| |||
| | #961 (لینک مستقیم) | ||||||||
| خبرنگار ویژه نودهشتیا ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,450
حالت من : | عکس شماره ی 5 میزنم رنگ با ترانه بر اسمان خانه رنگین کمان زیبا دارد برام نشانه راه رسیدن تو اینا همش پیامه قرمز وسبز وابی رنگای این نگاره وی چقدر واسه شعر های درپیتم دلم تنگ شده بود | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #962 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹ محل سکونت: باغ بهاری
نوشته ها: 1,964
کتاب مورد علاقه : مهر و مهتاب حالت من : | ![]() .... يك... دو.... سه.... چندين و چند ...هر چقدر مي شمارم خوابم نمي برد من اين ستاره هاي خيالي را كه از سقف اتاقم تا بينهايت خاطرات تو جاري است .... يادش بخير وقتي بودي نيازي به شمردن ستاره ها نبود اصلا يادم نيست ستاره اي بود يا نبود هر چه بود شيرين بود حتي بي خوابي بدون شمردن ستاره ها. | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #963 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : تير ۱۳۸۸ محل سکونت: روي زمين خدا
نوشته ها: 1,064
کتاب مورد علاقه : n تا کتابه! حالت من : | ماه من ، غصه چرا ؟! آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد ! یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان نه شکست و نه گرفت ! بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت ، تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست ! ماه من غصه چرا !؟! تو مرا داری و من هر شب و روز ، آرزویم ، همه خوشبختی توست ! ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ... ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست، با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست ! او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد ... او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ، غرق شادی باشد .... ماه من ! غصه اگر هست ! بگو تا باشد ! معنی خوشبختی ، بودن اندوه است ...! این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند همه را با هم و با عشق بچین ... ولی از یاد مبر، پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند ، که خدا هست ، خدا هست قیصر امین پور بچه ها لطفا برای عکسا شماره بذارین. | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #964 (لینک مستقیم) | ||||||||
| Banned تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۹۰ محل سکونت: ايران سر بلند
نوشته ها: 342
تشکرها: 79
تشکر شده 474 بار در 282 پست
کتاب مورد علاقه : ماوراي طبيعه | سه غم آمد سراغم هر سه يكبار غريبي و اسيري و غم يار غريبي و اسيري چاره دارتد كشد آخر كه مارا اين غم يار | ||||||||
| | |
| | #965 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۸ محل سکونت: زیر سایه ی دوست
نوشته ها: 198
تشکرها: 829
تشکر شده 1,636 بار در 520 پست
کتاب مورد علاقه : بلندی های بادگیر | دستم به ماه نمی رسد امشب نه !!! در پشت پنجره ی خانه این برج را چه کس علم کرده ؟ عابر الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ![]() | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #966 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۸ محل سکونت: زیر سایه ی دوست
نوشته ها: 198
تشکرها: 829
تشکر شده 1,636 بار در 520 پست
کتاب مورد علاقه : بلندی های بادگیر | ![]() یاد آن ترانه ها به خیر یاد عاشقانه ها به خیر کم شدم برای زندگی یاد ان بهانه ها به خیر عابر بسی بسیار یهویی بود ! | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #967 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : دي ۱۳۸۸ محل سکونت: نصف جهان
نوشته ها: 1,904
کتاب مورد علاقه : در امتداد حسرت حالت من : | ای خدا فکر نمی کردم که یه روز ازم جداشه باورش سخته که دیگه سایه اش روی سرم نباشه گرچه سرده دست گرمت اما واسه من همونی باتموم خاطراتت توی ذهن من میمونی داداشی چشماتو واکن بذار دستاتو بگیرم دوباره بیا به خوابم دارم از دوریت میمیرم ای خدا من اونو میخوام اماتو ازم گرفتی رفته گذاشت توی قلبم خاطراتش مثل اتیش باورم نمیشه رفته گرچه اون برنمیگرده داداشی غم های دنیا ببین بادلم چه کرده داداشی چشماتو بستی نمیگیری تو سراغم دیگه تنها دلخوشیم عکس تو تویی اتاقم داداشی چشماتو واکن بذار دستاتو بگیرم خوب میدانم آخر یک روز خفه میشوم از بس دردهایم را نجویده قورت میدهم ![]() ![]() ![]() برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| | |
| | #968 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۸ محل سکونت: زیر سایه ی دوست
نوشته ها: 198
تشکرها: 829
تشکر شده 1,636 بار در 520 پست
کتاب مورد علاقه : بلندی های بادگیر | ![]() همراه آسمان باران به روی سینه شهرم می تاخت می کوبید می بارید از گریه های آسمان شهر گل شاد می شد باغ می خندید اینجا کسی حرف دل او را از اشک های او نمی فهمد همراه او آهی نمی خیزد همراه او چشمی نمی گرید نه آسمان تنهای تنها نیست انگار او هم همدمی دارد من دیده ام آن کودکی را که با آسمانش عالمی دارد آن کودکی که زیر باران هم چتر کسی او را نمی خواند دلگرمی اش رحمی ز یک عابر حسی که چون عابر نمی ماند همراه باران سخت می گریید باران ز اشکش با خبر می شد از اشک گرمش آسمان می سوخت گاهی که باران تند تر می شد تا آسمان آهسته تر بارید فریاد رعدی ناگهان برخاست فریاد زخمی سر بر آورده این رسم دنیا نیست رسم ماست بر سینه اش رنگین کمان پل زد بادی وزید و برد روحش را آرام پر زد از زمین سرد تا گرم آغوش کبوتر ها می رفت و می خندید بر دنیا بر این زمین و رسم نامردش آهی به حال ما کشید و رفت ما مانده بودیم و تن سردش من عابری بود م که فهمیدم رنگین کمان هم حکمتی دارد از باد فهمیدم که آن کودک با باد بادک نسبتی دارد عابر فکر کنم قبلا هم این شعر رو گذاشتم ! ![]() | ||||||||
| | |
| | #969 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر ویژه ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : تير ۱۳۸۸ محل سکونت: زیر آسمان خدا
نوشته ها: 6,621
تشکرها: 23,464
تشکر شده 34,253 بار در 7,240 پست
کتاب مورد علاقه : رمانهای عاشقانه حالت من : | دستی به روی آسمان پاشید یک سطل رنگ و یک بغل امید دست پر از احساس پاک شوق او کودکانه ، مست میخندید رنگ پر از احساس شادی ها رنگ پر از امید فرداها آغوش آسّمان پر بود از آبی ترین حس لطافت ها ساکت که می مانی، می گذارند به حساب جواب نداشتن تو! عمرا بفهمند که داری جان می کنی تا حرمت ها را نگه داری... | ||||||||
| | |
| | #970 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت: هرکجــا بـاشمـ آسمــان مـــال مـــن است
نوشته ها: 2
تشکرها: 2
تشکر شده 3 بار در 2 پست
کتاب مورد علاقه : همشو بگم؟؟؟؟؟جا نمیشه | حســــــــــــــــــــــر ت در آغوش کشیدنت سوزاند مرا..................... نـــــــــــه برای اینکه نیامدی چون میدانم آغوشـــــــــــــــــــــ ت ماله دیگریست......... ![]() خُــدایـــا! مَـن دَستـت را خـوانـده امـ... دَسـتت بَــرای مـَن رو شُـده استـــ! تـو سمفـونـی ِ زیبـــای ِ شَکسـتن ِ ایــن دل ِ لَعنتــی را دوستـــ داری! بـــاشـد اگـــر تـــو مـی خــواهــی،بــــاشد مـی شِکنــَـــم بــــاز هَـــم . . . مــی شِنـــــویــــ؟! | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| ،یک, شعر, عکس, یک |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| عکس های مادر ترزا | 2012 | دیگر شخصیت های مطرح خارجی | 5 | ۱۰ شهريور ۱۳۹۰ ۰۸:۴۰ قبل از ظهر |
| یک عکس ،یک اسم | αгѕαпα | متفرقه | 116 | ۱۷ تير ۱۳۹۰ ۱۰:۴۱ قبل از ظهر |
| "نگاهی به واج آرایی در شعر سپید شاملو" | آنیتا | فرهنگی و هنری | 0 | ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ ۰۶:۴۵ بعد از ظهر |