بازم می خارید عصبی شدموداد زدم اههههههه
یهو صدای دوتا قهقهه موذی تو اتاق پیچید چشمامو باز کردم و داد زدم الی دعا کن نگیرمت
از تخت پرید پایین کل خونه رو دنبالش دویدم
_اگه میخوای زنده بمونی همونجا وایسا
_ اه زرنگی عمرا ولی بیا یه معامله ای بکنیم_معامله؟
_یه خبر خوب در مقابل جون من قبوله؟
_اره فقط زود باش خبرو بگو که دارم میمیرم از فوضولی
خیلی سریع گفت انیتا اینجاست
یه لحظه شکه شدم با شک نگاش کردم وگفتم اگه دروغ گفته باشی باید فاتحه ی خودت رو بخونی
_به به افرا خانوم میخوای کیو بکشی ؟ تا اونجایی که من یادمه تو قاتل نبودی
زود برگشتم سمت صدا وای نه خودشه همدیگه رو بغل کردیم _خیلی نامردید با هم تبانی کرده بودید؟
_نه بابا امروز صبح خواهر زاده ام داشت با گوشیم بازی میکرد یهو اشتباهی شماره ی اینجارو گرفت این دیوونه هم گوشی رو برداشت بعدم من اومدم اینجا ببینمتون همین
_ایول چه حالی بکنیم ما 4 نفر
_نه ما 3 نفر مامان امروز صبح مجبور شد برگرده
انیتا با هیجان برگشت سمت ما و گفت بچه ها تا کی اینجایید؟
هم زمان با هم گفتیم نمی دونیم
_من میگم بیاید تا وقتی نتایج کنکورمون بیاد باهم بریم ایران گردی
من که اصلا حوصله نداشتم از در برم بیرون گفتم نه خیلی حال میخواد که من ندارم
پرنده ی اسیر آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!roz sorkh, * حدیث *, *niki, .MOHABBAT., abby7, Altin ay, amirhosseinac, aphroodit, Aray, arezo*, ariana*dreams, ART25, artii, aseman ariayi, atefeh_49, aygeen, barane khazan, dokhtare khial, elmira.t, f2kral, fa62, faezeh88, fatemeh111, fatima64, fatima983, ghorbani, hediyeh_b, homa41, HOOM@N, joana, khademre, kimi khoshgele, leona, m0zhdeh, mahboob21, mahboub215, MARDE_TANHA, martire, maryam_mariusz, matin_a, mehrnoush_re, mersad20, nafas44, nasimrahi, ned67, nedaj, nikitaaa24, nlp16001, oonim, pari8maah7, ramanava, Reza, reza9000, roshan*, saba 68, sahe, Sam!ra, saqi, saraice, SAZAK73, setayesh1363, shf_aboops, shimaaaaa, silverstar, So What ???!!!, sogand.m, soheilam, star6, sydney, s_mehr, tania_7, tati19, viciOus bOy, yas6662, yasaman20, yasamin_34, yasesabs, yjdj, Zahra_niki, zina, ~nas!m~, ~pArnYa~, آسمان ابری, آسوده, اب و اتش, اترون, ایدابانو, بلور, خورشیدک, زهره 65, زوها, سپیدوسیاه, شورم, شیوا, طلوع عشق, عاطفه دلنواز, فانتین, ققنوس98, م.نوری, مامانی جون, مهلا.پ, میچکا, نسيا, وارش67, پونام, چشم قشنگ
قدیمی ۲۹ تير ۱۳۹۱, ۰۶:۳۷ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
پرنده ی اسیر آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +49 امتیاز     
Cool دوستت ندارم

اینم یه پست دیگه واسه شما

انیتا با نا راحتی گفت پس چیکار کنیم؟ حوصلم سر رفته
الی گفت من میگم بیاید بریم تواینتر نت یکم چت کنیم بخندیم
یه نگاه عاقل اندر سفیه انداختم بهش تو واقعا 19 سالته؟الی نگاهی به من ادای منو در می اورد
_همچین میگه ها انگار ما پیرزن 90 ساله ایم انی اینو ولش کن بیا بریم بچتیم یه ذره از جوونیمون استفاده کنیم
_پایه اتم بد فرم
پرو پرو رفتن لپ تاپ منو اوردن دارن بچه های مردم رو سرکار میذارن ای خدا اخه اینا عقل توسرشونه
یه نیم ساعتی گذشت من داشتم فیلم میدیدم ائنام کرم تراوش میکردن اخرشم خسته شدن اومدن کنار من باهم فیلمه رو دیدیم خدایی عجب فیلمی بود راجع به یه زن ومرد بود که هر دوشون جاسوس بودن ومیخواستن همدیگر رو بکشن
بعداز فیلم رفتیم ولگردی یکم چرخیدیم وبرگشتیم خونه خونه ی اتوسا اینا رشت بود واسه همین اونم پیش ما خوابید
وقتی رو راحتی افتادم یاد خاطراتمون افتادم ما 3 نفر پدر معلم هامون رو در می اوردیم تا اینکه به بابای انیتا مامویت دادن مجبور شد بیاد رشت البته باهم قرار گذاشتیم همه مون دانشگاه تهران قبول شیم و دوباره اکیپمون رو تکمبل کنیم
الآن چند ماهه که اصلا ننوشتم اخه اتفاق خاصی نیتاده بود فقط کابوس های من بعد از دیدن دوباره ی اون نامرد تو ساحل شدت گرفته
امروز نتایج رو اعلام کردن هر سه تامون قبول شدیم وخوشبختانه یه دانشگاه فقط دانشگاه تهران نیست ودانشگاه شیرازولی باز خدا رو شکر دولتیه خوشم نمیومد برم دانشگاه پولی ولی به قول الی عقایدمرو برا خودم باید تجویز کنم
ما برگشتیم تهران تصمیم گرفتیم یه خونه بگیریم تو شیراز الی اصرار داشت خونه ی تهران رو اجاره بدم ولی من نمیخواستم تنها یادگار خونواده ام رو به حراج بذارم تا درب وداغونش کنن تصمیم گرفتم دوتا سرایدار جدیدبرا خونه بگیرم و گلی وکمال رو با خودم ببرم شیراز مادر الی این پیشنهاد رو داد بهم اینجوری ما 3 تا دختر هم تو خونه ی شیراز تنها نبودیم خودشم یه زن وشوهر قابل اعتماد رو برا سرایداری معرفی کرد منم از خدا خواسته قبول کردم

ویرایش توسط پرنده ی اسیر : ۷ مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۰۲:۲۰ بعد از ظهر
پرنده ی اسیر آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!roz sorkh, #PARDIS#, * حدیث *, *niki, .MOHABBAT., 870664182, abby7, Altin ay, amirhosseinac, aphroodit, Aray, arezo*, ariana*dreams, ART25, artii, aseman ariayi, atefeh_49, aygeen, barane khazan, darya..., elmira.t, f2kral, fa62, faezeh88, fatemeh111, fatima64, ghorbani, hediyeh_b, homa41, HOOM@N, joana, khademre, kimi khoshgele, m0zhdeh, mahboob21, mahboub215, mahsa.nadi, MARDE_TANHA, martire, maryam_mariusz, masin, matin_a, mehrnoush_re, mersad20, nafas44, nasimrahi, ned67, nedaj, nikitaaa24, nlp16001, oonim, pari8maah7, ramanava, Reza, reza9000, roshan*, Sam!ra, saqi, saraice, SAZAK73, setayesh1363, shf_aboops, shimaaaaa, So What ???!!!, sogand.m, soheilam, star6, sydney, s_mehr, tania_7, viciOus bOy, violet_mahtab, yas6662, yasaman20, yasamin_34, yasesabs, yjdj, Zahra_niki, zina, ~nas!m~, ~pArnYa~, آسوده, اب و اتش, اترون, ایدابانو, بلور, رفیق بی کلک خدا, زوها, سپیدوسیاه, شورم, شیوا, عاطفه دلنواز, فانتین, ققنوس98, م.نوری, مهلا.پ, میچکا, نسيا, وارش67, پونام, چشم قشنگ
قدیمی ۳۰ تير ۱۳۹۱, ۰۲:۲۲ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
پرنده ی اسیر آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +48 امتیاز     
Cool

سلام دوستان امروز اگه خدا بخواد 4 تا پست میذارم من همچنان منتظر انتقاداتتون هستم.

 
بالاخره با هزار بدبختی گلی خانم رو راضی کردم باهام بیاد شیراز الی وانیتا هم اماده بودند به وکیلم گفتم یه خونه 3 خوابه برامون تویکی محله های خلوت ونزدیک به دانشگاه پیدا کنه الی وانی هم از بس تنبل بودن همه ی کارا رو به من سپرده بودن
الآ نتازه رسیدیم شیراز و من تو اتاق خودمم این یارو وکیله واقعا ادم بدرد بخوریه خونه ی خیلی قشنگیه روبروی یه کوچه ی خیلی سر سبزه اتاق ما 3 تا کاملا باهم فرق میکنه از اونجایی که بنده خیلی زرنگ ونامرد تشریف دارم اتاق بزرگتر و رو به کوچه رو برداشتم اون دو تا هم بعد از اینکه حسابی غر زدند اتاقای کوچیکتر رو انتخاب کردن حال وپذیرایی از اتاقها با 12و10 تاپله جدا میشد اشپز خونه اش هم بزرگ بود غیر از 3 تا اتاق ما دوتا اتاق هم تو حیاطش بود که اونارو دادیم به گلی خانم واقا کمال
فردا اولین جلسه ی کلاس هاست من بد بخت هرچی به این دوتا منگل میگم بیاید برید بخوابید صبح بیدار نمیید گوش نمیدن که اخرشم صبح بزور مشت ولگدبیدارشون کردم
_میگم افرا به این اقا کمال بگو ما خودمون میریم
_واسه چی مرض دارم؟
_نه بابا اخه این پرادوی تو تو دانشگاه خیلی تو چشم میاد
_تو نگران نباش دادم یه پرشیا برام از نمایشگاه اوردن
عین این بد بختا گفت خدایا یکم از این پولا به ما هم بده
_پول از خدا نخواه عقل بخواه عقل
_ادم چیزیو که داره طمع نمیکنه از خدا بیشتر بخواد
_حیف که کله ی سحره حال ندارم باهات جر وبحث کنم
انی که تا اون لحظه داشت چرت میزد گفت ببینم میتونید کاری کنید که جفتتون رو از ماشین بیرون بندازم؟
منو الی باهم گفتیم اهوبابا قدرت
منم در حالی که قهقهه ام رو هوا بود گفتم خدا خرو میشناخت شاخ نداد دیگه اخه بیچاره توکه قدت 10 سانت از من کمتره هیکلت هم عین یکه بد خطه چیکار میخوای بکنی؟ها؟
انی که حرصش گرفتهبود با حرص گفت بعدا بهتون میگم
بالاخره به دانشگاه رسیدیم قیافش که بد نبود
رفتیم عین بچه های خوب سر کلاس استاد اومد ادم بدی نبود فقط یه ذره زیادی جدی بود
اون روز فقط یه کلاس داشتیم وزود برگشتیم خونه وای خداپروانه جون و خیر بده که گفت گلی جون رو بیارم وگرنه ما ها از گشنگی میمردیم
پرنده ی اسیر آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
!roz sorkh, * حدیث *, *niki, .MOHABBAT., 870664182, abby7, Altin ay, amirhosseinac, aphroodit, Aray, arezo*, ariana*dreams, ART25, artii, aseman ariayi, atefeh_49, aygeen, barane khazan, ehsany, elahegood, elmira.t, f2kral, fa62, faezeh88, fatemeh111, fatima64, fatima983, ghorbani, hediyeh_b, homa41, HOOM@N, joana, khademre, kimi khoshgele, libra272, m0zhdeh, mahboob21, mahboub215, mahsa.nadi, MARDE_TANHA, martire, matin_a, mehrnoush_re, mersad20, nafas44, nasimrahi, ned67, nedaj, nikitaaa24, nlp16001, oonim, pari8maah7, ramanava, Reza, reza9000, roshan*, Sam!ra, SAZAK73, setayesh1363, shf_aboops, shimaaaaa, So What ???!!!, sogand.m, soheilam, star6, sydney, s_mehr, tania_7, Ushya7, viciOus bOy, violet_mahtab, yasaman20, yasamin_34, yasesabs, yjdj, Zahra_niki, zina, ~nas!m~, ~pArnYa~, آسوده, اب و اتش, اترون, ایدابانو, بلور, رفیق بی کلک خدا, زهره 65, زوها, سعاد, سپیدوسیاه, شرقي, شورم, شیوا, عاطفه دلنواز, فانتین, ققنوس98, م.نوری, مامانی جون, مهلا.پ, میچکا, نسيا, وارش67, پونام, چشم قشنگ
 

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان تو تموم دنیامی | پرنده ی اسیر کاربر انجمن پرنده ی اسیر نوشته کاربران سایت 28 ۵ بهمن ۱۳۹۲ ۰۲:۵۶ بعد از ظهر
دوستت ندارم | پرنده ی اسیر + کارولین کاربران انجمن | معرفی و نقد کتاب carolin نوشته کاربران سایت 10 ۲۶ شهريور ۱۳۹۲ ۰۴:۵۵ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۱:۳۸ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا