| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: درون گودی دستای مهربون خدا
نوشته ها: 223
(View Stats)
تشکرها: 192
تشکر شده 394 بار در 106 پست
کتاب مورد علاقه : ستاره های بی نشان,4اثر حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خوابی دیدم...خواب دیدم در ساحل با خدا قدم می زنم.بر پهنه آسمان صحنه هایی از زندگی ام برق زد.در هر صحنه دو جفت جای پای روشن دیدم.یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا. وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد به پشت سر و به جای پاهی روی شن نگاه کردم...متوجه شدم چندین بار در طول مسیر زندگی ام فقط یک جفت جای پای روشن بوده است. همچنین متوجه شدم که در سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگی ام بوده است. این برایم واقعا ناراحت کننده بود و درباره اش از خدا سوال کردم:خدایا تو گفتی اگر دنبال تو بیایم در تمام راه با من خواهی بود.ولی دیدم در سخت ترین دوران زندگی ام فقط یک جای پا وجود داشت.نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی. خدا پاسخ داد:بنده بسیار عزیزم!من در کنارت هستم و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت اگر در آزمون ها فقط یک جفت پا دیدی زمانی بود که تو را در آغوشم حمل می کردم. کوله ام غرق غم است...آدم خوب کم است! عده ای بی خبرند...عده ای کور و کرند و گروهی پکرند... دلم از این همه بد میگیرد و چه خوب...آدمی میمیرد. | ||||||||
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۷ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۷ محل سکونت: my rOom
نوشته ها: 2,689
(View Stats)
تشکرها: 48
تشکر شده 564 بار در 210 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز خداست ديگه! هوامونو داره!! تمام کافه های جهان سرگرم پر کردن جای خالی تو اند غافل از اینکــــه تو جایی میان خیال های شــــبانه ی من داری برای من شـــــراب می ریزی/. | ||||||||
| | |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۸ محل سکونت: سرزمین آریایی ها
نوشته ها: 38
(View Stats)
تشکرها: 0
تشکر شده 4 بار در 4 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز الههههههههههههههههههییییی ییییییییییییییییییییییییی یییییی چه ناز بود قربون خدا برم که انقدر مهربونه .[img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif[/img] همانند سربازي که تازه از جنگ بازگشته محتاج نوازش دست هايت هستم باور کن که دلتنگي ... دلتنگي ... دلتنگي مرگ تدريجي ست !!! | ||||||||
| | |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: tehran
نوشته ها: 1,835
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : Dalane Behesht \ Barzakh ama behesht \ R حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خدایا دوست دارم . چقدر ماهی عکس های قدیمی رو میترسم نگاه کنم از معصومیت کودکانه ی خودم خجالت میکشم زهرا 20 دانشجوی پزشکی | ||||||||
| | |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۷ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۷ محل سکونت: خونه
نوشته ها: 263
(View Stats)
تشکرها: 0
تشکر شده 167 بار در 33 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز خیلی قشنگ بود مرسی We pass the time of day to forget how timepasses[i] | ||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۸ محل سکونت: TeHrAn
نوشته ها: 539
(View Stats)
تشکرها: 133
تشکر شده 404 بار در 142 پست
کتاب مورد علاقه : زیاده خیلی ولی بهترینش کیمیاگر بودش | بدون امتیاز : 0 امتیاز تكراري بود ولي مرسي بازم [img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_smile.gif[/img]
| ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : تير ۱۳۸۸ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 724
(View Stats)
تشکرها: 1,478
تشکر شده 2,293 بار در 673 پست
کتاب مورد علاقه : در حال حاظر هیچــــــ | بدون امتیاز : 0 امتیاز خیلی یه جوری شدم! ولی نمیدونم چه مدلی بگم احساسمو؟ تابستون، مطمئنا کوتاهه.... (به یاد تابستونایی که با بچه ها گذروندیم) ![]() | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| جای, خدا, پای |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |