| |||
| |||||||
| نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: از کدوم شخصیت رمان بیش از اندازه خوشتون اومده | |||
| آروین بد اخلاقه | | 192 | 73.85% |
| آقا آریا بچه مثبتمون | | 8 | 3.08% |
| آیتان خانووم | | 57 | 21.92% |
| پانا | | 3 | 1.15% |
| رأی دهندگان: 260. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید. | |||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #411 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۱ محل سکونت : اتاق 1408
نوشته ها: 145
تشکرها: 1,234
تشکر شده 367 بار در 100 پست
کتاب مورد علاقه : شيطنت عشق،همسايه من،ق حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز خسته نباشي......اروين قبلاً هر چي بوده مهم نيس خوب كمبود داشتههه حيووني ولي. به اريا همه توجه داشتن اوون لياقته ايتانو نداره اه اه فقط بلده اداي ادم مذهبي رو دراره لطفاً از فكر اريا بيا بيروون حيف ايتان نيس؟؟؟؟؟فقط اروين لياقته ايتانو داره يه اهنگ عاليييييييييي3>3> ورس 1 [ اس آر ]: دیگه نمیفهمم ، مغزه داغونه // تازه فهمیدم که هفته رفته چهار روزش کی میگه سخته؟ خیلیم خب آره آسونه // زندگی وقتی یادت بره قانونش تو بودی صدای عربده نمیومد از این اتاق // مامانم صدا خندمو میشنید نه جیغ و داد منم تو فکرم نه بود همش لعنتی کجایی؟ // کجایی؟ خستم از این اوضام ورس 2 [ مافی ]: فقط بگم من یه چی بهت / میفهمم چشی چته / گذاشتی رفتی که چی بشه؟ مغزم دیگه نمیکشه بریدم // ولی بود دوخت خودم کار گذاشتم روت سوبل مخم تو این باغا نبودم // یهو دیدم باغبونم دارم میدم هر روز کود به گلم یادش بخیر آخره شب روی سطح آینه // میکشیدی یه چیز انگار نقش آلپه هرچی میری بالا نمیرسی تهش چشات گرد میشه // نمیزدی شب لب به شام بیبی گرل ( Baby Girl ) هر سکانس هی میره // هنوزم بالا تخت خواب عکس ما هستشا چقدر خنده دار هندیه کروس [ اس آر ]: "کدوم کوچه ها" به تو راه دارن؟ // کدوم گوشا به تو راز دارن؟ آنا" بگو ، وگرنه نمیبره خوابم به زور [2] ورس 3 [ ساعی ]: فیلم دیدن شب کار ما بود // تا که بشه لپ تاپه خاموش چشا مثل "ومپایرا" خون / بعد ، حرفای آروم / بعد ، پاکــــــ کنی رنگای ناخون بعد ، بیهوشیم و شصتای پامون // بره لای شصتای پامون دلم تنگــــــ شده که ، ببینمت از 5 سانتی // این همه خاطره ما داشتیم حیف که این همه عکس ننداختیم دنبال یه عاشق واقعی // یکی هم که هست نشناختیش همه چی خوب بود الان چی بگم؟ // بشینم بگم بد شانسیم ورس 4 [ اس آر ]: میگن همه دوستام کوشش این دختره که روی میز عکسش هست این که باهاته اون که نیست میگم که خب ببین یادمه رفتی جمعه ای // و بعدم کلی بهونه آورد و من نه تو جمله ای نگفتم بر نیومدم از عهدش // میگفتم چرا میگفت من نمیدونم نپرس پس منم که تعطیلم خب ترجیح دادم نپرسم // تو هم که پیشو نگیر نه تو روم نه پشت سر "کدوم کوچه ها" به تو راه دارن؟ // کدوم گوشا به تو راز دارن؟ آنا" بگو ، وگرنه نمیبره خوابم به زور ویرایش توسط Breaking dawnnn : ۳۱ شهريور ۱۳۹۱ در ساعت ۱۱:۱۴ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| تبلیغات | |
| | |
| | #412 (لینک مستقیم) |
| کاربر عادی ![]() حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز داداش امیر اینم سواله میپرسی؟اخه معلومه که لیاقت ایتان اروینه و بر عکس لطفا بذار این دو تا به خوبی و خوشی به هم برسنننننننننننننننننننننن نننننن! |
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #413 (لینک مستقیم) |
| کاربر عادی ![]() حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز امیرخان فقط اروین باپایانی خوش |
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #414 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۹۰
نوشته ها: 22
تشکرها: 110
تشکر شده 65 بار در 24 پست
کتاب مورد علاقه : کیمیاگر حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز قاعدتا آریا لیاقت آیتانو نداره اما شخص سوم باید جالب باشه بعدهم بعید می دونم آیتان با اون خانواده و شرایطش به شخص سومی فک کنه؟ | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #415 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۹۱ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 539
تشکرها: 5,226
تشکر شده 2,668 بار در 469 پست
کتاب مورد علاقه : هم خونه حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز خسته نباشی آقا امیر خواهشا پایان خوشت با آروین باشه | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #416 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۹۱ محل سکونت : شمال ایران کوچک
نوشته ها: 2,397
تشکرها: 7,846
تشکر شده 45,585 بار در 4,115 پست
کتاب مورد علاقه : نوشته نشده هنوز حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام دو تا پست آخر رو امروز خوندم. اول پست قبلی: چند روز پیش گفتم یه رمان میخونم و اینا به نظرم خیلی تحت تاثیر اون نوشته بودی. همه ی اولین شبا و روز بعد از ازدواج که مثل هم نیست. تنها نوآوریت همون شلختگی میز صبحانه رو چیدن آروین بود. میدونم که میتونستی بهتر بنویسی. اما پست آخری خوب بود به قول خودت دوز احساساتش تو حلقم اما در مورد سوالای آخرت: این که الان بگی ثبات داشته باشه این ازدواج به نظرم آره.اینکه از اول آروین لیاقت آیتان رو نداشت یه چیزه ولی اینکه الان اون بلایی که سر اون دختر نباید میومد اومده و الان آروین حق عقب نشینی نداره. اما اما اما بازم اگه اون بچه مال آروین باشه که همون بهتر این بشر بره بمیره چون واقعا بی لیاقته. حق آیتان آریا هم نبود و نیست . یه چیزه دیگه اینکه خوب تونستی چهره ی منفور آریا رو به نمایش بزاری و بگی همچین مردایی سر به تنشون نباشه بهتره ولی آروینم همچین مرد با شخصیتی نیس متاسفانه روال داستان اونو یه قهرمان جلوه داده حال اینکه امثال آروین هم سر به تنشون نباشه بهتره. در مورد شخص سومم به نظرم اگه قراره جدایی اتفاق بیفته بهتره آیتان راحت بشه از هر چی مرده و بره پی زندگیی که یه عمره به نظرم آرزوشو داره. نه یه پدر احمق و زبون نفهم نه یه معشوق هرزه و نه یه شوهر نالایق. سعی کردم تند حرف نزنم ![]() سپاس از کار خوبت وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ویرایش توسط ✘Soheyla✘ : ۱ مهر ۱۳۹۱ در ساعت ۱۱:۱۰ قبل از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #417 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۱ محل سکونت : زندان عشق
نوشته ها: 403
تشکرها: 4,100
تشکر شده 6,754 بار در 381 پست
کتاب مورد علاقه : دست نارنجی حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز داداش یادمه چند وقت پیش گفتی نیایم و در باره ادامه داستان حرفی نزنیم تا سر رشته رمان از دستت در نره ولی حالا خودت در ادامه سوال کردی ولی بیخی منم با نظره همه موافقم (کم پیش میاد اینجوریا )ولی میذاشتی این اروین میرفت سراغ اریا و حسابش را تسویه میکرد تهش میکشتش دیگه ولی این کار از اروین بعیده اما خب یکم درگیری هیجان داستان را بالا میبرد .ولی بهتره در حالی که اروین و ایتان را کنار هم نگه میداری بهم تیکه و سربه سر گذاشتنم داشته باشن . اما من فکر میکنم احساسات ایتان و اروین یکم زیاده روی بود و در بعضی قسمتا مصنوعی حس میشد البته شاید اول این موضوع به چشم نیاد اما بعدش چرا اروین میگه ایتان منفجر شد این یعنی حرص و درد و ترس باید توی کلمات بگنجن نه توی بیان کلمه ترس که به نظر من تو خیلی بهتر از اینا هم میتونستی کار کنی چون قسمتای دعوا های اروین با اریا قشنگ خواننده میتونه تمام دردی که اروین میکشه را همزمان خوندن درک کنه و از اون مهمتر احساسش کنه اما این در خصوص این قسمت زیاد صدق نمی کرد . امیدوارم از نقدم ناراحت نشده باشی و نقد سازنده کرده باشم . اواتارت خیلی زیباست . اگه بفهمید یه سرطان خیلی وخیم دارید چیکا رمیکنید؟سرطانی که ذهن شمارو دربرمیگیره،سرطانی که باعث میشه دقایق عمرت مثل یه ساعت شنی به نظر بیاد؟ از تلاشی که خانوادت نمی کنن؟از اتفاق هایی که میخواستی بیفته و نمیفته؟ از امید ها هایی که شاید...ناامیدی هستند؟ رمان روز های آخرین بزودی از یک کاربر جدید درگیر زندگی نشو با ان بازی کن، این روز ها با همه بازی میکند اما درگیر کسی نمی شود ،تو هم مثل او باش ولی فراموش نکن این تنها یک بازی است چه تو برنده باشی و چه بازنده، و باز هم ان ادامه خواهد داشت . رمان فوق العاده ی دوستم: هیچ کسان2(دژاوو) ویرایش توسط هورتاش : ۱ مهر ۱۳۹۱ در ساعت ۰۳:۳۷ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #418 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰
نوشته ها: 338
تشکرها: 2,573
تشکر شده 11,478 بار در 501 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلامـــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ ![]() واي دوتا پست تپل! عاليييييييي بود ![]() من با اين جمله سهيلا موافقم "آروینم همچین مرد با شخصیتی نیس متاسفانه روال داستان اونو یه قهرمان جلوه داده" اما بازم بچه خوبيه،دوسش دارم ![]() با اينم موافقم "دوز احساسات این قسمت تو حلقم ." ![]() لیاقت آیتان کیه ؟ آروین ؟؟ آریا ؟؟ شخص سوم ؟؟ اصلا حرف آريا رو نزن كه هرچيزي داره به جز لياقت ![]() خب من مي گم آروين (چون دوسش دارم،دارم پارتي بازي مي كنم )چون اين سوم شخص رو نميشناسم نظري درباره ش ندارم! داستان در مورد دختریِ که تو خونواده ش با مشکلات زیادی رو به روئه. اون قدر که فرار و بر قرار ترجیح می ده. فراری که در پس اون بی قراری های زیادی انتظارش رو می کشه... __________________________ عکس تو بر عکس تو مدام در آغوش من است … ![]() | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #419 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۱ محل سکونت : زندان عشق
نوشته ها: 403
تشکرها: 4,100
تشکر شده 6,754 بار در 381 پست
کتاب مورد علاقه : دست نارنجی حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز اما من با اين جمله سهيلا موافقم نیستم "آروینم همچین مرد با شخصیتی نیس متاسفانه روال داستان اونو یه قهرمان جلوه داده" هیچ ادمی کامل نیست هر کسی توی یک قسمتی از شخصیتش کم و کاستی هایی داره که این موجب میشه از بعضی لحاظ خوب و از بعضی لحاظ بد باشه اما اون چیزی که ما ادم ها را به دودسته خوب یا بد تقسیم میکنیم داشتن بیشترین خوبی یا بیشترین بدی هستش که در مورد اول به طرف میگیم خوبه و یا همون با شخصیته یا این که میتونه در دسته دوم قرار بگیره که در این موقع میگم فرد مورد نظر ادم بدیه یا بی شخصیته که اروین هم مثله همه ی ادما دارای این خصوصیت ها هستش در گذشته اشتباهاتی را مرتکب شده که هر کسی میتونه اون را انجام داده باشه حتی مذهبی ترین و با شخصیت ترین افرادم در سن جوونی و نو جوونیشون ویا حتی بچگیشون خطاهایی را انجام دادن که شاید فردی که به اون میگیم ادمه بدیه انجام نداده باشه خب این کاملا طبیعیه وحالا در صدد تغییر و تحولاتی بر اومده کار های نادرستش را کنار گذاشته و سعی در تبدیل شدن به فرد کاملا متفاوتی داره که توی اون موفق هم بوده و اینکه این داستان نیست که کسی را قهرمان و یا ادم بده میکنه بلکه اون افراد و شخصیت های داستان هستند که اتفاقای داستان را جلو میبرن و تا مرز قهرمانی یا بدی پیش میرن مثله زندگی واقعی اگر برای مثال من زندگی خودم را یا حتی زندگی فرد دیگه ای را تعریف کنم درسته شخصیت اول اون کسی قرار میگیره که داستان در باره اون نوشته شده اما کسی نمی تونه تضمین کنه که ایا اون قهرمانه داستانه یا فرده دیگری جز اینکه تا اخره داستان را گوش کنی و اجازه بدی تا اشخاص داستان را کامل بسازن و با در نظر گرفتن اعمال اونها بگیم کی قهرمانه و کی ادم بده . راستی جریان این شخص سوم چیه؟ | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #420 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۱ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۱ محل سکونت : سرزمین خوشیا
نوشته ها: 4
تشکرها: 3
تشکر شده 17 بار در 4 پست
کتاب مورد علاقه : الماس شرقی(در دست احدا حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز ![]() ویرایش توسط طب طب : ۱ مهر ۱۳۹۱ در ساعت ۰۴:۲۲ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| انجمن, من|, نـــــامزد, کاربر, ♛ironside♛ |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| رزا | پدیده کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | پدیده | نوشته کاربران سایت | 122 | ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۱۱:۵۸ قبل از ظهر |
| به رنگ عشق | mahanmc کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | Mahdis @69 | نوشته کاربران سایت | 22 | ۷ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۴:۱۰ بعد از ظهر |
| نامزد من | ♔ αϻἰг κнаη ♔ کاربر انجمن | ♛Ironside♛ | تایپ کتاب | 72 | ۱۴ فروردين ۱۳۹۲ ۰۹:۴۸ بعد از ظهر |
| ترس از عشق | تهمتن کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | تهمتن | نوشته کاربران سایت | 29 | ۱۹ بهمن ۱۳۹۱ ۰۷:۱۸ بعد از ظهر |