آپلود سنتر
ابزار
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 121 12345112651101 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1207
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1388,09,10
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    میانگین پست در روز
    2.26
    محل سکونت
    خوزستان، ماهشهر
    نوشته ها
    3,824
    تشکرها
    22,348
    تشکر شده 459,504 بار در 4,673 پست

    پیش فرض معرفی و نقد رمان پانتی بنتی | ژیلا کاربر انجمن

    پانتی بنتی
    سلام
    این سومین داستانیه که من توی این سایت میذارم . پانتی بنتی یه داستان از تلفیق دو فرهنگه . فرهنگ پارسی و عربی .
    درمورد این داستان اول باید یه سری توضیحات و یه سری نکاتی رو یادآوری و گاها تذکر بدم .
    اول اینکه پانتی یه اسم پارسی اصیل متعلق به همسر آریاسب یکی از سرداران بزرگ کوروش کبیر پادشاه هخامنشیه و بنتی یه کلمه عربی به معنی دخترم .
    دوم اینکه این داستان بر پایه یه سری قوانین متعلق به عشیره ای از اعراب خوزستان نوشته شده . اعراب خوزستان ، جدای از مردم ایران نیستند . همگی هم وطن و ایرانی هستند که گویش عربی دارند . گویش اونها با اون عربی ای که متعلق به کشورهای عرب زبانه فرق میکنه مثلا اعراب « گ ، ژ ، پ ، چ » رو در زبانشون ندارند ، درصورتیکه اعراب خوزستان از این حروف در گویششون استفاده میکنند . اعراب خوزستان هم یه طایفه از طوایف ایران هستند مثل کردها ، ترکها و لرها ... هر طایفه ای چه کرد ، چه لر ، چه عرب و چه ترک تقسیم شده به عشیره های مختلف که هر عشیره قوانین و مسلک و اعتقادات و گاهی خرافات مخصوص خودشون رو دارند . ولی چیزی که بین اونها تقریبا مشترکه ، پایبندی تمام اونها به بزرگ عشیره و تحت سلطه بودن اونهاست . قراردادهایی که بین اونها نوشته و امضاء میشه و کلیه افراد اون عشیره باید بهش پایبند باشند . اعراب خوزستان هم تعداد زیادی عشیره دارند که هر عشیره پایبند به بزرگ طایفه خودش و قوانین عشیره خودش هست . اگر موردی توی این داستان میخونید که مطابق میل شما نیست یا عربی این داستان رو میخونه و از اون موارد بدش میاد یا ترکی اینو میخونه پیش خودش فکر نکنه که اعراب خوزستان اینجورین یا اینجوری نیستند و اصولا جبهه گیری صورت بگیره . اعراب خوزستان یه مورد مشترک دارند و اون مهمون نوازیشونه . همگی خصوصیات خوبی دارند که قابل تامله ولی اگه تو این داستان مواردی ذکر میشه لطفا کسی برداشت منفی نکنه . یه داستان باید برپایه یک چیز خاص نوشته بشه و اصولا اگه اون چیز خاص نباشه ، داستانی هم درخودش نداره . حالا این چیز خاص ممکنه یه برتری خیلی برجسته باشه یا یه چیز خیلی منفی برجسته . من از بین تمام عشیره های عربی بدترینشون رو انتخاب کردم پس این نهایت منفی بودنه . لطفا به کسی برنخوره و یا کسی که با اعراب خوزستان آشنایی نداره برداشت منفی نکنه این خواهش منه .
    خوب بعد از این همه تذکرات و اعلامیه بپردازیم به اصل داستان : داستان درمورد دختری بنام پانتی هستش که پدری عرب و مادری تهرانی داره . پدر این دختر زاده این عشیره خاص هستش و میراث دار این فرهنگ . پانتی ساکن تهران هست ولی قبلا بنا به دلایلی توی اون عشیره زندگی کرده . من عادت دارم که توی داستانهام گره ایجاد کنم و همراه با داستان این گره ها رو باز کنم ، برای همین خلاصه خاصی برای داستانهام نمینویسم .
    کل داستان توی ذهنم آماده و ساخته و پرداخته است ولی هنوز چیزی ننوشتم . پس به همراهی و راهنمایی دوستان گلم احتیاج مبرم دارم لطفا تنهام نذارین .




    با تشکر از نیکی عزیز برای طراحی جلد
    1
    « پانتی امروز میای بریم دور دور ؟ مراسم پوز زنون داریم »
    « نه به جون تو ، اصلا حسش نیست ، خیلی خسته شدم . از سر صبح سگ دو زدم تازه رسیدم خونه ، اصلا نا ندارم تکون بخورم . هنو تا مسترابم نرفتم . فک کن ! »
    « چیکار کردی ؟ بالاخره مراحلش طی شد یا هنو اندر خم یه کوچه ای ؟ »


    تعداد فصول و صفحات : ؟؟؟؟
    ژانر : اجتماعی - عاشقانه
    نویسنده : ژیلا
    طراحی جلد : نیکی

    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

    « ژیلا 26 اردیبهشت ماه سال 1391 مطابق 15 می 2012 »
    ویرایش توسط miss.no1.2004 : 31 ارد 1391 در ساعت ساعت : 06:48 بعد از ظهر
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

    تایپ و دانلود
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید][فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید] [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    نقد
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید][فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید][فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید] [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید][فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    جدید
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

  2. تشکر شده توسط :

    # eLaHe #,* Rojin*,* selma *,**sevdayi **,*Leila*,*بارون پاییزی*,- REZA -,-ShaDi-,-نازلی-,...rainy,.:matin:.,.MOHABBAT.,.SaInA.,021girl,abby7,AFM.ANGEL,afra_h,ahoo16,Aisa_lluvia,alizee,amini2004,amitida24,ana_b,aqua,Arezoo Khanoom,ashoka,atefe**,ATISH68,azam 24,azarsana,azda,babasi,BAHANEYE MAN,BaharәH,Banner,Beautiful Jasmine,behnaz98,Behnoush,Blast Off,cemira,denis**,dezy,Dina*,E.Narjes,EliSo,elnaz20,esike,fArzane.Far,fatima_59,geniuse,gol e roz sefid,Gole Yassaman,gracious,hadis joojooo,hediyeh_b,kanyar,KHJ.N,Kiiiiana,kurda smahlt:<,l.m13,Laya.Li,leila.kh,M mehrane,M3lisa,maahak,maedeh angel,mah banoo,Mahbib,mahgol92,mahnazmom,mehrsa_m,melanie stryder,Mina,mina naz,mina12MINA,mina_sh,miss_die,monir1343,Ms. JOKER,N A F A S,n00Ra,nafas_sheytoon,Nahid72,nairika,nastaran 76,NAVA22,nikoo 123,niloofarane,noperson,nutty,pakrokh,paliz-sm,parinaz.m,parnar,rade pa,reyhanu,sama33,samarehsalimi,samiagirle,SAMIRA BANOO,Sam!ra,selina63,sepeedeh,shadow_das,shahi.first,Shery84,shimablue,siiiiiima,Silber,sokoote_zendegi,sooooogand,sotazi,sparrow,ssssoha,Star-crossed,Star_69,stubborn.teen,SunDaughter☼,susan1,tina 1989,tondar1365,unichorn,V.i.d.a,vanas,wenela,yeganeh*z.y*,Z.BITA,Z.Sattari,zahra.gol,zahra_76,zainab1997,zary7,zdragon,zohreh9924,_ SPEED _,~ nikoO ~,~2ne2~,~farzaneh jan~,~kimia~,~Melika~,~RoOoya~,~Samaneh~,~TuLiPa~,×سپنتا×,آتشدخت,آرتمیس 98,ارغوان1367,امیرپارسیان,باران احساس,بهار بارانی,بی بی گل,ترنم,ثـمیـن,حاجی بلا,دختر کبریت فروش,دریای وحشی,دل آرا دشت بهشت,دیبا کیان,رها 72,ساحل 2010,ساحلی,ساقه طلایی,ستاره چشمک زن,سحر نقره فام,سرتق,سپیدک,شروین جون,شقایق98,شهلاn,عرفان 82,فرح77,لاله واژگون,لیلین,محمد2012,ملودی,مموناجون,مهرو.ر,مونا**,مینو*,نوشین66,نیکــی,هاني جوني,پرستو خانم,پرنيان22,پروانه!,پرياf,پری 63,پـــ ری سا,پگاه66,کنکور تجربی 139,گلی 58,ღ Faranakღ,♥Arezoo,✖Dark♥AngeL✖

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1389,04,13
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.04
    محل سکونت
    TX
    نوشته ها
    53
    تشکرها
    19,277
    تشکر شده 333 بار در 75 پست

    پیش فرض

    خوشحال هستم که دوباره میخوای برامون بنویسی. منتظر یه اثر تاثیر گذار دیگه ازت هستم.
    موفق باشی ژیلا جان.


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1389,04,27
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    میانگین پست در روز
    0.03
    محل سکونت
    شهر کریمه اهل بیت
    نوشته ها
    49
    تشکرها
    19,267
    تشکر شده 146 بار در 52 پست

    پیش فرض

    سلام امیدوارم هرچه زودتر داستانت رو شروع کنی نبض تپنده رو خیلی دوست دارم موفق باشی


  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1390,03,14
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    میانگین پست در روز
    1.82
    محل سکونت
    زیربارون کنار ساحل
    نوشته ها
    2,084
    تشکرها
    15,682
    تشکر شده 286,224 بار در 2,234 پست

    پیش فرض

    ژیلا جان شروع داستانتو بهت تبریک میگم.امیدوارم این یکی هم بتونه مثل نبض تپنده تاثیر گذار باشه.
    برات آرزوی موفقیت میکنم خانومی
    آفتاب تکیه داده به شانه ات
    آینده به اِتکای خنده ات پیشِ روم ایستاده
    آنچه در تو نشانِ ماندن در من است
    خلاصه شده در سه حرف
    عشق
    وَ تمام.


    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]


  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1389,03,18
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    میانگین پست در روز
    0.63
    محل سکونت
    یه جایی همین نزدیکی ها
    نوشته ها
    955
    تشکرها
    26,410
    تشکر شده 3,918 بار در 976 پست

    پیش فرض

    مرسیییییی ژیلا جون ذوق مرگ شدم!مطمئنم مثل همیشه متفاوت می نویسی من که از همین قدم اول ازش خوشم اومد
    I would spread the cloths under your feet
    but i, being poor , have only my dreams
    I have spread my dreams under your feet
    Tread softly because you tread on my dreams


    William Batler




  7. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1388,09,10
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    میانگین پست در روز
    2.26
    محل سکونت
    خوزستان، ماهشهر
    نوشته ها
    3,824
    تشکرها
    22,348
    تشکر شده 459,504 بار در 4,673 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط azda [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    مرسیییییی ژیلا جون ذوق مرگ شدم!مطمئنم مثل همیشه متفاوت می نویسی من که از همین قدم اول ازش خوشم اومد
    باز که تو منو شرمنده کردی . ایشالا شرمنده تو و بقیه دوستای گلم نشم


  8. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1390,05,06
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    14.58
    محل سکونت
    1step to the edge
    نوشته ها
    15,898
    تشکرها
    77,159
    تشکر شده 96,112 بار در 13,169 پست

    پیش فرض

    سلااااااااااااااام ژیلا جونــــــــــــــــــــــ ــــــــــم
    به بهههههههههه
    مبارکههههههههههههه

    اولش که خیلی جالب و جذب کننده س
    مخصوصا اینکه موضوع متفاوتی رو برای نوشتن اتنتخاب کردی
    اینکه به فرهنگ های مختلف ایراتی توجه کردی و اونا رو در قلب رمان برای ما نشون می دی
    مطمئنم رمان خوبی میشه
    من پشتمم بدجوووووووووووووووور
    پروردگارا... آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم.
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



    عزیزانم هر کمکی ازم خواستید به وبلاگم مراجعه کنید، آدرس ایمیل هم اون جا هست. یا حق ...

    برای ورود به وبلاگ روی نوار زیر کلیک کنید
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]


  9. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1389,10,26
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    میانگین پست در روز
    0.24
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    312
    تشکرها
    52,501
    تشکر شده 842 بار در 292 پست

    پیش فرض

    سلام و خسته نباشی خیلی خوشحال شدم رمان جدیدتو دیدم امیدوارم تو این کارتم مثل کارای قبلت موفق باشی


  10. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1390,11,23
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    میانگین پست در روز
    0.52
    محل سکونت
    teh
    نوشته ها
    459
    تشکرها
    15,792
    تشکر شده 2,673 بار در 763 پست

    پیش فرض

    واااااااااااااااااااااااا اااااااای خیلی خوشحال شدم ژیلا جوون...یه کار جدید از شما کلی به من انرژی داد خانم نوسنده عزیز.....از همین پست اول بدجوری منو جذب کرد...مرسی

    رمان بی آشیان | مژگان زارع کاربر انجمن


  11. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1390,08,21
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    میانگین پست در روز
    0.38
    نوشته ها
    374
    تشکرها
    20,446
    تشکر شده 3,274 بار در 505 پست

    پیش فرض

    من سردرگم این بودن خودمم ... از اینی که هستم ، دل خوشی ندارم »

    کاملا قابل درکه حسی که داره.واقعا میفهمم چه حسی داره . تا اینجا خوب توصیف شده شخصیت پنتی. دغدغه هاش واسم آشناست.


صفحه 1 از 121 12345112651101 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. لیموهایش چلانده، کودکش مرده بود... | ژیلا کاربر انجمن نودهشتیا
    توسط miss.no1.2004 در انجمن داستان های کوتاه کاربران سایت
    پاسخ ها: 123
    آخرين نوشته: 21 تیر 1393, ساعت : 05:47 بعد از ظهر
  2. معرفی و نقد رمان به کسی نگو | redmoon333 کاربر انجمن
    توسط redmoon333 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 05 تیر 1392, ساعت : 10:06 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •