بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: از كدوم شخصيت بيشتر خوشتون مياد؟
هومن 168 80.00%
ملیکا 80 38.10%
طاها 50 23.81%
شیدا 4 1.90%
عرفان 18 8.57%
نظرسنجی با انتخاب چندگانه رأی دهندگان: 210. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۱ تير ۱۳۹۱, ۰۶:۴۱ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
اميدوار آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +42 امتیاز     
پیش فرض معرفی و نقد رمان طواف و عشق | اميدوار کاربر انجمن

به نام خدا


سلام به كساني كه داستانم رو تعقيب مي كنن اين اولين كارمه و بدون شك پر از اشتباه ... دوس دارم با نظراتتون منو راهنمايي كنيد... چه از نظر نگارش و چه داستان ... استقبال مي كنم از نظرات سازنده... در مورد ادامه داستان هم نظراتتون رو بگيد...

خلاصه:
دنياي رنگارنگ ما پر از انسانهايي است كه نه مي شود انها را شناخت و نه مقايسه كرد... و در اين بين مواظب باشيم به بيراه نرويم...
گاهي جايي كه نبايد اعتماد مي كنيم و گاه جايي كه نبايد بي اعتماد مي شويم...
ودر اين بين باز مردي ديگر... و زني ديگر... مي كوشند تا ...







 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


ویرایش توسط اميدوار : ۲۵ مهر ۱۳۹۱ در ساعت ۱۰:۲۶ قبل از ظهر
اميدوار آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
# بلوط #, * ترنم بهار *, *fatemeh20*, a.n.jel, ar0n, baran.amad, darkmagic, darya12, Dina*, dream.star, E.Narjes, elahe 66, Elahe111, fatemeh74, hediyeh_b, hosein62, lalehjoon, libra272, life.life, maam, Mahdie_hs, makhmal_66, minimona, paliz-sm, paniz!, parastoo_joon, patrin, ratanaz, sahar_love, setarehesoheil, setayesh-a, Sh!vA, shimena, Siahosefid, Patient.Stone, Star_69, TIPAR, XtavanaX, zahra_126, _NoNasH_, |SarA_S|, ~2ne2~, ~Niayesh~, §parnian§, ارامی, اسماء کرمی پور, باران شکوفه, بی بی گل, دنیز57, رازگل سرخ, رز صورتی ..., زهرا.الف, سامانتا, شهرزاد ن, لیلاحمیده, لیلی A, لیلین, محمد رضا*, مهربون کوچولو, نسرین..., نگار راد, واران, وطن من ایران, ویدا.ف, پروانه!, Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ, ♥Arezoo

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۱ تير ۱۳۹۱, ۰۶:۴۴ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

تاپیک به بخش مناسب منتقل شد !!
استارتر لطفا لینک تاپیک تایپ هم تو پست اول قرار بدین



من آدم نرفتن ام، آدم دوست موندن، یا اصلا آدم دیر رفتن ام
خیلی دیر...
اما وقتی برم، دیگه آدم برگشتن نیستم. آدم مثل قبل شدن نیستم. باور کن!!


anna gavalda
pegah.a آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۵ تير ۱۳۹۱, ۰۸:۳۶ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
رز صورتی ... آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

سلام مهربونم
تا الان داستانت قشنگ پیش رفته و تونستم ارتباط خوبی با شخصیتای داستانت برقرار کنم و منتظر ادامش هستم
مرسی عزیزم و موفق باشی



چقدر پیراهن های مردانه پشت ویترین مغازه ها قشنگند...!
تو را که درآنها تصور میکنم
وسوسه خریدنشان به سرم میزند...
می بینی
فقط مانده بودکه اینهانبودنت را به رخم بکشند که کشیدند

♥♥♥
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


Reza Sadeghi – Havasam Behet Bood
رز صورتی ... آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۵ تير ۱۳۹۱, ۰۸:۱۳ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
دنیز57 آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزیزم(می دونم خیلی لوس بود)
رمانت عالیه حرف نداره بی نظیره مثل خود نازنینت
لطفا" یخورده تند تند بنویس یعنی که چه هفته ای دو تا پست می دونی من طا قتم کمه
بخای کند پیش بری از تشکر و + خبری نیست
بعدم من هلاک شدم از کنجکاوی این شبیه کدوم داستان واقعییه
سبک نوشتار خوبه روند داستان عالیه
دنیز57 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۵ تير ۱۳۹۱, ۰۸:۲۶ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
اميدوار آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط رز صورتی ... نمایش پست ها
سلام مهربونم
تا الان داستانت قشنگ پیش رفته و تونستم ارتباط خوبی با شخصیتای داستانت برقرار کنم و منتظر ادامش هستم
مرسی عزیزم و موفق باشی
ممنون خانوم...اميدوارم همينطوري كه ميگي باشه

نقل قول:

نوشته اصلي توسط دنيز 57
سلام عزیزم(می دونم خیلی لوس بود)
رمانت عالیه حرف نداره بی نظیره مثل خود نازنینت
لطفا" یخورده تند تند بنویس یعنی که چه هفته ای دو تا پست می دونی من طا قتم کمه
بخای کند پیش بری از تشکر و + خبری نیست
بعدم من هلاک شدم از کنجکاوی این شبیه کدوم داستان واقعییه
سبک نوشتار خوبه روند داستان عالیه
همراهي كنيد چشم سعي مي كنم زود زود بنويسم

در مورد داستان ...از اون واقعي هايي نيست كه مشترك باشن... مي فهمي كه..
اميدوار آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۶ تير ۱۳۹۱, ۱۱:۰۰ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
دنیز57 آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

به دیگران وابسته نباش
در وجود خودت مستقل باش
تنها به ندای درونت گوش بده

ویرایش توسط دنیز57 : ۲۶ تير ۱۳۹۱ در ساعت ۱۱:۰۹ بعد از ظهر
دنیز57 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۶ تير ۱۳۹۱, ۱۱:۰۶ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
دنیز57 آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام
چرا دیگه پست نمی زاری
راستی برای من یک سوال پیش آمده؟چرا در همه داستانها پسرا ثروتمند،خوشتیپ،دکتر و خیلی مغرور هستند که هیچ دختری را تحویل نمی گیرند فکر نمی کنید این یکجوری توهین به دخترهاست و اینکه همیشه دختر ها دنبال پسرها هستند.

زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی ...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...
و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...
و این، رنج است

دنیز57 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ تير ۱۳۹۱, ۰۱:۴۰ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
اميدوار آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط دنیز57 نمایش پست ها
سلام
چرا دیگه پست نمی زاری
راستی برای من یک سوال پیش آمده؟چرا در همه داستانها پسرا ثروتمند،خوشتیپ،دکتر و خیلی مغرور هستند که هیچ دختری را تحویل نمی گیرند فکر نمی کنید این یکجوری توهین به دخترهاست و اینکه همیشه دختر ها دنبال پسرها هستند.

زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی ...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...
و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...
و این، رنج است
دنيز جان...من كجا گفتم ثروتمندن...بازاري بنام لزوما ثروتمند بودن نيست... بعدش هم هنوز از تيپ اين بيچاره( هومن) كه اصلا صحبت خاصي نكردم كجا گفتم كه خودم يادم رفته... ضمنا فعلا كه هيچ غروري در كار نيست...
اگه بي توجهه...حتما دليلي داره ...هميشه بي توجهي از غرور نيست... اما دكتر بودنش ...خب هست ديگه به من چه!!!
اميدوار آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۸ تير ۱۳۹۱, ۰۶:۵۳ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
darkmagic آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

قبلا نظر داده بودم پاگ شده ... راستی چرا از زبان یک پسر نوشتی؟ ...روند داستان رو دوس دارم.. ولی این برام سواله...
darkmagic آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۸ تير ۱۳۹۱, ۱۱:۵۰ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
hosein62 آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

قلم خوبی داری... ولی پرش زمانیهات خیلی یه دفعه ای هست... نمی شه تشخیصشون داد... رو چه حسابی این پرش رو انجام میدی؟
hosein62 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
طواف ، عشق ، حج ، اعتماد ، اميد ، اميدوار ، هومن ، رستگار

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان عشق به سبک من | quixotic کاربر انجمن quixotic نوشته کاربران سایت 98 ۱۵ فروردين ۱۳۹۳ ۱۰:۳۳ بعد از ظهر
معرفی و نقد رمان به کسی نگو | redmoon333 کاربر انجمن redmoon333 نوشته کاربران سایت 5 ۵ تير ۱۳۹۲ ۱۰:۰۶ قبل از ظهر
آن سوی خواب | eli naz کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب eli naz نوشته کاربران سایت 53 ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۱۱:۵۱ قبل از ظهر
رمان طواف و عشق | اميدوار کاربر انجمن اميدوار رمان های کامل شده نوشته کاربران 280 ۶ دي ۱۳۹۱ ۰۲:۰۹ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۹:۳۱ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا