بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۰ خرداد ۱۳۹۱, ۰۴:۴۶ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
فاطیما8 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض روشنای غروب | علم ناز حسن زاده | معرفی و نقد کتاب



روشنای غروب
ناشر: شادان
مولف: علم ناز حسن زاده
98000ریال

خواندن صفحات حوادث در روزنامه‏ ها دو نتيجه دارد: اول آگاهى از آنچه اطراف ما مى‏گذرد و شايد كسب تجربه، و دوم ايجاد دل‏نگرانى و بدبينى نسبت به تمام افراد جديدى كه مى‏بينيم. از آنجا كه هميشه دانستن بر ندانستن ارجحيت دارد پس به حرمت اين آگاهى، آن دل‏نگرانى‏ها را ناديده مى‏گيريم و خواندن اين خبرها را لازم و نتيجه‏بخش مى‏شماريم. كتاب «روشناى غروب» يكى از همين تجربه‏هاست كه براى رسيدن به آن ـ بدون نياز به آزمودن! ـ مى‏توان خواند و علاوه‏بر جذابيتِ قصه، از آن به نگاهى ديگر رسيد. نگاهى آگاهانه به آنچه زندگىِ شهرىِ امروز مى‏طلبد و گاهى مواجهه با آن اجتناب‏ ناپذير است.

این هم دانلود چند صفحه از کتاب:http://www.shadan-pub.com/pid-3/pid-4/item/download/260



چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری
“از سادگی نیست”
شاید اینقدر ارزش ندارن که روی افکار وگفته هاشون حساس باشی !!!
.
فاطیما8 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۷ تير ۱۳۹۱, ۱۰:۰۷ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
ناظر کتابهای انجمن
 
setareh30 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

مریم ماجدی، وکیل جوان و موفقیه که به عنوان نماینده دادستانی در دادسرای جنایی مشغول به کاره ... او درگیر پرونده ای در مورد یک قاتل زنجیره ای میشه و نامه های تهدید آمیزی دریافت میکنه ... مریم که 10 سال پیش از همسرش منصور جدا شده، با دختر 17 ساله اش نرمین زندگی میکنه و وحشت از به خطر افتادن زندگی دخترش، اونو وادار میکنه که بعد از 10 سال با همسر سابقش روبرو بشه و نرمین رو تا پایان دادگاه به اون بسپاره ... او هنوز نتونسته با خاطرات تلخ جدائیش از منصور کنار بیاد و این اتفاق آغازی است برای اینکه بتونه خشم و نفرت گذشته رو از وجودش پاک کنه ...





آنجا که دیگر
احساس میکنی خاطره ای نخواهی ساخت
خواهی مُرد!
زندگی چیزیست
میان ِ خاطراتی که ساخته ایم
و خاطراتی که خواهیم ساخت.


سیدمحمد مرکبیان

ویرایش توسط setareh30 : ۲۷ تير ۱۳۹۱ در ساعت ۱۰:۱۴ بعد از ظهر
setareh30 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۷ تير ۱۳۹۱, ۱۰:۳۴ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
paradise آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ممنون.خانومی نظر خودت راجع بهش چیه؟خلاصه ش نشون میده میتونه داستان جالبی باشه



زندگی باور میخواهد ان هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خدا هنوز هست.....

رمانای پیشنهادی من:
رسوب
خالکوبی..
ضربان
اسطوره
بادلم عجین شده ای
بانوقصه
رایحه ممنوع
فرستاده
paradise آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ تير ۱۳۹۱, ۱۱:۲۹ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
manly آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

داستان واقعا کسل کننده ای بود اصلا دوستش نداشتم هیچ کششی در خواننده ایجاد نمی کنه ریتم یکنواخت داستان و شخصیت های رمان که من به هیچ عنوان نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم . شخصیت اصلی داستان مریم ماجدی و دخترش و خانواده ی شوهرش از همه بدتر خود شوهر سابقش همه یک جورایی آنرمال بودن اصلا یکجورایی شخصیت نبودن نویسنده در توصیف همه ی شخصیت هاش اغراق بیداد می کرد ادم ها در این رمان یا زیادی سفید بودن یا زیادی سیاه. از هیچ نظری نمی تونستی بگی داستان خوبه .



عشق چون در قلب من بیدار شد / از طلب پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم من نیستم / حیف از ان عمری که با من زیستم
manly آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۱ تير ۱۳۹۱, ۱۰:۲۶ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
ناظر کتابهای انجمن
 
setareh30 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

قبل از این کتاب، 2 کار از این نویسنده و از انتشارات البرز خونده بودم که با هیچکدوم ارتباط برقرار نکردم ...

چون سبک کاهای شادان رو میشناسم ، این کتاب رو گرفتم ... با کارهای قبلی نویسنده یه مقداری فرق داشت ... موضوع مربوط به قاتل زنجیره ای و صحنه های دادگاه و آگاهی و ... خیلی خوب و پخته نبود و باید بگم تا حدودی خسته کننده و بی کشش بود ... ولی هر آنچه که به زندگی خانوادگی مریم مربوط بود و در حقیقت سیر داستان رو که منجر به پاک شدن اون کینه و عداوت از وجود مریم شد دوست داشتم و برام قابل قبول بود ... هرچند به نظرم هنوز جا برای پرداخت بیشتر داشت ...

در مجموع یه کتاب معمولی بود به نظرم ...
setareh30 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
حسن, روشنای, زاده, علم, غروب, معرفی, ناز, نقد, و, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
غروب رفتنيست | ali-jigar کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب ali-jigar نوشته کاربران سایت 7 ۲۴ آذر ۱۳۹۰ ۰۴:۱۲ بعد از ظهر
غروب دل | منیر مهریزی مقدم | معرفی و نقد کتاب setareh30 ایرانی 5 ۱۸ آذر ۱۳۹۰ ۰۵:۴۱ بعد از ظهر
رنگ گل نسترن | زهرا رضا زاده | معرفی و نقد کتاب asal_cheshmak ایرانی 40 ۲۲ مهر ۱۳۹۰ ۱۰:۲۵ بعد از ظهر
مرد پشت سر | سميرا رشيدي زاده | معرفی کتاب شبنم ایرانی 0 ۲ بهمن ۱۳۸۹ ۱۱:۴۰ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۸:۳۳ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا