بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: از کدوم شخصیت رمان بیش از اندازه خوشتون اومده
آروین بد اخلاقه 209 74.11%
آقا آریا بچه مثبتمون 9 3.19%
آیتان خانووم 59 20.92%
پانا 5 1.77%
رأی دهندگان: 282. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۱, ۰۱:۳۴ بعد از ظهر   #271 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
z.@.25 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام امیر خان
جان من بلا ملا سر این دختر بدبخت نیار این آروین من قلبم ضعیف ها
راستی منم بچه شمالم داش من



خدایــــــــــــــــــا
دمت گرم!!!!!
z.@.25 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۱, ۰۲:۳۳ بعد از ظهر   #272 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
HαпiYe آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

واي... وااي... واااي... وااااااااااااااي...
سـلام...
نميدونم حرص بخورم، نخورم، بخورم، نخورم، بخورم، نخورم، ب...
بايد برم گل پرپر كنم ببينم جوابش چي درمياد...
اول بگم، اين پست خـــيـــلـــي خوب بود... كاري با آروين و آيتان و درست، غلط بودن كارشون و اينا ندارم... اين پست همچين، اصلا خيلي خوب بود... انگار آروين از تو كتاب اومده بيرون، نشسته پشت كام و داره حس اون لحظه خودش رو توصيف ميكنه... اين واقـعـا حس من بود...
احساس ميكنم آروين ازونايي كه تظاهر ميكنه تو زندگي هيچ چيز براش مهم نيست، ولي وقتي چيزي براش مهم ميشه تازه خودشو نشون ميده...
ولي يه چيزي، براي سنگسار فكر نميكنم هــمــه شركت داشته باشن، اينو مطمئنين؟؟؟
نقل قول:
اونوقته که پیر، جوون ، بابات ، من همه باید با سنگ بزنیم تو سرت .
بعد اينكه:
نقل قول:
اولین چیزی که توجهمو جلب کرد قطره اشکی بود که ازروی مژه های بلندش درحال چکی(د)ن بود . یعنی بوسیدن من انقد(ر) عذاب آورو سخته ؟؟

بـــعـــد...
نقل قول:
اصلا از کجا معلوم دوسم نداره من که با گوشای خودم از زبونش نشنیدم که بگه آریارو دوست داره .
من منتظر بودم كه آروين اين فكرو پيش خودش بكنه، و... و تغيير مسير بده تو رفتارش، ولي با گريه آيتان و انحراف مسير فكري آروين از اين قضيه، دوباره انتظار داشتم كه بعد از رها كردن آيتان ذهنش دوباره به اين قضيه برگرده... چون، نميدونم، آدم وقتي اينجور عصباني و سرخورده ست همه چي باهم ميريزه تو فكرش و ميخواد به هر ريسماني چنگ بندازه...
خــب، همين ديگه...
آهان، يه چيزي... منظور از اين تيكه چي بود؟؟؟
نقل قول:
دوباره چشماش گردشد ... یعنی تعجب کرده !
اگه آروين داره به خودش ميگه، مثلا بگه: هــه، تعجب كرده...
اگه آروين شك كرده، مثلا بگه: يعني تعجب كرده؟؟؟
اگه ميخواد به مخاطب تعجب آيتان رو برسونه، مثلا بگه: دوباره چشماش از تعجب گرد شد...
و...
با نگارش جمله كاري ندارم.. اينو واسه اين گفتم كه اين جمله يكم يجوريه... انگار ميخواد به مخاطب بگه، چشماش گرد شد، اگه نفهميدي بفهم كه از تعجبه...
ممنون از پست خوبت...
تــا بــعــد...
ب.ن: چه پست طولاني اي شد.
.. از صدقه سري فونته ديگه، حيف كه بي محتواست...

ویرایش توسط HαпiYe : ۱۲ شهريور ۱۳۹۱ در ساعت ۰۲:۳۷ بعد از ظهر
HαпiYe آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۱, ۰۲:۴۸ بعد از ظهر   #273 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
saniya72 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
Red face

سلام داداشی خوبی؟مثل همیشه زیبا بود.منتظر ادامه هستم.سعی کن زودتر و بیشتر بذاری.راستی جات تو عاشقان رمان بسیار خالیست.یه چی دیگه این پرنسس کوچولوی شش ماهت کیه؟اسمش چیه؟
saniya72 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۱, ۰۲:۵۶ بعد از ظهر   #274 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
صحرا71 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

یه سواللللل.مگه اروین تو دوران نامزدی شون.با پانا(اسمش منو یاد پاناما میندازه..)رابطه نداشته که پانا(همون پاناما)حاملیهههههه؟؟
پس چرا این کارش خیانت محسوب نمیشه.به فرضم بشه فوق مجبورش میکنن با پاناما ازدواج کنه دیگه بیشتر از این نیست که(هست>نیست)اون وقت اینکه مثلا ایتان (اینم منو یاد ایدین عسلی میندازه)از اریا خوشش میاد رابطه اشون در حد رابطه اروین و(چرا اینا همه آ دارن؟)پانا که نیست استغفرالله؟؟؟؟؟؟پ چطوره برای اون سنگساریه؟؟؟؟برای اروین عقده ای شیزو فرنی اسکیزو فرنی اگروفوبیا سادیسمی و... سنگسار نیستتتتتتتتت
صحرا71 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۱, ۰۳:۱۴ بعد از ظهر   #275 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
♔ αϻἰг κнаη ♔ آواتار ها
 
♔ αϻἰг κнаη ♔ به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط HαпiYe نمایش پست ها
واي... وااي... واااي... وااااااااااااااي...
سـلام...
نميدونم حرص بخورم، نخورم، بخورم، نخورم، بخورم، نخورم، ب...
بايد برم گل پرپر كنم ببينم جوابش چي درمياد...
اول بگم، اين پست خـــيـــلـــي خوب بود... كاري با آروين و آيتان و درست، غلط بودن كارشون و اينا ندارم... اين پست همچين، اصلا خيلي خوب بود... انگار آروين از تو كتاب اومده بيرون، نشسته پشت كام و داره حس اون لحظه خودش رو توصيف ميكنه... اين واقـعـا حس من بود...
احساس ميكنم آروين ازونايي كه تظاهر ميكنه تو زندگي هيچ چيز براش مهم نيست، ولي وقتي چيزي براش مهم ميشه تازه خودشو نشون ميده...
ولي يه چيزي، براي سنگسار فكر نميكنم هــمــه شركت داشته باشن، اينو مطمئنين؟؟؟
نمیدونم من اطلاعات شاخی دراین باره ندارم ولی خوب تااونجایی که من تو یه فیلم دیدم همه سنگ میزدن .
بعد اينكه:

غلط املایی هاروبیخی بنده چون نصف شب باچشم بسته تایپ میکنم اینجوری میشه
بـــعـــد...
من منتظر بودم كه آروين اين فكرو پيش خودش بكنه، و... و تغيير مسير بده تو رفتارش، ولي با گريه آيتان و انحراف مسير فكري آروين از اين قضيه، دوباره انتظار داشتم كه بعد از رها كردن آيتان ذهنش دوباره به اين قضيه برگرده... چون، نميدونم، آدم وقتي اينجور عصباني و سرخورده ست همه چي باهم ميريزه تو فكرش و ميخواد به هر ريسماني چنگ بندازه...
خــب، همين ديگه...
هنوز خیلی زوده درباره افکارآروین چیزی بگم .......
آهان، يه چيزي... منظور از اين تيكه چي بود؟؟؟
اگه آروين داره به خودش ميگه، مثلا بگه: هــه، تعجب كرده...
اگه آروين شك كرده، مثلا بگه: يعني تعجب كرده؟؟؟
اگه ميخواد به مخاطب تعجب آيتان رو برسونه، مثلا بگه: دوباره چشماش از تعجب گرد شد...
و...
با نگارش جمله كاري ندارم.. اينو واسه اين گفتم كه اين جمله يكم يجوريه... انگار ميخواد به مخاطب بگه، چشماش گرد شد، اگه نفهميدي بفهم كه از تعجبه...
ممنون از پست خوبت...
آره اون هه رو جا انداختم دیشب خیلی تیکه هارو جا انداختم درستشون میکنم مرسی از یاد آوریت
تــا بــعــد...
ب.ن: چه پست طولاني اي شد.
.. از صدقه سري فونته ديگه، حيف كه بي محتواست...
نقداتون بهم خیلی کمک میکنه بهتونم گفتم بازم تشکـــــر .......
نقل قول:
نوشته اصلی توسط صحرا71 نمایش پست ها
یه سواللللل.مگه اروین تو دوران نامزدی شون.با پانا(اسمش منو یاد پاناما میندازه..)رابطه نداشته که پانا(همون پاناما)حاملیهههههه؟؟
پس چرا این کارش خیانت محسوب نمیشه.به فرضم بشه فوق مجبورش میکنن با پاناما ازدواج کنه دیگه بیشتر از این نیست که(هست>نیست)اون وقت اینکه مثلا ایتان (اینم منو یاد ایدین عسلی میندازه)از اریا خوشش میاد رابطه اشون در حد رابطه اروین و(چرا اینا همه آ دارن؟)پانا که نیست استغفرالله؟؟؟؟؟؟پ چطوره برای اون سنگساریه؟؟؟؟برای اروین عقده ای شیزو فرنی اسکیزو فرنی اگروفوبیا سادیسمی و... سنگسار نیستتتتتتتتت

الانم دوران نامزدیشونه ازدواج نکردن ! اره پانا حامله است . کی گفته خیانت محسوب نمیشه . الان آیتان و آروین دوتا نقطه اشتراک دارن که به عهده خواننده است این نقطه های اشتراکشونو پیدا کنه. و درباره سنگسارو مسائل دینی جون من اطلاعاتی ندارم چیزی نمیگم
♔ αϻἰг κнаη ♔ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۱, ۰۴:۳۲ بعد از ظهر   #276 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
miss_taba آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

آروینه کلنگ
خوب این در نهایت نامردیه که با اینکه خودش خیانت کرده و با اینکه هنوز مطمئن نیس حرفای اریا درست باشه اینجوری با ایتان برخورد میکنه!!!
اعصابه منو ریخت بهم این پسر
خواهشا زودتر بفهمه که ایتان بچه نجیبی ایه
این دو پستت خیلی هیجان انگیزو پر استرس بود!!دوسشون داشتم!!!باشد که سریعتر بگذارید!!



یهــــ چیز میگمـــــ زود میرمــــــ
منـــــ ترجیحـــــ میدمــــــ نفسمـــــــ بگیرهـــــــ تا دلمــــــ
miss_taba آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۱, ۰۸:۱۵ بعد از ظهر   #277 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
vampire_15 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

تو رو خدا زود تر بذار...
آروین چرا اینقدر بیشعور بازی در آورد...بلایی سر آیتان نیاره یه وقت
این دو تا پستت خیلی خوب احساس آروین نامرد رو گفت...ولی تو رو خدا زودتر سوءتفاهم رو برطرف کن



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

vampire_15 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ شهريور ۱۳۹۱, ۰۸:۳۶ بعد از ظهر   #278 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
freshte121 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

میشه یکی ج من و بده این رمانه چرا دیر به دیر آپ میشه ه ه ه ه ه ه ه
خب چندتا پست جلوتر از ما بنویس که عقب نمونی
اینطوری اصلا نمیشه پیوستگی داستان رو احساس کرد
freshte121 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۳ شهريور ۱۳۹۱, ۰۹:۲۴ قبل از ظهر   #279 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
صحرا71 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

من از این سوال خیلی خوشم گرچه جاش تو نقد نبود ولی واقعا از نقد کننده ممنونم . درباره اونجایی که گفتید از قلم لوس و معمولی خانوما راضی نیستید نه هرخانومی خیلی از خانومای سایت اسم نمیبرم خیلیاشون واقعا قلم فوقالعاده ای دارن . خودم عقیده دارم وقتمو رو رمانی بزارم که صرفا جهت پرکردن وقتم نباشه ی چیزی ی نکته ای ی پندی ازش یاد بگیرم هرچند کوچیک . ولی متاسفانه این روزا اگه توبخش کتاب بریم میبینیم که یه دختر 14 یا15ساله میاد یه قصه ی رویایی مینویسه براساس تصورات خودش .قصد جسارت ندارمااا یه نویسنده باید از یه جایی شروع کنه من خودمو نویسنده نمیدونم ادعایی نویسندگی ندارم چون نیستم . ولی دخترخانومی که توسن 15 سالگی هیچی از زندگی نمیدونی حتی نمیدونی عشق چیه . عشقو تو چشم آبی پسر رمانت میبینی . عشقو تو ماشین کمری پسر رمانت میبینی . عشق این نیست نمیگم 15 ساله ها حق نوشتن ندارن دارن ولی یکم یه خورده اطلاعاتشونو ببرن بالا بعد دست به قلم بشن . درباره سنمم شاید سوال خیلیا باشه من یه بیوگرافی کلی از خودم میدم . من امیرم 22واندی سالمه(فک کنید 23)دانشجوی ترم 6داروسازی دانشگاه آزاد بچه شمالم . همینا دیگه چیزی نموند
بخشید پرحرفی کردم

در جواب این حرفت با اینکه من یه بچه 15 یا 16 ساله نیستم کاملا 100 درصد مخالفم.دلیل نمیشه چون یه بچه 15 ساله سنش کمه نتونه رمان بنویسه...من خودم از 14 سالگی رمان میخوندم.چیزایی ومیفهمیدم که یه زن 30 ساله نمی فهمه
ممکنه یه دختر 14 ساله چیزایی وبفهمه.سختی هایی وبچشه.که یه دختر 20 21 ساله مثل من نفهمه.گاهی به یه بچه درحال حرف زدن که نگاه میکنی باخودت یگی ما بچه بودیم اینطو.ر نبودیم.نمیخوام بیش از حد حرف بزنم.خواستم بگم شما درحدی نیستی که درباره بقیه تصمیم بگیری...
در ضمن.ماشین کمری چشم ابی در قیاس با ایتان که موهای بلند مشکی وچشمای تیله ای داره تقریبا یکیه.
مورد دومی که خواستم درموردش حرف بزنم.
اینکه چطور ممکنه وقتی پیشونی وبینی های ایتان واروین روی هم بودن لباشون هم روی هم قرار بگیره.شاید لبای خیلی قلوه ای داشتند که به ارتفاع نوک بینی اشون بود.من خودم به شخصه فکر کردم شاید ممکنه باشه ولی وقتی امتهان کردم نمی شد...
صحرا71 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۳ شهريور ۱۳۹۱, ۱۲:۰۱ بعد از ظهر   #280 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
♔ αϻἰг κнаη ♔ آواتار ها
 
♔ αϻἰг κнаη ♔ به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط صحرا71 نمایش پست ها
من از این سوال خیلی خوشم گرچه جاش تو نقد نبود ولی واقعا از نقد کننده ممنونم . درباره اونجایی که گفتید از قلم لوس و معمولی خانوما راضی نیستید نه هرخانومی خیلی از خانومای سایت اسم نمیبرم خیلیاشون واقعا قلم فوقالعاده ای دارن . خودم عقیده دارم وقتمو رو رمانی بزارم که صرفا جهت پرکردن وقتم نباشه ی چیزی ی نکته ای ی پندی ازش یاد بگیرم هرچند کوچیک . ولی متاسفانه این روزا اگه توبخش کتاب بریم میبینیم که یه دختر 14 یا15ساله میاد یه قصه ی رویایی مینویسه براساس تصورات خودش .قصد جسارت ندارمااا یه نویسنده باید از یه جایی شروع کنه من خودمو نویسنده نمیدونم ادعایی نویسندگی ندارم چون نیستم . ولی دخترخانومی که توسن 15 سالگی هیچی از زندگی نمیدونی حتی نمیدونی عشق چیه . عشقو تو چشم آبی پسر رمانت میبینی . عشقو تو ماشین کمری پسر رمانت میبینی . عشق این نیست نمیگم 15 ساله ها حق نوشتن ندارن دارن ولی یکم یه خورده اطلاعاتشونو ببرن بالا بعد دست به قلم بشن .
در جواب این حرفت با اینکه من یه بچه 15 یا 16 ساله نیستم کاملا 100 درصد مخالفم.دلیل نمیشه چون یه بچه 15 ساله سنش کمه نتونه رمان بنویسه...من خودم از 14 سالگی رمان میخوندم.چیزایی ومیفهمیدم که یه زن 30 ساله نمی فهمه
ممکنه یه دختر 14 ساله چیزایی وبفهمه.سختی هایی وبچشه.که یه دختر 20 21 ساله مثل من نفهمه.گاهی به یه بچه درحال حرف زدن که نگاه میکنی باخودت یگی ما بچه بودیم اینطو.ر نبودیم.نمیخوام بیش از حد حرف بزنم.خواستم بگم شما درحدی نیستی که درباره بقیه تصمیم بگیری...
در ضمن.ماشین کمری چشم ابی در قیاس با ایتان که موهای بلند مشکی وچشمای تیله ای داره تقریبا یکیه.
مورد دومی که خواستم درموردش حرف بزنم.
اینکه چطور ممکنه وقتی پیشونی وبینی های ایتان واروین روی هم بودن لباشون هم روی هم قرار بگیره.شاید لبای خیلی قلوه ای داشتند که به ارتفاع نوک بینی اشون بود.من خودم به شخصه فکر کردم شاید ممکنه باشه ولی وقتی امتهان کردم نمی شد...
نقل قول:
15نمیگم ساله ها حق نوشتن ندارن دارن ولی یکم یه خورده اطلاعاتشونو ببرن بالا بعد دست به قلم بشن .
شما كه انقد ادعاتون ميشه اين قسمتو نخونديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درباره ايتان واروين بايد به عرضتون برسونم ك من قبل از اينكه بنويسم تمام جوانبو ميسنجم اوناجاروهم خودم امتحان كردم ميشه !! و اينكه جشم تيله اي و موي بلند مشكي اغراق بيش از حده ؟؟؟
من ديدم دختر15ساله اومده داستان نوشته با افتخار هم لينكشو بم داده وقتي رفتم بخونم 2صفحه ازقيافه و هيكل بسره تعريف كرده 2صفحه هم ازقيافه دختره 2صفحه هم ازملكو دارايشون اخرشم نوشته تمام شدخوبه من بيان كردم اين نظر برمبناي نظرشخصيمه من نويسنده هاي ك سنشون بيشتره و بيشتر تجربه دارنو ب نويسنده هاي ك سنشون كمه ترجيح ميدم

ویرایش توسط ♔ αϻἰг κнаη ♔ : ۱۳ شهريور ۱۳۹۱ در ساعت ۱۲:۱۲ بعد از ظهر
♔ αϻἰг κнаη ♔ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
انجمن, من|, نـــــامزد, کاربر, ♛ironside♛

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی و نقد رمان رزا | پدیده کاربر انجمن پدیده نوشته کاربران سایت 127 ۱۵ فروردين ۱۳۹۳ ۱۰:۳۳ بعد از ظهر
ترس از عشق | تهمتن کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب تهمتن نوشته کاربران سایت 34 ۱۲ اسفند ۱۳۹۲ ۰۸:۳۱ بعد از ظهر
به رنگ عشق | mahanmc کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب Mahdis @69 نوشته کاربران سایت 23 ۱۴ شهريور ۱۳۹۲ ۱۲:۵۲ بعد از ظهر
رمان نامزد من | ♔ αϻἰг κнаη ♔ کاربر انجمن ♛Ironside♛ رمان های کامل شده نوشته کاربران 187 ۲۹ تير ۱۳۹۲ ۰۱:۱۹ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۳:۳۴ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا