بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۶ شهريور ۱۳۹۱, ۰۵:۴۸ بعد از ظهر   #971 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
nasimrahi آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

ديگه با اين خيانت هر جور شده بايد حميدرضا رو دك كني بره ديگه داره حالم ازش بهم ميخوره سرشو بكوبون به طاق و تمامش كن لطفا
nasimrahi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۶ شهريور ۱۳۹۱, ۰۵:۵۴ بعد از ظهر   #972 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
Miss sunshine آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

واقعا که سوپرایز شدیم داستان دوباره داره به جاهای هیجانیش میرسه. ممنون



Pick battles big enough to matter
Or small enogh to win
Miss sunshine آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ شهريور ۱۳۹۱, ۰۷:۳۷ بعد از ظهر   #973 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
saba erfan آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

خسته نباشي عزيز... بالاخره تشريف فرما شدن آقاي چشم قشنگ... ممنون بابت شفاف سازي اين شخصيت...
ميگم... نه خيلي كم از اين جناب مهدوي متنفر نبوديم... دسته گلاي جديدش رو هم رو كن... لات و الواتيه برا خودش اين حميدرضا... توي همه چي هم دست داره... از نوشيدني زهرماري گرفته تا زن بارگي و كتك كاري و قلدري...
يه ممنون ديگه هم بابت شاخكهاي رها... خيال مي كردم شاخك نداره اين بنده خدا...
از شوخي گذشته... عاليه... منتظر بقيه اش هستم...



چه بسا بيگانه اي كه خويشاوندتر از خويشاوند است
و چه بسا خويشاوندي كه از بيگانه، بيگانه تر است.

(حضرت علی علیه سلام)




saba erfan آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ شهريور ۱۳۹۱, ۰۷:۳۸ بعد از ظهر   #974 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
رز صورتی ... آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +5 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط eshton نمایش پست ها
سلام مثل همیشه عالی بود با دیدن کارای حمید خیلی خوشحالم که ازدواج نکردم البته این کار فقط مال حمید نیست خیلی از مردا زمان بارداریه همسرشون نمیتونن اون غریزه ی کوفتیشونو سرکوب کنن و خیانت میکنن و زن باید بچه ای رو که در آخر مال پدره بدنیا بیاره میگن تب تند زود عرق میکنه حکایت حمیده که بعد از بدست آوردن رها سرد شده ولی این وسط مگه بهروز با حمید دوست بوده پس از همه ی کاراش خبر داشته پس چطور راضی به بدبختی رها شده ممنونم گلم خسته نباشی


سلام عزیزم
چا با بهروز دوست بوده ولی اگه یادت باشه ما تا چند پست قبل فکر میکردیم حمیدرضا یه مرد مذهبی و مسجد رو هستش که دیدیم ظاهر اینجوریا نیست و این که کسی نمیدونسته چه موجودیه
عزیزم همونطور که 10 تا انگشت مثل هم نیستم مردها هم مثل هم نیستن ، نمونش مرد خودم عزیزم و نمونه های دیگش مردهای اطرافم ، تو رو خدا اینطور نگو که فکر میکنم داستانم اکموزش عکس داشته فدات شم
قرار نیست چون حمید بده تمام حمیدها بد باشن
ممنون



چقدر پیراهن های مردانه پشت ویترین مغازه ها قشنگند...!
تو را که درآنها تصور میکنم
وسوسه خریدنشان به سرم میزند...
می بینی
فقط مانده بودکه اینهانبودنت را به رخم بکشند که کشیدند

♥♥♥
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


Reza Sadeghi – Havasam Behet Bood
رز صورتی ... آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ شهريور ۱۳۹۱, ۰۷:۴۲ بعد از ظهر   #975 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
رز صورتی ... آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط nasimrahi نمایش پست ها
ديگه با اين خيانت هر جور شده بايد حميدرضا رو دك كني بره ديگه داره حالم ازش بهم ميخوره سرشو بكوبون به طاق و تمامش كن لطفا

خو من چی کنم گناه دارم خوب
دلتون مییاد ؟ حمید دو متر قدش گناه داره بچم ، تازه کم کم داره رو میکنه چه آشغالیه خوب
چشم میندازیمش بیرون شما آروم باش
رز صورتی ... آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ شهريور ۱۳۹۱, ۰۸:۱۶ بعد از ظهر   #976 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
0033 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام چرا همه این دختر را دوست دارند این خیلی عجیب نیست ضمنا این عشق است که حمید رضا داره یعنی به همین زودی عشقش تمام شد خیانت!!!!!!!!!!!!واقعا به همین زودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ممنون لطفا پست ها را بیشتر کن




0033 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ شهريور ۱۳۹۱, ۱۰:۵۹ بعد از ظهر   #977 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
zhrs آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

عالی...مثه اغلب مواقع جذاب و غیرقابل پیش بینی...مرسی مرسی مرسی....چه عجب یه حسایی کرد...حالا یواش یواش دوس دارم رها،رها بشه...یواش یواش در بیاد از بند این غول بی شاخ و دم...ای خدا...عین این پیرزنا که واسه کشته شدن دشمنای شخصیت خوبه ی فیلما دعا می کنن نشستم واسه رها دست به دعا D: کثافت...فقط یه چیزی ... دوس ندارم یه ناجی رها رو نجات بده...می دونی اونوقت از ابهت داستان کم می شه...لطفا با قسمت بعدی غافلگیرم کن :)



دل خوش از آنيم که حج ميرويم

غافل از آنيم که کج ميرويم

کعبه به ديدار خدا ميرويم

او که همينجاست کجا ميرويم

حج بخدا جز به دل پاک نيست

شستن غم از دل غمناک نيست

دين که به تسبيح و سر و ريش نيست

هرکه علي گفت که درويش نيست

صبح به صبح در پي مکر و فريب

شب همه شب گريه و امن يجيب
zhrs آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ شهريور ۱۳۹۱, ۱۱:۰۲ بعد از ظهر   #978 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
zhrs آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط 0033 نمایش پست ها
سلام چرا همه این دختر را دوست دارند این خیلی عجیب نیست ضمنا این عشق است که حمید رضا داره یعنی به همین زودی عشقش تمام شد خیانت!!!!!!!!!!!!واقعا به همین زودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ممنون لطفا پست ها را بیشتر کن
خیلی آدمها یکیو برای خودشون نگه می دارن و به حال و هولشونم می رسن....اصلا عشقی نیست که...عروسک بازیه...میخواسته بچه هاش خوشگل باشن...کثافت:(
zhrs آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۷ شهريور ۱۳۹۱, ۱۲:۴۳ قبل از ظهر   #979 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mania m آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

همین اول بگم قلمت فوق العادست.فقط توباور شخصیت رها مشکل دارم خیلییییییییییییییی
آدمای بی دست وپا وساکت زیاد دیدم اما بخدا این دیگه نوبره.با اینکه داستانتوخیلی دوس دارم اما باورت نمیشه هربار که میام سایت یه کوچولو امید دارم که پست جدید نزاشته باشی از بس که رها بی دست وپاست تلخترین پست هم بنظرم وقتی بود که رها تودوران عقد رفت خونه به اصطلاح شوهرش و بهش ت...شد.تلخ نوشتی تلخ بحدی که چندروز کاممو تلخ کرده بود باورپذیر نبود برام.امید وارم رها خودش بتونه بالاخره خودشو نجات بده.خودش بتونه بدون کمک کسی.بزار بالاهره بزرگ شه
ببخشید وقتتوگرفتم.منتظر ادامش هستم زیااااااااااااااااااااااا اد
mania m آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۷ شهريور ۱۳۹۱, ۰۱:۲۴ قبل از ظهر   #980 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +8 امتیاز     
پیش فرض


سلام پروانه جونم ... عالي بود عزيزم
بــــلا! ما كه غافلگير شديم...
راهنماي راست ميزني مي پيچي چپ؟

من كه گفتم صدرصد طاهاست... منو داشتين؟ ؟؟!!!
كلي هم به خودم باليدم با اين حدسيات...!!!!

خيلي قشنگ كاوه رو آوردي تو داستان و گفتي كه چرا صداش براي رها آشنا بوده... آفـــــــرين به اين هوش كلي كيف كردماااااا... پري نابغه ي خودمون
عمراً بتونه كسي حدس بزنه سورپرايزه بعدي چيه...
مردشور اين حميدو ببره!!!
دلم براي اين رهاي مظلوم و رها شده آتيش ميگيره... مگه چند وقت از زندگيش گذشته؟ پس كجا رفت اين عشـــق آتشيـــــن!!!! ؟؟؟؟ بره بميره با اين عشقش
عشق و حال واسه خودش خوبه ... به رها كه رسيد آسمون تپيد...؟
پروانه جان: دلمان ميخواهد اين حميد بميرد، نه به اين سادگي... زجر كشش كن... و تمام ناخن هايش را بكش و بعد كله شو بكن... بنداز جلوي سگ ها، بخورند...
حس ميكنم رها داره بزرگ ميشه ازون حالت هاي بچگي يكم فاصله گرفته
يه سفارش ديگه ميشه يكمي، فقط اندازه خنك شدن دل ما، اين حميدِ (بـــــوق) را بذاري تو خماري... حالشو بگيري... يعني با رفتار رها...(سفارش هاي منو در حد توان عملي كن اگه نميشه خودتو اذيت نكن عزيزم)
من از زن هايي كه با خفت و خواري شرايط بد رو توي خونه ي همسرشون تحمل ميكنن يا اونايي كه كلاً با آويزون بازي زندگي ميكنن مـتنفـــــرم

بچه ها هركي دوست داره حميدو بزنه بره اينجا يه سر...
خودتونو خالي كنيد:
http://www.forum.98ia.com/t650322.html



ماهيمون هي ميخواست يه چيزي بهم بگه، تا دهنشو باز ميكرد آب ميرفت تو دهنش، نميتونست بگه. دست كردم تو آكواريوم درش آوردم. شروع كرد از خوشحالي بالا پايين پريدن. دلم نيومد دوباره بندازمش اون تو. اينقده بالا پايين پريد، خسته شد خوابيد!ديدم بهترين موقع ست تا خوابه دوباره بندازمش تو آب.ولي الان چند ساعته بيدار نشده. يعني فكر كنم بيدار شده، ديده انداختمش اون تو، قهر كرده، خودشو زده به خواب...
اين داستان رفتار بعضي از آدمهايي ست كه كنارمونند، دوستشون داريم و دوستمون دارند ولي مارو نمي فهمند و فقط تـو دنيـاي خودشون دارند بهتـريـن رفتـار رو با ما مي كنند...



Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان از پيله تا پروانه ، از مهسا تا مهسا | Ingenio کاربر انجمن Ingenio نوشته کاربران سایت 2 ۴ بهمن ۱۳۹۲ ۱۰:۰۶ قبل از ظهر
رز صورتی | Star-Crossed-Lover کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب Star-Crossed-Lover نوشته کاربران سایت 60 ۲۵ مرداد ۱۳۹۲ ۱۱:۳۵ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۱:۱۵ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا