| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: درون گودی دستای مهربون خدا
نوشته ها: 223
(View Stats)
تشکرها: 192
تشکر شده 394 بار در 106 پست
کتاب مورد علاقه : ستاره های بی نشان,4اثر حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز لینک قبلی:سیر مرد سالاری از عهد بوق تا ابد سال 1230 مرد:دختر خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمی شم...! زن:آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید!!! نا محرم که خونمون نبوده,حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...!!! مرد:بلند خندیده؟!این اگه الان جلوش رو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره!!! نخیر نمی شه باید بکشمش...!!! بالاخره با صحبت های زن,مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناه کارشو می بخشه... سال 1280 مرد:واسه من می خوای بری درس بخونی؟!می کشمت تا برات درس عبرت بشه,یه بار مردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی!!!تو غلط می کنی!!!تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده,حالا واسه من می خوای درس بخونی؟؟؟ زن:آقا,آروم باشین.یه وقت خدای نکرده قلبتون می گیره ها! شکر خورد!دیگه از این مارک شکر نمی خوره.قول میده.... مرد(با نعره حمله می کنه به طرف دخترش):من باید بکشمت تا نکشمت آروم نمی شم.خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت...!!! بالاخره با صحبت ها زن,مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهکارشو می بخشه... سال1330 مرد:چی؟دانشسرا؟؟(همون دانشگاه خودمون),حالا می خوای بری دانشسرا؟می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی(بکنی)؟فاسد شدی برا من؟شیکمتو سورفه(سفره) می کونم(می کنم)... زن:آقا,تو رو خدا خودتونو کنترل کنین,خدا نکرده یه وخ(وقت) سکته می کنین آ... مرد:چی میگی زززززززززن؟من اگه اینو امشب نکوشم(نکشم) دیکه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بگیرم,یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی... بالاخره با صحبت های زن,مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهکارشو می بخشه.... سال1380 مرد:کجا؟می خوای با تکپوش(از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم متر پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟می کشمت...من...تو رو...میکشم... زن:ای آقا,خودتو ناراحت نکن بابا,الان دیگه همه همین طورین...(شما بخونید اکثرا) مرد:من.. اینطوری نیستم.دختر لا اقل یه کم اون شلوار و پایین تر بکش تا زانوتو بپوشونه.نه...نه...نمی خواد.بد تر شد.همون بالا ببندیش بهتره...!(لطفا بد برداشت نکنید!!!) سال1400 زن:دخترم,حالا بابات یه غلطی کرد.تو اعصاب خودتو خراب نکن.لاک ناخنت می پره!آروم باش عزیزم.رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی.باباتم قول میده دیگه از این حرفا نزنه.... بالاخره با صحبت های زن,دختر خونه از خر شیطون پیاده می شه و پدر گناهکارشو می بخشه!!! اگه تکراری بود شرمنده دیگه!!! کوله ام غرق غم است...آدم خوب کم است! عده ای بی خبرند...عده ای کور و کرند و گروهی پکرند... دلم از این همه بد میگیرد و چه خوب...آدمی میمیرد. | ||||||||
| |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| تکاملی, دختر, سیر, ها |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |