ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان نامزد من | ♛Ironside♛ کاربر انجمن - صفحه 28
http://fidibo.com/

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس

نظرسنجی: از کدوم شخصیت رمان بیش از اندازه خوشتون اومده

این یک نظرسنجی عمومی است . کاربران دیگر می توانند انتخاب شما را شماهده کنند

صفحه 28 از 62 نخستنخست ... 3182425262728293031323853 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 271 تا 280 , از مجموع 611
  1. Top | #271

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    نوشته ها
    37
    میانگین پست در روز
    0.05
    محل سکونت
    کنار ساحل
    تشکر از کاربر
    385
    تشکر شده 99 در 50 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام امیر خان
    جان من بلا ملا سر این دختر بدبخت نیار این آروین من قلبم ضعیف ها
    راستی منم بچه شمالم داش من
    خدایــــــــــــــــــا
    دمت گرم!!!!!

  2. 4 کاربر از پست z.@.25 تشکر کرده اند .


  3. Top | #272

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    710
    میانگین پست در روز
    0.69
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    3,308
    تشکر شده 5,418 در 1,567 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    واي... وااي... واااي... وااااااااااااااي...
    سـلام...
    نميدونم حرص بخورم، نخورم، بخورم، نخورم، بخورم، نخورم، ب...
    بايد برم گل پرپر كنم ببينم جوابش چي درمياد...
    اول بگم، اين پست خـــيـــلـــي خوب بود... كاري با آروين و آيتان و درست، غلط بودن كارشون و اينا ندارم... اين پست همچين، اصلا خيلي خوب بود... انگار آروين از تو كتاب اومده بيرون، نشسته پشت كام و داره حس اون لحظه خودش رو توصيف ميكنه... اين واقـعـا حس من بود...
    احساس ميكنم آروين ازونايي كه تظاهر ميكنه تو زندگي هيچ چيز براش مهم نيست، ولي وقتي چيزي براش مهم ميشه تازه خودشو نشون ميده...
    ولي يه چيزي، براي سنگسار فكر نميكنم هــمــه شركت داشته باشن، اينو مطمئنين؟؟؟
    اونوقته که پیر، جوون ، بابات ، من همه باید با سنگ بزنیم تو سرت .
    بعد اينكه:
    اولین چیزی که توجهمو جلب کرد قطره اشکی بود که ازروی مژه های بلندش درحال چکی(د)ن بود . یعنی بوسیدن من انقد(ر) عذاب آورو سخته ؟؟

    بـــعـــد...
    اصلا از کجا معلوم دوسم نداره من که با گوشای خودم از زبونش نشنیدم که بگه آریارو دوست داره .
    من منتظر بودم كه آروين اين فكرو پيش خودش بكنه، و... و تغيير مسير بده تو رفتارش، ولي با گريه آيتان و انحراف مسير فكري آروين از اين قضيه، دوباره انتظار داشتم كه بعد از رها كردن آيتان ذهنش دوباره به اين قضيه برگرده... چون، نميدونم، آدم وقتي اينجور عصباني و سرخورده ست همه چي باهم ميريزه تو فكرش و ميخواد به هر ريسماني چنگ بندازه...
    خــب، همين ديگه...
    آهان، يه چيزي... منظور از اين تيكه چي بود؟؟؟
    دوباره چشماش گردشد ... یعنی تعجب کرده !
    اگه آروين داره به خودش ميگه، مثلا بگه: هــه، تعجب كرده...
    اگه آروين شك كرده، مثلا بگه: يعني تعجب كرده؟؟؟
    اگه ميخواد به مخاطب تعجب آيتان رو برسونه، مثلا بگه: دوباره چشماش از تعجب گرد شد...
    و...
    با نگارش جمله كاري ندارم.. اينو واسه اين گفتم كه اين جمله يكم يجوريه... انگار ميخواد به مخاطب بگه، چشماش گرد شد، اگه نفهميدي بفهم كه از تعجبه...
    ممنون از پست خوبت...
    تــا بــعــد...
    ب.ن: چه پست طولاني اي شد.
    .. از صدقه سري فونته ديگه، حيف كه بي محتواست...
    ویرایش توسط HαпiYe : 1391,06,12 در ساعت ساعت : 14:37

  4. 4 کاربر از پست HαпiYe تشکر کرده اند .


  5. Top | #273

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    27
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    شهر گل ها
    تشکر از کاربر
    276
    تشکر شده 69 در 29 پست
    اندازه فونت

    Red face

    سلام داداشی خوبی؟مثل همیشه زیبا بود.منتظر ادامه هستم.سعی کن زودتر و بیشتر بذاری.راستی جات تو عاشقان رمان بسیار خالیست.یه چی دیگه این پرنسس کوچولوی شش ماهت کیه؟اسمش چیه؟

  6. 3 کاربر از پست saniya72 تشکر کرده اند .


  7. Top | #274

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    1,044
    میانگین پست در روز
    1.18
    محل سکونت
    ایران
    تشکر از کاربر
    2,423
    تشکر شده 70,419 در 759 پست
    حالت من
    Akhmoo
    اندازه فونت

    پیش فرض

    یه سواللللل.مگه اروین تو دوران نامزدی شون.با پانا(اسمش منو یاد پاناما میندازه..)رابطه نداشته که پانا(همون پاناما)حاملیهههههه؟؟
    پس چرا این کارش خیانت محسوب نمیشه.به فرضم بشه فوق مجبورش میکنن با پاناما ازدواج کنه دیگه بیشتر از این نیست که(هست>نیست)اون وقت اینکه مثلا ایتان (اینم منو یاد ایدین عسلی میندازه)از اریا خوشش میاد رابطه اشون در حد رابطه اروین و(چرا اینا همه آ دارن؟)پانا که نیست استغفرالله؟؟؟؟؟؟پ چطوره برای اون سنگساریه؟؟؟؟برای اروین عقده ای شیزو فرنی اسکیزو فرنی اگروفوبیا سادیسمی و... سنگسار نیستتتتتتتتت

  8. 3 کاربر از پست صحرا71 تشکر کرده اند .


  9. Top | #275

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    701
    میانگین پست در روز
    0.83
    محل سکونت
    شهـر من گُمشده است
    تشکر از کاربر
    13,493
    تشکر شده 78,593 در 3,466 پست
    حالت من
    Akhmoo
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط HαпiYe نمایش پست ها
    واي... وااي... واااي... وااااااااااااااي...
    سـلام...
    نميدونم حرص بخورم، نخورم، بخورم، نخورم، بخورم، نخورم، ب...
    بايد برم گل پرپر كنم ببينم جوابش چي درمياد...
    اول بگم، اين پست خـــيـــلـــي خوب بود... كاري با آروين و آيتان و درست، غلط بودن كارشون و اينا ندارم... اين پست همچين، اصلا خيلي خوب بود... انگار آروين از تو كتاب اومده بيرون، نشسته پشت كام و داره حس اون لحظه خودش رو توصيف ميكنه... اين واقـعـا حس من بود...
    احساس ميكنم آروين ازونايي كه تظاهر ميكنه تو زندگي هيچ چيز براش مهم نيست، ولي وقتي چيزي براش مهم ميشه تازه خودشو نشون ميده...
    ولي يه چيزي، براي سنگسار فكر نميكنم هــمــه شركت داشته باشن، اينو مطمئنين؟؟؟
    نمیدونم من اطلاعات شاخی دراین باره ندارم ولی خوب تااونجایی که من تو یه فیلم دیدم همه سنگ میزدن .
    بعد اينكه:

    غلط املایی هاروبیخی بنده چون نصف شب باچشم بسته تایپ میکنم اینجوری میشه
    بـــعـــد...
    من منتظر بودم كه آروين اين فكرو پيش خودش بكنه، و... و تغيير مسير بده تو رفتارش، ولي با گريه آيتان و انحراف مسير فكري آروين از اين قضيه، دوباره انتظار داشتم كه بعد از رها كردن آيتان ذهنش دوباره به اين قضيه برگرده... چون، نميدونم، آدم وقتي اينجور عصباني و سرخورده ست همه چي باهم ميريزه تو فكرش و ميخواد به هر ريسماني چنگ بندازه...
    خــب، همين ديگه...
    هنوز خیلی زوده درباره افکارآروین چیزی بگم .......
    آهان، يه چيزي... منظور از اين تيكه چي بود؟؟؟
    اگه آروين داره به خودش ميگه، مثلا بگه: هــه، تعجب كرده...
    اگه آروين شك كرده، مثلا بگه: يعني تعجب كرده؟؟؟
    اگه ميخواد به مخاطب تعجب آيتان رو برسونه، مثلا بگه: دوباره چشماش از تعجب گرد شد...
    و...
    با نگارش جمله كاري ندارم.. اينو واسه اين گفتم كه اين جمله يكم يجوريه... انگار ميخواد به مخاطب بگه، چشماش گرد شد، اگه نفهميدي بفهم كه از تعجبه...
    ممنون از پست خوبت...
    آره اون هه رو جا انداختم دیشب خیلی تیکه هارو جا انداختم درستشون میکنم مرسی از یاد آوریت
    تــا بــعــد...
    ب.ن: چه پست طولاني اي شد.
    .. از صدقه سري فونته ديگه، حيف كه بي محتواست...
    نقداتون بهم خیلی کمک میکنه بهتونم گفتم بازم تشکـــــر .......
    نقل قول نوشته اصلی توسط صحرا71 نمایش پست ها
    یه سواللللل.مگه اروین تو دوران نامزدی شون.با پانا(اسمش منو یاد پاناما میندازه..)رابطه نداشته که پانا(همون پاناما)حاملیهههههه؟؟
    پس چرا این کارش خیانت محسوب نمیشه.به فرضم بشه فوق مجبورش میکنن با پاناما ازدواج کنه دیگه بیشتر از این نیست که(هست>نیست)اون وقت اینکه مثلا ایتان (اینم منو یاد ایدین عسلی میندازه)از اریا خوشش میاد رابطه اشون در حد رابطه اروین و(چرا اینا همه آ دارن؟)پانا که نیست استغفرالله؟؟؟؟؟؟پ چطوره برای اون سنگساریه؟؟؟؟برای اروین عقده ای شیزو فرنی اسکیزو فرنی اگروفوبیا سادیسمی و... سنگسار نیستتتتتتتتت

    الانم دوران نامزدیشونه ازدواج نکردن ! اره پانا حامله است . کی گفته خیانت محسوب نمیشه . الان آیتان و آروین دوتا نقطه اشتراک دارن که به عهده خواننده است این نقطه های اشتراکشونو پیدا کنه. و درباره سنگسارو مسائل دینی جون من اطلاعاتی ندارم چیزی نمیگم
    همه میگویند چرا نمی اییهمه میگویند چرا نمینویسی...
    باید بتوانم ساز دل شکسته ام را کوک کنم!!؟؟

    باید بتوانم همه چیز را به یاد آورم!!
    باید بتوانم تازه شوم...
    دعا کنید برایم تند باد سختی در پیش است...

    دعا کنید به سلامت بگذرم...
    دعا کنید برایم...
    /خودنوشت/



  10. 3 کاربر از پست ♔ αϻἰг κнаη ♔ تشکر کرده اند .


  11. Top | #276

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    59
    میانگین پست در روز
    0.07
    محل سکونت
    تهرانــــ
    تشکر از کاربر
    444
    تشکر شده 315 در 91 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    آروینه کلنگ
    خوب این در نهایت نامردیه که با اینکه خودش خیانت کرده و با اینکه هنوز مطمئن نیس حرفای اریا درست باشه اینجوری با ایتان برخورد میکنه!!!
    اعصابه منو ریخت بهم این پسر
    خواهشا زودتر بفهمه که ایتان بچه نجیبی ایه
    این دو پستت خیلی هیجان انگیزو پر استرس بود!!دوسشون داشتم!!!باشد که سریعتر بگذارید!!
    یهــــ چیز میگمـــــ زود میرمــــــ
    منـــــ ترجیحـــــ میدمــــــ نفسمـــــــ بگیرهـــــــ تا دلمــــــ

  12. 2 کاربر از پست miss_taba تشکر کرده اند .


  13. Top | #277

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    931
    میانگین پست در روز
    0.90
    محل سکونت
    bandar-e-abbas
    تشکر از کاربر
    4,989
    تشکر شده 8,889 در 738 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    تو رو خدا زود تر بذار...
    آروین چرا اینقدر بیشعور بازی در آورد...بلایی سر آیتان نیاره یه وقت
    این دو تا پستت خیلی خوب احساس آروین نامرد رو گفت...ولی تو رو خدا زودتر سوءتفاهم رو برطرف کن
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  14. کاربر زیر از پست vampire_15 تشکر کرده است .


  15. Top | #278

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1391
    نوشته ها
    4
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از کاربر
    47
    تشکر شده 7 در 3 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    میشه یکی ج من و بده این رمانه چرا دیر به دیر آپ میشه ه ه ه ه ه ه ه
    خب چندتا پست جلوتر از ما بنویس که عقب نمونی
    اینطوری اصلا نمیشه پیوستگی داستان رو احساس کرد

  16. کاربر زیر از پست freshte121 تشکر کرده است .


  17. Top | #279

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    1,044
    میانگین پست در روز
    1.18
    محل سکونت
    ایران
    تشکر از کاربر
    2,423
    تشکر شده 70,419 در 759 پست
    حالت من
    Akhmoo
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من از این سوال خیلی خوشم گرچه جاش تو نقد نبود ولی واقعا از نقد کننده ممنونم . درباره اونجایی که گفتید از قلم لوس و معمولی خانوما راضی نیستید نه هرخانومی خیلی از خانومای سایت اسم نمیبرم خیلیاشون واقعا قلم فوقالعاده ای دارن . خودم عقیده دارم وقتمو رو رمانی بزارم که صرفا جهت پرکردن وقتم نباشه ی چیزی ی نکته ای ی پندی ازش یاد بگیرم هرچند کوچیک . ولی متاسفانه این روزا اگه توبخش کتاب بریم میبینیم که یه دختر 14 یا15ساله میاد یه قصه ی رویایی مینویسه براساس تصورات خودش .قصد جسارت ندارمااا یه نویسنده باید از یه جایی شروع کنه من خودمو نویسنده نمیدونم ادعایی نویسندگی ندارم چون نیستم . ولی دخترخانومی که توسن 15 سالگی هیچی از زندگی نمیدونی حتی نمیدونی عشق چیه . عشقو تو چشم آبی پسر رمانت میبینی . عشقو تو ماشین کمری پسر رمانت میبینی . عشق این نیست نمیگم 15 ساله ها حق نوشتن ندارن دارن ولی یکم یه خورده اطلاعاتشونو ببرن بالا بعد دست به قلم بشن . درباره سنمم شاید سوال خیلیا باشه من یه بیوگرافی کلی از خودم میدم . من امیرم 22واندی سالمه(فک کنید 23)دانشجوی ترم 6داروسازی دانشگاه آزاد بچه شمالم . همینا دیگه چیزی نموند
    بخشید پرحرفی کردم

    در جواب این حرفت با اینکه من یه بچه 15 یا 16 ساله نیستم کاملا 100 درصد مخالفم.دلیل نمیشه چون یه بچه 15 ساله سنش کمه نتونه رمان بنویسه...من خودم از 14 سالگی رمان میخوندم.چیزایی ومیفهمیدم که یه زن 30 ساله نمی فهمه
    ممکنه یه دختر 14 ساله چیزایی وبفهمه.سختی هایی وبچشه.که یه دختر 20 21 ساله مثل من نفهمه.گاهی به یه بچه درحال حرف زدن که نگاه میکنی باخودت یگی ما بچه بودیم اینطو.ر نبودیم.نمیخوام بیش از حد حرف بزنم.خواستم بگم شما درحدی نیستی که درباره بقیه تصمیم بگیری...
    در ضمن.ماشین کمری چشم ابی در قیاس با ایتان که موهای بلند مشکی وچشمای تیله ای داره تقریبا یکیه.
    مورد دومی که خواستم درموردش حرف بزنم.
    اینکه چطور ممکنه وقتی پیشونی وبینی های ایتان واروین روی هم بودن لباشون هم روی هم قرار بگیره.شاید لبای خیلی قلوه ای داشتند که به ارتفاع نوک بینی اشون بود.من خودم به شخصه فکر کردم شاید ممکنه باشه ولی وقتی امتهان کردم نمی شد...

  18. 5 کاربر از پست صحرا71 تشکر کرده اند .


  19. Top | #280

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    701
    میانگین پست در روز
    0.83
    محل سکونت
    شهـر من گُمشده است
    تشکر از کاربر
    13,493
    تشکر شده 78,593 در 3,466 پست
    حالت من
    Akhmoo
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط صحرا71 نمایش پست ها
    من از این سوال خیلی خوشم گرچه جاش تو نقد نبود ولی واقعا از نقد کننده ممنونم . درباره اونجایی که گفتید از قلم لوس و معمولی خانوما راضی نیستید نه هرخانومی خیلی از خانومای سایت اسم نمیبرم خیلیاشون واقعا قلم فوقالعاده ای دارن . خودم عقیده دارم وقتمو رو رمانی بزارم که صرفا جهت پرکردن وقتم نباشه ی چیزی ی نکته ای ی پندی ازش یاد بگیرم هرچند کوچیک . ولی متاسفانه این روزا اگه توبخش کتاب بریم میبینیم که یه دختر 14 یا15ساله میاد یه قصه ی رویایی مینویسه براساس تصورات خودش .قصد جسارت ندارمااا یه نویسنده باید از یه جایی شروع کنه من خودمو نویسنده نمیدونم ادعایی نویسندگی ندارم چون نیستم . ولی دخترخانومی که توسن 15 سالگی هیچی از زندگی نمیدونی حتی نمیدونی عشق چیه . عشقو تو چشم آبی پسر رمانت میبینی . عشقو تو ماشین کمری پسر رمانت میبینی . عشق این نیست نمیگم 15 ساله ها حق نوشتن ندارن دارن ولی یکم یه خورده اطلاعاتشونو ببرن بالا بعد دست به قلم بشن .
    در جواب این حرفت با اینکه من یه بچه 15 یا 16 ساله نیستم کاملا 100 درصد مخالفم.دلیل نمیشه چون یه بچه 15 ساله سنش کمه نتونه رمان بنویسه...من خودم از 14 سالگی رمان میخوندم.چیزایی ومیفهمیدم که یه زن 30 ساله نمی فهمه
    ممکنه یه دختر 14 ساله چیزایی وبفهمه.سختی هایی وبچشه.که یه دختر 20 21 ساله مثل من نفهمه.گاهی به یه بچه درحال حرف زدن که نگاه میکنی باخودت یگی ما بچه بودیم اینطو.ر نبودیم.نمیخوام بیش از حد حرف بزنم.خواستم بگم شما درحدی نیستی که درباره بقیه تصمیم بگیری...
    در ضمن.ماشین کمری چشم ابی در قیاس با ایتان که موهای بلند مشکی وچشمای تیله ای داره تقریبا یکیه.
    مورد دومی که خواستم درموردش حرف بزنم.
    اینکه چطور ممکنه وقتی پیشونی وبینی های ایتان واروین روی هم بودن لباشون هم روی هم قرار بگیره.شاید لبای خیلی قلوه ای داشتند که به ارتفاع نوک بینی اشون بود.من خودم به شخصه فکر کردم شاید ممکنه باشه ولی وقتی امتهان کردم نمی شد...
    15نمیگم ساله ها حق نوشتن ندارن دارن ولی یکم یه خورده اطلاعاتشونو ببرن بالا بعد دست به قلم بشن .
    شما كه انقد ادعاتون ميشه اين قسمتو نخونديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    درباره ايتان واروين بايد به عرضتون برسونم ك من قبل از اينكه بنويسم تمام جوانبو ميسنجم اوناجاروهم خودم امتحان كردم ميشه !! و اينكه جشم تيله اي و موي بلند مشكي اغراق بيش از حده ؟؟؟
    من ديدم دختر15ساله اومده داستان نوشته با افتخار هم لينكشو بم داده وقتي رفتم بخونم 2صفحه ازقيافه و هيكل بسره تعريف كرده 2صفحه هم ازقيافه دختره 2صفحه هم ازملكو دارايشون اخرشم نوشته تمام شدخوبه من بيان كردم اين نظر برمبناي نظرشخصيمه من نويسنده هاي ك سنشون بيشتره و بيشتر تجربه دارنو ب نويسنده هاي ك سنشون كمه ترجيح ميدم
    ویرایش توسط ♔ αϻἰг κнаη ♔ : 1391,06,13 در ساعت ساعت : 12:12


  20. 5 کاربر از پست ♔ αϻἰг κнаη ♔ تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان رزا | پدیده کاربر انجمن
    توسط پدیده در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 106
    آخرین نوشته: 1393,08,13, ساعت : 17:55
  2. ترس از عشق | تهمتن کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط تهمتن در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 31
    آخرین نوشته: 1392,08,01, ساعت : 13:56
  3. به رنگ عشق | mahanmc کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط Mahdis @69 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 23
    آخرین نوشته: 1392,06,14, ساعت : 12:52
  4. رمان نامزد من | ♔ αϻἰг κнаη ♔ کاربر انجمن
    توسط ♛Ironside♛ در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 187
    آخرین نوشته: 1392,04,29, ساعت : 01:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •