تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 10 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 97
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1388,07,30
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    2,696
    میانگین پست در روز
    1.55
    محل سکونت
    هر جا که دل انجاست
    تشکر از کاربر
    31,135
    تشکر شده 27,297 در 3,548 پست

    Talking یاسمین | مودب پور | معرفی و نقد کتاب

    خب داستان درباره ی پسری به اسم بهزاده که عاشق دختری به اسم فرنوش(اسمش دقیق یادم نیست).بهزاد پسری فقیر و دانشجوی پزشکی بوده و فرنوش دختری خوشگل و بسیار پولدار بوده و پسرخاله ش یکی از خواستگاران اون بوده و خودش رو نامزد فرنوش میدونسته اما از اونجایی که فرنوش عاشق بهزاد بوده محل نیده تا اینکه مادر فرنوش که مخالف ازذواج این دو بوده از بهزاد میخواد که به دیدنش بیاد و اونجاست که از بهزاد میخواد که بگذاره فرنوش با پسر خاله ش ازدواج کنه و بهزاد بیاد با خودش رابطه پیدا کنه اما...
    خب به نظر من توی رمانهای مودب پور این بهترینش بود.ولی این استاده یه ذره داستانش چرت بود ولی من عشق بهزاد و فرنوش رو دوست داشتم و این یکی از رمانهایی بود که واقعا من چقدر سرش گریه کردم و تا چند روز دپسرده بودم ولی جالب اینجاست که ایندفعه بجا دو تا پسر پولدار یه پسر بدبخت بود و یه پسر پولدار ولی من اخر نفهمیدم این بیتا چی شد یعنی تکلیفش چی شد

    لینک دانلود از صفحه اصلی

    یاسمین | م.مودب پور
    زندگی باور میخواهد ان هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خدا هنوز هست.....

    رمانای پیشنهادی من:
    رسوب
    خالکوبی..
    ضربان
    اسطوره
    بادلم عجین شده ای
    بانوقصه
    رایحه ممنوع
    فرستاده


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1388,11,20
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,143
    میانگین پست در روز
    0.70
    محل سکونت
    درکنار تپش پنجره ها
    تشکر از کاربر
    19,770
    تشکر شده 2,944 در 1,190 پست

    پیش فرض

    این داستانش یه خرده متفاوت بود!! ولی بد تموم شد
    خـدایـــــا!!!
    دلم بـه سان قبلـه نماستـــــ؛
    وقتـی عقربـه اش
    بـه سمتــــــــــ “تــــو” مــی ایستــد ،
    آرام مــی شود …



    حــوصــله ام بـــرفــی سـت !بــا یـک عــالــمه قنـــدیـــل ِ دلتـــنگی ،
    از گــوشـه ی دلــــم آویـــــزان !آهــــای !کـــافــی ســت کمــی “هــا” کنــید ، تـــا کــه “آب” شــــوم

  3. 4 کاربر از پست simaN تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1388,06,14
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,412
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    دوقوز آباد
    تشکر از کاربر
    3,642
    تشکر شده 8,468 در 1,204 پست

    پیش فرض

    این داستانش رو دوست البته نه به اندازه ی یلدا
    ولی یه چیز تو داستان اعصابم رو بهم ریخت مثلا این که بهزاد این قدر بدبخت بود ......خوب می تونست بره یه جایی کار کنه
    justg2m

    من واقعا موندم بعضیا این اعتماد به نفسو از کجا میارنبابا به خدا هیچ پخی نیستی

  5. 6 کاربر از پست مُحی تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1388,12,17
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    26,278
    میانگین پست در روز
    16.36
    تشکر از کاربر
    48,854
    تشکر شده 52,998 در 13,768 پست

    پیش فرض

    از نظرم بهترين كار مودب پور بود ولي توش بهزاد سمبل بدي بود اگه ميخواست يه انسان فقير رو بكشه بهتربود يكم بيشتركار ميكرد .بايد قبول كنيم كه خيلي كليشه اي بود ولي باحال.زبانشم كه مثل بقيه ي كاراي مودب پور عاميانه بود.ماشالله تعليق هم كه آخراي كتاب وجود داشت.

    ولي من تا 3نصف شب خوندمشو گريه كردم خيلي خوب بود......

    در تنگنای حيرتم از نخوت رقيب
    يا رب مباد آنکه گدا معتبر شود

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



  7. 7 کاربر از پست .RAHA. تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1388,07,30
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    2,696
    میانگین پست در روز
    1.55
    محل سکونت
    هر جا که دل انجاست
    تشکر از کاربر
    31,135
    تشکر شده 27,297 در 3,548 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط gharibe aseman نمایش پست ها
    از نظرم بهترين كار مودب پور بود ولي توش بهزاد سمبل بدي بود اگه ميخواست يه انسان فقير رو بكشه بهتربود يكم بيشتركار ميكرد .بايد قبول كنيم كه خيلي كليشه اي بود ولي باحال.زبانشم كه مثل بقيه ي كاراي مودب پور عاميانه بود.ماشالله تعليق هم كه آخراي كتاب وجود داشت.

    ولي من تا 3نصف شب خوندمشو گريه كردم خيلي خوب بود......
    با این دوستمون موافقم ولی یه ذره هم درباره ی این استاده نظر بدید به نظر من که اون قسمت خیل مسخره بود با اینکه من سرش خیلی گریه کردم

  9. 3 کاربر از پست paradise تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1389,01,21
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    461
    میانگین پست در روز
    0.29
    تشکر از کاربر
    5,927
    تشکر شده 2,290 در 801 پست

    پیش فرض

    چندان جالب نبود البته شايد چون من از داستانهايي كه اخرشون بد تموم ميشه خوشم نمياد نويسنده يه سوتي بزرگ داده بود در حد جام جهاني اول داستان ميگه دانشجوي سال اخر پزشكي اما اخراش اگه دقت كرده باشين مادره ميگه مهندس و اينكه كي مهندس ميشين و از اين حرفا كه اينا دانشجوي مهندسي بودن فكر كنم خود نويسنده هم يكم اعصابش بهم ريخته بوده من كتاب شيرين رو بيشتر دوس داشتم و ركسانا حداقل تا اخراي كتاب ميخندي و 20 ص اخر دو دستي ميكوبي تو سرت كه چي شد تو اين كتاب بايد از اول تا اخر بشيني موهاتو بكني كم خودمون قصه داريم بايد كتابهاي اين جوري هم بخونيم

  11. 9 کاربر از پست arezoo184 تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1389,06,04
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    158
    میانگین پست در روز
    0.11
    محل سکونت
    مازندران
    تشکر از کاربر
    363
    تشکر شده 429 در 200 پست

    پیش فرض

    شیرین و رکسانا به گرد پای یاسمین نمی رسن ولی با اون سوتی موافقم
    من بهزاد مخصوصا کاوه رو خیلی خیلی زیاد دوست دارم من از باحالی کارای کاوه خندم به اشک می رسید
    ولی فوق العاده ترین کتابی بود که تاحالا خواندم من از داستان هدایت بیشتر از بهزاد خوشم اومد هرچند که اولش چرت به نظر می اد سرگذشتش واقعا اشکمو دراورد من تو کمتر کتابی گریه می کنم ولی سر یاسمین سر درد گرفتم
    انقدر از روحیات بهزاد و عشق فرنوش قشنگ نوشت که من تحت تاثیرش قرار گرفتم
    چون معمولا کتابای م.مودب پور مثل همند وقتی اولیش رو بخونی خیلی خوشت میاد ولی از بقیه نه چون برات تکراری میشه شاید واسه همینه که من از یاسمین انقدر خوشم اومد چون اولین از م.مودب پور بود
    من هیچ نکته غیر طبیعی ندیدم و به نظر من واقعا هر کس نخونه خیلی ضرر کرده ارزش چند دور خوندنشم داره

  13. 10 کاربر از پست sargoli تشکر کرده اند .


  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1388,08,17
    عنوان کاربر
    Banned
    نوشته ها
    4,685
    میانگین پست در روز
    2.71
    محل سکونت
    بهش میگیم افسریه!
    تشکر از کاربر
    3,148
    تشکر شده 7,532 در 2,239 پست

    پیش فرض

    كلا رمان هاي مودب پور همش مزخرف و چرت و پرته و اصلا ارزش نقد كردن نداره..

  15. 4 کاربر از پست tyler darden تشکر کرده اند .


  16. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1389,04,03
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    415
    میانگین پست در روز
    0.28
    محل سکونت
    شیراز
    تشکر از کاربر
    2,746
    تشکر شده 4,001 در 703 پست

    پیش فرض

    این رمان با همه ی رمان های موب پور فرق داره ! وقتی خط اول فصل آخرشو خوندم یه لحظه جاخوردم ! گفتم یعنی چی ! چرا کاوه داره ادامه میده ! جدا بدجور ضدحال خوردم ! تا یه مدت دپسرده بودم ! فصل آخرشو بیش از 10 بار تا حالا خوندم !
    تو مرا می فهمی ؛
    من تو را می خواهم
    و همین ساده ترین قصه یک انسان است !
    تو مرا می خوانی ؛
    من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
    و تو هم می دانی ؛
    تا ابد در دل من می مانی ...


  17. 3 کاربر از پست farhad1 تشکر کرده اند .


  18. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1389,06,02
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    194
    میانگین پست در روز
    0.13
    محل سکونت
    سرخوش آباد
    تشکر از کاربر
    1,194
    تشکر شده 604 در 191 پست

    پیش فرض

    واقعا خوب عشقشونو به تصوير كشيد اما آخرش كلي گريه كردم تا يه مدتم تا يادش مي افتادم حرص ميخوردم.تو طول داستان از دست كاراي كاوه كلي آدم ميخنده بعد تهش ميشه بعد خنده گريس كلي گرنه ميتونه.

  19. 3 کاربر از پست mahsajoni تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 10 12345 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. رکسانا | م. مودب پور | معرفی و نقد کتاب
    توسط خندون در انجمن ایرانی
    پاسخ ها: 88
    آخرین نوشته: 1393،03،25, ساعت : 05:44 بعد از ظهر
  2. پاسخ ها: 37
    آخرین نوشته: 1392،10،23, ساعت : 07:26 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •