ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان حکم دل | sun daughter + anital کاربران انجمن - صفحه 29
paradiseagency

گل نقش طاووس

?



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 29 از 79 نخستنخست ... 4192526272829303132333954 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 281 تا 290 , از مجموع 786
  1. Top | #281

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اسفند 1390
    نوشته ها
    1,189
    میانگین پست در روز
    1.29
    محل سکونت
    esfahan
    تشکر از کاربر
    14,023
    تشکر شده 6,145 در 1,877 پست
    حالت من
    Khoonsard
    اندازه فونت

    پیش فرض

    فلبم اومد تو دهنم وقتی این دو پست آخر رو میخوندم ... ولی انگار بهراد یهو تا اسم خدا رو شنید فهمید چه غلطی داشته میکرده...ممنون کتابتون عـــــالـــــیـــــه

  2. 5 کاربر از پست fari ♥ al تشکر کرده اند .


  3. Top | #282

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    1,848
    میانگین پست در روز
    1.62
    محل سکونت
    any where
    تشکر از کاربر
    7,643
    تشکر شده 9,957 در 1,970 پست
    حالت من
    Ghafelgir
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط pooneh2201 نمایش پست ها
    خودکشی



    این پست آخرتونو خیلی دوست داشتم ، فکرشو که کی کنم میبینم تنها راهی که داره اینه که خودشو بکشه ، توی زندگیش حماقت کرد ، اشتباه کرد ، خوشبخت بود ولی ندید ، شادی رو هم با خودش کشوند گناه اونم گردنشه ،

    عزیزم اگه کتی خودکشی کنه که داستان تموم میشه که...
    خب می رویم سراغ نقد
    من که هنوزم نظرم راجع به بهراد عوض نشده..هنوزم فکر می کنم انسانیت رو داره...حتی یه رگه ی کوچیک....
    چپ چپ نیگا نکنید خب نظرم اینه دیگه...میگین نه؟
    خب اونجا که کتی با تمام وجودش از خدا کمک خواست روی بهراد تاثیر گذاشت...
    اگه انسانیت نداشت اون جمله رو هم نشنیده می گرفت و به کار خودش ادامه می داد...
    آنیتا جون روی اون قسمت که بهراد و کتی توی اتاق بودن خیلی ظرافت به خرج دادی....منم احساس می کردم از دم در دارم نگاشون می کنم...
    قوانین انجمن رو رعایت کردی و موضوع هم خیلی باز و گسترده ش نکردی...اما همینش تا همین حد که نوشتی تاثیر خیلی زیادی رو خواننده هاتون گذاشته....ایول این دفعه گل کاشتی اونم از نوع گرونش...
    این که چند تا پست میذاری هر چند کوچیک به نظر من بهتر از یه دونه پسته هر چند طولانی و بزرگ...نمی دونم چرا اما من این طوری خیلی دوز دارم
    آغا یه اعتراضم داشتم...
    شوما هیشکدومتون پست قبلی منو جواب ندادین....
    هی هرچی صفحات رو می گردم نیستش...
    .
    .
    .
    اصلا خودتونو ناراحت نکنین...
    مهم نیست...
    بخشیدمتون
    دومستون دارم این قدر

    بای بااااااااااای
    ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ ؟؟
    ﯾﻌﻨﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﺎﺭﺗﻪ ﯾﻬﻮ ﺩﻣﺎﻏﺸﻮ ﺑﮑﺸﯽ ﭼﺸﺎﺵ ﭘﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﺸﻪ ﺑﮕﻪ : ﺁﺧﻪ ﻣﮕﻪ ﺧﻞ ﺷﺪﯼ؟؟ ﺑﮕﯽ : ﺁﺥ ﺁﺭﻩ ﻣﻦ ﺧﻞ ﺗﻮﺍﻡ !! ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺑﺤﺚ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﭼﺸﺎﺗﻮ ﺭﯾﺰ ﮐﻨﯽ ﺑﮕﯽ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﺳﺮﻡ ﺑﺎﺯ ﺗﻮﺍﺧﻢ ﮐﺮﺩﯼ؟؟ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻬﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ ! ﺍﺻﻼ
    ﮔﻮﺵ ﻧﻤﯿﺪﯾﺎ !! ﺑﻌﺪﺗﺎﺑﯿﺎﺩﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻪ ﺑﮕﯽ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﯽ؟ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ؟؟ ﺧﻮﺏ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ! ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻦ ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ ... ﺣﺮﻑ
    ﻣﯿﺰﻧﻪ ... ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ ، ﯾﻬﻮ ﻭﺳﻂ ﺣﺮﻓﺶ ﺑﮕﯽ ﺗﻮﭘﺮﺍﻧﺘﺰ ﻣﻦ ﺧﺎﺳﺘﻢ ﺑﮕﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﯾﻨﻢ ... ﺧﻮﺏ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﻋﺰﯾﺰﻡ ...ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ :ﻣﺮﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺍﯼ ...

  4. 5 کاربر از پست any body تشکر کرده اند .


  5. Top | #283

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    نوشته ها
    1,126
    میانگین پست در روز
    1.27
    محل سکونت
    شهر من شهری ایست که در آن سکوت حرف اول را می زند ....
    تشکر از کاربر
    6,600
    تشکر شده 22,906 در 1,142 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط any body نمایش پست ها
    عزیزم اگه کتی خودکشی کنه که داستان تموم میشه که...
    خب می رویم سراغ نقد
    من که هنوزم نظرم راجع به بهراد عوض نشده..هنوزم فکر می کنم انسانیت رو داره...حتی یه رگه ی کوچیک....

    .

    آخه همه خودکشی ها که به مرگ منجر نمی شه ، اون وقت میشه اقدام به خودکشی .
    باز هم من از بهراد بدم اومد با این کار آخرش . حالا میشه گذاشت به حساب اینکه مست بوده و قوه ادراکش کار نمی کرده . که باید ببینیم که فردا چه کار میکنه ؟

    آیا کتی رو می اندازه از خونش بیرون یا نه ؟؟
    شادی چی شد ؟ کتی پیداش میکنه ؟ چه بلایی سرش اومد ؟؟

  6. 5 کاربر از پست P*O*O*N*E*H تشکر کرده اند .


  7. Top | #284

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    اسفند 1390
    نوشته ها
    214
    میانگین پست در روز
    0.23
    محل سکونت
    قطعه ای ازبهشت
    تشکر از کاربر
    9,935
    تشکر شده 3,041 در 306 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من فکر می کنم هرچقدم بخواد بهراد خودشو خوب نشون بده نمیتونه.آخه پوپک توی حرفاش یه جا اشاره زد که بهراد اینجور جاها میاد هرچند کم اما بالاخره میاد...پس آدم درستی نیست...
    امیدوارم در آینده شاهد این نباشم که مثل فیلم هندی یه عشقی شکل بگیره بین کتی و بهراد....چون خیلی با واقعیت فاصله داره...

  8. 4 کاربر از پست mina91 تشکر کرده اند .


  9. Top | #285

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    نوشته ها
    1,126
    میانگین پست در روز
    1.27
    محل سکونت
    شهر من شهری ایست که در آن سکوت حرف اول را می زند ....
    تشکر از کاربر
    6,600
    تشکر شده 22,906 در 1,142 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mina91 نمایش پست ها
    من فکر می کنم هرچقدم بخواد بهراد خودشو خوب نشون بده نمیتونه.آخه پوپک توی حرفاش یه جا اشاره زد که بهراد اینجور جاها میاد هرچند کم اما بالاخره میاد...پس آدم درستی نیست...
    امیدوارم در آینده شاهد این نباشم که مثل فیلم هندی یه عشقی شکل بگیره بین کتی و بهراد....چون خیلی با واقعیت فاصله داره...
    منم موافقم شدیداً ، دلم می خواد کتی برگرده ایران ، کتی اشتباه کرد ، الان فهمید ایران بهشته باید گذشتشو جبران کنه

  10. 4 کاربر از پست P*O*O*N*E*H تشکر کرده اند .


  11. Top | #286

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    3,191
    میانگین پست در روز
    2.17
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    31,193
    تشکر شده 1,292,782 در 4,619 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    پاسخ داده شده از نقد 269 تا 280(یکیش جوابیه ی خود انی بود یکی هم قبلا خودم جواب داده بودم الان باید میشد 9تا چرا شده یازده تا؟؟؟) من هنگ کردم ...جوابیه ی من با رنگ بنفش بلود هست ... ممنون از نظراتتون
    از خوشحالی گریم گرفته
    خیلی نامردین انقدر بااحساس می نویسین (شوخی)
    قلبمم اومد تو دهنم
    خورشید آنیتا مرسییییییییی خیلیییییییییییی زیــــــــــــــــــــــا د
    چه خوب ک تو نستیم احساساتونو تحت تاثیر بذاریم ................... دم آنی گرم
    خوب بخیه رو هم که بکشن چون مدت زمان زیادی نیست تاثیر داره ... جای بخیه دهن باز میکنه این هوا ( )... تازه هیجانشم زیاد تر میکنه یه خورده هم خوی وحشیانه بودن رو به طوری به تصویر میکشه و ممکنه عذاب وجدان بهراد رو بیشتر تر کنه ...
    دیگه گفتیم خون و خون ریزی وبیخیال بشیم

    چه خفن پس بهراد کاریش نداشت
    انگار بازم یه داستان هم خونگی دیگه رو در پیش داریم!!!هان؟؟؟
    البته شما خیلی ابتکاری هستین!!با تصاویر روی کاور داستان فک کنم خیلی ماجراها داشته باشیم...
    از نوع پلیسی و هیجانی!!
    وااای خیلی خفنه!!
    من عاشق هر دوتون و رمان هاتونم!!
    مرسی!
    شما منتظر جریانات و ادامه باشیدممنون از نظرتون ن ن ن
    سلام به آنیتا و خورشید عزیز
    رمانتون خیلی خیلی عالیه و توش کلی هیجان داره که من خیلی دوست!هیجاناتش نفس آدمو میگیره تا پای مرگ میکشونه یهو ول میکنه!
    ممنون که مشکلات جامعه رو بیان کردین از اینکه جامعمون چقد کثیفه و دخترای زیادی اینجوری بدبخت میشن!!
    مرسی از اینکه نذاشتین کتی از دختر بودن در بیادو زجر بکشه!بهراد میتونه آدم خوبی باشه شاید حرکاتش چیزی غیر از اینو نشون بده ولی به نظر من مشکلی تو زندگیش داشته که اینجوری شده!درضمن نزارین کتی پیش شیخ برگرده هیچ ازش خوشم نمیاد مردک عوضی وحشی...کتی گناه داره
    بازم ممنونم ازتون
    خسته نباشید آجی جونیا
    راستی عیدتونم مبارک
    سلام دوست عزیزمون خوبییییییییییییییییی
    بله متاسفانه اینطوریه و جامعه است و همه ی زشتی و زیبایی هاش.................
    مرسی از نظرتون مرسی از همراهیتون

    ممنونم آنیتای عزیز
    خیلی قشنگ تونستی قانعم کنی
    جوابتونو انیتا جون دادن خوشحالیم ک ابهامی نیست
    اول یه تشکر از آنی عزیزم بابت پستهای بسیار زیباش.....
    امشب دیگه تو خماری نیستم

    الان بغض کردم.....اصلا نمی تونم چیزی بگم.......این پستها عالی بودن هرثانیه عجز و ناتوانی کتی رو درک کردم.....
    واقعا بغض کردم وقتی از تمام وجودش فریاد زد خدایا کمکم کن....فریادش رو با تک تک سلولهام حس کردم...

    این جمله دگرگونم کرده...حال روحی م رو به کل ریخته به هم....دلم گرفته از آدما....چرا؟
    واقعا چرا انقدر کثیفن مردم....
    چرا مثل یه حیوون وحشی میخوان به کسی تجاوز کنن؟
    چرا این هوسشون سیرمونی و درمان نداره
    چرا وقتی حس شهوت دارن هیچکس رو نمیشناسن..؟
    چرا خدا انقدر بزرگه؟همیشه هست....وقتی صداش میزنی هر لحظه هست....همیشه به داد میرسه تو بی کسی
    اما ما بهش پشت میکنیم...اون خودشو نشونمون میده میگه من هستم...کنارتم ...اما ماها کوریم...نمیبینمش

    الان حالم خوب نیس....
    سلام نازی جان خوبی
    خدا رو شکر ک تاثیرگزار بود وباعث شد ذهن شما فکر کنه و درگیر بشه ............ مرسی ممنون از نظرتون بله خدا همیشه پشت و پناه بنده هاشه
    ولی دلیل نمیش کسی بخاطر تکیه و توکل دست ب کارهایی بزنه و توقع داشته باشه خدا وسط گرفتاری هایی ک با نادونی گیرکرده باز دستشو بگیره ........... همیشه میگن سر بیگناه تا پای دار میره ... ولی یهو شوخی شوخی زیر بار حکمت وقسمت همه چیز اتفا ق افتاد و اون وقت توکل ب خدا زیادی دیره

    میگما من جای این کتی بودم به جای این که خوشحال باشم میزدم پسره رو چپ و راست میکردم دیگه هر دختری که فرار کرد دلیل بر هرزه بودن اون نیست که این استدلال بهراد منو کشته...مردک سه نقطه تازه زورش داره رو دست خورده....ایشش نکبت....تازه یادش افتاده حیوون نیست...قافیه رو حال کنید دوستان...

    ببخشید چرت و پرت زیاد گفتم....ینی من کشته مرده نقدای سازنده ی خودمم..ما هم که خوشحال هی میایم دخیل میبندیم به نقد رمان شما ...وقتتونم گرفتم راستی من عاشق این تیکه ی خدایا کمک و تحول و بازگشت بهراد به اغوش گرم خانواده ام...در کل ممنون..
    اخه تو اون شرایط خدایی میشد؟؟؟؟
    قربون تو و نقدات مرسی گلی از نظرت ت ت ت ............ ممنون ن ن ن

    آفرین به شخصیت کتی . معلوممه که خیلی با پشتکار است ، فقط حیف که قدر زندگیش را ندانست و خام رویاهای پوچ بچگی اش شد. حتما با یک سیاست خوبی که از مغز باهوشش در میاد راهی پیدا میکنه . نه اینکه روز به روز زندگی کنه چون انرژی اش تحلیل میره اونطوری . فکرکنم این قسمت نوبت سانی باشه . چطوری برایش راه حل پیدا میکنه ؟ بی صبرانه منتظرم !!
    واقعا باهاتون موافقم ........ همیشه ادم های زرنگ بیشتر تو خطر و دام بلند پروازی هاشون میفتن
    به نظرم فوق العاده است من زیاد رمان خوندم شاید بالای 500 تا ولی هیچ کدوم به این ملموسی مشکلات جامعه رو بیان نکرده بودن بی صبرانه منتظر پست بعدی هستم سپاسگزارم

    هیچ میدانی که سر شهرت مجنون چه بود
    در کمان او نباشد تیر لیلایی دگر
    با ارزوی بهترین ها
    مرسی عزیز خوشحالیم ک موفق بودیم در این مورد د د د مرسییییییییییییی

    خونه بهرادو دوس میدارم.
    ایکاش از فضاهای تو رمانم عکس بذارین.اینطوری دیگه میریم تا اعماقش
    برخورد بعد این بهراد باید جالب باشه.منکه فک نکنم کتی رو پس بفرسته،مگه اینکه شیخ بیاد سروقتش
    راستی شخصیتا عکس ندارن اصلا؟
    کلا بشه فیلم سینمایی
    همون عکسای جلد بسه ........... خودشون معرف حوادث هستن
    مرسییییییییییییی همراهمونی


    اول باید بخاطر این رمان ازتون تشکرکنم وقتی میخونمش حس میکنم منم اونجام وازنزدیک شاهده اون اتفاقا هستم شخصیت کتی جالبه ولی خواهشا نزار حالا حالاها عاشق بشه وگرنه جذابیتت رمان کم میشه دوست دارم کتی با اینکه بین همچین ادمایی گیر افتاده ولی محکم باشه بنظرم این رمان نباید کل کل توش باشه چون کتی وضعیتش خاصه و نمیتونه زیاد کل کل کنه شخصیت بهراد و خیلی جالب توصیف کردین با اینکه حرفاش حرصم میده ولی اگه جز این بود جالب نمیشد زیادی حرفیدممممم خوب زود زود پست بذارید مییییییییییسی بوووووووس
    مرسییییییییی من جواب شما رو واگذار میکنم ب خوندن ادامه ی روند داستان ن ن ن
    زمانی که ما همواره در پیرامون خود افراد مشخصی را ببینیم احساس می کنیم
    که آنها بخشی از زندگی ما هستند و چون بخشی از زندگی ما می شوند
    سرانجام تصمیم می گیرند که زندگی ما را تغییر دهند
    و اگر آن گونه که آنها آرزو دارند نباشیم از ما ناخشنود می شوند.

    تایپ نوشته : رسوب !|نقد رسوب !
    دل نوشته : O0pS | از من به من رسیدن | لطفا بخندید | عقب کشید | مراقب خودت باش | پیشرفت | یادش به خیر | حک | برای همسرم امیر | قلبم در حوالی تو می تپد | پریا | برای دخترم | سکوت خاکستری | نارنجی | دوره ی ارزانی است | اسمشو بذارید خورشید
    رمان نوشته: همه ی هستی من: pdf . jar . نقد |راننده سرویس:jar. pdf .نقد|نوتریکا1: jar . pdf. نقد|نوتریکا2: jar. pdf .نقد|خط هشتم: pdf. jar. نقد|زندگی غیرمشترک: pdf. jar. نقد|پدرخوب: pdf . jar.نقد|من تواودیگری: pdf . jar. نقد|روزان دیروزم: .pdf . jar.نقد|دردَم: pdf . jar .نقد | رسوب: تایپ
    رمان مشترک نوشته: مرد کوچک: pdf . jar. نقد |انتی عشق : pdf . jar . نقد |قایمکی :pdf . jar |حکم دل: تایپ

  12. 10 کاربر از پست SunDaughter☼ تشکر کرده اند .


  13. Top | #287

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    اسفند 1389
    نوشته ها
    118
    میانگین پست در روز
    0.09
    محل سکونت
    همین جا
    تشکر از کاربر
    1,561
    تشکر شده 706 در 163 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام انی و سانی جونم
    نوشته هاتون عالیهههههههههههههه من برا کتی که بهراد میبرتش خیلی گریه کردممممممم قشنگ احساسی مینویسینننننننننن
    ممنون
    رمان خودم
    http://www.forum.98ia.com/t707994.html

    رمان های دوستام

    روز های بارانی
    http://www.forum.98ia.com/t761288.html


    نفوذ ناپذیر

    http://www.forum.98ia.com/t524197.html

    طالع ماه
    http://www.forum.98ia.com/t735037.html

    تقدیر ارغوان

    http://www.forum.98ia.com/t706593.html

  14. 5 کاربر از پست ahoo21 تشکر کرده اند .


  15. Top | #288

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    اسفند 1390
    نوشته ها
    217
    میانگین پست در روز
    0.23
    محل سکونت
    khunamun
    تشکر از کاربر
    1,330
    تشکر شده 349 در 201 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلااام...
    مرسی بابت رمان و ایده ی جالبتون!
    بهتون خسته نباشید میگم...
    ولی من یه سوال کوچولو دارم...
    کتی اول داستان که اینقد محکم بود و جنازه آتیش میزنه جیب بره با یه مرده غریبه زندگی میکرده و برای یه مشت مرد عرب میتونه دلبری کنه ،چقد زود اشکش درمیاد و خدای من خدای من میکنه و مستاصل شده....
    اون تا الان باید یه نقشه کشیده باشه و در حال اجراش باشه نه اینکه بشینه آبغوره بگیره....
    چه میدونم کمترین حرکتی که میتونست بکنه این بود که میزد این بهراد و میکشت یا پولاشو بالا میکشید!!!!
    خیلی شخصیتش داره شبیه تیپ معمولی همه ی رمانای دیگه میشه.... بی دست و پا و ناتوان ... ولی کتی ای که جسد دوستشو آتیش میزنه و از خونه فرار میکنه هچین عکس العمل هایی نباس داشته باشه!!
    به نظر من رمانتون میتونه خیلی فوق العاده بشه... میترسم که اونطور غافل گیر کننده پیش نبرینش. برای همین خواستم از همین الان پیش گیری کنم. بازم شرمنده اگه خیلی زود پیش بینی کردمو یا خیلی بیراه دارم میگم!
    امید وارم اونجوری که فکر میکنم نشه!
    دوستون دارم بووووس.!
    Dov'e l'amore
    Dov'e l'amore
    I cannot tell you of my love
    Here is my story
    I'll sing a love song
    Sing it for you alone
    Though you're a thousand miles away
    Love's feeling so strong
    Come to me baby
    Don't keep me waiting
    Another night without you here
    And I'll go crazy
    There is no other there is no other
    No other love can take your place
    Or match the beauty of your face
    I'll keep on singing till the day
    I carry you away
    With my love song
    With my love song
    Dov'`e l'amore
    Dov'`e l'amore
    Where are you now my love?
    I need you here to hold me
    Whispered so sweetly
    Feel my heart beating
    I need to hold you in my arms
    I want you near me
    Come to me baby
    Don't keep me waiting
    Another night without you here
    And I'll go crazy
    There is no other there is no other
    No other love can take your place
    Or match the beauty of your face
    I'll keep on singing til the day
    I carry you away
    Non c'`e nessuno
    (There is no other)
    Non c'`e nessuno
    Non c'`e nessuno
    Bello come te e ti amo
    (As beautiful as you and I love you)
    Come to me baby
    Don't keep me waiting
    Another night without you here
    And I'll go crazy
    There is no other there is no other
    No other love can take your place
    Or match the beauty of your face
    I'll keep on singing til the day
    I carry you away
    With my love song with my love song
    With my love song with my love song

  16. 4 کاربر از پست fadamada تشکر کرده اند .


  17. Top | #289

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    20
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    یه جای بزرگ،داخل این دنیای کوچیک...!!!
    تشکر از کاربر
    3
    تشکر شده 184 در 39 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    بابا خواب....بابا رویا...بابا سورپرایز...این چه خوابی بود؟!!!بسم الله...ولی خیلی باحال بودا!
    درضمن بهراد تو این پست آخری دوست داشتنی بود!دوستش داشتم!!!
    به "سگ" استخون بدی ..

    دورت میگرده

    واست دم تکون میده !!!

    من به تو "دل " داده بودم ... لعنتـــــــــــــــــــی !!!!!


  18. 4 کاربر از پست aQuaMariNe تشکر کرده اند .


  19. Top | #290

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    4,926
    میانگین پست در روز
    4.48
    تشکر از کاربر
    10,383
    تشکر شده 22,768 در 5,475 پست
    حالت من
    Deltang
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من تازه امروز از مسافرت برگشتم...............3شنبه رفته بودم.......چقدر حرص خوردم که عقب افتادم ............... اما خداییش وقتی این همه پستو یه جا خوندم خیلی حال کردم!!!!!
    از پست 19 به بعد رو خوندم............
    این بهراد عجب جونوریه........... یه جوریه رفتاراش..........انگار تناقض داره.........یه جورایی جالبه...... نمیدونم چرا ولی خوشم میاد ازش..........
    از نویسنده های گلمون تشکر می کنم به خاطر این توصیفات زیبا........
    واقعا توصیفات خونه شیخ و خونه بهراد بینظیر بود..........عالی بود.........
    من که از بهراد خیلی ترسیده بودم...........ولی دمش گرم........بازم به معرفت این.........
    بیصبرانه منتظر پست های بعدی هستم...........
    خُـــــــــدا هَسـت...













  20. 3 کاربر از پست Fed Up تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان آن نیمه دیگر ... | anital کاربر انجمن
    توسط anital در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 2225
    آخرین نوشته: 1393,03,14, ساعت : 19:14
  2. رمان حکم دل | sun daughter + anital کاربران انجمن
    توسط SunDaughter☼ در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 180
    آخرین نوشته: 1392,12,29, ساعت : 03:06
  3. معرفی و نقد رمان آنتي عشق | ~shahrivar~ و ~sun daughter~ کاربران انجمن
    توسط SunDaughter☼ در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1102
    آخرین نوشته: 1392,10,19, ساعت : 19:51
  4. پاسخ ها: 99
    آخرین نوشته: 1392,05,02, ساعت : 23:45

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •