بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۰:۲۰ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
Silver_Moon آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Wink می تراود مهتاب | مریم رضا پور | معرفی و نقد کتاب

سلام
دوستان بیایید اینجا در مورد این رمان حرف بزنیم
از چه چیزاییش خوشتون اومد؟
از چه چیزایی بدتون اومد ؟

به نظر من که خیلی رمان جالبی بود.
فقط آخرش یه جورایی دلم برا استاد سوخت

از شخصیت مهتاب خیلی خوشم اومد.
به نظرتون کار مهتاب درست بود که از شایان جدا شد یا نه؟
در کل اگر شما بودید چی کار می کردید ؟

توضیح مختصر :
اون یک جفت چشم صحرایی که می رقصیدند در اون نیمه شب طوفانی ،اون نگاه جادویی کهدر اون روز یخی به دیدگانم دوخته شده بود،اون گرمای وجود که زیر پوستم دویدو عمری دوباره بهم بخشید و اون سجده طولانی و راز نیاز که نشان از ایمانش داشت...
خلاصه رمان :
در مورد دختر شیطونی به نام مهتاب که با مادر و مادر بزرگش زندگی میکنه طی حادثه ای عاشق شایان پسر همسایه ای که به تازگی به محله اونا اومدن میشه اما فکر میکنه شایان هیچ علاقه ای به اون نداره و برای همین از لج اون با برادر شایان
شروین ازدواج میکنه که بعد از مدتی میفهمه شروین یه جاسوس و خلاف کار برای همین تصمیم به برگشت میگیره که متوجه میشه حامله است در این حین شایان ............



جایی که دل باید به دریا زد همینجاست...
ستاره (setareh_star)
Silver_Moon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۸۸, ۱۰:۲۹ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
amirarsalan آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان می تراود مهتاب | مریم رضا پور

به نظر منم رمان جالبي بود به خصوص افكار درپيت دختره و افكار درهم برهمش ادمو به خنده مينداخت. تا حدي با جدايي مهتاب از شايان موافق بودم البته با توجه به طرز فكرش كه نبايد سر بار كسي بود ! راستش منم يه كم به خاطر عرفان دمق شدم اما خب سوسول بود و بدرد زندگي مشترك نمي خورد .



[color=red]من از روئيدن خار سر ديوار دانستم
amirarsalan آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۳ شهريور ۱۳۸۸, ۰۵:۱۳ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
Silver_Moon آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان می تراود مهتاب | مریم رضا پور

چرا چیزی نمی گید؟
Silver_Moon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۰۴:۳۲ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
asheghi آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان می تراود مهتاب | مریم رضا پور

رمان اسکن شد و ما نخوندیم تا نظری بدیم
asheghi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۰۵:۰۹ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
mahiia آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان می تراود مهتاب | مریم رضا پور

به نظر من كه خيلي مزخرفه!!
دختره همش داشت يا از حال ميرفت يا گريه مي كرد!! يا مسخره بازي در مي اوورد!! مثلا اين كه مدام توي كلاس سوال هاي مسخره مي كرد و دو زار سواد نداشت حرص من يكي رو كه در مي اوورد!!دريغ از يه كار درست حسابي كه توي كتاب بكنه! خوب شد اون دانشگاه و رفت وگرنه من يكي كه دق مي كردم از دستش!!!!
شخصيت پردازي رمانش هم كه واقعا مسخره بود! خود رمان هم كه ضايع؛ مثل اينكه زرتي [فكر مي كنم يه هفته هم نشد] زن شروين شد بعد زرتي از شروين طلاق گرفت و زن شايان شد [اين سري هم انگار به يه هقته نكشيد] و تمام خانواده هم با روي باز قبول كردن!! اينكه يه كلام يه شايان اصل ماجرا رو نمي گفت تا سو تفاهم ها تموم شه كه ديگه نوز اعلا نور بود!! جالب اين جاست كه كلي هم كشته مرده داشت

به نظر من كه كتاب خيلي خيلي ضعيفي بود!! حيف پول براي خريدن ، حيف وقت براي خوندن!



نام منـــ چهار حرفیست
مرا از جنــــــــس درد ساخته اند
به سختـــــــ جاني ام نگاه نكن
سراغ دل نازكــــــــم را بگير
وقتــــــ ِ ساختنِ دلم، دســـت خدا مي لرزيد/.
mahiia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۰۶:۰۳ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
parisam آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان می تراود مهتاب | مریم رضا پور

مزخرف ترین رمانی بود که تو عمرم خونده بودم...

نویسنده اش با چه رویی همچین چرندیاتی رو سرهم کرده؟!!!

همه میگفتن این کتاب خیلی خنده داره... من که نفهمیدم کجاش خنده دار بود؟! این که دختره اندازه سرسوزن فهم و شعور نداشت؟

همه پسرام که عاشقش میشدن!!!

از اول داستان یا شرح غذا خوردنشون بود... یا حرفای مزخرفی که به قول خودش ربطی نبود...

واقعاً حیف... حیفِ وقتی که رو این رمانا میزارین...



از چه دلتنگ شدی ... دلخوشی ها کم نیست ...
parisam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۰۶:۰۵ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
onlylove آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان می تراود مهتاب | مریم رضا پور

من تازه ميخوام بخونمش
ايتجوري يعني نخونم؟



ديروزها كسي را دوست ميداشتي
اين روزها دلتنگي....تنهايي
تمام عمر ما به همين سادگي گذشت
onlylove آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۰۶:۰۷ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
parisam آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان می تراود مهتاب | مریم رضا پور

[quote="onlylove";p="149198":2fhc2auq]من تازه ميخوام بخونمش
ايتجوري يعني نخونم؟[/quote:2fhc2auq]


بستگی به سلیقه ات داره!!!

متاسفانه اینجا همه عاشق این جور رمان ها هستن...
parisam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۰۶:۰۷ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
rojan67 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان می تراود مهتاب | مریم رضا پور

واي نه!
اتفاقا به نظر من خيلي عالي بود.
نقل قول:

مزخرف ترین رمانی بود که تو عمرم خونده بودم...

نویسنده اش با چه رویی همچین چرندیاتی رو سرهم کرده؟!!!

همه میگفتن این کتاب خیلی خنده داره... من که نفهمیدم کجاش خنده دار بود؟! این که دختره اندازه سرسوزن فهم و شعور نداشت؟

همه پسرام که عاشقش میشدن!!!

از اول داستان یا شرح غذا خوردنشون بود... یا حرفای مزخرفی که به قول خودش ربطی نبود...

واقعاً حیف... حیفِ وقتی که رو این رمانا میزارین..
عزيزم مگه همه قهرماناي داستان بايد فهم و شعور داشته باشن؟
بالاخره اينهم عاقبت يك دختري بود كه خيلي بچگانه فكر مي كرد.،خنده دار هم اصلا نبود موافقم شايد به شيطنت هاش مي گن خنده دار!
اما در كل به نظر من رمان حالبي بود.



موفق كسي است كه با آجرهايي كه به طرفش پرتاب مي شود يك بناي محكم بسازد.
rojan67 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۴ شهريور ۱۳۸۸, ۰۶:۰۹ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
ملودی آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض re: نقد رمان می تراود مهتاب | مریم رضا پور

چقدر سلیقه ها متفاوته.من فکر می کنم کسایی که اخلاقشون شبیه مهتابه(خود درگیری دارن...عین خود من)خوششون میاد.اتفاقا نکته جالبی که داشت همین افکار شلخته ی مهتاب بود.من فقط حرصم می گرفت که چرا به شایان راستش رو نمی گفت.من که اصلا نمی تونم خواسته قلبی مو از کسی که دوست دارم مخفی کنم.می گم اگه قراره سو استفاده کنه بذار بکنه تا من طرفم رو بشناسم بیشتر از این غرق نشم.
من خیلی این رمان رو دوست دارم.مشتاقانه هم منتظرم که یه کتاب دیگه از مریم رضاپور بخونم




زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست

من دلم می خواهد،

قدر این خاطره را، دریابیم


ملودی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
تراود, رضا, رمان, مریم, معرفی, مهتاب, می, نقد, و, پور, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
اشک مهتاب | شهلا ابراهیمی | معرفی کتاب math ایرانی 3 ۸ آبان ۱۳۹۰ ۰۷:۱۵ بعد از ظهر
مهر و مهتاب | تکین حمزه لو | معرفی و نقد کتاب yazdi ایرانی 128 ۱۸ مهر ۱۳۹۰ ۰۳:۰۶ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۵:۳۴ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا