ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان طواف و عشق | اميدوار کاربر انجمن
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس

نظرسنجی: از كدوم شخصيت بيشتر خوشتون مياد؟

این یک نظرسنجی عمومی است . کاربران دیگر می توانند انتخاب شما را شماهده کنند

صفحه 1 از 166 12345112651101 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1655
  1. Top | #1

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    1,377
    میانگین پست در روز
    1.11
    محل سکونت
    تبریز
    تشکر از کاربر
    10,094
    تشکر شده 244,118 در 1,387 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض معرفی و نقد رمان طواف و عشق | اميدوار کاربر انجمن

    به نام خدا


    سلام به كساني كه داستانم رو تعقيب مي كنن اين اولين كارمه و بدون شك پر از اشتباه ... دوس دارم با نظراتتون منو راهنمايي كنيد... چه از نظر نگارش و چه داستان ... استقبال مي كنم از نظرات سازنده... در مورد ادامه داستان هم نظراتتون رو بگيد...

    خلاصه:
    دنياي رنگارنگ ما پر از انسانهايي است كه نه مي شود انها را شناخت و نه مقايسه كرد... و در اين بين مواظب باشيم به بيراه نرويم...
    گاهي جايي كه نبايد اعتماد مي كنيم و گاه جايي كه نبايد بي اعتماد مي شويم...
    ودر اين بين باز مردي ديگر... و زني ديگر... مي كوشند تا ...

    ویرایش توسط اميدوار : 1391,07,25 در ساعت ساعت : 10:26



     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



  2. Top | #2

    همکار بازنشسته


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    11,955
    میانگین پست در روز
    8.31
    محل سکونت
    لابیرنت
    تشکر از کاربر
    51,551
    تشکر شده 231,553 در 15,752 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    تاپیک به بخش مناسب منتقل شد !!
    استارتر لطفا لینک تاپیک تایپ هم تو پست اول قرار بدین
    من آدم نرفتن ام، آدم دوست موندن، یا اصلا آدم دیر رفتن ام
    خیلی دیر...
    اما وقتی برم، دیگه آدم برگشتن نیستم. آدم مثل قبل شدن نیستم. باور کن!!


    anna gavalda


  3. Top | #3

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    3,603
    میانگین پست در روز
    3.39
    محل سکونت
    خوزستان_ دزفول
    تشکر از کاربر
    52,959
    تشکر شده 203,329 در 14,520 پست
    حالت من
    Akhmoo
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام مهربونم
    تا الان داستانت قشنگ پیش رفته و تونستم ارتباط خوبی با شخصیتای داستانت برقرار کنم و منتظر ادامش هستم
    مرسی عزیزم و موفق باشی
    هروقت برای آشتی آمدی
    گلویت را صاف کن
    جمله ات را با یک "
    دوستت دارم " شروع کن
    یا مثلن
    " چقدر دلم برایت تنگ شده ... "
    زن ها قرار نیست سردارانِ جنگ باشند
    یک دروغ کوچک کافیست ..


    ♥♥♥
    رمان جدید و در حال تایپم ... (یه عاشقانه ی آرام یه نوع دین به مردم جنگ زده ی خوزستان)
    رمان حواسم هست، حواست نیست | رز صورتی ... کاربر...
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


    Reza Sadeghi – Havasam Behet Bood

  4. 13 کاربر از پست رز صورتی ... تشکر کرده اند .


  5. Top | #4

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    تیر 1390
    نوشته ها
    27
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از کاربر
    3,063
    تشکر شده 169 در 29 پست
    حالت من
    Khaste
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام عزیزم(می دونم خیلی لوس بود)
    رمانت عالیه حرف نداره بی نظیره مثل خود نازنینت
    لطفا" یخورده تند تند بنویس یعنی که چه هفته ای دو تا پست می دونی من طا قتم کمه
    بخای کند پیش بری از تشکر و + خبری نیست
    بعدم من هلاک شدم از کنجکاوی این شبیه کدوم داستان واقعییه
    سبک نوشتار خوبه روند داستان عالیه

  6. 11 کاربر از پست دنیز57 تشکر کرده اند .


  7. Top | #5

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    1,377
    میانگین پست در روز
    1.11
    محل سکونت
    تبریز
    تشکر از کاربر
    10,094
    تشکر شده 244,118 در 1,387 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط رز صورتی ... نمایش پست ها
    سلام مهربونم
    تا الان داستانت قشنگ پیش رفته و تونستم ارتباط خوبی با شخصیتای داستانت برقرار کنم و منتظر ادامش هستم
    مرسی عزیزم و موفق باشی
    ممنون خانوم...اميدوارم همينطوري كه ميگي باشه


    نوشته اصلي توسط دنيز 57
    سلام عزیزم(می دونم خیلی لوس بود)
    رمانت عالیه حرف نداره بی نظیره مثل خود نازنینت
    لطفا" یخورده تند تند بنویس یعنی که چه هفته ای دو تا پست می دونی من طا قتم کمه
    بخای کند پیش بری از تشکر و + خبری نیست
    بعدم من هلاک شدم از کنجکاوی این شبیه کدوم داستان واقعییه
    سبک نوشتار خوبه روند داستان عالیه
    همراهي كنيد چشم سعي مي كنم زود زود بنويسم

    در مورد داستان ...از اون واقعي هايي نيست كه مشترك باشن... مي فهمي كه..

  8. 9 کاربر از پست اميدوار تشکر کرده اند .


  9. Top | #6

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    تیر 1390
    نوشته ها
    27
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از کاربر
    3,063
    تشکر شده 169 در 29 پست
    حالت من
    Khaste
    اندازه فونت

    پیش فرض

    به دیگران وابسته نباش
    در وجود خودت مستقل باش
    تنها به ندای درونت گوش بده
    ویرایش توسط دنیز57 : 1391,04,26 در ساعت ساعت : 23:09

  10. 8 کاربر از پست دنیز57 تشکر کرده اند .


  11. Top | #7

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    تیر 1390
    نوشته ها
    27
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از کاربر
    3,063
    تشکر شده 169 در 29 پست
    حالت من
    Khaste
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام
    چرا دیگه پست نمی زاری
    راستی برای من یک سوال پیش آمده؟چرا در همه داستانها پسرا ثروتمند،خوشتیپ،دکتر و خیلی مغرور هستند که هیچ دختری را تحویل نمی گیرند فکر نمی کنید این یکجوری توهین به دخترهاست و اینکه همیشه دختر ها دنبال پسرها هستند.

    زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...
    دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
    می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی ...
    برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ...
    در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
    او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
    او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
    او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
    او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
    او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
    و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...
    و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...
    و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...
    و این، رنج است


  12. 10 کاربر از پست دنیز57 تشکر کرده اند .


  13. Top | #8

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    1,377
    میانگین پست در روز
    1.11
    محل سکونت
    تبریز
    تشکر از کاربر
    10,094
    تشکر شده 244,118 در 1,387 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط دنیز57 نمایش پست ها
    سلام
    چرا دیگه پست نمی زاری
    راستی برای من یک سوال پیش آمده؟چرا در همه داستانها پسرا ثروتمند،خوشتیپ،دکتر و خیلی مغرور هستند که هیچ دختری را تحویل نمی گیرند فکر نمی کنید این یکجوری توهین به دخترهاست و اینکه همیشه دختر ها دنبال پسرها هستند.

    زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...
    دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
    می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی ...
    برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ...
    در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
    او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
    او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
    او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
    او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
    او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
    و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...
    و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...
    و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...
    و این، رنج است
    دنيز جان...من كجا گفتم ثروتمندن...بازاري بنام لزوما ثروتمند بودن نيست... بعدش هم هنوز از تيپ اين بيچاره( هومن) كه اصلا صحبت خاصي نكردم كجا گفتم كه خودم يادم رفته... ضمنا فعلا كه هيچ غروري در كار نيست...
    اگه بي توجهه...حتما دليلي داره ...هميشه بي توجهي از غرور نيست... اما دكتر بودنش ...خب هست ديگه به من چه!!!

  14. 13 کاربر از پست اميدوار تشکر کرده اند .


  15. Top | #9

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    آذر 1390
    نوشته ها
    26
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر از کاربر
    1,330
    تشکر شده 127 در 26 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    قبلا نظر داده بودم پاگ شده ... راستی چرا از زبان یک پسر نوشتی؟ ...روند داستان رو دوس دارم.. ولی این برام سواله...

  16. 11 کاربر از پست darkmagic تشکر کرده اند .


  17. Top | #10

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    21
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر از کاربر
    454
    تشکر شده 69 در 18 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    قلم خوبی داری... ولی پرش زمانیهات خیلی یه دفعه ای هست... نمی شه تشخیصشون داد... رو چه حسابی این پرش رو انجام میدی؟


صفحه 1 از 166 12345112651101 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان عشق به سبک من | quixotic کاربر انجمن
    توسط quixotic در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 98
    آخرین نوشته: 1393,01,15, ساعت : 22:33
  2. معرفی و نقد رمان به کسی نگو | redmoon333 کاربر انجمن
    توسط redmoon333 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 5
    آخرین نوشته: 1392,04,05, ساعت : 10:06
  3. معرفی و نقد رمان آن سوی خواب | eli naz کاربر انجمن
    توسط eli naz در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 53
    آخرین نوشته: 1392,02,10, ساعت : 11:51
  4. رمان طواف و عشق | اميدوار کاربر انجمن
    توسط اميدوار در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 280
    آخرین نوشته: 1391,10,06, ساعت : 14:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •