| |||
| |||||||
| نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: پایان می گل چطور بود؟ | |||
| عالی | | 72 | 66.67% |
| خوب | | 27 | 25.00% |
| متوسط | | 8 | 7.41% |
| بد | | 0 | 0% |
| افتضاح | | 1 | 0.93% |
| رأی دهندگان: 108. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید. | |||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 1,506
تشکرها: 2,916
تشکر شده 308,871 بار در 1,408 پست
کتاب مورد علاقه : مجنون تر از فرهاد-الهه حالت من : | پست بسیار مفید : +56 امتیاز سلام... منتظرتونم شدیییید... و بهتون نیاز دارم شدیدترررررر یه توضیح کوتاه در مورد این کتاب بدم: اول اینکه موضوع این کتاب شاید تو واقعیت احتمال اتفاقش خیییلیی کم یا حتی نا ممکن باشه....اما من عقیده دارم یه کم دور شدن از دنیای واقعی لذت بخشه...اگر همیشه بخوایم اتفاقاتی رو بنویسیم که تو روزمرگیهامون اتفاق میافته کمی خسته کننده میشه! این رو گفتم فقط بدونید خودمم میدونم این اتفاقات کمی دور از واقعیت....اما برای من به شخصه نوشتنش لذت بخش بود.... البته من تا جایی که تونستم در مورد اتفاقات و قانون و خیلی چیزهای دیگه اش با تحقیق و پرس و جو نوشتم..همه چیز رو هوا نیست.... حالا فکر نکنید داستان تخیلیه...نه داستان عشق و عاشقیه و البته یه وجه اشتراک تکراری با خیلی از رمانهای اخیر داره...اون هم همخونه شدن 2 نفره...ولی فکر میکنم علت و روندش کمی متفاوت باشه! چون موضوع طوری هست که ممکنه باعث سوء تفاهم بشه از همینجا اعلام میکنم..هرگونه تشابه اسمی و اخلاقی و شخصیتی کاملا تصادفی هستش...تا جایی که بتونم سعی میکنم این سوء تفاهم پیش نیاد اما پیشاپیش عذر خواهی میکنم! در مورد اسم داستان باید بگم هر چی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید...از اونجایی که خودم از کتابهایی که اسم شخصیت داستان روش هست خیلی خوشم میاد(با اینکه بارها گول این موضوع رو خوردم و کتابهای بدی رو خوندم)اسم شخصیت داستان و روش گذاشتم....امیدوارم شما از خوندن داستان من پشیمون نشید ![]() این هم لینک رمان می گل1 http://www.forum.98ia.com/t532147.html می گل(2) می گل (2) | samira-mis کاربر انجمن خلاصه می گل(1) می گل دختری که خانواده اش از هم پاشیده شدن.....توسط خواهرش که وضعیت اجتماعی خوبی نداره به یکی از دوست پسرهای قبلیش فروخته میشه....این جریان باعث هم خونه شدن می گل و شهروز که تفاوت سنی زیادی هم دارن میشه!!!! خلاصه می گل(2) عشق می گل و شهروز به دلیل تحولی که تو زندگی می گل یعنی ورود به دانشگاه بوجود میاد دستخوش تغییرات و متزلزل شدن روابطشون میشه!!!..... ویرایش توسط samira-mis : ۸ مهر ۱۳۹۱ در ساعت ۱۲:۰۵ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | * sogand 21 *, *bi gharar*, *Hamraz*, ...نگین..., .هازال., a.n.jel, abby7, angelina, Autumn's Maryam, azin@, babak68, binaha, CIVIL, diena, dr-vet, elahe 66, elaheh sharghi, elnazegham, faribash, foroogh 54, foxy_2010, gole narges, hadis00, hediyeh_b, Inoosh, kimi khoshgele, kimia.76, kimia_hg, L!nA, madam.m, Mahdis 77, MAHSA-O, mahtab10, mahtabiiiiii, Mantral, mary626, mh_1929, mina-ava, mina_75, mitra.ym, modern girl, m_reisie, n!loof@r, Nahid72, naiad.only, naryam21, NO ONE, noooor, nooriya, paliz-sm, placebo, R.A.H.A, Rooz khosh, Sahar.M, samandf, samira.t, Sam!ra, sefid65, setayesh-a, shimaaaa, shoko pars, soratyrooz, sotazi, spgsara, Star inferNal, sعسلs, ti_na60, tondar1365, valan, white-sky, yasna:s:.:, z.ss501, ~yekta~, ارمغان شادی, بلفى, بهبهو, تاریشا60, خانم فسقلی, خورشیدک, دختر رویایی, دل سرد, راحله۷۱, سانازارمان, شهرزاد ن, غزل91, لیلاحمیده, نازنین30, نسرین..., پروانه!, کیمیا1388, ♥ nazi nazi♥ |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت : زیر سقف آسمان
نوشته ها: 4,107
تشکرها: 56,629
تشکر شده 59,006 بار در 6,808 پست
| پست بسیار مفید : +7 امتیاز طبق قوانین بخش خلاصه کتابتون رو در پست اول قرار بدید در غیر اینصورت تاپیک حذف میشه در ضمن تا گذاشتن حداقل 5 پست و معلوم شدن روند داستان تاپیک قفل میشه. بعد از اون پیام بدید تاپیکتون رو باز کنم.
| ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۰
نوشته ها: 271
تشکرها: 10,098
تشکر شده 1,351 بار در 289 پست
حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز سلام ![]() ای جان من ،وقتی دیدم داستانتو شروع کردی واقعا خوشحال شدم،مرسی. ![]() درمورد داستانتم که چون هنوز اوایلشه نمیشه چیزی گفت ولی می دونم مثل ناشناس عاشق قشنگه روزگار عزیز! سازهایت دیگر گوش خراش شده اند! لطفا کمی کوکشان کن! ![]() پیشنهاد می کنم حتما بخونید: | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۹۰ محل سکونت : بلاد کفر
نوشته ها: 397
تشکرها: 17,993
تشکر شده 1,318 بار در 411 پست
کتاب مورد علاقه : خیلی زیاد هستند حالت من : | پست مفید : +3 امتیاز سلام به سمیرا جون....خسته نباشی گلم دلم برای پونه و پندار تنگ شده...اما با این سه تا پست خوشگل حتما ازمی گل وشهروز هم خوشم میاد..... تا اینجاکه داستان خیلی جذابه گرچه به قول خودت این سوژه تو داستانهای زیادی تکرار شده اما همونطور که یکبار تو نقد ناشناس عاشق گفتم مهم نیست که داستان تکراریه مهم این هستش که همین داستان تکراری با بیان تازه وقشنگی بیان بشه که خواننده جذبش بشه ....به همین خاطر امیدوارم می گل از پختگی بیشتری نسبت به داستان قبلیت برخوردار باشه و دیگه این که رابطه بین دو تا شخصیت اصلی داستانت که می گل و احتمالا شهروز هستش را با تامل وبسط بیشتری بنویسی و شتاب زده و عجله ای از کنارش رد نشی یعنی بیشتر روی دیالوگ هاشون .احساساتشون.نگاهشون و حتی تماس جسمیشون مانور بدی تا مخاطبت با حس عشق و تنفر وترس و هوس بین اونها اموخته بشه...... نکته دیگه این که وقتی به پایان داستان نزدیک شدیم همه چیز عجله ای وهول هول نشه ....بلکه با آرامش وطمئنینه به پایان ببریش....یعنی در واقع نکته گنگی تو داستان باقی نمونه وخواننده با خیال راحت صفحه رو ببنده....... یک مسئله دیگه این که فکر میکنم از لحاظ نوشتاری ولغوی دیکته اسم«می گل» صحیحتر باشه چون تو متن فکر کنم چند جا فراموش کردی فاصله رو بزنی و اسم به هم چسبیده..میگل...شده که تلفظش با اسم اصلی خیلی فرق میکنه..... ببخشید عزیزم اگه ناراحت شدی ولی چون داستانهاتو دوست دارم واقعا دلم میخواد تا جای ممکن بی نقص باشند... توداستان جدید برات ارزوی موفقیت میکنم گلم........ | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #5 (لینک مستقیم) | |||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 1,506
تشکرها: 2,916
تشکر شده 308,871 بار در 1,408 پست
کتاب مورد علاقه : مجنون تر از فرهاد-الهه حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز نقل قول:
در مورد اسم هم مرسی که یادآوری کردی ...میرم ویرایش میکنم عزیزم. من خودمم فکر میکنم این داستان و پخته تر و بهتر بنویسم..البته امیدوارم..خوشحال میشم بیاید و ایرادهاش و بگید..اینطوری بهتر میتونم داستان و پیش ببرم ![]() ![]() | |||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال فراخوان تایپ ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹ محل سکونت : بندر عباس
نوشته ها: 3,472
تشکرها: 25,018
تشکر شده 14,564 بار در 3,933 پست
کتاب مورد علاقه : همه ی رمانهای زیبا حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام سمیرا جون. خوش اومدی قدمت گلبارون ![]() سمیرا جون پست هایی رو که گذاشتی رو خوندم و متوجه جو جدید داستانت شدم احساس خوبی بهش دارم امیدوارم که تا به آخر همین طور باشه و با عشق داستان زیبات رو دنبال کنم البته مطمئنا همین طوره چون من قلمت رو دوست دارم و به خودت و نوشته های زیبات ارادت خاصی دارم پس پیش بسوی بهترینها. حکایت رفاقت من و تو، حکایت قهوه ایست که امروز به یاد تو تلخ نوشیدم. که با هر جرعه بسیار اندیشیدم، که این طعم را دوست دارم یا نه؟ و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن که انتظار تمام شدنش را نداشتم! و تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه می خواهم! حتی تلخ، تلخ تلخ!!! | ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) | |||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 1,506
تشکرها: 2,916
تشکر شده 308,871 بار در 1,408 پست
کتاب مورد علاقه : مجنون تر از فرهاد-الهه حالت من : | پست معمولی : -1 امتیاز نقل قول:
| |||||||||
| | |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۹۱ محل سکونت : کهکشان راه شیری
نوشته ها: 564
تشکرها: 663
تشکر شده 881 بار در 384 پست
کتاب مورد علاقه : همه چی.بیشتر کلاسیک حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز اولین پست هات قشنگه اما می دونی من از این اسم متنفرم برای همین شک دارم آخه واسه چی اسم بچه هاشونو می ذارن شراب؟هان؟ پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا و در آن باغ کسی می خواند که خدا هست، دگر غصه چرا؟!؟!... آرزو دارم:خورشید، رهایت نکند غم، صدایت نکند ظلمت شام، سیاهت نکند و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند... به نام خدایی که مسی را آفرید تا رونالدو بی سرور نماند | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 1,506
تشکرها: 2,916
تشکر شده 308,871 بار در 1,408 پست
کتاب مورد علاقه : مجنون تر از فرهاد-الهه حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز | ||||||||
| | |
| | #10 (لینک مستقیم) |
| کاربر عادی ![]() | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام سمیرا جون منتظر رمان جدیدت بودم امیدوارم این یکه خیلی قشنگتر وبهتر از قبلی باشه فقط ست خواهشا فضای داستانو پر هیجان کن یکمم کل کل بد نیست مرسی گلم |
| | |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| می گل |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| آن روی دیگر عشق | SaMirA.Ha کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | SaMirA.Ha | نوشته کاربران سایت | 5 | ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۵:۰۹ بعد از ظهر |
| فال قهوه | SaMirA.Ha کاربر انجمن | SaMirA.Ha | کتابهای کامل شده نوشته کاربران | 106 | ۹ دي ۱۳۹۱ ۱۱:۱۲ بعد از ظهر |
| حكايت جنس دل | SaMirA.HA کاربر انجمن | موبایل | farnaz58 | رمان نوشته کاربران سایت | 1 | ۲ خرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۴۰ قبل از ظهر |
| حكايت جنس دل | SaMirA.HA کاربر انجمن | SaMirA.Ha | کتابهای کامل شده نوشته کاربران | 76 | ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۱:۲۹ بعد از ظهر |