بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 تبلیغات 

عجیب تو جیب

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۰۴ بعد از ظهر   #71 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
sorcier آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام
شاید یکی از دلایلی که من این کتاب رو دوست دارم شخصیت اول داستان ، چون اولین کتابی بود که قهرمان داستان وجهه ای کاملا متفاوت با بقیه داستان ها داشت . با اینکه تقریبا این کتاب رو دو یا سه سال پیش و جرء اولین رمان هایی که خوندم حساب می شه اما یادم می یاد که یه نفس تا آخرش رفتم . البته مطمئنن نقد هایی به این کتا وارد هست . اما اونچه که برای من جالب بود شکستن اون غرور کاذبی که درون این فرد احساس می شد ، بود .



ندیدم شهی در دل آرایی تو / به قربان اخلاق مولایی تو
تو خورشیدی و ذره پرور ترینی / فدای سجایای زهرایی تو
نداری خرابی به بی تابی من / ندیدم سبویی به مینایی تو
نداری به کویت ز من بی نواتر / ندیدم کریمی به طاهایی تو
نداری گدایی به رسوایی من / ندیدم نگاری به زیبایی تو
نداری مریضی به بد حالی من / ندیدم دمی چون مسیحایی تو
نداری غلامی به تنهایی من / ندیدم غریبی به تنهایی تو
نداری اسیری به شیدایی من / ندیدم کسی را به آقایی تو
امید غریبان تنها کجایی؟
چراغ سر قبر زهرا کجایی؟
دلم جز هوایت هوایی ندارد / لبم غیر نامت نوایی ندارد
وضو و اذان و نماز و قنوتم / بدون ولایت صفایی ندارد
دلی که نشد خانه ی یاس نرگس / خراب است و ویران بهایی ندارد
sorcier آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

64 محصول اسپیکر

قدیمی ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۰۸ بعد از ظهر   #72 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
ارغوان 67 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

منم از کتابش خوشم اومد از شخصیت دختره هم همینطور ولی آخرش زیادی کش داده شد
بهتر میشد تمومش کرد



کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت...
ارغوان 67 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۱:۰۷ قبل از ظهر   #73 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
rahil23 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

اوایلش خیلی عالی بود ولی نتونسته تا آخر همونطور ادامه بده و داستان کمی ضعیف شده بود با این حال جزو کتابهای خوب بود و از خوندنش راضیم.
rahil23 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۴۱ بعد از ظهر   #74 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
طلایه 63 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام
کتابی دوست داشتنی ازدواج دوباره ی مادر /کنار نیومدن دختر بزرگ /ومشکلات مادر بادختر ..................
من از نوع تیپ حمیرا خوشم اومد از این که یک دختر محجبه وبا اعتقادات خاص خودش ویک پسر شیطون که چندان برای خودش حدی قائل نیست وازاده .............
والبته باز داستان همیشگی دعوا وتضاد دوتا قطب مخالف وسرانجام عاشقی .
این یک داستانی که میتونه تو رو سرگم کنه وساعت بیکار ی تورو پر کنه ولی امیدوارم در اینده رمانهای با محتواتر و البته جذاب تر از خانم شیردل بخونیم.



خداوندا !خداوندا!خداوندا!

قرارم باش ،یارم باش.
جهان تاریکی محض است .
میترسم کنارم باش
طلایه 63 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۵۴ بعد از ظهر   #75 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
.Nikita. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

تلافی عالـــــــــــــــــــــی بود..خیلی دوسش داشتم...شخصیت حمیرا رو دوست داشتم و از اون بیشتر شخصیت امید، به ظاهر با هم تضاد داشتن اما خواستشون یکی بود...فوق العاده بود



לּـفـــس بــآرפּטּ | לּـیـڪـیــتآ .الـــف
بـهتـریـטּ غـریبـﮧ ات مـے مـآنــҐ | לּـیـڪـیــتآ . الـــف

  • گـاهـے בلـҐ بـرآے آטּ رפּے سـگـҐ تنـگ میشـפּב . . . ×
__________________________________________________


ῳــرבے פּلـے ڪنــآر تــפּ بــآ شعلــﮧ هــآ هــҐ לּـفســـҐ . . .

.Nikita. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۸:۴۶ بعد از ظهر   #76 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
لیلین آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ضعیفترین کار خانوم شیردل بود.بهتر بود هرگز چاپ نشه.آخرای داستانو کش داده بود.ولج ولجبازی های دختره وپسره لوس وتکراری بود



به آن دانه های سپید برف
که رقص کنان بروی حریر نگاهت می نشیند،
غبطه می خورم.
هوا سرد اما
اینجا برای دویدن در خیال تو!
هنوز دو سه گامی نفس هست.
دریچه ی نگاهت را،
به سوی آمدنم باز بگذار.
من به روشنای فرداهایمان خوشبینم،
آخرین برف زمستان در راه است.

آخرین برف زمستان | لیلین کاربر انجمن
آخرین برف زمستان | لیلین کاربر انجمن |نقد وبررسی

اسمش شبیه کار منه ولی کار واقعا متفاوتیه.ازدستش ندین.
زیر شلاق زمستان | satiris کاربر انجمن



لیلین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۵۰ بعد از ظهر   #77 (لینک مستقیم)
نویسنده افتخاری
 
simin.shirdel آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط *Scarlett* نمایش پست ها
خوب بود ولی دختره خیلی خودشو تحویل میگرفت
با مزه نوشتی ... ( دختره خیلی خودش و تحویل می گرفت )
simin.shirdel آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۱:۵۹ بعد از ظهر   #78 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
shamim_13 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

کتاب قشنگی بود از حمیرا همچنین از شخصیت امید خوشم اومد
ولی همینطور که بچه ها گفتن لجبازیهای آخرشون خیلی لوس بود دلیلی نداشت هر سری غرور همدیگرو لگدمال کنن
.
یه چیز دیگه اینکه با وجودی که چادری بودن و مذهبی ، هیچ مکان باکلاس و شیک از این قبیل جاها از دستشون در نمی رفت این خوب بود



روزگارا…!
که چنین سخت به من میگیری
باخبر باش که پژمردن من آسان نیست
گرچه دلگیرتر از دیروزم
گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند
اما باور دارم دل خوشی ها کم نیست
زندگی باید کرد ...
shamim_13 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱ خرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۰۰ بعد از ظهر   #79 (لینک مستقیم)
نویسنده افتخاری
 
simin.shirdel آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط zizi نمایش پست ها
ایدا جان خسته نباشی
داستان تلافی بهتر بود در مجلات هفتگی چاپ میشد
البته این از ارزش کار تو کم نمیکنه،باز هم مرسی
اتفاقا در یکی از مجلات ایرانی در کانادا در حال چاپ است ...
simin.shirdel آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۲۲ قبل از ظهر   #80 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
amitis kian آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

موش و گربه بازی زیاد از حد داره. حوصله آدم رو سر می بره. اساسا کاراکتر ها موضوعی برای فکر کردن ندارن غیر از عشق. انگار تنها موضوع مهم دنیاشونه، دنیاشون اندازه یه آدم کوچیک شده و این آزار دهنده هست.
شخصیت حمیرا جالبه، این که همش میخواد قوی باشه، مومن باشه، اما اواخر خود برتر بینیش که آفت خیلی از ایمان هاست اونو خراب میکنه، این هم یه جنبه حقیقی توی داستان هست.
نگارشش خوبه اما زیاد حاشیه میره، حاشیه هایی که بیشتر از مهم بودن و نقش ایفا کرن توی قصه کسالت باره.
نقش حوری خیلی خوبه.
وقتی حمیرا مریض میشه غیر واقعی هست.آدمی که انقدر قوی باشه واسه چیزای این طوری نهایتا سر درد عصبی یا احساس سوختگی پوست ناشی از اعصاب یا لرزش بگیره، نه این طوری ولو بشه!
اسمش کلیشه ای و بی مزه هست.
خود داستان در کل جالبه.



این روزها که میگذرد شادم،
این روز ها که می گذرد شادم
که میگذرد این روزها

amitis kian آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
تلافی, دل, رمان, سیمین, شیر, شیردل, معرفی, نقد, نوشته, و, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد فیلم جدایی نادر از سیمین | اصغر فرهادی آنیتا بحث و معرفی آثار سینمای ایران 66 ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ ۰۴:۲۶ بعد از ظهر
صد سال تنهایی | مارکز | معرفی کتاب Susanna خارجی 14 ۷ دي ۱۳۹۱ ۰۵:۴۸ بعد از ظهر
به کی سلام کنم | سیمین دانشور | گویا شبنم گویا 1 ۳ مهر ۱۳۹۰ ۱۱:۱۱ بعد از ظهر
آموزش کاراته به زبان ساده | استاد محمّد رضا یحیایی | معرفی کتاب ramin2 ایرانی 0 ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ ۰۵:۴۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۴:۰۹ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2013, Jelsoft Enterprises Ltd.

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب رایگان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا