آپلود سنتر
ابزار
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 8 از 11 نخستنخست ... 4567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 105
  1. Top | #71

    تاریخ عضویت
    1390,05,20
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    میانگین پست در روز
    0.19
    محل سکونت
    پشت دریا
    نوشته ها
    200
    تشکرها
    2,489
    تشکر شده 3,978 بار در 1,645 پست

    پیش فرض

    سلام
    شاید یکی از دلایلی که من این کتاب رو دوست دارم شخصیت اول داستان ، چون اولین کتابی بود که قهرمان داستان وجهه ای کاملا متفاوت با بقیه داستان ها داشت . با اینکه تقریبا این کتاب رو دو یا سه سال پیش و جرء اولین رمان هایی که خوندم حساب می شه اما یادم می یاد که یه نفس تا آخرش رفتم . البته مطمئنن نقد هایی به این کتا وارد هست . اما اونچه که برای من جالب بود شکستن اون غرور کاذبی که درون این فرد احساس می شد ، بود .

    «برپا شده است در دل من خیمه غمی
    جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی
    عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان
    غیر از غمت نداشتهام یار و همدمی
    بر سیل اشک خانه بناکردهام ولی
    این بیت سُست را نفروشم به عالمی
    گفتی شکار آتش دوزخ نمیشود
    چشمی که در عزای تو لب تر کند نمی
    دستی به زلف دسته زنجیرزن بکش
    آشفتهام میان صفوف منظّمی
    میخوانیام به حُکم روایات روشنی
    میخواهمت مطابق آیات محکمی
    ذیالحجّهاش درست به پایان نمیرسد
    تقویم اگر نداشته باشد مُحرّمی ...»

    (سعید بیابانکی)





  2. تشکر شده توسط :


  3. Top | #72

    تاریخ عضویت
    1390,05,23
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    5.17
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    5,546
    تشکرها
    42,085
    تشکر شده 13,412 بار در 6,526 پست

    پیش فرض

    منم از کتابش خوشم اومد از شخصیت دختره هم همینطور ولی آخرش زیادی کش داده شد
    بهتر میشد تمومش کرد
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  4. تشکر شده توسط :


  5. Top | #73

    تاریخ عضویت
    1391,02,18
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    میانگین پست در روز
    0.39
    نوشته ها
    315
    تشکرها
    499
    تشکر شده 658 بار در 211 پست

    پیش فرض

    اوایلش خیلی عالی بود ولی نتونسته تا آخر همونطور ادامه بده و داستان کمی ضعیف شده بود با این حال جزو کتابهای خوب بود و از خوندنش راضیم.

  6. تشکر شده توسط :


  7. Top | #74

    تاریخ عضویت
    1390,11,30
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    میانگین پست در روز
    0.41
    نوشته ها
    364
    تشکرها
    4,894
    تشکر شده 1,646 بار در 349 پست

    پیش فرض

    سلام
    کتابی دوست داشتنی ازدواج دوباره ی مادر /کنار نیومدن دختر بزرگ /ومشکلات مادر بادختر ..................
    من از نوع تیپ حمیرا خوشم اومد از این که یک دختر محجبه وبا اعتقادات خاص خودش ویک پسر شیطون که چندان برای خودش حدی قائل نیست وازاده .............
    والبته باز داستان همیشگی دعوا وتضاد دوتا قطب مخالف وسرانجام عاشقی .
    این یک داستانی که میتونه تو رو سرگم کنه وساعت بیکار ی تورو پر کنه ولی امیدوارم در اینده رمانهای با محتواتر و البته جذاب تر از خانم شیردل بخونیم.

  8. تشکر شده توسط :


  9. Top | #75

    تاریخ عضویت
    1390,04,10
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    1.22
    محل سکونت
    پــاييـز اينجـــاستــ
    نوشته ها
    1,361
    تشکرها
    5,666
    تشکر شده 55,547 بار در 2,058 پست

    پیش فرض

    تلافی عالـــــــــــــــــــــی بود..خیلی دوسش داشتم...شخصیت حمیرا رو دوست داشتم و از اون بیشتر شخصیت امید، به ظاهر با هم تضاد داشتن اما خواستشون یکی بود...فوق العاده بود


    [ يا نُورَ النُّورِ ، يا مُنَوِّرَ النُّورِ ، يا خالِقَ النُّورِ ، يا مُدَبِّرَ النُّورِ ، يا مُقَدِّرَ النُّورِ ، يا نُورَ كُلِ‏ّ نُورٍ ، يا نُوراً قَبْلَ كُلِ‏ّ نُورٍ ، يا نُوراًبَعْدَ كُلِّ نُورٍ ، يا نُوراً فَوْقَ كُلِ‏ّ نُورٍ ، يا نُوراً لَيْسَ كَمِثْلِهِ نُورٌ ]

    گاهی سعی در شناخت زن ها توهین بزرگی سـت وقتی دنیا همه ی نگرانی هایش را توی رحم یک زن تزریق می کند ... /
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]



  10. تشکر شده توسط :


  11. Top | #76

    تاریخ عضویت
    1390,03,14
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    میانگین پست در روز
    1.82
    محل سکونت
    زیربارون کنار ساحل
    نوشته ها
    2,084
    تشکرها
    15,682
    تشکر شده 286,224 بار در 2,234 پست

    پیش فرض

    ضعیفترین کار خانوم شیردل بود.بهتر بود هرگز چاپ نشه.آخرای داستانو کش داده بود.ولج ولجبازی های دختره وپسره لوس وتکراری بود
    آفتاب تکیه داده به شانه ات
    آینده به اِتکای خنده ات پیشِ روم ایستاده
    آنچه در تو نشانِ ماندن در من است
    خلاصه شده در سه حرف
    عشق
    وَ تمام.


    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

  12. تشکر شده توسط :


  13. Top | #77

    تاریخ عضویت
    1389,04,18
    عنوان کاربر
    نویسنده افتخاری
    میانگین پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    205
    تشکرها
    613
    تشکر شده 1,789 بار در 214 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط *Scarlett* [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    خوب بود ولی دختره خیلی خودشو تحویل میگرفت
    با مزه نوشتی ... ( دختره خیلی خودش و تحویل می گرفت )

  14. تشکر شده توسط :


  15. Top | #78

    تاریخ عضویت
    1390,05,06
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    1.23
    محل سکونت
    همون جای قبلی!!!!!!!!!
    نوشته ها
    1,341
    تشکرها
    6,468
    تشکر شده 10,552 بار در 1,962 پست

    پیش فرض

    کتاب قشنگی بود از حمیرا همچنین از شخصیت امید خوشم اومد
    ولی همینطور که بچه ها گفتن لجبازیهای آخرشون خیلی لوس بود دلیلی نداشت هر سری غرور همدیگرو لگدمال کنن
    .
    یه چیز دیگه اینکه با وجودی که چادری بودن و مذهبی ، هیچ مکان باکلاس و شیک از این قبیل جاها از دستشون در نمی رفت این خوب بود
    روزگارا…!
    که چنین سخت به من میگیری
    باخبر باش که پژمردن من آسان نیست
    گرچه دلگیرتر از دیروزم
    گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند
    اما باور دارم دل خوشی ها کم نیست
    زندگی باید کرد ...

  16. تشکر شده توسط :


  17. Top | #79

    تاریخ عضویت
    1389,04,18
    عنوان کاربر
    نویسنده افتخاری
    میانگین پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    205
    تشکرها
    613
    تشکر شده 1,789 بار در 214 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط zizi [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    ایدا جان خسته نباشی
    داستان تلافی بهتر بود در مجلات هفتگی چاپ میشد
    البته این از ارزش کار تو کم نمیکنه،باز هم مرسی
    اتفاقا در یکی از مجلات ایرانی در کانادا در حال چاپ است ...

  18. تشکر شده توسط :


  19. Top | #80

    تاریخ عضویت
    1391,03,03
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    میانگین پست در روز
    0.41
    محل سکونت
    یه جای جنگلی
    نوشته ها
    327
    تشکرها
    281
    تشکر شده 2,217 بار در 272 پست

    پیش فرض

    موش و گربه بازی زیاد از حد داره. حوصله آدم رو سر می بره. اساسا کاراکتر ها موضوعی برای فکر کردن ندارن غیر از عشق. انگار تنها موضوع مهم دنیاشونه، دنیاشون اندازه یه آدم کوچیک شده و این آزار دهنده هست.
    شخصیت حمیرا جالبه، این که همش میخواد قوی باشه، مومن باشه، اما اواخر خود برتر بینیش که آفت خیلی از ایمان هاست اونو خراب میکنه، این هم یه جنبه حقیقی توی داستان هست.
    نگارشش خوبه اما زیاد حاشیه میره، حاشیه هایی که بیشتر از مهم بودن و نقش ایفا کرن توی قصه کسالت باره.
    نقش حوری خیلی خوبه.
    وقتی حمیرا مریض میشه غیر واقعی هست.آدمی که انقدر قوی باشه واسه چیزای این طوری نهایتا سر درد عصبی یا احساس سوختگی پوست ناشی از اعصاب یا لرزش بگیره، نه این طوری ولو بشه!
    اسمش کلیشه ای و بی مزه هست.
    خود داستان در کل جالبه.
    رمان متفاوتی را تجربه کنید
    *
    *
    *
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

  20. تشکر شده توسط :


صفحه 8 از 11 نخستنخست ... 4567891011 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. صد سال تنهایی | مارکز | معرفی کتاب
    توسط Susanna در انجمن خارجی
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: 10 تیر 1393, ساعت : 05:11 بعد از ظهر
  2. معرفی و نقد فیلم جدایی نادر از سیمین | اصغر فرهادی
    توسط آنیتا در انجمن بحث و معرفی آثار سینمای ایران
    پاسخ ها: 72
    آخرين نوشته: 24 دی 1392, ساعت : 12:57 بعد از ظهر
  3. به کی سلام کنم | سیمین دانشور | گویا
    توسط شبنم در انجمن گویا
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 03 مهر 1390, ساعت : 11:11 بعد از ظهر
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 28 اسف 1388, ساعت : 05:43 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •