بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: پایان می گل چطور بود؟
عالی 111 68.94%
خوب 38 23.60%
متوسط 9 5.59%
بد 0 0%
افتضاح 3 1.86%
رأی دهندگان: 161. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۱۸ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
samira-mis آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +64 امتیاز     
پیش فرض معرفی و نقد رمان می گل | samira-mis کاربر انجمن

سلام...
منتظرتونم شدیییید...
و بهتون نیاز دارم شدیدترررررر

یه توضیح کوتاه در مورد این کتاب بدم:
اول اینکه موضوع این کتاب شاید تو واقعیت احتمال اتفاقش خیییلیی کم یا حتی نا ممکن باشه....اما من عقیده دارم یه کم دور شدن از دنیای واقعی لذت بخشه...اگر همیشه بخوایم اتفاقاتی رو بنویسیم که تو روزمرگیهامون اتفاق میافته کمی خسته کننده میشه!
این رو گفتم فقط بدونید خودمم میدونم این اتفاقات کمی دور از واقعیت....اما برای من به شخصه نوشتنش لذت بخش بود....
البته من تا جایی که تونستم در مورد اتفاقات و قانون و خیلی چیزهای دیگه اش با تحقیق و پرس و جو نوشتم..همه چیز رو هوا نیست....
حالا فکر نکنید داستان تخیلیه...نه داستان عشق و عاشقیه و البته یه وجه اشتراک تکراری با خیلی از رمانهای اخیر داره...اون هم همخونه شدن 2 نفره...ولی فکر میکنم علت و روندش کمی متفاوت باشه!
چون موضوع طوری هست که ممکنه باعث سوء تفاهم بشه از همینجا اعلام میکنم..هرگونه تشابه اسمی و اخلاقی و شخصیتی کاملا تصادفی هستش...تا جایی که بتونم سعی میکنم این سوء تفاهم پیش نیاد اما پیشاپیش عذر خواهی میکنم!

در مورد اسم داستان باید بگم هر چی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید...از اونجایی که خودم از کتابهایی که اسم شخصیت داستان روش هست خیلی خوشم میاد(با اینکه بارها گول این موضوع رو خوردم و کتابهای بدی رو خوندم)اسم شخصیت داستان و روش گذاشتم....امیدوارم شما از خوندن داستان من پشیمون نشید

این هم لینک رمان می گل1
رمان می گل | samira-mis کاربر انجمن

می گل(2)
رمان می گل (2) | samira-mis کاربر انجمن

خلاصه می گل(1)
می گل دختری که خانواده اش از هم پاشیده شدن.....توسط خواهرش که وضعیت اجتماعی خوبی نداره به یکی از دوست پسرهای قبلیش فروخته میشه....این جریان باعث هم خونه شدن می گل و شهروز که تفاوت سنی زیادی هم دارن میشه!!!!

خلاصه می گل(2)
عشق می گل و شهروز به دلیل تحولی که تو زندگی می گل یعنی ورود به دانشگاه بوجود میاد دستخوش تغییرات و متزلزل شدن روابطشون میشه!!!.....

ویرایش توسط samira-mis : ۸ مهر ۱۳۹۱ در ساعت ۱۲:۰۵ بعد از ظهر
samira-mis آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* sogand 21 *, *bi gharar*, *Hamraz*, *yegane*, *لبخند*, ...نگین..., .هازال., a.n.jel, abby7, ailin1365, angelina, Autumn's Maryam, azin@, babak68, binaha, CIVIL, diena, dr-vet, elahe 66, elaheh sharghi, elnazegham, faribash, fateme16, FereshteĦ, foroogh 54, foxy_2010, gole narges, hadis00, hediyeh_b, Inoosh, kimi khoshgele, kimia.76, kimia_hg, L!nA, madam.m, Mahdis 77, MAHSA-O, mahtab10, Mantral, mary626, Mel!i!ka, mh_1929, mina-ava, mina_75, mitra.ym, modern girl, m_reisie, n!loof@r, Nahid72, naiad.only, naryam21, NO ONE, noooor, nooriya, paliz-sm, placebo, R.A.H.A, Rooz khosh, SAHAR 1377, Sahar.M, sahartat@gmail., samandf, samira.t, Sam!ra, SANA-T, sanaz3, sefid65, setayesh-a, shimaaaa, shoko pars, siiiiiima, SOSKET, sotazi, spandra, spgsara, Star inferNal, sushiyant11, sعسلs, ti_na60, tondar1365, valan, white-sky, yasna:s:.:, z.ss501, ~yekta~, ·•● samir ●•·, ارمغان شادی, بلفى, بهبهو, تاریشا60, خانم فسقلی, خورشیدک, دختر رویایی, دل سرد, دکتر نانا, راحله۷۱, سانازارمان, ستاره ی کور, شهرزاد ن, غزل91, لیلاحمیده, نازنین30, نسرین..., پروانه!, پریاss, کیمیا 1998, کیمیا1388, ♥ nazi nazi♥

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۱۰ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
مدیر بخش کتاب
 
patrin آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

طبق قوانین بخش خلاصه کتابتون رو در پست اول قرار بدید در غیر اینصورت تاپیک حذف میشه
در ضمن تا گذاشتن حداقل 5 پست و معلوم شدن روند داستان تاپیک قفل میشه. بعد از اون پیام بدید تاپیکتون رو باز کنم.



رفتنت را باور ندارم هنوز
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

بر اساس اطلاعیه ادمین کتابی در انجمن ویرایش نمی شود و نویسندگان خود موظف به رعایت موارد نگارشی هستند.
اطلاعیه ؛ مواردی که در کتابها نیاز به بازبینی دارند
مهمترین نکات ویرایشی | مخصوص نویسندگان و ویراستاران انجمن

قوانین بخش نقـد کتابهای نویسندگان انجمن!

نحـوه ی قـرار دادن کتـاب در سایت!

اطلاعیه های بخش کتاب !

patrin آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۰۳ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
bahar.nt آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام
ای جان من ،وقتی دیدم داستانتو شروع کردی واقعا خوشحال شدم،مرسی.
درمورد داستانتم که چون هنوز اوایلشه نمیشه چیزی گفت ولی می دونم مثل ناشناس عاشق قشنگه



الهی!
من نه آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم،نه تو آنی که
گدار را ننوازی به نگاهی!
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی،پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی،کس به غیر از تو نخواهم.
باز کن در،که جز این خانه مرا نیست پناهی!

"اندکی صبر سحر نزدیک است
"

bahar.nt آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۵:۴۱ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
n.shina آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

سلام به سمیرا جون....خسته نباشی گلم دلم برای پونه و پندار تنگ شده...اما با این سه تا پست خوشگل حتما ازمی گل وشهروز هم خوشم میاد.....
تا اینجاکه داستان خیلی جذابه گرچه به قول خودت این سوژه تو داستانهای زیادی تکرار شده اما همونطور که یکبار تو نقد ناشناس عاشق گفتم مهم نیست که داستان تکراریه مهم این هستش که همین داستان تکراری با بیان تازه وقشنگی بیان بشه که خواننده جذبش بشه ....به همین خاطر امیدوارم می گل از پختگی بیشتری نسبت به داستان قبلیت برخوردار باشه و دیگه این که رابطه بین دو تا شخصیت اصلی داستانت که می گل و احتمالا شهروز هستش را با تامل وبسط بیشتری بنویسی و شتاب زده و عجله ای از کنارش رد نشی یعنی بیشتر روی دیالوگ هاشون .احساساتشون.نگاهشون و حتی تماس جسمیشون مانور بدی تا مخاطبت با حس عشق و تنفر وترس و هوس بین اونها اموخته بشه......
نکته دیگه این که وقتی به پایان داستان نزدیک شدیم همه چیز عجله ای وهول هول نشه ....بلکه با آرامش وطمئنینه به پایان ببریش....یعنی در واقع نکته گنگی تو داستان باقی نمونه وخواننده با خیال راحت صفحه رو ببنده.......
یک مسئله دیگه این که فکر میکنم از لحاظ نوشتاری ولغوی دیکته اسم«می گل» صحیحتر باشه چون تو متن فکر کنم چند جا فراموش کردی فاصله رو بزنی و اسم به هم چسبیده..میگل...شده که تلفظش با اسم اصلی خیلی فرق میکنه.....
ببخشید عزیزم اگه ناراحت شدی ولی چون داستانهاتو دوست دارم واقعا دلم میخواد تا جای ممکن بی نقص باشند...
توداستان جدید برات ارزوی موفقیت میکنم گلم........
n.shina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۵۸ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
samira-mis آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط n.shina نمایش پست ها
سلام به سمیرا جون....خسته نباشی گلم دلم برای پونه و پندار تنگ شده...اما با این سه تا پست خوشگل حتما ازمی گل وشهروز هم خوشم میاد.....
تا اینجاکه داستان خیلی جذابه گرچه به قول خودت این سوژه تو داستانهای زیادی تکرار شده اما همونطور که یکبار تو نقد ناشناس عاشق گفتم مهم نیست که داستان تکراریه مهم این هستش که همین داستان تکراری با بیان تازه وقشنگی بیان بشه که خواننده جذبش بشه ....به همین خاطر امیدوارم می گل از پختگی بیشتری نسبت به داستان قبلیت برخوردار باشه و دیگه این که رابطه بین دو تا شخصیت اصلی داستانت که می گل و احتمالا شهروز هستش را با تامل وبسط بیشتری بنویسی و شتاب زده و عجله ای از کنارش رد نشی یعنی بیشتر روی دیالوگ هاشون .احساساتشون.نگاهشون و حتی تماس جسمیشون مانور بدی تا مخاطبت با حس عشق و تنفر وترس و هوس بین اونها اموخته بشه......
نکته دیگه این که وقتی به پایان داستان نزدیک شدیم همه چیز عجله ای وهول هول نشه ....بلکه با آرامش وطمئنینه به پایان ببریش....یعنی در واقع نکته گنگی تو داستان باقی نمونه وخواننده با خیال راحت صفحه رو ببنده.......
یک مسئله دیگه این که فکر میکنم از لحاظ نوشتاری ولغوی دیکته اسم«می گل» صحیحتر باشه چون تو متن فکر کنم چند جا فراموش کردی فاصله رو بزنی و اسم به هم چسبیده..میگل...شده که تلفظش با اسم اصلی خیلی فرق میکنه.....
ببخشید عزیزم اگه ناراحت شدی ولی چون داستانهاتو دوست دارم واقعا دلم میخواد تا جای ممکن بی نقص باشند...
توداستان جدید برات ارزوی موفقیت میکنم گلم........
سلام عزیزم..خوشحالم باز میبینمت...برای چی باید ناراحت بشم؟باهات موافقم....اخرهای داستان قبل کمی هول هولی شد..اما تمام تلاشم و میکنم این یکی این اتفاق براش نیافته...سعی میکنم سر فذصت و حوصله و بدون عجله داستان و پیش برم..و فکر میکنم اینبار طولانی تر هم بشه....

در مورد اسم هم مرسی که یادآوری کردی ...میرم ویرایش میکنم عزیزم.

من خودمم فکر میکنم این داستان و پخته تر و بهتر بنویسم..البته امیدوارم..خوشحال میشم بیاید و ایرادهاش و بگید..اینطوری بهتر میتونم داستان و پیش ببرم
samira-mis آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۷:۳۰ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
foroogh 54 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام سمیرا جون. خوش اومدی قدمت گلبارون
سمیرا جون پست هایی رو که گذاشتی رو خوندم و متوجه جو جدید داستانت شدم احساس خوبی بهش دارم امیدوارم که تا به آخر همین طور باشه و با عشق داستان زیبات رو دنبال کنم البته مطمئنا همین طوره چون من قلمت رو دوست دارم و به خودت و نوشته های زیبات ارادت خاصی دارم پس پیش بسوی بهترینها.



حکایت رفاقت من و تو، حکایت قهوه ایست که امروز به یاد تو تلخ نوشیدم. که با هر جرعه بسیار اندیشیدم، که این طعم را دوست دارم یا نه؟ و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن که انتظار تمام شدنش را نداشتم! و تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه می خواهم!
حتی تلخ، تلخ تلخ!!!
foroogh 54 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۲۷ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
samira-mis آواتار ها
 
پست معمولی  -1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط foroogh 54 نمایش پست ها
سلام سمیرا جون. خوش اومدی قدمت گلبارون
سمیرا جون پست هایی رو که گذاشتی رو خوندم و متوجه جو جدید داستانت شدم احساس خوبی بهش دارم امیدوارم که تا به آخر همین طور باشه و با عشق داستان زیبات رو دنبال کنم البته مطمئنا همین طوره چون من قلمت رو دوست دارم و به خودت و نوشته های زیبات ارادت خاصی دارم پس پیش بسوی بهترینها.
خوش اومدی عزیزم...منتظر نقدهاتون و انرژیهای مثبتتون هستم
samira-mis آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۲۷ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
mah76 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

اولین پست هات قشنگه اما می دونی من از این اسم متنفرم برای همین شک دارم
آخه واسه چی اسم بچه هاشونو می ذارن شراب؟هان؟



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


به نام خدایی که مسی را آفرید
تا رونالدو بی سرور نماند


حتما بخونيد
زیر شلاق زمستان | satiris کاربر انجمن
mah76 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۳۷ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
samira-mis آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mah76 نمایش پست ها
اولین پست هات قشنگه اما می دونی من از این اسم متنفرم برای همین شک دارم
آخه واسه چی اسم بچه هاشونو می ذارن شراب؟هان؟
چرا؟؟؟من خیلی این اسم و دوست دارم.....شاید برای اینکه بچه ادم و مست میکنه.....
نمیدونم..شاید......حالا بی حیال اسمش...داستان و بخون
samira-mis آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۰۸ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
salem var آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام سمیرا جون منتظر رمان جدیدت بودم امیدوارم این یکه خیلی قشنگتر وبهتر از قبلی باشه فقط ست خواهشا فضای داستانو پر هیجان کن یکمم کل کل بد نیست مرسی گلم
salem var آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
می گل

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
آن روی دیگر عشق | SaMirA.Ha کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب SaMirA.Ha نوشته کاربران سایت 5 ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۵:۰۹ بعد از ظهر
رمان فال قهوه | SaMirA.Ha کاربر انجمن SaMirA.Ha رمان های کامل شده نوشته کاربران 106 ۹ دي ۱۳۹۱ ۱۱:۱۲ بعد از ظهر
رمان می گل | samira-mis کاربر انجمن samira-mis رمان های کامل شده نوشته کاربران 354 ۲۵ شهريور ۱۳۹۱ ۱۲:۳۰ قبل از ظهر
حكايت جنس دل | SaMirA.HA کاربر انجمن | موبایل Farnaz رمان موبایل نوشته کاربران سایت 1 ۲ خرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۴۰ قبل از ظهر
رمان حكايت جنس دل | SaMirA.HA کاربر انجمن SaMirA.Ha رمان های کامل شده نوشته کاربران 76 ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۱:۲۹ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۰:۵۲ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا