بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۶:۲۰ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
miss.no1.2004 آواتار ها
 
miss.no1.2004 به AIM ارسال پیام miss.no1.2004 به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +85 امتیاز     
پیش فرض معرفی و نقد رمان پانتی بنتی | ژیلا کاربر انجمن

پانتی بنتی
سلام
این سومین داستانیه که من توی این سایت میذارم . پانتی بنتی یه داستان از تلفیق دو فرهنگه . فرهنگ پارسی و عربی .
درمورد این داستان اول باید یه سری توضیحات و یه سری نکاتی رو یادآوری و گاها تذکر بدم .
اول اینکه پانتی یه اسم پارسی اصیل متعلق به همسر آریاسب یکی از سرداران بزرگ کوروش کبیر پادشاه هخامنشیه و بنتی یه کلمه عربی به معنی دخترم .
دوم اینکه این داستان بر پایه یه سری قوانین متعلق به عشیره ای از اعراب خوزستان نوشته شده . اعراب خوزستان ، جدای از مردم ایران نیستند . همگی هم وطن و ایرانی هستند که گویش عربی دارند . گویش اونها با اون عربی ای که متعلق به کشورهای عرب زبانه فرق میکنه مثلا اعراب « گ ، ژ ، پ ، چ » رو در زبانشون ندارند ، درصورتیکه اعراب خوزستان از این حروف در گویششون استفاده میکنند . اعراب خوزستان هم یه طایفه از طوایف ایران هستند مثل کردها ، ترکها و لرها ... هر طایفه ای چه کرد ، چه لر ، چه عرب و چه ترک تقسیم شده به عشیره های مختلف که هر عشیره قوانین و مسلک و اعتقادات و گاهی خرافات مخصوص خودشون رو دارند . ولی چیزی که بین اونها تقریبا مشترکه ، پایبندی تمام اونها به بزرگ عشیره و تحت سلطه بودن اونهاست . قراردادهایی که بین اونها نوشته و امضاء میشه و کلیه افراد اون عشیره باید بهش پایبند باشند . اعراب خوزستان هم تعداد زیادی عشیره دارند که هر عشیره پایبند به بزرگ طایفه خودش و قوانین عشیره خودش هست . اگر موردی توی این داستان میخونید که مطابق میل شما نیست یا عربی این داستان رو میخونه و از اون موارد بدش میاد یا ترکی اینو میخونه پیش خودش فکر نکنه که اعراب خوزستان اینجورین یا اینجوری نیستند و اصولا جبهه گیری صورت بگیره . اعراب خوزستان یه مورد مشترک دارند و اون مهمون نوازیشونه . همگی خصوصیات خوبی دارند که قابل تامله ولی اگه تو این داستان مواردی ذکر میشه لطفا کسی برداشت منفی نکنه . یه داستان باید برپایه یک چیز خاص نوشته بشه و اصولا اگه اون چیز خاص نباشه ، داستانی هم درخودش نداره . حالا این چیز خاص ممکنه یه برتری خیلی برجسته باشه یا یه چیز خیلی منفی برجسته . من از بین تمام عشیره های عربی بدترینشون رو انتخاب کردم پس این نهایت منفی بودنه . لطفا به کسی برنخوره و یا کسی که با اعراب خوزستان آشنایی نداره برداشت منفی نکنه این خواهش منه .
خوب بعد از این همه تذکرات و اعلامیه بپردازیم به اصل داستان : داستان درمورد دختری بنام پانتی هستش که پدری عرب و مادری تهرانی داره . پدر این دختر زاده این عشیره خاص هستش و میراث دار این فرهنگ . پانتی ساکن تهران هست ولی قبلا بنا به دلایلی توی اون عشیره زندگی کرده . من عادت دارم که توی داستانهام گره ایجاد کنم و همراه با داستان این گره ها رو باز کنم ، برای همین خلاصه خاصی برای داستانهام نمینویسم .
کل داستان توی ذهنم آماده و ساخته و پرداخته است ولی هنوز چیزی ننوشتم . پس به همراهی و راهنمایی دوستان گلم احتیاج مبرم دارم لطفا تنهام نذارین .




با تشکر از نیکی عزیز برای طراحی جلد
1
« پانتی امروز میای بریم دور دور ؟ مراسم پوز زنون داریم »
« نه به جون تو ، اصلا حسش نیست ، خیلی خسته شدم . از سر صبح سگ دو زدم تازه رسیدم خونه ، اصلا نا ندارم تکون بخورم . هنو تا مسترابم نرفتم . فک کن ! »
« چیکار کردی ؟ بالاخره مراحلش طی شد یا هنو اندر خم یه کوچه ای ؟ »


تعداد فصول و صفحات : ؟؟؟؟
ژانر : اجتماعی - عاشقانه
نویسنده : ژیلا
طراحی جلد : نیکی

پانتی بنتی | ژیلا کاربر انجمن

« ژیلا 26 اردیبهشت ماه سال 1391 مطابق 15 می 2012 »

ویرایش توسط miss.no1.2004 : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱ در ساعت ۰۶:۴۸ بعد از ظهر
miss.no1.2004 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
# eLaHe #, * selma *, **sevdayi **, *Leila*, *بارون پاییزی*, - REZA -, -ShaDi-, -نازلی-, ...rainy, .:matin:., .MOHABBAT., .SaInA., 021girl, abby7, AFM.ANGEL, afra_h, ahoo16, Aisa_lluvia, alizee, amini2004, amitida24, ana_b, aqua, Arezoo Khanoom, ashoka, atefe**, ATISH68, azam 24, azarsana, azda, babasi, BAHANEYE MAN, BaharәH, Banner, Beautiful Jasmine, Behnoush, Blast Off, cemira, denis**, dezy, Dina*, E.Narjes, EliSo, elnaz20, esike, fArzane.Far, fatima_59, geniuse, gol e roz sefid, Gole Yassaman, gracious, hadis joojooo, hediyeh_b, kanyar, KHJ.N, Kiiiiana, kurda smahlt:<, l.m13, Laya.Li, leila.kh, M mehrane, M3lisa, maahak, maedeh angel, mah banoo, Mahbib, mahgol92, mahnazmom, mehrsa_m, melanie stryder, Mina, mina naz, mina12MINA, mina_sh, miss_die, monir1343, Ms. JOKER, N A F A S, n00Ra, nafas_sheytoon, Nahid72, nairika, nastaran 76, NAVA22, nikoo 123, niloofarane, noperson, nutty, pakrokh, paliz-sm, parinaz.m, parnar, rade pa, reyhanu, sama33, samarehsalimi, samiagirle, Sam!ra, selina63, sepeedeh, shadow_das, shahi.first, Shery84, shimablue, siiiiiima, Silber, sokoote_zendegi, sooooogand, sotazi, sparrow, ssssoha, Star-crossed, Star_69, stubborn.teen, SunDaughter☼, susan1, tina 1989, tondar1365, unichorn, V.i.d.a, vanas, wenela, yeganeh*z.y*, Z.BITA, Z.Sattari, zahra.gol, zahra_76, zainab1997, zdragon, zohreh9924, _ SPEED _, ~ nikoO ~, ~2ne2~, ~farzaneh jan~, ~kimia~, ~Melika~, ~RoOoya~, ~Samaneh~, ~TuLiPa~, ×سپنتا×, آتشدخت, آرتمیس 98, ارغوان1367, امیرپارسیان, باران احساس, بهار بارانی, بی بی گل, ترنم, ثـمیـن, حاجی بلا, دختر کبریت فروش, دریای وحشی, دل آرا دشت بهشت, دیبا کیان, رها 72, ساحلی, ساقه طلایی, ستاره چشمک زن, سحر نقره فام, سرتق, سپیدک, شروین جون, شقایق98, شهلاn, عرفان 82, فرح77, لاله واژگون, لیلین, محمد2012, ملودی, مموناجون, مهرو.ر, مونا**, مینو*, نوشین66, نیکــی, هاني جوني, پرستو خانم, پرنيان22, پروانه!, پرياf, پری 63, پگاه66, کنکور تجربی 139, گلی 58, ღ Faranakღ, ♥Arezoo, ✖Dark♥AngeL✖

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۷:۴۱ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
sonia1357 آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

خوشحال هستم که دوباره میخوای برامون بنویسی. منتظر یه اثر تاثیر گذار دیگه ازت هستم.
موفق باشی ژیلا جان.
sonia1357 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۵۶ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
مادرم آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام امیدوارم هرچه زودتر داستانت رو شروع کنی نبض تپنده رو خیلی دوست دارم موفق باشی
مادرم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۸:۴۸ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
لیلین آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

ژیلا جان شروع داستانتو بهت تبریک میگم.امیدوارم این یکی هم بتونه مثل نبض تپنده تاثیر گذار باشه.
برات آرزوی موفقیت میکنم خانومی



آفتاب تکیه داده به شانه ات
آینده به اِتکای خنده ات پیشِ روم ایستاده
آنچه در تو نشانِ ماندن در من است
خلاصه شده در سه حرف
عشق
وَ تمام.


رمان بازتاب | لیلین کاربر انجمن




لیلین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۸:۵۶ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

مرسیییییی ژیلا جون ذوق مرگ شدم!مطمئنم مثل همیشه متفاوت می نویسی من که از همین قدم اول ازش خوشم اومد



I would spread the cloths under your feet
but i, being poor , have only my dreams
I have spread my dreams under your feet
Tread softly because you tread on my dreams


William Batler


azda آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۰:۵۹ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
miss.no1.2004 آواتار ها
 
miss.no1.2004 به AIM ارسال پیام miss.no1.2004 به Yahoo ارسال پیام
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط azda نمایش پست ها
مرسیییییی ژیلا جون ذوق مرگ شدم!مطمئنم مثل همیشه متفاوت می نویسی من که از همین قدم اول ازش خوشم اومد
باز که تو منو شرمنده کردی . ایشالا شرمنده تو و بقیه دوستای گلم نشم
miss.no1.2004 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۱۵ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
ساحلی آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلااااااااااااااام ژیلا جونــــــــــــــــــــــ ــــــــــم
به بهههههههههه
مبارکههههههههههههه

اولش که خیلی جالب و جذب کننده س
مخصوصا اینکه موضوع متفاوتی رو برای نوشتن اتنتخاب کردی
اینکه به فرهنگ های مختلف ایراتی توجه کردی و اونا رو در قلب رمان برای ما نشون می دی
مطمئنم رمان خوبی میشه
من پشتمم بدجوووووووووووووووور



پروردگارا... آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم.



عزیزانم هر کمکی ازم خواستید به وبلاگم مراجعه کنید، آدرس ایمیل هم اون جا هست. یا حق ...

برای ورود به وبلاگ روی نوار زیر کلیک کنید
ساحلی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۲۱ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
aygeen آواتار ها
 
aygeen به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام و خسته نباشی خیلی خوشحال شدم رمان جدیدتو دیدم امیدوارم تو این کارتم مثل کارای قبلت موفق باشی
aygeen هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۳:۵۴ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
cemira آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

واااااااااااااااااااااااا اااااااای خیلی خوشحال شدم ژیلا جوون...یه کار جدید از شما کلی به من انرژی داد خانم نوسنده عزیز.....از همین پست اول بدجوری منو جذب کرد...مرسی




رمان بی آشیان | مژگان زارع کاربر انجمن
cemira آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۶:۱۱ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
پاپلی آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

من سردرگم این بودن خودمم ... از اینی که هستم ، دل خوشی ندارم »

کاملا قابل درکه حسی که داره.واقعا میفهمم چه حسی داره . تا اینجا خوب توصیف شده شخصیت پنتی. دغدغه هاش واسم آشناست.
پاپلی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
انجمن, بنتی, معرفی, نقد, و, پانتی, ژیلا, کاربر

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
لیموهایش چلانده، کودکش مرده بود... | ژیلا کاربر انجمن نودهشتیا miss.no1.2004 داستان های کوتاه کاربران سایت 122 ۶ بهمن ۱۳۹۲ ۰۵:۳۰ بعد از ظهر
معرفی و نقد رمان به کسی نگو | redmoon333 کاربر انجمن redmoon333 نوشته کاربران سایت 5 ۵ تير ۱۳۹۲ ۱۰:۰۶ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۸:۰۰ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا