بازگشت   نودهشتیا > عکس > متفرقه

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۲ شهريور ۱۳۹۰, ۰۱:۵۶ بعد از ظهر   #961 (لینک مستقیم)
خبرنگار ویژه نودهشتیا
 
lucy آواتار ها
 
پیش فرض

عکس شماره ی 5


میزنم رنگ با ترانه

بر اسمان خانه

رنگین کمان زیبا

دارد برام نشانه

راه رسیدن تو

اینا همش پیامه

قرمز وسبز وابی

رنگای این نگاره



وی چقدر واسه شعر های درپیتم دلم تنگ شده بود
lucy آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۸ مهر ۱۳۹۰, ۱۱:۱۲ قبل از ظهر   #962 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
* ترنم بهار * آواتار ها
 
* ترنم بهار * به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


....
يك...
دو....
سه....
چندين و چند
...هر چقدر مي شمارم خوابم نمي برد
من اين ستاره هاي خيالي را
كه از سقف اتاقم
تا بينهايت خاطرات تو جاري است
....
يادش بخير
وقتي بودي
نيازي به شمردن ستاره ها نبود
اصلا يادم نيست
ستاره اي بود يا نبود
هر چه بود شيرين بود
حتي بي خوابي بدون شمردن ستاره ها.



ادامه ي مرثيه ي عشق :


* ترنم بهار * آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ مهر ۱۳۹۰, ۰۸:۲۷ بعد از ظهر   #963 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
s_donia323 آواتار ها
 
s_donia323 به AIM ارسال پیام
پیش فرض

ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ...
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
نشانم می داد ...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
غرق شادی باشد ....
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است ...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین ...
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست

قیصر امین پور

بچه ها لطفا برای عکسا شماره بذارین.



چه کودکانه دروغ میگویی...
چه بیرحمانه باور میکنم...
کاش باران بگیرد!




s_donia323 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۱ آبان ۱۳۹۰, ۰۸:۵۰ قبل از ظهر   #964 (لینک مستقیم)
Banned
 
مر تضي آواتار ها
 
پیش فرض

سه غم آمد سراغم هر سه يكبار
غريبي و اسيري و غم يار
غريبي و اسيري چاره دارتد
كشد آخر كه مارا اين غم يار
مر تضي آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۲ آذر ۱۳۹۰, ۰۶:۱۴ بعد از ظهر   #965 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
aber آواتار ها
 
پیش فرض

دستم به ماه نمی رسد امشب
نه !!!
در پشت پنجره ی خانه
این برج را چه کس علم کرده ؟

عابر



الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
aber آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۳ آذر ۱۳۹۰, ۰۲:۲۹ قبل از ظهر   #966 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
aber آواتار ها
 
پیش فرض



یاد آن ترانه ها به خیر
یاد عاشقانه ها به خیر
کم شدم برای زندگی
یاد ان بهانه ها به خیر

عابر

بسی بسیار یهویی بود !
aber آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۵۸ قبل از ظهر   #967 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
dokhtare sahra آواتار ها
 
dokhtare sahra به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

ای خدا فکر نمی کردم که یه روز ازم جداشه
باورش سخته که دیگه سایه اش روی سرم نباشه
گرچه سرده دست گرمت اما واسه من همونی
باتموم خاطراتت توی ذهن من میمونی
داداشی چشماتو واکن بذار دستاتو بگیرم
دوباره بیا به خوابم دارم از دوریت میمیرم
ای خدا من اونو میخوام اماتو ازم گرفتی
رفته گذاشت توی قلبم خاطراتش مثل اتیش
باورم نمیشه رفته گرچه اون برنمیگرده
داداشی غم های دنیا ببین بادلم چه کرده
داداشی چشماتو بستی نمیگیری تو سراغم
دیگه تنها دلخوشیم عکس تو تویی اتاقم
داداشی چشماتو واکن بذار دستاتو بگیرم




خوب میدانم آخر یک روز خفه میشوم از بس دردهایم را نجویده قورت میدهم




dokhtare sahra آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۸:۱۶ قبل از ظهر   #968 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
aber آواتار ها
 
پیش فرض



همراه آسمان
باران به روی سینه شهرم
می تاخت می کوبید می بارید
از گریه های آسمان شهر
گل شاد می شد باغ می خندید
اینجا کسی حرف دل او را
از اشک های او نمی فهمد
همراه او آهی نمی خیزد
همراه او چشمی نمی گرید
نه آسمان تنهای تنها نیست
انگار او هم همدمی دارد
من دیده ام آن کودکی را که
با آسمانش عالمی دارد
آن کودکی که زیر باران هم
چتر کسی او را نمی خواند
دلگرمی اش رحمی ز یک عابر
حسی که چون عابر نمی ماند
همراه باران سخت می گریید
باران ز اشکش با خبر می شد
از اشک گرمش آسمان می سوخت
گاهی که باران تند تر می شد
تا آسمان آهسته تر بارید
فریاد رعدی ناگهان برخاست
فریاد زخمی سر بر آورده
این رسم دنیا نیست رسم ماست
بر سینه اش رنگین کمان پل زد
بادی وزید و برد روحش را
آرام پر زد از زمین سرد
تا گرم آغوش کبوتر ها
می رفت و می خندید بر دنیا
بر این زمین و رسم نامردش
آهی به حال ما کشید و رفت
ما مانده بودیم و تن سردش
من عابری بود م که فهمیدم
رنگین کمان هم حکمتی دارد
از باد فهمیدم که آن کودک
با باد بادک نسبتی دارد

عابر
فکر کنم قبلا هم این شعر رو گذاشتم !
aber آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۰۹ قبل از ظهر   #969 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
AsalBanu آواتار ها
 
پیش فرض

دستی به روی آسمان پاشید
یک سطل رنگ و یک بغل امید
دست پر از احساس پاک شوق
او کودکانه ، مست میخندید

رنگ پر از احساس شادی ها
رنگ پر از امید فرداها
آغوش آسّمان پر بود از
آبی ترین حس لطافت ها



ساکت که می مانی، می گذارند به حساب جواب نداشتن تو! عمرا بفهمند که داری جان می کنی تا حرمت ها را نگه داری...

AsalBanu آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۱۵ قبل از ظهر   #970 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
راحیـــل آواتار ها
 
پیش فرض

حســــــــــــــــــــــر ت

در آغوش کشیدنت سوزاند مرا.....................

نـــــــــــه برای اینکه نیامدی

چون میدانم آغوشـــــــــــــــــــــ ت ماله دیگریست.........







خُــدایـــا!
مَـن
دَستـت را خـوانـده امـ...
دَسـتت بَــرای مـَن رو شُـده استـــ!
تـو سمفـونـی ِ زیبـــای ِ
شَکسـتن ِ ایــن دل ِ لَعنتــی را دوستـــ داری!
بـــاشـد
اگـــر تـــو مـی خــواهــی،بــــاشد
مـی شِکنــَـــم
بــــاز هَـــم
.
.
.
مــی شِنـــــویــــ؟!
راحیـــل آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
،یک, شعر, عکس, یک

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
عکس های مادر ترزا 2012 دیگر شخصیت های مطرح خارجی 5 ۱۰ شهريور ۱۳۹۰ ۰۸:۴۰ قبل از ظهر
یک عکس ،یک اسم αгѕαпα متفرقه 116 ۱۷ تير ۱۳۹۰ ۱۰:۴۱ قبل از ظهر
"نگاهی به واج آرایی در شعر سپید شاملو" آنیتا فرهنگی و هنری 0 ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ ۰۶:۴۵ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان