ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
کیلومتر ِ صفر | گروهی از نویسندگان نودهشتیا | معرفی و نقد کتاب - صفحه 79
گل نقش طاووس

paradiseagency

?



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 79 از 86 نخستنخست ... 295469757677787980818283 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 781 تا 790 , از مجموع 860
  1. Top | #781

    ناظر کتابهای انجمن


    تاریخ عضویت
    آذر 1390
    نوشته ها
    6,267
    میانگین پست در روز
    6.13
    محل سکونت
    درکنار عزیزان
    تشکر از کاربر
    117,283
    تشکر شده 40,354 در 6,419 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    جنایی شدن داستان خیلی جالبه . اصلا انتظارش نمیرفت . شاید هم چیز دیگه ایه . ولی حتما ماجرا پلیسی میشه مگه نه؟؟

  2. 7 کاربر از پست شهرزاد ن تشکر کرده اند .


  3. Top | #782

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    آذر 1390
    نوشته ها
    403
    میانگین پست در روز
    0.40
    محل سکونت
    جایی که عشق با
    تشکر از کاربر
    2,982
    تشکر شده 10,936 در 458 پست
    حالت من
    Khoonsard
    اندازه فونت

    پیش فرض

    اول سلام ... دوم ممنون که بالاخره رضایت دادید جواب بدید البته بدون لحن اخطاری و کوبنده !!!!!!!
    از سامان خان تشکر می کنم که خوب و آقا وار توضیح واضحات دادن !!! راستش واقعا تفکر سطحیه که فکر کنیم پایینیا آدمای بهتر و شخصیتهای برجسته تری نسبت به بالایی هادارن .. درصورتی که اگه حداقل آمار بزهکاری ها رو داشته باشیم معلوم میشه بیشتر جرم و جنایات از همین پایین شهریاست .. دوم اینکه معتقدم همه جور آدمی همه جا پیدا میشه بی توجه به موقعیت مکانیشون .. و اینکه از شخصیت آبان خان تصور یه بچه مثبت پایین شهری رو داشته باشیم کاملا اشتباهه .. ( همونطور که خودتون اذعان کردید ..چیزی که ما هم از نوع برخوردش با همین دخترا و دخترای دیگه دستگیرمون شد اینکه خیلی پسر سربه زیر و استغفراللهی نیست ..تا اینجا باهم تفاهم داریم دیگه ؟!!! ) این رنگم به حساب شوخی و یاد خاطرات قبول کنین !!!!!!!!
    بحث من اینه که چطور یه دختر ولو زاده اروپا و ال ای .. می تونه این قدر راحت و اپن مایند به معنی منفی اش جلو پسری که بعد از این مسافرت قراره دوباره تو یه محیط به اصطلاح آموزشی باهاش رو به رو بشه تموم دارو ندار پنهانش رو غیر مستقیم عرضه کنه ؟؟ جان خودم می دونم ستی چند سالی اونور زندگی کرده ..کلا شخصیت بازی داری و لی به استناد همون جوابی که خورشید خانم زحمت کشیدن و دادن عرض می کنم تو خیلی از فیلمای محصول اونور آبم ما ندیدیم که یه دختر وقتی برای اولین بار با یه پسر همخونه میشه این جور یعنی سبکش منظورمه ها روبه رو بشه ... بابا اونا هم به این چنینی یه خط قرمزایی حتی برای باب آشناییشون دارن ... هر چند می دونم اینو باید بذاریم پای اینکه قراره پس فردا صدای سور و سات عروسی همین جناب آبان و ستی خانم رو بشنویم و شاید همین نکته هم بیتاثیر تو ازدواجشون نخواهد بود چیزی که تو بیشتر رمانهای همخونه ای سایت خوندیم ...

    منظورم از کلمه اختراع بیشتر خلق صحنه ها و توجه به نکته های ریزیه که کمتر تو دید خواننده میاد ..چیزی که از مطالعه نوشته های خورشید خانم دستگیرم شده ( مثلا پریسینگ ناف در من تو او دیگری )... منظورم از این نوع ابتکارا بود نه اختراع شخصیتی مثل آبان یا ستی .. خلق این صحنه هم از مرحله ابداع و نو آوری گذشته ... چرا که برای من هنوز جای سواله ؟ ا
    در پایان ازتون یه خواهش دارم :
    بهتره برای هیجان دادن وجذب و حفظ مخاطب فقط به دنبال صحنه نباشیم .. چیزی که باعث بشه به منطق و شعور مخاطب لطمه بزنه ... فکر می کنم همون مورد بحثمونم بیشتر تحت تاثیر ایجاد هیجان از نوعی بکرو تازه به ذهن نویسنده خطور کرده .. اما اینو هم بدونید که شماها به عنوان نویسنده های مهم و سرشناس این فضا خیلی روی طرز فکر و رفتار بچه هی خواننده تاثیر میذارید ..چیزی که گاهی اوقات ما رو از هدف غایی مون دور می کنه و برعکس گناه نکرده دیگرون رو هم به ناممون ثبت می کنه ..
    ببخشید اگه زیاده گویی کردم .. اما بازم از همه تون ممنونم و امیدوارم از حرفام دلگیر نشده باشین ..اون خواهش و تذکررو هم با خودم بودم ..شما همگی خوب و عالی هستید
    سهم ما حسرت نیست ( رمان خودم براساس ماجرای واقعی )
    سهم ما حسرت نیست |shayan 20090 کاربرانجمن|
    **************************************
    دلم نمی خواهد نباشی ...
    ولی ..دنیا به دلم نیست ...که باشی و دلم نخواهد .تو دلخواه ترین ناخواسته دنیامی

    -------------------------------------------
    دعوت نامه | براساس طرحی از ش . نوراللهی و بهارنوری



    ارمغان یک نبرد
    http://www.forum.98ia.com/t1209322.htmlshayan20090 - MARDE- TANHA

  4. 11 کاربر از پست *** بهار نوری *** تشکر کرده اند .


  5. Top | #783

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    3,266
    میانگین پست در روز
    3.04
    محل سکونت
    نمی دونم کجا...
    تشکر از کاربر
    19,876
    تشکر شده 7,719 در 2,636 پست
    حالت من
    Ghamgin
    اندازه فونت

    پیش فرض

    دستت تک تکتون درد نکنه.
    آخ جون هیجان،تا پست بعدی می میرم از هیجان.
    وای شستن فرش
    ماشین مشکوک
    پسرای خلاف و مرموز
    عکسای که مدرکی اند برای کشف حقیقت
    کارگاه بازی دخترا
    و....

  6. 7 کاربر از پست saba1324 تشکر کرده اند .


  7. Top | #784

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1391
    نوشته ها
    1,638
    میانگین پست در روز
    1.95
    محل سکونت
    ☂کوچه علی چپ☂
    تشکر از کاربر
    8,309
    تشکر شده 3,348 در 1,227 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    وای تو رو خدا زودتر پست بعدی رو بذارین ببینم چی بوده تو ماشینه دارم از کنجکاوی میمیرم....
    اگه رمان همین جوری هیجانی باشه خیلی باحال میشه....
    مرسی از همتون.....
    زورم که بــه خودش نمیرســــید.....
    دلــــش رآ زدم !!!

    ضربـــآن اســطوره از عشق بدم بدم بدم می آیدسیگــآر شکلاتیبهــــآر زندگـیبا دلم عجین شده ای

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید















  8. 7 کاربر از پست yasna:s:.: تشکر کرده اند .


  9. Top | #785

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    دی 1388
    نوشته ها
    162
    میانگین پست در روز
    0.09
    تشکر از کاربر
    18,715
    تشکر شده 2,093 در 197 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ببخشيد اگر نقد من، نسبت به داستان كمى عقب است. من چند قسمت رو با هم خوندم و اين باعث شد كه الان نظرم رو بنويسم .
    در مورد شخصيت آنى و نگارش اش توسط خانم اصفهانى يه نظرى داشتم. اول مى دونم كه خيلى سخته كه شخصيتى رو كه خودت خلق نكردى رو بخواى بنويسى و شما با چلنج زيادى حتما روبرو شدين و خواهيد شد.
    من نگارش شما رو در مورد شخصيت آنى از دو جهت نگاه مى كنم ، يك ادبيات كلامى و طرز صحبت كردن آناهيتا، و نشان دادن احساساتش از روى ميمك صورتش و دوم از روى نزديكى اين كاراكتر با كاراكترى كه اول در ذهنم شكل گرفته.

    در حالت اول: شما سعى كردين تكيه كلام هاى صحبت آنى رو حفظ كنيد، اگر چه جاهايي از دستتون در رفته ولى با توضيحات ميشه تصحيحش كرد. منتها به نظر من الان ، اناهيتا خيلى ادبى حرف ميزنه... من اينو خيلى قبلا حس نمى كردم. شايد اشتباه مى كنم براى همين بايد به پستهاى اول مراجعه كنم. من خيلى كم، در نوشته شما در مورد نشون دادن احساسات اين دختر از روى صورتش، بدون اينكه حرفى بزنه، برخورد مى كنم. كه البته مطمئنم شراىط داستان ممكن است تو اين مسئله موثر باشه.
    حالت دوم يعنى شخصيت آناهيتا: شخصيتى كه اول براى من در ذهنم نقش بسته بود، يك دختر با هوش وساده و حساس و معصوم و فانى كه نسبت به محيط اطرافش كنجكاوه و دوست داره چيزى ياد بگيره، است. اميدوارم ناراحت نشيد ولى الان من اين خصوصيات رو در آنى خيلى واضح نمى بينم، انگار يكى ديگه را جاش گذاشتن! اصلا باهوش يه نظر نمى رسه، بيشتر گيج به نظر مى رسه! و كنجكاوى اش نسبت به محيط اطرافش و جملات و اصطلاحات فارسي بچه ها، بيشتر از اینکه نشانى از كنجكاو بودن باشه، يه ساينى از گيج بودن اش است. معصوم بودنش هم، خيلى ديگه خودش رو از بين جملات نشون نمىده.

    اگه، فاصله زمانى زياد بود، من مى گفتم اين دختر بچه بزرگ شده و براى همين ديگه به اون پيورى قديم نيست..ولى من گذر زمانى اى را در اين داستان در حدى كه بخواد چنين تغييرى را در اين كاراكتر بوجود بياره، حس نكردم.

    همانطور كه در اول نوشتم، نوشتن شخصيتى كه خودت خالق اش نيستى، كار راحتى نيست. حالا كه شما اين زحمت را قبول كردى، اميدوارم نظرات ما بتونه كمك كنه كه شما نقاط قوت و ضعف را كه ممكنه از ديد خودت پنهان بوده، بشناسى.

    ممنون از شما ها كه مى نويسيد.
    ویرایش توسط tinairn : 1391,08,02 در ساعت ساعت : 18:28
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



    گاهی اوقات باید
    بگذری و
    بگذاری و
    بروی .... !
    وقتی می مانی و تحمل می کنی ،
    از خودت یک احمق می سازی!

    ساموئل بکت

  10. 12 کاربر از پست tinairn تشکر کرده اند .


  11. Top | #786

    Banned


    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    نوشته ها
    5
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    IR-TEH
    تشکر از کاربر
    3
    تشکر شده 42 در 5 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    واقعا باحال میشه اگه یه جورای ضایع شن چون اگه آدم مرده باشه و پای پلیس بیاد وسط یه جورایی داستان کلیشه ای یشه

  12. 7 کاربر از پست Ahmad R تشکر کرده اند .


  13. Top | #787

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    44
    میانگین پست در روز
    0.04
    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    تشکر از کاربر
    10,263
    تشکر شده 205 در 48 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    وای من میدونم حتمی یکی و کشتن فرشه خونی بوده بعد شستنش بعدم جنازه تو ماشین بوده ...
    من پیش بینی دوست دارم.
    زودی پست بذارید.مرسیییییییییییییی

  14. 6 کاربر از پست یواش تشکر کرده اند .


  15. Top | #788

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    3,194
    میانگین پست در روز
    2.18
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    31,111
    تشکر شده 1,290,677 در 4,619 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    [QUOTE=shayan20090;7481020]اول سلام ... دوم ممنون که بالاخره رضایت دادید جواب بدید البته بدون لحن اخطاری و کوبنده !!!!!!!
    از سامان خان تشکر می کنم که خوب و آقا وار توضیح واضحات دادن !!! راستش واقعا تفکر سطحیه که فکر کنیم پایینیا آدمای بهتر و شخصیتهای برجسته تری نسبت به بالایی هادارن .. درصورتی که اگه حداقل آمار بزهکاری ها رو داشته باشیم معلوم میشه بیشتر جرم و جنایات از همین پایین شهریاست .. دوم اینکه معتقدم همه جور آدمی همه جا پیدا میشه بی توجه به موقعیت مکانیشون .. و اینکه از شخصیت آبان خان تصور یه بچه مثبت پایین شهری رو داشته باشیم کاملا اشتباهه .. ( همونطور که خودتون اذعان کردید ..چیزی که ما هم از نوع برخوردش با همین دخترا و دخترای دیگه دستگیرمون شد اینکه خیلی پسر سربه زیر و استغفراللهی نیست ..تا اینجا باهم تفاهم داریم دیگه ؟!!! ) این رنگم به حساب شوخی و یاد خاطرات قبول کنین !!!!!!!!
    بحث من اینه که چطور یه دختر ولو زاده اروپا و ال ای .. می تونه این قدر راحت و اپن مایند به معنی منفی اش جلو پسری که بعد از این مسافرت قراره دوباره تو یه محیط به اصطلاح آموزشی باهاش رو به رو بشه تموم دارو ندار پنهانش رو غیر مستقیم عرضه کنه ؟؟ جان خودم می دونم ستی چند سالی اونور زندگی کرده ..کلا شخصیت بازی داری و لی به استناد همون جوابی که خورشید خانم زحمت کشیدن و دادن عرض می کنم تو خیلی از فیلمای محصول اونور آبم ما ندیدیم که یه دختر وقتی برای اولین بار با یه پسر همخونه میشه این جور یعنی سبکش منظورمه ها روبه رو بشه ... بابا اونا هم به این چنینی یه خط قرمزایی حتی برای باب آشناییشون دارن ... هر چند می دونم اینو باید بذاریم پای اینکه قراره پس فردا صدای سور و سات عروسی همین جناب آبان و ستی خانم رو بشنویم و شاید همین نکته هم بیتاثیر تو ازدواجشون نخواهد بود چیزی که تو بیشتر رمانهای همخونه ای سایت خوندیم ...

    منظورم از کلمه اختراع بیشتر خلق صحنه ها و توجه به نکته های ریزیه که کمتر تو دید خواننده میاد ..چیزی که از مطالعه نوشته های خورشید خانم دستگیرم شده ( مثلا پریسینگ ناف در من تو او دیگری )... منظورم از این نوع ابتکارا بود نه اختراع شخصیتی مثل آبان یا ستی .. خلق این صحنه هم از مرحله ابداع و نو آوری گذشته ... چرا که برای من هنوز جای سواله ؟ ا
    در پایان ازتون یه خواهش دارم :
    بهتره برای هیجان دادن وجذب و حفظ مخاطب فقط به دنبال صحنه نباشیم .. چیزی که باعث بشه به منطق و شعور مخاطب لطمه بزنه ... فکر می کنم همون مورد بحثمونم بیشتر تحت تاثیر ایجاد هیجان از نوعی بکرو تازه به ذهن نویسنده خطور کرده .. اما اینو هم بدونید که شماها به عنوان نویسنده های مهم و سرشناس این فضا خیلی روی طرز فکر و رفتار بچه هی خواننده تاثیر میذارید ..چیزی که گاهی اوقات ما رو از هدف غایی مون دور می کنه و برعکس گناه نکرده دیگرون رو هم به ناممون ثبت می کنه ..
    ببخشید اگه زیاده گویی کردم .. اما بازم از همه تون ممنونم و امیدوارم از حرفام دلگیر نشده باشین ..اون خواهش و تذکررو هم با خودم بودم ..شما همگی خوب و عالی هستید
    [/Q
    منم ی خواهش کنم؟
    اینقدر زود قضاوت نکنید صرفا جهت صحنه اون سکانس نوشته نشده بود . . .
    برای نماش شخصیت ستاره بود . . . همین نه بیشتر نه کمتر.
    ما وقتی مینویسیم سرگروه تایید میکنه ویرایش میکنه همین جور الکی عرضه نمیکنیم ک چون کار تک نویسی نیس عواقبش یقه ی هشت نفر ومیگیره
    زمانی که ما همواره در پیرامون خود افراد مشخصی را ببینیم احساس می کنیم
    که آنها بخشی از زندگی ما هستند و چون بخشی از زندگی ما می شوند
    سرانجام تصمیم می گیرند که زندگی ما را تغییر دهند
    و اگر آن گونه که آنها آرزو دارند نباشیم از ما ناخشنود می شوند.

    تایپ نوشته : رسوب !|نقد رسوب !
    دل نوشته : O0pS | از من به من رسیدن | لطفا بخندید | عقب کشید | مراقب خودت باش | پیشرفت | یادش به خیر | حک | برای همسرم امیر | قلبم در حوالی تو می تپد | پریا | برای دخترم | سکوت خاکستری | نارنجی | دوره ی ارزانی است | اسمشو بذارید خورشید
    رمان نوشته: همه ی هستی من: pdf . jar . نقد |راننده سرویس:jar. pdf .نقد|نوتریکا1: jar . pdf. نقد|نوتریکا2: jar. pdf .نقد|خط هشتم: pdf. jar. نقد|زندگی غیرمشترک: pdf. jar. نقد|پدرخوب: pdf . jar.نقد|من تواودیگری: pdf . jar. نقد|روزان دیروزم: .pdf . jar.نقد|دردَم: pdf . jar .نقد | رسوب: تایپ
    رمان مشترک نوشته: مرد کوچک: pdf . jar. نقد |انتی عشق : pdf . jar . نقد |قایمکی :pdf . jar |حکم دل: تایپ

  16. 15 کاربر از پست SunDaughter☼ تشکر کرده اند .


  17. Top | #789

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    3,194
    میانگین پست در روز
    2.18
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    31,111
    تشکر شده 1,290,677 در 4,619 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط golyassaman نمایش پست ها
    سانی تا بچه ها درگیر جنازه و حل معمای داخل ماشین ان، شاید لازم باشه شما این جمله رو تصحیح کنی:


    یعنی بعد از اینکه مرد وصیت کرد؟ شاید بهتر باشه که بگی، «وصیت کرد وقتی مرد، بیاریمش ایران»

    موفق باشی. پست پخته و قشنگی بود.
    منظورم دقیقا همین بود مرسی زری جون همیشه همراهمین

  18. 10 کاربر از پست SunDaughter☼ تشکر کرده اند .


  19. Top | #790

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    6
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از کاربر
    4,035
    تشکر شده 43 در 7 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    اگر جنازه باشه واقعا منطقی نیست
    چون یه جنازه نمیاد تو ماشین جلو دید باشه
    و بازم بیخیال پسرا ول کنن برن توی ویلاشون

  20. 7 کاربر از پست yaman تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرین نوشته: 1392,11,05, ساعت : 18:26
  2. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1390,08,27, ساعت : 09:31
  3. پاسخ ها: 1
    آخرین نوشته: 1388,11,21, ساعت : 21:27

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •