ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
بیوگرافی احد عظیم زاده | یکی از بزرگترین مولتی میلیارد ایران
http://fidibo.com/

جشنامه



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22
  1. Top | #1

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    631
    میانگین پست در روز
    0.51
    محل سکونت
    اینجا
    تشکر از کاربر
    13,752
    تشکر شده 3,268 در 2,198 پست
    حالت من
    Delvapas
    اندازه فونت

    Smile بیوگرافی احد عظیم زاده | یکی از بزرگترین مولتی میلیارد ایران


    احـد عظیـم زاده
    مولتـی میلیـاردر ایـرانـی از زنـدگی اش می گویـد


    اگر نخستین سال های زندگی مشقت بار این تاجر فرش و مولتی میلیاردر ایرانی را در نظر بگیریم و آن را با موقعیت كنونی اش قیاس كنیم، شگفت زده خواهیم شد. كسی كه در هفت سالگی و از همان روز اول مدرسه، مجبور می شود پشت دار قالی بنشیند، اكنون با اتكا به خلاقیت و كار طاقت فرسای خودش، یكی از بزرگ ترین تاجران فرش در دنیا است و به قول خودش هربار كه برای خرید به بازار تبریز می رود، این بازار را تكان می دهد. آن هم در هنگامه ای كه بحران در تار و پود تولید و تجارت فرش دستباف ایران تنیده شده و آمار رسمی دال بر كاهش 33درصدی صادرات این محصول ملی در ماه اول سال جاری است.

    من "احد عظیمزاده" هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسكو متولد شدم. هفت ساله بودم كه پدرم را از دست دادم و یتیم شدم. امكانات مالیمان اجازه نمیداد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به كلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی كنم. تا 13 سالگی روزها قالی میبافتم و شبها درس میخواندم. چارهای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمیداد.

    خاك خوردم و زحمت بسیار كشیدم. در سال 2 بار بیشتر نمیتوانستیم برنج بخوریم. یك بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبهسوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت كشیدم.

    كارم را با به دوش كشیدن پشتی و قالیهای كوچك و بردن آن از اسفنجان یا اسكو برای فروش آغاز كردم. در آغاز كار از هركدام از آنها یك یا دو تومان (نه هزار یا 2هزار تومان) سود میكردم. پنج سال اینچنین سخت كار كردم. بسیار دشوار بود. اما پشتكار و اعتقاد به هدف با توكل به خدا تحمل سختیها را آسان میكرد. در 18 سالگی توانستم 20 هزار تومان پسانداز كنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا اینكه مجبور به ترك تحصیل شدم.

    غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. (بغض میكند) یتیم هیچكس را ندارد. كارمند، كارگر، بانكی، كاسب و هركس دیگری شب كه به خانهاش میرود دستی به سر و روی بچهاش میكشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شبها، شبهای جمعه پاهایش را در بغل میگیرد و به انتظار مینشیند. در انتظار آن كس كه دستی به سرش بكشد...

    در این فكر بودم كه سرمایهام را افزایش بدهم تا بتوانم كاری بكنم. میخواستم یك كارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض كردم و 60 هزار تومان هم از بانك وام گرفتم. سرمایهام شد 100 هزار تومان یعنی به اندازه یك تراول صد تومانی امروزی.

    وقتی این پول دستم آمد تازه به فكر افتادم كه چه بكنم. چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماهها فكر كردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا 2 سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمیدادند. در این مدت فكر كردم و فكر كردم تا به این نتیجه رسیدم كه با صادرات كارم را شروع كنم.

    اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مركز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یك مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالنها و انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقهها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس میروند. ویزای 15 روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم.

    زبان هم نمیدانستم. در یك هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمیشد و كیفیت تولید فرش و رنگبندیها هم مناسب نبود. چای و قهوهام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم. به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره كردم. دستگاه خریدم، با 10 درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسكپذیر باشد و من هم ریسك كردم. با دست خالی و از هیچ.

    شروع به بافتن فرش گرد كردم و چند نمونه كه بیرون آمد سر و كله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور میكنید یا نه؟ در اولین معامله 6.5 میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چك دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه 100 هزار تومانی من كه 80 هزار تومانش قرض بود در كارخانه اجارهای اینچنین سودی نصیب من كرده بود، در اولین قدم... كسب و كارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیك و دیگر كشورها آغاز كردم.

    بسیار سفر كردم و ایدههای جدید دادم. از موزههای فرش كشورها بازدید میكردم و از طرحها اقتباس یا از آنها عكس میگرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرحها، ایدههای نو بیرون میدادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم. اصول كار خودم را پیدا كردم. من شریك ندارم. هیچگاه نداشتهام و نخواهم داشت. اگر شریك خوب بود، خدا برای خودش شریك میگذاشت.

    اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر كه میخواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی كه جلوی تیمسار خبردار میایستد، با احترام میایستم. اتكای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفكر و پشتكار و ریسكپذیری خودم است. بسیار ریسك میكنم، بسیار.

    كمی بعد در بازدید از هتلهای معروف جهان تصمیم گرفتم وارد كار ساخت بزرگترین پروژه هتل كشور شوم. تاكنون 180 میلیارد تومان در این پروژه سرمایهگذاری كردهام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است. سنگ برزیل، شیشه بلژیك، دستگیره در انگلیس و تاسیسات آلمانی است. كابین چهار آسانسور نیز از طلای 18 عیار است.








    پروژه قو الماس خاورمیانه در سلمانشهر مازندران

    این هتل 340 واحد مسكونی در 25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روی دریاچه، 10 هزار متر شهر آبی، 70 هزار متر زمین آمفیتئاتر، 90 هزار متر زمین گلف و 2 باند هلیكوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسویها 9 میلیون دلار است. این پروژه آبروی كشور است و من با افتخار روی آن سرمایهگذاری كردهام. من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی یك دلار و ریال در خارج كشور ندارم و سرمایهگذاری یا ذخیره نكردهام ...


    میپرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر مرا ارضا نمیكند. هدف من كارآفرینی است. تنها در پروژه آن هتل 600 نفر به طور مستقیم كار میكنند. من 2 بار برنده تندیس الماس بزرگترین بیزینسمن جهان شدم و بزرگترین صادركننده فرش كشور هستم. اما میدانید بزرگترین افتخار من چیست؟ "یتیمنوازی".

    افتخار میكنم 2 سال خیر نمونه كشور شدم. افتخار میكنم جزو 100 كارآفرین برتر كشور هستم. دوست دارم اشتغالزایی كنم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز كنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. هماكنون 1070 بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه كنم. وصیت كردهام وقتی مردم تا 10 سال بعد از عمرم هر سال 100 بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیمها را از محل ارثم بپردازند.

    بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه میدهند. سفره كه میاندازیم برای یتیمها و میآیند و غذا میخورند، كیف میكنم. گریه میكنم و حال میكنم.

    در یك مراسمی بچهها دورم جمع شده بودند و هر كس چیزی میخواست. در این میان دختربچهای به من نزدیك شد و به جای آن كه چیزی بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است. روی پایم نشست و بابایی صدایم كرد. من به هر دخترم 50 میلیون تومان جهاز دادم و مقرر كردم به این یكی 100 میلیون تومان جهاز بدهند. این دست خداست كه مهر این دختر را به دل من انداخت. یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی است كه در خدمت یتیمان هستم. پول را برای چه میخواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم.

    ما وسیله هستیم. باید بخشید و بیمنت و زیاد بخشید. این توصیه من به همكارانم است. من از زیر صفر شروع كردم. توصیه من به جوانان این است كه منطقی فكر كنند. این گونه نبوده كه شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاك خوردم و رنج كشیدم و آثار این رنج هنوز در من هست. امیدشان به خدا و فكر و بازوی خودشان باشد. درستكار باشند و تلاش و تلاش و تلاش كنند. این فرمول من است...


    پیرمرد از صدای خر و پف پیر زن هر شب شکایت داشت ! پیر زن هرگز نمی پذرفت ...
    شبی پیر مرد آن صدا را ضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند ...
    اما صبح پیر زن دیگر هرگز بیدار نشد ...
    و آن صدای ضبط شده لا لایی هر شب پیر مرد شـــد ...



    رمان دوس گلم مریم(Estella)
    تجربه یه عشق متفاوت
    وجالب پشیمون نمیشین

    http://www.forum.98ia.com/t574695.html#post5870224

  2. 16 کاربر از پست رز آبی تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    1,068
    میانگین پست در روز
    1.15
    محل سکونت
    ساحل
    تشکر از کاربر
    8,638
    تشکر شده 1,806 در 1,056 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ووووااای من همش از کنار هتلش رد میشدم میگفتم این چقد پولداره؟حالا دیگه قضیه رو فهمیدم
    بارها در گذری شلوغ
    چشمانی از کنارمان عبور کرده أند که
    باور داشتیم نیمۀ گمشدۀ ما هستند
    و سرنوشتمان را دگرگون می کنند !
    اما ...
    بی دلیل تر از آن بوده ایم که برگردیم
    و مالکِ آن چشمها را صدا بزنیم !!!

  4. 3 کاربر از پست Setareh69 تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1391
    نوشته ها
    1,219
    میانگین پست در روز
    1.26
    تشکر از کاربر
    4,270
    تشکر شده 5,797 در 2,120 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مرسی جالب بود
    خدا بهش بیشتر بده والا........

  6. 4 کاربر از پست .Estella.M تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    نوشته ها
    562
    میانگین پست در روز
    0.30
    محل سکونت
    bandarabbas
    تشکر از کاربر
    2,182
    تشکر شده 1,315 در 471 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    زندگیش اشکمو در آورد.خدا بیشتر بهش بده
    تمام غصه ها از همانجايي آغاز ميشوند كه ترازو بر ميداري مي افتي به جان دوست داشتنت.اندازه ميگيري.حساب و كتاب ميكني.مقايسه ميكني.و خدا نكند حساب و كتابت برسد به آنجا كه زيادتر دوستش داشته اي،كه زيادتر بخشيده اي،به قدر يك ذره،حتي يك ثانيه.درست از همانجاست كه توقع آغاز ميشود و توقع آغاز همه رنج هايي است كه به نام عشق ميبريم.

  8. 3 کاربر از پست sama64 تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    694
    میانگین پست در روز
    0.65
    محل سکونت
    بهشت جهنمی
    تشکر از کاربر
    28,872
    تشکر شده 11,980 در 7,393 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    وای نازلین من این هتلو دیدم تو سلمان شهره دیه؟بابا از کنارش عظمتش تورو میگیره
    ',v \nv iv;s , kh;s

  10. 4 کاربر از پست denis** تشکر کرده اند .


  11. Top | #6

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    694
    میانگین پست در روز
    0.65
    محل سکونت
    بهشت جهنمی
    تشکر از کاربر
    28,872
    تشکر شده 11,980 در 7,393 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    این همه پول نوش جونش زحمت کشیده

  12. 4 کاربر از پست denis** تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    1,021
    میانگین پست در روز
    0.96
    تشکر از کاربر
    16,325
    تشکر شده 11,864 در 6,139 پست
    حالت من
    LEH
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من هتلشو ندیدم..... چرا زحمت کشیده مسافرخونه هم میزد راضی بودیم...

  14. 3 کاربر از پست spong bob تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اسفند 1390
    نوشته ها
    460
    میانگین پست در روز
    0.45
    محل سکونت
    پشت سرتم پخخخخخخخخخخ
    تشکر از کاربر
    2,898
    تشکر شده 1,378 در 578 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مرسی ابجی جون واقعا جالب بود
    خدا بیشتر بهش بده
    ولی چه زندگی داشتااااااااااااااااااااا ااااا




  16. 3 کاربر از پست banana تشکر کرده اند .


  17. Top | #9

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    1,145
    میانگین پست در روز
    1.22
    محل سکونت
    همه جای ایران سرای منه
    تشکر از کاربر
    4,721
    تشکر شده 3,110 در 862 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خوش به حالش !!!
    خدا بده برکت !!!!!!!!
    مرسی ژالب بود !!!!
    لحظات را طی کردیم تا به خوشبختی برسیم اما وقتی رسیدیم فهمیدیم خوشبختی همان لحظه بود.
    پس از لحظه لحظهای زندگی لذت ببرید


    لحظه هاتان پر از عشق باد


     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    صدهابار گناه کردم و هزاران بار توبه...
    اما هر وقت در خانه ات را کوبیدم هیچگاه دست رد به سینه ام نزدی و با رویی باز به استقبالم آمدی...
    اگر باز هم خطا کنم و باز هم نیاز به تکیه گاهی محکم داشته باشم دلم فقط روانه تو میشود و باز هم منه رو سیاه از دیدن اینهمه مهربانی و بخشش خجل میشوم...
    میگفتم خدایا ! دستانم را بگیر که محتاج دستان پر مهرت هستم...
    اما نمیدانستم که تو همیشه دستانم را گرفته ای و این من هستم که گاهی گرمای دستانت را از یاد میبرم...


    نوشته دوست گلم فائزه

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    خدایا !
    از امروز تمامی مشکلاتم را با مداد
    و نعمت هایت را با خودکار می نویسم
    می دانم که مشکلاتم را با پاک کن مهربانیت
    پاک خواهی کرد...


    http://freesmile.ir/3/index.htm

  18. 3 کاربر از پست ژیانا تشکر کرده اند .


  19. Top | #10

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    فروردین 1389
    نوشته ها
    140
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    ايران
    تشکر از کاربر
    3,406
    تشکر شده 132 در 83 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خيلي قشنگه که آدم با اين همه سختي به آرزوهاش و حتي بيشتر از آرزوهاش برسه و گذشتش رو فراموش نکنه.

  20. 3 کاربر از پست shahriyar تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1391,04,02, ساعت : 16:30
  2. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,12,02, ساعت : 23:51
  3. کشف یک میدان نفتی فوق عظیم در ایران
    توسط 2012 در انجمن اقتصادی
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,08,30, ساعت : 15:10
  4. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1388,11,23, ساعت : 17:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •