ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان پیله ات را بگشا (جلد دوم قتل سپندیار) | moon shine + parmisa 65 کاربران انجمن - صفحه 82
http://fidibo.com/

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: دوست دارید لی لی با سهراب بمونه یا یه شخصیت جدید رو وارد زندگیش کنیم؟

رأی دهندگان
172. نظرسنجی بسته شده است.
  • سهراب

    136 79.07%
  • شخصیت جدید

    36 20.93%
صفحه 82 از 433 نخستنخست ... 32577278798081828384858692107132182332 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 811 تا 820 , از مجموع 4322
  1. Top | #811

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1391
    نوشته ها
    471
    میانگین پست در روز
    0.50
    محل سکونت
    Isfahan
    تشکر از کاربر
    8,856
    تشکر شده 5,095 در 481 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    دم پادنا گرم
    امیدوارم تاثیرگذار باشه
    حال صنم گرفته بشه

  2. 4 کاربر از پست zizijooon تشکر کرده اند .


  3. Top | #812

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    208
    میانگین پست در روز
    0.19
    تشکر از کاربر
    10,304
    تشکر شده 1,343 در 227 پست
    اندازه فونت

    Smile

    خیلی داستان جذابی دارین ... من که همش هیجان دارم پست بعدی چی میشه
    من فکر می کنم سهراب به خاطر مادرش سکوت نمی کنه ... ضعف شخصیتشه که بلد نیست رو خواسته های بی منطق مادرش نه بیاره ... چه بسا اگه مادرش مریض هم نبود، سهراب همین رفتارو داشت
    منم از دست سهراب کفریم ولی به نظر من ارزش رمانتون وقتی بالاتر میره که نشون بدین شخصیت سهراب چه طوری پرورش داده میشه ... چه طوری به خودش میاد و کم کم مرد میشه وگرنه با بدبخت شدنش فقط حرص ما میخوابه
    حالا جرأت نداره تو روی دا وایسه، دست زن و بچه اشو بگیره و بزاره بره یه جای دیگه
    این جوری لی لی فر هم شاید دلش باهاش صاف نشه ولی به خاطر بچه اش هم که شده با سهراب میمونه.
    یه خانم و آقای پیر می شناختم که خانمه به خاطر اینکه شوهرش یکی دیگه رو صیغه کرده بود، 13 سال باهاش حرف نزده بود ... آیییی آقاهه حرص می خورده ... تا چندماه قبل از مرگ مرده باهاش حرف زد

  4. 5 کاربر از پست T.KHD تشکر کرده اند .


  5. Top | #813

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    2,726
    میانگین پست در روز
    1.77
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    30,659
    تشکر شده 699,430 در 2,952 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط marzi marzi نمایش پست ها
    این حرفها چی بود این پادنا گفت؟ میخوام سهراب نفهمه لی لی از قبل عاشقش بوده! لی لی به خاطر سهراب خودشو انداخت زیر ماشین، این یعنی چی؟چند نفر این کارو میکنن؟ اگه این کار از روی دوست داشتن نبوده دلیلش چی بوده؟ نگید حس انسان دوستانه و فقط به خاطر این که شوهر و بابای بچشه. من که نمیتونم باور کنم این سهرابی که اون کار خیلی زود رفت ته تههای ذهنش، با یه حرف به خودش بیاد.خیلی عصبانیمو سهراب لیاقت نداره بدون احساس لی لی فر نسبت بهش چیه!
    تا حالا انقد از سهراب بد نگفته بودم، ولی از پشت همین تریبون اعلام میکنم که سهراب ببببببببببببززززززززززز برو بمیر
    درسته واقعا اگه قرار بود سهراب به خودش بیاد زودتر از اینها اومده بود ..با دیدن جانفشانی لی لی باید به خودش میومد ...ما هم نگفتیم قراره با اومدن پادنا متحول بشه ..این داستان یه دفعه ای تموم نمیشه ومثل این فیلم ها که یارو سرش ضربه میخوره ویه هویی به یه فرشته تبدیل میشه نیست ..
    ما فقط پادنا رو اوردیم تا به اونهایی که میگفتن چرا پادنا بهش نمیگه تا سهراب به خودش بیاد بگیم که سهرابی که همه چیز رو زیر سیبیلی رد کرده این رو هم رد میکنه ..


    نقل قول نوشته اصلی توسط baba.akb نمایش پست ها
    امیدوارم یه ذره عرضه وجربزه از سهراب ببینیم

    وصحنه اکشن فردا خون بس شدن صنم باشه (الهی آمین)

    به نظرتون دیگه نباید سیر تکامل شخصیت سهراب شروع بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    هنوز ضربهءاصلی زده نشده ...این داستان واقعا طولانیه ..حتی شاید به جلد دوم هم برسه ...به این زودی تموم نمیشه به دلت صابون نزن خانمی

  6. 4 کاربر از پست moon shine تشکر کرده اند .


  7. Top | #814

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    2,386
    میانگین پست در روز
    2.62
    محل سکونت
    یه خونه توی تهران
    تشکر از کاربر
    50,391
    تشکر شده 13,483 در 2,891 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خدایا همیشه مریم را از همین دنده که امروز بیدار شده بیدار کن خدایا به مریم فرصت بده که همینجوری روزی چند پست بزاره خدایا مریم و یاری کن تا همیشه موفق باشه راستی یادم رفت خدایا کاری کن مریم اون یکیم زود اپ کنه
    ویرایش توسط nasrin44 : 1391,07,01 در ساعت ساعت : 13:29

  8. 5 کاربر از پست nasrin44 تشکر کرده اند .


  9. Top | #815

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    208
    میانگین پست در روز
    0.18
    محل سکونت
    یه جای خوب
    تشکر از کاربر
    5,367
    تشکر شده 1,000 در 203 پست
    حالت من
    Moteajeb
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام من اومدم :
    یعنی الان سهراب خیلی متحول شد؟ چه فرقی به حالش داره در هر صورت که دهن بینه و دیگران واسش تصمیم میگیرن
    انشالله جززززز جیگر بزنه
    خدا کنه حداقل یه تلاشی کنه
    ممنون و متشکر

  10. 4 کاربر از پست مامانی جون تشکر کرده اند .


  11. Top | #816

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    208
    میانگین پست در روز
    0.19
    تشکر از کاربر
    10,304
    تشکر شده 1,343 در 227 پست
    اندازه فونت

    Smile

    خدا کنه انتظارمون تا پست فردا به خوشی تموم بشه ... درسته که نمیشه یهو با هم خوب و خوش بشن ولی این عروسیه به هم بخوره
    البته کاملاً مشخصه که از سهراب آبی گرم نمیشه ولی میشه عروسی یه جور دیگه به هم بخوره ... مثلاً دست صنم رو بشه ... یا آقا یه کاری بکنه
    من نمی فهمم چرا لی لی از طریق پادنا به سیاوش خبر نمیده؟؟!!!!!!!!! ها؟؟؟؟!!!!!!

  12. 4 کاربر از پست T.KHD تشکر کرده اند .


  13. Top | #817

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    2,386
    میانگین پست در روز
    2.62
    محل سکونت
    یه خونه توی تهران
    تشکر از کاربر
    50,391
    تشکر شده 13,483 در 2,891 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مریم جون من که خیلی وقت که منتظرم سهراب بفهمه لی لی از قبل دوستش داشته ولی حالا که فهمیده جلو دا و صنم خاله رو میتونه بگیره؟؟؟

  14. 6 کاربر از پست nasrin44 تشکر کرده اند .


  15. Top | #818

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    163
    میانگین پست در روز
    0.19
    محل سکونت
    يه جايي همين نزديكي
    تشکر از کاربر
    2,489
    تشکر شده 611 در 219 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام يعني الان سهراب تصادف ميكنه ?وووووي چه شود .يعني ميره كما‏?اوف خدا فردا رو بخير كنه
    [SIZE="3"]
    حواس دستانم پرت است‏! گاهي به اشتباه يكديگر راميفشارند‏!نميداني چه اندوهي است نبودن دستانت...
    [/SIZE]

  16. 2 کاربر از پست راحله۷۱ تشکر کرده اند .


  17. Top | #819

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    1,017
    میانگین پست در روز
    1.20
    محل سکونت
    اتاقم
    تشکر از کاربر
    21,678
    تشکر شده 6,249 در 1,494 پست
    حالت من
    Pakar
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط moon shine نمایش پست ها
    درسته واقعا اگه قرار بود سهراب به خودش بیاد زودتر از اینها اومده بود ..با دیدن جانفشانی لی لی باید به خودش میومد ...ما هم نگفتیم قراره با اومدن پادنا متحول بشه ..این داستان یه دفعه ای تموم نمیشه ومثل این فیلم ها که یارو سرش ضربه میخوره ویه هویی به یه فرشته تبدیل میشه نیست ..
    ما فقط پادنا رو اوردیم تا به اونهایی که میگفتن چرا پادنا بهش نمیگه تا سهراب به خودش بیاد بگیم که سهرابی که همه چیز رو زیر سیبیلی رد کرده این رو هم رد میکنه ..




    هنوز ضربهءاصلی زده نشده ...این داستان واقعا طولانیه ..حتی شاید به جلد دوم هم برسه ...به این زودی تموم نمیشه به دلت صابون نزن خانمی
    این کارو با ما نکن دیگه، ما که داریم پا به پات میایم، انقد نزن تو برجکمون دیگه مامان مریم با دل ما راه بیا. مگه گفتید نصف داستان مونده چیزی گفتیم، چاکرتونم هستیم. با جلد دوم خزش نکن جون من. رسما اعلام میکنم تا این جای ماجرا این بهترین رمانت بوده مامی مریم.پارمیسا جون ناراحت نشیا، چون این اولین رمانته که ازت میخونم وو دو نویسنده انقد خوب و نزدیک به هم مینویسن که اصلا متوجه نمیشه که کار دو نفره
    بوس بوس

  18. 4 کاربر از پست marzi marzi تشکر کرده اند .


  19. Top | #820

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    نوشته ها
    369
    میانگین پست در روز
    0.24
    محل سکونت
    قلب دوستای گلم
    تشکر از کاربر
    843
    تشکر شده 1,708 در 501 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    بابا نکنین اینکارارو ترو خدا
    من یهو رمانتون رو دیدم یازده صفحه پشت سر هم خوندم حالا با دوتا پست سیر نمیشم کلافه شدم از بس منتظر موندم یه شماره تلفن بده زنگ بزنم بگو آخرش چی میشه


  20. 4 کاربر از پست belfi_z24 تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان گاد فادر (moon shine | (The God Father کاربر انجمن
    توسط moon shine در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 454
    آخرین نوشته: 1393,08,14, ساعت : 01:39
  2. رج زدن های زندگی | Moon shine کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط moon shine در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 26
    آخرین نوشته: 1392,07,03, ساعت : 20:55
  3. رمان پیله ات را بگشا ( جلد دوم قتل سپندیار ) | moon shine + parmisa 65 کاربران انجمن
    توسط moon shine در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 241
    آخرین نوشته: 1391,12,26, ساعت : 20:49
  4. رمان قتل سپندیار | moon shine + parmisa 65 کاربران انجمن
    توسط moon shine در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 264
    آخرین نوشته: 1391,07,30, ساعت : 10:48

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •