ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان خالکوبی | shadow_das کاربر انجمن - صفحه 597
http://fidibo.com/

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 597 از 828 نخستنخست ... 97347497547572587593594595596597598599600601607622647697 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 5,961 تا 5,970 , از مجموع 8279
  1. Top | #5961

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اسفند 1390
    نوشته ها
    422
    میانگین پست در روز
    0.42
    تشکر از کاربر
    19,072
    تشکر شده 4,227 در 586 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    دنیای گلم سلام، قبل از هرچیز ممنون ممنون ممنون و بازهم ممنون از این که برامون وقت میزاری و با فکر ناب و قلم توانات به این زیبایی برامون لحظه سازی می کنی. من به شخصه دست گلت رو میبوسم.
    واما باز این دنیای گل من یه پست گذاشت و کل سایت ۹۸یا رفت رو هوا آخه من چی بگم از دست این پستای عالیت دنیاییی
    اونقدر این پست و دوست داشتم که حد نداره با تمام تلخی که داره و به نظر منم جزو بهترین پستای خالکوبیه، این پست کلی حرف واسه گفتن داره: حس مادری(مامان کامران)، حس خیانت(بچه ای که نتیجه خیانت شوهر به همسر)، حس نامادری یک مادر بی حس مادری(حاج خانم می گم که فکر کنم اخرشم از دستش برم دیوونه خونه!) ، حس انتقام و پشیمونی(تمام حسایی که به ساره حجوم میارن)، حس بچه ای بی پناه(کیمیا)، حس خشم و بیقراری، حس بی کسی و بی پناهی از این همه اجبار و بریدن و دوختن های سرخود این دو مادر و کلی حسهای دیگه....
    اونقدر قوی و شیک همه این حسا بهم موقع خوندن این پست ،منتقل شده که جز تشکر و دادن عشق و دست بوسی برای دنیای گلم زبونم قاصر از گفتن هر چیزه اضافه دیگه ایه.
    اما از همه مهمتر این که بچه ها فراموش نکنیم که کامران همون موقع ها هم توی بلاتکلیفی و تعهد و هوس و یه عالمه حسای دیگه مونده بود، اونم کلی با خودش درگیر بود ولی هوس و تعهد سست و تفاوت های فاحش ساره با خودش و سستی انتخابش و همینطور ترفندهای روشنک که اون موقع علاوه بر زیباییش یه زن امروزی باب میل کامران بودغالب شد به وجدانش و عشقی که به ساره داشت و تلاشهایی که ساره می کرد برای نگهداری زندگیش و اخر سر این ساره بود که محکم و قاطع بهش گفت که دیگه نمیخواد باهاش زندگی کنه و به هر حال اون الان مسلما خیلی نادم و پشیمونه که نه فقط در قبال ساره که در قبال موجودی که باعث بوجود اوردنش شده به نظرم توی بعضی از نقدهای بچه ها به این مهم توجه نشده ببخشید بچه ها من فقط خواستم کمی یادآوری کرده باشم.
    ضمنا این شازده ما برای بچه اش هر کاری که میکنه فقط و فقط وظیفه پدری اش رو داره انجام میده
    و اما مادر کامران اونو به عنوان یه زن که قبل از هر چیز مادره و همه چیز این دنیا بعد از فرزندش اولویت داره ، ببینید نه فقط یه زن که با احساسش و برای کم کردن قسمتی از حرصش داره این خزعبلات رو فریاد می زنه، از این دید اونو نقد کنیم و مورد تحلیل قرار بدیم.
    و اما ساره دوست داشتنی من که عجیب این روزا دیگه حسابی بزرگ شده و خوب از پس خودش و زندگیش بر می یاد که اگه ساره قبل بود بی برو برگرد زودی تحت تاثیر دو تا خاله خامباجی(املاش رو نمیدونم!) قرار میگرفت و خیلی سریع احساسی عمل میکرد و میگفت آره همه گناه ها تقصیره منه اصلا خیلی ممنون که تا حالا پدر بچه لطف کردن و بزرگش کردن من حتما جبران این لطفشون رو میکنم
    و چقدر اون جمله کیمیا که گفت بابا دوست نداره به کسی بگم خاله عالیییییی بود ، چقدر حرف واسه گفتن داشت
    ببخشید خیلی حرف زدم.
    بازم ممنونتم دنیای گلم ، خیلی دوست دارم خانمی. دست مریزاد بانوی مهربونم





  2. 14 کاربر از پست N*A*Z*L*I تشکر کرده اند .


  3. Top | #5962
    ELI
    ELI آنلاین نیست.

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1391
    نوشته ها
    555
    میانگین پست در روز
    0.59
    محل سکونت
    همين نزديكيا
    تشکر از کاربر
    14,652
    تشکر شده 3,478 در 584 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مارمارا خانم سلام عزيزم احساس ميكنم خيلي عصبي شدي نازنينم ميتوني بگي گناه ساره در ارتباط با روشنك و كامران چيه؟
    اميداوارم نگي خوب ساره تيكه كامران نبود ساره نميتونست خواسته هاي شوهرش رو برآورده كنه خواست هاي شوهري كه صددرصد ساره اولين دختر زندگيش نبوده ولي كامران اولين مرد ساره بوداون يه دختر دست پا چلفتي بود كه جرات هيچ حرف وكاري رو در مقابل مادرش نداشت ولي دركنارش كامران هفت خط رو داشتيم كه براحتي ساره رو شناخته بود باروحياتش اشنا بود .

    خانمي نميدونم متاهلي يا مجرد احساس ميكنم بايد مجرد باشي و خبر از دل يه زن متاهل خيانت ديده نداري ، بقول دوستان كاشكي روشنك خواهر ساره نبود شايد تحمل اين خيانت راحت تر بود انشااله كه خواهر داشته باشي اميدوارم هيچ كسي تو جايگاه ساره قرار نگيره ولي خداي نكرده فقط براي چند ثانيه خودت را جاي ساره بزار ببين چه تصميمي ميتوني بگيري ؟


    كامران اگه بچه رو نگه داشته بقول دوستمون شق القمر نكرده بلاخره پدر اون بچه است همانطور كه پس انداخته بايدم بزرگ كنه فك ميكني وظيفه ساره ست كه كيميا را نگه داره واقعا" اينجوري فك ميكني اره ؟ شايد اگه روشنك زن واقعي كامران بود و بعد از زايمان مرده بود شايد ميشد انتظار داشت خانواده فتوحي ها به بچه محبت كنن يا حتي ساره بيشتر دل بسوزنه ولي اين بچه هرچند خودش بي گناهه ولي سند جنايت و نابودي زندگي ساره ست وهميشه اون خيانت رو از خواهرش براش تداعي ميكنه يه زن اصلا" انتظار خيانت رو نداره حالا فك كن طرف خيانت كار خواهرش باشه واز اين خيانت ميوه ممنوعيه هم بعمل امده اين مسائل عزيزم اصلا" احساسي نيست بلكه منطقيست من اصلا اين حرفت رو اصلا" نمي فهمم كه ميگي : برای نسلهای بعدی مملکتم متاسفم که همچین زنایی قراره بچه تربیت کنند و به بچشون درس انسانیت بدن منظورت عزيزم كيه عاطفه خانم يا بچه هاي سايت كه با افكار عاطفه خانم مخالفند كدام يكي ؟

    بعني ميگي ساره از حق حيات و زندگيش بخاطر خيانت شوهرش با خواهرش بزنه و بياد تفاله اون عشق ممنوعه را كه متاسفانه بي گناه هم هست رو تا اخر عمر نگه داره اون موقع اين ميشه درس زندگي ، پس زجرهايي كه ساره ديده اشكهايي كه ريخت رو كي بايد براش مرحم بزاره اصلا" تا بحال كسي مرحم گذاشته اون از مادرش با او برخورد اينم از عاطفه خانم ، اين انتظار خيلي زياديه شايد اگه از مادر ساره انتظار داشتن بچه رو نگه داره تحملش يه كم راحتتر بود چون خانم فتوحي هم به همون اندازه مقصره كه عاطفه سلطان مقصره ولي ساره اصلا" وابدا" اميدوارم تو زندگي هيچ كسي خيانت رخ نده اونم خيانت شوهر با خواهر .
    ویرایش توسط ايلي : 1392,01,24 در ساعت ساعت : 01:02
    من به آمار زمين مشكوكم اگر اين سطح پر از آدمهاست پس چرا اين همه دلها تنهاست


  4. 13 کاربر از پست ELI تشکر کرده اند .


  5. Top | #5963

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    702
    میانگین پست در روز
    0.63
    محل سکونت
    خونه.......
    تشکر از کاربر
    13,411
    تشکر شده 7,297 در 822 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام..

    همین الان بگم.. من نتونستم.. نقد دوستان رو بخونم.... اما یه چندتا نقدر رو خوندم...
    و میتونم.. بگم.. بعضی از نقدهاااا . من و متعجب کرده....
    حالا نظر خودم.. رو میگم...
    واقعیت رو بگم.. اینه که این پست اخری.. من و درگیر احساس نکرد... یه جوری من و به چالش کشید... وادارم کرد یه مقدار فکر کنم....
    مثل دوتا سه تا پست قبلی که حضور صدرها رو اعلام کرد.. این پست رو هم یکبار خوندم... نه برای این که .. دوست نداشتم...
    نه..
    اما دوست دارم.. به همون یه بار اکتفا کنم.. چون.. حرفهاا خیلی گویا و واضح بود.. و من خواستم.. به همشون فکر کنم....
    میخوام.. بگم..
    این پست اگه من و به چالش کشیده.. مطمئناا برای همه کسایی که این داستان رو میخونن.. یه جور تلنگر بوده..
    یه جوری که وادارمون میکرد به خیلی چیزها فکر کنیم..
    ..
    میتونم.. بگم... این داستان برای من حکم خودشناسی رو داشت... شاید با این داستان تونستم.. خودم رو بشناسم..
    شوخی نیست.. 1 ساله دارم میخونمش.. و همراهش هستم...
    در مورد این پست درگیر هیچ حسی نبودم... حسم.. فقط درگیر.. کیمیــــــــــــا بود..
    این پست فقط فکر داشت برای من.. فقط فکـــــــــــر....

    ..
    اول اول.. میخوام از عاطفه بگم..
    من اصلا نه تایید میکنم.. کسی رو تو این داستان نه تکذیب.. نه میگم.. فقط این.. نه اون یکی دیگه رو ندید میگیرم..
    همه کسایی که تو این داستان دنیــــــــــا خلقشون کرده.. .. گوشه ای از رفتارای خودمونه که به تصویر کشیده شده..
    باید ها و نباید ها..
    درست ها و غلطها تو زندگی...
    رفتار عاطفه من و یاد یه مادری انداخت که یه حرفی در مورد دخترش شنید.. اگه یه مادری بود که آینده دخترش براش مهم بود و میدونست تو این زمان نباید به احساسات مادری خیلی توجه کنه.....
    اما اون مادر رفت و اولین کاری کرد این بود که.. نفرین کرد کسی که این حرف رو در مورد بچه َش زده..
    بدون تحقیق.. بدون.. پرس و جو.. یه راست.. نفرین..
    آینده دخترش.. داغون شد.. داغون..

    الان این مادر.. عاطفه خانوم.. این داستان...
    این رفتارش.. یه جور فقط یه مادر احساسی رو جلو چشمم میاره.. کسی که هیچ نمیتونم.. درک کنم.. این احساس خرج کرده.. برا بچه و نوه َش...
    کسی که از در محکوم کردن وارد شده....
    نمیدونم.. درسته یا نه.. اما شنیدم.. میگن.. کسی که میخواد گناه خودش رو کم کنه.. همش.. دوست داره تقصیر رو بندازه گردن.. یکی دیگه...
    یه جا.. ساره از احساس مادرانه عاطفه گفت.. احساسی که فقط عشق مادرانه بود.. و هیچ...
    اونجا دلم برا ساره سوخت....
    عاطفه از اون نوع مادرا هست که عشق بچه... کورش کرده..
    نمیخوام.. توهین کنم.. اصلااا.. میخوام عاطفه رو از نگاه خودم.. به تصویر بکشم...
    عاطفه رو یه مادری میبینم.. که با رفتارای خاص خودش باعث شده.. بچه َش این احساس رو داشته باشه که همه رفتاراش معقوله... همیشه درست رفتار میکنه... بهترینه...
    برای همینه که کامران از فتوحی ها متنفره...چون فکر میکنه اگه این خانواده نبود به این مشکل دچار نمیشد.. دیگه به این فکر نکرده که.. فتوحی ها صورت مسئله هستن... اصل یه چیز دیگه هست..
    و اون نفس و وجود ضعیف ِخودشه...
    قصد محکوم کردن کامران رو هم ندارم... فقط میخوام بگم.. رفتار یه مادر چقدر میتونه تو شکل گیری شخصیتی بچه تاثیر داشته باشه....
    مادر باید بچه رو عاقل بار بیاره.. نه خودرای....

    دلم میخواد یه مقایسه ای داشته باشم... بین عاطفه و بی تا.....
    من خیلی تفاوت دیدم....
    نوع رفتار بی تا چجور بود ... و رفتار عاطفه چجور..
    بی تا چقدر زیبا با ساره صحبت کرد.. و از تفاوتا گفت.. و بهش گفت فکر کن..... و حرف بزن...
    چقدر خوبه که ما آدما... تمرین فکر کردن کنیم.. تمرین کنیم..حرف یزنیم....
    عاطفه.. اومد دید... گفت خوبه.. پسرش و فرستاد.. دخترم.. کامی داره میاد.. همین...
    برید و دوخت و تنش کرد....تموم....
    بی تا... این اجازه رو به پسرش داد.. فکر کنه.. تصمیم بگیره... منطقی بره جلو..
    با ساره صحبت کرد.. از خودش گفت.. زندگی.. هرچیزی که مربوط به پسرش میشد... به ساره هم اجازه دادفکر کنه.. تصمیم بگیره.. و شاید برا ساره بی تا شده یه الگو....

    احساس میکنم.... عاطفه حتی نسبت به کیمیا هم یه جوریه.....
    چون میدونه خون فتوحی ها تو رگهای کیمیا هست... چون مادر این دختر روشنکه..
    و فقط به خاطر پسرش.. تونسته کنار بیاد با این بچه...
    شاید اگه این عاطفه خانوم... بازم. عجول قدم بر نمیداشت.. و سعی میکرد.. فقط سعی میکرد.. درست وارد بشه.. برخورد ساره هم باهاش خوب میبود...
    اگه درک میکرد.. تندی ساره رو ندید میگرفت و این صحبت ها رو به یه زمان دیگه ای موکول میکرد...
    باید درک میکرد که تو این شرایط قرار گرفتن برا ساره یه خورده سخته.. اونم.. یهویی....

    عاطفه یه مادره.. یه مادری که فقط به بچه خودش فکر میکنه.. نه کس دیگه ای...
    ..

    دلم میخواست آزاد میبود و یه چَکـــــــــــ .. خوشگل .. از اونایی که به افروز زد.. رو نثار کامران میکرد..
    و میگفت .. تو الان از فتوحی ها متنفری..؟؟؟
    مرد باش و پای کاری که کردی وایستا.. و کسی رو مقصر ندون..
    چون.. هیچ کس تو اتفاقی که برا یه ادم عاقل و بالغ افتاده مقصر نیست...
    * یه چیزهایی رو تو دنیــــــــــــا فقط یک مرد میفهمه...

    یکی از دوستان تو نقد گفتن.. اگه بنا به گول خوردن بود.. یه بار.. و یا نهایتا دو بار... نه اینکه چندین ماه این رابطه ادامه داشته باشه..
    اینجا دیگه خودت مقصری.. خودت خواستی..
    اون موقع بچه نبودی.. حالا هرچی روشنک شیطان..
    آدم باید خودش رو تو شرایط سخت محک بزنه.... اگه شرایط سخت نباشه.. تو از کجا بدونی.. محکمی.. قابل اعتمادی... میشه بهت تکیه کرد....

    و یه چیز دیگه.. میخوام بگم.. .. اگه کامران.. الان.. به کیمیا عشق میورزه... پای رابطه خونی وسط ِ....
    کامران نمیتونه از این رابطه بگذره.. این یه حسیه که ناخواسته کامران درگیرش شده.. شاید همین هم باعث شده باشه.. کامران درک کنه.. یه سری چیزها رو...

    کامران هنوز درگیر یه سری از خاطراته... همینه که دوست نداره کیمیا به کسی بگه خاله...
    میدونه.. این دختر اگه از ساره بود.. روشنک میشد.. خاله.. و الان که روشنک مادر کیمیاست .. ساره خاله میشه...
    در هر صورت .. این خاله گفتن... ربط پیدا میکنه.. به خواهران فتوحی....
    دلم میخواد یه ذره بشینم با کامران صحبت کنم...
    فقط یه ذره....
    ..
    ..
    باید به اتاقم برگردم
    سرم را بگذارم تویِ کمد
    در وُ پنجره را پیش کنم
    و صبر
    تا شیون وُ پاکوبه ی این
    دلِ نیم وجبی تمام شود
    خسته شود
    بخوابد.
    و دوباره به جمع برگردم ,
    انگار نه انگار که چیزی شده است
    انگار نه انگار که حالم خوش نیست
    انگار نه انگار که من غم دارم....

    شهریار بهروز...


    خستگی رو تو ساره میبینم....
    من میگم.. ساره رفتارش قابل قبول بود..
    میدونین چرا..؟؟؟
    چون اگه این همون ساره قبل بود.. هیچ وقت چیزی نمیگفت....
    شک شدن تو لحظه ... باعث میشه.. انتظار زیادی از خودت نداشته باشی... اگه من بودم.. صدام در نمیومد...
    حداقل رفتار ساره باعث شد.. عاطفه... بریزه بیرون خودش رو..
    باز تو یه نقد دیگه خونده بودم.. یکی از دوستان گفت... رفتار ساره باعث شد.. عاطفه به هدفش برسه..
    من میگم.. نه.. بیشتر از ساره... عاطفه شک شد... برا همین اون رفتار هیستیریک رو از خودش نشون داد...

    _ یه روزی بزرگ می شه.. و اون روزه که تو..، خیلی بدبختی..

    این یعنی چی..؟؟؟
    از یه خانوم تو سن عاطفه بعیده... عاطفه گم کرده کلمات رو.. نمیتونه جمله بسازه.. هرچی پیدا میکنه.. تو ذهنش... رو به زبون میاره..
    حداقلش اینه که ساره از خواسته های خودش میگه.. از یه سری چیزایی که تو دلش سنگینی میکرد...

    _کیمیا بود.. دختر روشنک بود.. دختر کامران بود.. چطور این قدر بی نظیر..، همه ی واژه ها را درست و بی نقص ادا می کرد...؟!
    بلند شدم.
    داشتم خفه می شدم.
    کیفم را چنگ زدم.
    حاج خانوم بلند گفت: ساره!
    از روی جعبه ی شیرینی رد شدم..
    صدای کیمیا آمد: گفت عصر میاد دنبالم.
    دستگیره را پایین کشیدم. باز نمی شد. محکم تر. در با صدای بدی به دیوار خورد.

    نه این که تو نمیدونی
    ولی این درد بیرحمه
    یه چیزایی رو تو دنیا فقطــــــ.....
    تمام روز میخندم، تمام شب یکی دیگهام
    من از حالم به این مردم ،دروغای بدی میگم...!


    دیگه نمیدونم.. چی بگم..
    شاید بازم اومد....
    اما گفتم.. و بازم.. میگم..

    دنیــــــــــــــا سپاس.....
    ویرایش توسط zizi26 : 1392,01,24 در ساعت ساعت : 02:14


  6. Top | #5964

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    دی 1391
    نوشته ها
    57
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    توگرما
    تشکر از کاربر
    23,192
    تشکر شده 292 در 58 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام
    منم این حرفه بچه ها رو قبول دارم که یه مادر هرکاری رو واسه بچش می کنه حتی اگه بقیه اذیت شن ولی بازم حرفای مامانه کامران خیلی عصبانیم کرد اون انگار طلبکاره مثل این که گناهکار ساره ن نه پسر خودش عاطفه اگه یکم ملایم تر با ساره حرف می زد وهمه گناهارو گردن فتوحی ها و ساره نمی نداخت شاید....نمی دونم ولی می دونم خیلی از دستش عصبانی ام واگه ساره کوتاه بیاد وبخواد جلو اینا ساکت بمونه خودم می یام سراغش ویه کتک مفصل می زنمشگفته باشم حواسش باشه ها .

    باهمه ی این حرفا بازم عاطفه رو درک نمی کنم وبسیار عصبانی ام وامیدوارم جلو من نیادخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    دنیا جون ممنون برای پستای بسیار عالیت وبرای وقتی که می زاری

  7. 8 کاربر از پست AtI2020 تشکر کرده اند .


  8. Top | #5965

    Banned


    تاریخ عضویت
    آذر 1389
    نوشته ها
    1,963
    میانگین پست در روز
    1.35
    محل سکونت
    خیلی دور،خیلی نزدیک
    تشکر از کاربر
    25,199
    تشکر شده 6,633 در 1,706 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نمیدونم اومدم چی بگم!!!!!!!!!!
    اما این اواخر ذهنم بدجور درگیر عاطفه بود.............درگیر نوزاد صورتی پوش و تو مخیله م نمی گنجید که عاطفه با حاج خانم رابطه ای نداشته باشه!!!!!!!!
    فقط می تونم بگم هر کس یه جوری نقش خودش رو تو زندگی ایفا می کنه.............تو خالکوبی سه مادر:عاطفه،حاج خانوم و بی تا......نمی شه مطلقا گفت کی واقعا بهتره یا کی تونسته مادر لایق تری باشه!!!!!!!!! اما چیزی که از کلمۀ مادر تو نگاه اول برداشت می شه؛عشق بی حد و مرزه.......به نظرم یه زن وقتی مادر می شه نوع عشق و محبتش به همسرش هم عوض می شه......... تازه بعد از مادر شدنه که عشق دارای عمق میشه.........و این عمق پیدا کردن باعث خیلی چیزا می شه............و یه اثر فوق العاده و مستقیم رو تربیت فرزندان داره..........و بی تا با عمق عشقش به زندگیش این اثر پذیری رو خیلی بالا برده؛و مطمئنا تفاوتش با دو مادر دیگه می تونه همین باشه!حاج خانوم یه زن تقریبا مستبد بوده که شرایط زندگی بیشتر به سمت زن سالاری پیش رفته؛و این تو نگاه ساره به زندگی پدر مادرش ثبت شده،عاطفه زندگیش رو به سمت فرزند سالاری برده......و بی تا عشق و علاقه به خانواده رو ستون زندگیش قرار داده،
    عاطفه مادری بوده که با تأیید کارهای کامران اون رو به سمت همیشه حق بودن سوق داده بود،و این توهم که همیشه حق با منه تو وجود کامران شکل گرفته بود،دقیقا شبیه روشنک،این دو نفر به خاطر تربیت غلطشون همه چیز و همه کس رو حق خودشون می دونستن.....
    و یه نکتۀ دیگه اینکه عاطفه داره از مسئولیتی که به خاطر کامران و دیدش نسبت به پسرش داره ،فرار می کنه؛عاطفه به خاطر عشقی که به کامران همیشه محقش میده،مسئولیت اشتباه کامران وکیمیا رو به عهده گرفته و حالا کم آورده،می خواد از زیر این بار سنگین شونه خالی کنه،و چه دیواری کوتاه تر از دیوار ساره؟
    عاطفه تصور نمی کرد ساره تا این حد عوض شده باشه..........
    خروش ساره نشون دهندۀ اثر عمیقی هست که آزاد روش داشته،ساره دیگه اهلی شده:
    بیا مرا اهلی کن تابا صدای پایت پیله تنهاییم ترک بردارد ...دلم پرواز می خواهد
    داشتم ساره رو در کنار کامران با ساره در کنار آزاد رو مقایسه می کردم؛
    به نظر من دوست داشتن و عشق دو حالت داره:
    1-دوست داشتن واقعی: به طرف مقابلت نیاز داری
    چون دوسش داری.......
    2-چیزی شبیه به دوست داشتن:چون بهش نیاز داری دوسش داری........

    حس ساره به آزاد دقیقا نوع اوله:چون آزاد رو دوست داره به حضورش تو زندگی نیاز داره

    ممنون دنیــــــــای عزیز بابت حضورت و قلمت
    ویرایش توسط proxima : 1392,01,29 در ساعت ساعت : 11:05


  9. Top | #5966

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    فروردین 1389
    نوشته ها
    161
    میانگین پست در روز
    0.10
    محل سکونت
    حومه تورنتو
    تشکر از کاربر
    8,068
    تشکر شده 2,196 در 199 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من عاطفه رو بشدت درك ميكنم...
    برخلاف نظر شما من هم متأهلم هم مادر...
    اما معتقدم ادم مرد زندكيشو با لازانيا نكه نميداره.. در دنياي امروز فقط خواستن لازم هست تا به دانسته هات اضافه كني...
    من فكر نميكنم ساره بايد كيميا رو بزرك كنه اما فكر ميكنم حضور كرمش تو زندكي كيميا لازمه... و من فكر ميكنم عاطفه دنبال همينه...
    من هنوزم براي انسانهايي كه يك طرفه به قاضي ميرند و حكم صادر ميكنند و الفاظ زشتي مثل ميوه ممنوع و حرام زاده رو براي يه انسان بي كناه استفاده ميكنند متأسفم و هنوزم نكران نسلي هستم كه دختراني كه قوي بودن رو برابر با جيغ جيغ كردن و حرف زشت زدن ميدونند قراره مادرشون باشند...
    من از دنيا بسيار ممنونم كه اين فرصت رو به من داد
    ویرایش توسط مارمارا : 1392,01,24 در ساعت ساعت : 03:33
    انسانیت ، مهربانیست ، نماز و دعا و روزه ندارد. انسانیت گاهی یک لبخند است که به کودک غمگینی هدیه می کنید.

    " احمد شاملو "

  10. 17 کاربر از پست مارمارا تشکر کرده اند .


  11. Top | #5967

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    نوشته ها
    449
    میانگین پست در روز
    0.74
    محل سکونت
    زیر آسمان بارانی
    تشکر از کاربر
    20,186
    تشکر شده 37,498 در 585 پست
    حالت من
    Ghafelgir
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام
    خیلی از این پست خوشم اومد.قدرت ساره رو خوب نشون داد ساره وقتی حرفش رو زد عاطفه رو مجبور کرد که حرف بزنه و خودش رو نشون بده در حالی که قبلاً ساره سکوت می کرد و عاطفه رو جوری که خودش دوست داشت تفسیر می کرد فقط دلم می خواست بین همه حرفایی که ساره زد و واقعاً درست بود یه کنایه دیگه هم می زد همش وقتی می خوندم دلم می خواست ساره بگه:خانوووووووووووم صدر متاسفانه نمی تونم پیشنهادتون رو قبول کنم چون خواهر دیگه ندارم که همخواب پسرتون کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اوف اگه اینو می گفت چقدر دلم خنک می شد
    ولی یه چیزی راجع به بحث های مطرح شده در صفحه نقد بگم اونم اینه که وقتی یه مرد یا یه زن خیانت کرد مقصر فقط و فقط و فقط خودشه نه همسرش و نه حتی شریک خیانتش.اینکه ساره محجوب بود و دلبری بلد نبود رو که هم کامران می دونست هم عاطفه. اصلاً برای همین هم بود که عاطفه انتخابش کرد و کامران تایید کرد.فکر می کنم حاج خانم با همه بدیاش می خواد ساره رو زودتر شوهر بده تا دست صدرها ازش کوتاه بشه.شاید اونم نگرانه نکنه ساره قبول کنه
    یادمون نرفته حاج خانم با شنیدن بی آبرویی دخترش سکته کرده و با وجود همه عشقش به روشنک هر سه چهار ماه میره سر قبرش برای همین فکر نمی کنم اون ساره رو مسبب خیانت کامران بدونه اون ساره رو برای سقط نشدن بچه مقصر می دونه
    ولی از حرفهای بعضی از کاربرا که مثل یه میراث روی آزادگی زن مملکت من افتاده و نمی ذاره هم جنس های من سهم مساوی از هوا و زمین بخوان دلم می گیره کاربرایی مثل مارمارا که با همه احترامی که برای آزادی بیانشون می زارم نمیشه حرفاشون بغض نفس کشیدنم نشه برای مظلوم بودن نسل خودم و مادرانم و گویا فرزندانم

  12. 7 کاربر از پست baroonii تشکر کرده اند .


  13. Top | #5968

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    دی 1390
    نوشته ها
    21
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    خوزستان شوشتر
    تشکر از کاربر
    137
    تشکر شده 114 در 20 پست
    حالت من
    Khaste
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام به دنیای عزیر که این روزا شده همه دنیای ما و روزی چند بار سایت رو چک میکنیم ببینم عاقبت این ساره چی میشه بالاخره.
    از کامران متنفرم چون میخواست ساره رو اون شکلی که خودش دوس داره در بیاره ولی چون نتونست اون افتضاح رو به بار اورد. فکر میکردم عاطفه یه مادر خوب و منطقی ولی الان متوجه شدم از اون مادرایی که بچه هاشون هر اشتباهی کنن حق رو به بچشون میدن.
    وقتی حاج خانوم به ساره گفت "همش تقصیر تو که روشنک مرده بی لیاقت " دلم بدجوری شکست. ساره خیلی تنهاس قبول دارین؟
    تازه داره از اون شکست لعنتی خودش رو رها میکنه چرا نمیذارننش؟؟؟؟؟؟؟؟چرا؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟
    آزاد تازه داره خوب میشه ؛ به دل میشینه.
    و................................................ ...
    واقعا باید به این قلم و طرز بیان احسنت گفت.
    بازم ممنون.
    فقط تو رو خدا زود به زود پست بذار؛ اگه بدونی چقد ذهنم درگیرشه بهم رحم میکردی

  14. 13 کاربر از پست rzare تشکر کرده اند .


  15. Top | #5969

    کاربر فعال معرفی و نقد کتاب


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    3,486
    میانگین پست در روز
    1.85
    محل سکونت
    shiraz
    تشکر از کاربر
    64,428
    تشکر شده 69,562 در 6,015 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط مارمارا نمایش پست ها
    من عاطفه رو بشدت درك ميكنم...
    برخلاف نظر شما من هم متأهلم هم مادر...
    اما معتقدم ادم مرد زندكيشو با لازانيا نكه نميداره.. در دنياي امروز فقط خواستن لازم هست تا به دانسته هات اضافه كني...
    من فكر نميكنم ساره بايد كيميا رو بزرك كنه اما فكر ميكنم حضور كرمش تو زندكي كيميا لازمه... و من فكر ميكنم عاطفه دنبال همينه...
    من هنوزم براي انسانهايي كه يك طرفه به قاضي ميرند و حكم صادر ميكنند و الفاظ زشتي مثل ميوه ممنوع و حرام زاده رو براي يه انسان بي كناه استفاده ميكنند متأسفم و هنوزم نكران نسلي هستم كه دختراني كه قوي بودن رو برابر با جيغ جيغ كردن و حرف زشت زدن ميدونند قراره مادرشون باشند...
    من از دنيا بسيار ممنونم كه اين فرصت رو به من داد

    این نظر برام خیلی جالب بود .. نفاوت نگاه یه دختر ، با یه همسر ، یه مادر ..

    _ زی زی جان گفتی اگر گول خوردن بود یک بار .. دو بار نه چند ماه .. حرف شما درست ، ولی من میگم نه فقط کامران هر مردی که تو این موقعیت باشه ؛ وقتی برمیگرده به زندگی خودش و سردی میبینه ، باز هوایی میشه و برمیگرده به اون اغوش داغ هرچند خیانت باشه .. زنها خوددار ترن .. صبور ترن ، برای همین تو این وضع قرار بگیرن برخوردشون خیلی متفاوت تر میشه ..
    به روز شد ...

  16. 16 کاربر از پست fatima_59 تشکر کرده اند .


  17. Top | #5970

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    1,308
    میانگین پست در روز
    0.98
    محل سکونت
    دور از خانه
    تشکر از کاربر
    10,947
    تشکر شده 18,802 در 1,163 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من با بیشتر حرفای فاطیمای عزیز موافقم.
    اینکه تو این دوره زمونه کم نیستن مردایی که خیلی راحت به همسراشون خیانت میکنند.
    دیدم مردی رو که به خاطر حاملگی همسرش ، خیلی راحت بهش خیانت کرده، به همسری که بچه اون مرد رو تو شکمش داشته.
    حتی مردایی رو دیدم که با داشتن بچه اما خیلی راحت ترک خونه کردن و رفتن خونه مجردی گرفتن و با دخترای جو وا جور میگردن.
    بچه ها احساسی حرف نزنید.کامران هم از این دست مردا بوده که نتونسته تحمل کنه همسرش ، همسری کردن رو دلبری کردن رو یاد بگیره.
    ساره تنها ، که مادرش براش مادری نکرده ضربه خیلی خیلی سختی میخوره از این ماجرا.
    ساره اصلا مقصر نیست اصلا...
    این ضربه اینقدر سنگین بود براش که بخواد با عاطفه اینطور محکم و قاطع بر خورد کنه.
    خوشم اومد از قاطعیت ساره ..
    حرفای عاطفه به نظرم خیلی احساسی اومد خیلی زیاد..از اون دست مادراییه که عشق بچشون کورشون کرده و اصلا خطاهای پسرشون رو نمیبینند و تو نظرشون همه مقصرن به جز فرزندشون .
    ممنون دنیا


  18. 8 کاربر از پست blue berry تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. هنوز عیدها، سردم می شود | shadow_das کاربر انجمن نودهشتیا
    توسط shadow_das در انجمن اشعار و دلنوشته های کاربران سایت
    پاسخ ها: 68
    آخرین نوشته: 1393,07,17, ساعت : 02:30
  2. انگاری که گم شده ام | shadow_das کاربر انجمن نودهشتیا
    توسط shadow_das در انجمن اشعار و دلنوشته های کاربران سایت
    پاسخ ها: 80
    آخرین نوشته: 1393,04,22, ساعت : 14:16
  3. رمان خالکوبی | shadow_das کاربر انجمن
    توسط shadow_das در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 766
    آخرین نوشته: 1393,02,31, ساعت : 00:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •