تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 121 12345112651101 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1206
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    2009,12,01
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    3,833
    میانگین پست در روز
    2.25
    محل سکونت
    خوزستان، ماهشهر
    تشکر از کاربر
    22,355
    تشکر شده 460,120 در 4,679 پست
    حالت من
    LEH

    پیش فرض معرفی و نقد رمان پانتی بنتی | ژیلا کاربر انجمن

    پانتی بنتی
    سلام
    این سومین داستانیه که من توی این سایت میذارم . پانتی بنتی یه داستان از تلفیق دو فرهنگه . فرهنگ پارسی و عربی .
    درمورد این داستان اول باید یه سری توضیحات و یه سری نکاتی رو یادآوری و گاها تذکر بدم .
    اول اینکه پانتی یه اسم پارسی اصیل متعلق به همسر آریاسب یکی از سرداران بزرگ کوروش کبیر پادشاه هخامنشیه و بنتی یه کلمه عربی به معنی دخترم .
    دوم اینکه این داستان بر پایه یه سری قوانین متعلق به عشیره ای از اعراب خوزستان نوشته شده . اعراب خوزستان ، جدای از مردم ایران نیستند . همگی هم وطن و ایرانی هستند که گویش عربی دارند . گویش اونها با اون عربی ای که متعلق به کشورهای عرب زبانه فرق میکنه مثلا اعراب « گ ، ژ ، پ ، چ » رو در زبانشون ندارند ، درصورتیکه اعراب خوزستان از این حروف در گویششون استفاده میکنند . اعراب خوزستان هم یه طایفه از طوایف ایران هستند مثل کردها ، ترکها و لرها ... هر طایفه ای چه کرد ، چه لر ، چه عرب و چه ترک تقسیم شده به عشیره های مختلف که هر عشیره قوانین و مسلک و اعتقادات و گاهی خرافات مخصوص خودشون رو دارند . ولی چیزی که بین اونها تقریبا مشترکه ، پایبندی تمام اونها به بزرگ عشیره و تحت سلطه بودن اونهاست . قراردادهایی که بین اونها نوشته و امضاء میشه و کلیه افراد اون عشیره باید بهش پایبند باشند . اعراب خوزستان هم تعداد زیادی عشیره دارند که هر عشیره پایبند به بزرگ طایفه خودش و قوانین عشیره خودش هست . اگر موردی توی این داستان میخونید که مطابق میل شما نیست یا عربی این داستان رو میخونه و از اون موارد بدش میاد یا ترکی اینو میخونه پیش خودش فکر نکنه که اعراب خوزستان اینجورین یا اینجوری نیستند و اصولا جبهه گیری صورت بگیره . اعراب خوزستان یه مورد مشترک دارند و اون مهمون نوازیشونه . همگی خصوصیات خوبی دارند که قابل تامله ولی اگه تو این داستان مواردی ذکر میشه لطفا کسی برداشت منفی نکنه . یه داستان باید برپایه یک چیز خاص نوشته بشه و اصولا اگه اون چیز خاص نباشه ، داستانی هم درخودش نداره . حالا این چیز خاص ممکنه یه برتری خیلی برجسته باشه یا یه چیز خیلی منفی برجسته . من از بین تمام عشیره های عربی بدترینشون رو انتخاب کردم پس این نهایت منفی بودنه . لطفا به کسی برنخوره و یا کسی که با اعراب خوزستان آشنایی نداره برداشت منفی نکنه این خواهش منه .
    خوب بعد از این همه تذکرات و اعلامیه بپردازیم به اصل داستان : داستان درمورد دختری بنام پانتی هستش که پدری عرب و مادری تهرانی داره . پدر این دختر زاده این عشیره خاص هستش و میراث دار این فرهنگ . پانتی ساکن تهران هست ولی قبلا بنا به دلایلی توی اون عشیره زندگی کرده . من عادت دارم که توی داستانهام گره ایجاد کنم و همراه با داستان این گره ها رو باز کنم ، برای همین خلاصه خاصی برای داستانهام نمینویسم .
    کل داستان توی ذهنم آماده و ساخته و پرداخته است ولی هنوز چیزی ننوشتم . پس به همراهی و راهنمایی دوستان گلم احتیاج مبرم دارم لطفا تنهام نذارین .




    با تشکر از نیکی عزیز برای طراحی جلد
    1
    « پانتی امروز میای بریم دور دور ؟ مراسم پوز زنون داریم »
    « نه به جون تو ، اصلا حسش نیست ، خیلی خسته شدم . از سر صبح سگ دو زدم تازه رسیدم خونه ، اصلا نا ندارم تکون بخورم . هنو تا مسترابم نرفتم . فک کن ! »
    « چیکار کردی ؟ بالاخره مراحلش طی شد یا هنو اندر خم یه کوچه ای ؟ »


    تعداد فصول و صفحات : ؟؟؟؟
    ژانر : اجتماعی - عاشقانه
    نویسنده : ژیلا
    طراحی جلد : نیکی

    http://www.forum.98ia.com/t497579.html

    « ژیلا 26 اردیبهشت ماه سال 1391 مطابق 15 می 2012 »
    ویرایش توسط miss.no1.2004 : 2012,05,20 در ساعت ساعت : 06:48 PM

  2. 194 کاربر از پست miss.no1.2004 تشکر کرده اند .

    # eLaHe # , * Rojin* , * selma * , **sevdayi ** , *Leila* , *بارون پاییزی* , - REZA - , -ShaDi- , -نازلی- , ...rainy , .:matin:. , .MOHABBAT. , .SaInA. , 021girl , abby7 , AFM.ANGEL , afra_h , ahoo16 , Aisa_lluvia , alizee , amini2004 , amitida24 , ana_b , aqua , Arezoo Khanoom , ashoka , atefe** , ATISH68 , azam 24 , azarsana , azda , babasi , BAHANEYE MAN , BaharәH , Banner , Beautiful Jasmine , behnaz98 , Behnoush , Blast Off , cemira , denis** , dezy , Dina* , E.Narjes , EliSo , elnaz20 , esike , fArzane.Far , fatima_59 , geniuse , gol e roz sefid , Gole Yassaman , gracious , hadis joojooo , hediyeh_b , kanyar , KHJ.N , Kiiiiana , kurda smahlt:< , l.m13 , Laya.Li , leila.kh , M mehrane , M3lisa , maahak , maedeh angel , mah banoo , Mahbib , mahgol92 , mahnazmom , mehrsa_m , melanie stryder , Mina , mina naz , mina12MINA , mina_sh , miss_die , monir1343 , Ms. JOKER , N A F A S , n00Ra , nafas_sheytoon , Nahid72 , nairika , nastaran 76 , NAVA22 , nikoo 123 , niloofarane , noperson , nutty , pakrokh , paliz-sm , parinaz.m , parnar , rade pa , reyhanu , sama33 , samarehsalimi , samiagirle , SAMIRA BANOO , Sam!ra , selina63 , sepeedeh , shadow_das , shahi.first , Shery84 , shimablue , siiiiiima , Silber , sokoote_zendegi , sooooogand , sotazi , sparrow , ssssoha , Star-crossed , Star_69 , stubborn.teen , SunDaughter☼ , susan1 , tina 1989 , tondar1365 , unichorn , V.i.d.a , vanas , wenela , yeganeh*z.y* , Z.BITA , Z.Sattari , zahra.gol , zahra_76 , zainab1997 , zary7 , zdragon , zohreh9924 , _ SPEED _ , ~ nikoO ~ , ~2ne2~ , ~farzaneh jan~ , ~kimia~ , ~Melika~ , ~RoOoya~ , ~Samaneh~ , ~TuLiPa~ , ×سپنتا× , آتشدخت , آرتمیس 98 , ارغوان1367 , امیرپارسیان , باران احساس , بهار بارانی , بی بی گل , ترنم , ثـمیـن , حاجی بلا , دختر کبریت فروش , دریای وحشی , دل آرا دشت بهشت , دیبا کیان , رها 72 , ساحل 2010 , ساحلی , ساقه طلایی , ستاره چشمک زن , سحر نقره فام , سرتق , سپیدک , شروین جون , شقایق98 , شهلاn , عرفان 82 , فرح77 , لاله واژگون , لیلین , محمد2012 , ملودی , مموناجون , مهرو.ر , مونا** , مینو* , نوشین66 , نیکــی , هاني جوني , پرستو خانم , پرنيان22 , پروانه! , پرياf , پری 63 , پـــ ری سا , پگاه66 , کنکور تجربی 139 , گلی 58 , ღ Faranakღ , ♥Arezoo , ✖Dark♥AngeL✖

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    2010,07,04
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    145
    میانگین پست در روز
    0.10
    محل سکونت
    TX
    تشکر از کاربر
    19,369
    تشکر شده 333 در 75 پست
    حالت من
    Sepasgozar

    پیش فرض

    خوشحال هستم که دوباره میخوای برامون بنویسی. منتظر یه اثر تاثیر گذار دیگه ازت هستم.
    موفق باشی ژیلا جان.


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    2010,07,18
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    119
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    شهر کریمه اهل بیت
    تشکر از کاربر
    19,336
    تشکر شده 147 در 53 پست

    پیش فرض

    سلام امیدوارم هرچه زودتر داستانت رو شروع کنی نبض تپنده رو خیلی دوست دارم موفق باشی

  5. 17 کاربر از پست مادرم تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    2011,06,04
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    2,109
    میانگین پست در روز
    1.83
    محل سکونت
    زیربارون کنار ساحل
    تشکر از کاربر
    15,698
    تشکر شده 287,377 در 2,245 پست
    حالت من
    Delvapas

    پیش فرض

    ژیلا جان شروع داستانتو بهت تبریک میگم.امیدوارم این یکی هم بتونه مثل نبض تپنده تاثیر گذار باشه.
    برات آرزوی موفقیت میکنم خانومی
    آفتاب تکیه داده به شانه ات
    آینده به اِتکای خنده ات پیشِ روم ایستاده
    آنچه در تو نشانِ ماندن در من است
    خلاصه شده در سه حرف
    عشق
    وَ تمام.


    رمان بازتاب | لیلین کاربر انجمن
    رمان بازتاب| لیلین کاربر انجمن | نقد و بررسی




  7. 15 کاربر از پست لیلین تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    2010,06,08
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    965
    میانگین پست در روز
    0.64
    محل سکونت
    یه جایی همین نزدیکی ها
    تشکر از کاربر
    26,422
    تشکر شده 3,920 در 978 پست

    پیش فرض

    مرسیییییی ژیلا جون ذوق مرگ شدم!مطمئنم مثل همیشه متفاوت می نویسی من که از همین قدم اول ازش خوشم اومد
    I would spread the cloths under your feet
    but i, being poor , have only my dreams
    I have spread my dreams under your feet
    Tread softly because you tread on my dreams


    William Batler



  9. 18 کاربر از پست azda تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    2009,12,01
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    3,833
    میانگین پست در روز
    2.25
    محل سکونت
    خوزستان، ماهشهر
    تشکر از کاربر
    22,355
    تشکر شده 460,120 در 4,679 پست
    حالت من
    LEH

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط azda نمایش پست ها
    مرسیییییی ژیلا جون ذوق مرگ شدم!مطمئنم مثل همیشه متفاوت می نویسی من که از همین قدم اول ازش خوشم اومد
    باز که تو منو شرمنده کردی . ایشالا شرمنده تو و بقیه دوستای گلم نشم

  11. 15 کاربر از پست miss.no1.2004 تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    2011,07,28
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    14,730
    میانگین پست در روز
    13.43
    محل سکونت
    1step to the edge
    تشکر از کاربر
    77,156
    تشکر شده 96,115 در 13,169 پست

    پیش فرض

    سلااااااااااااااام ژیلا جونــــــــــــــــــــــ ــــــــــم
    به بهههههههههه
    مبارکههههههههههههه

    اولش که خیلی جالب و جذب کننده س
    مخصوصا اینکه موضوع متفاوتی رو برای نوشتن اتنتخاب کردی
    اینکه به فرهنگ های مختلف ایراتی توجه کردی و اونا رو در قلب رمان برای ما نشون می دی
    مطمئنم رمان خوبی میشه
    من پشتمم بدجوووووووووووووووور
    پروردگارا... آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم.



    عزیزانم هر کمکی ازم خواستید به وبلاگم مراجعه کنید، آدرس ایمیل هم اون جا هست. یا حق ...

    برای ورود به وبلاگ روی نوار زیر کلیک کنید

  13. 16 کاربر از پست ساحلی تشکر کرده اند .


  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    2011,01,16
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    312
    میانگین پست در روز
    0.24
    محل سکونت
    شیراز
    تشکر از کاربر
    52,501
    تشکر شده 842 در 292 پست

    پیش فرض

    سلام و خسته نباشی خیلی خوشحال شدم رمان جدیدتو دیدم امیدوارم تو این کارتم مثل کارای قبلت موفق باشی

  15. 17 کاربر از پست aygeen تشکر کرده اند .


  16. Top | #9

    تاریخ عضویت
    2012,02,12
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    461
    میانگین پست در روز
    0.51
    محل سکونت
    teh
    تشکر از کاربر
    15,794
    تشکر شده 2,673 در 763 پست
    حالت من
    Deltang

    پیش فرض

    واااااااااااااااااااااااا اااااااای خیلی خوشحال شدم ژیلا جوون...یه کار جدید از شما کلی به من انرژی داد خانم نوسنده عزیز.....از همین پست اول بدجوری منو جذب کرد...مرسی

    رمان بی آشیان | مژگان زارع کاربر انجمن

  17. 15 کاربر از پست cemira تشکر کرده اند .


  18. Top | #10

    تاریخ عضویت
    2011,11,12
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    377
    میانگین پست در روز
    0.38
    تشکر از کاربر
    20,449
    تشکر شده 3,274 در 505 پست

    پیش فرض

    من سردرگم این بودن خودمم ... از اینی که هستم ، دل خوشی ندارم »

    کاملا قابل درکه حسی که داره.واقعا میفهمم چه حسی داره . تا اینجا خوب توصیف شده شخصیت پنتی. دغدغه هاش واسم آشناست.

  19. 18 کاربر از پست پاپلی تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 121 12345112651101 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. لیموهایش چلانده، کودکش مرده بود... | ژیلا کاربر انجمن نودهشتیا
    توسط miss.no1.2004 در انجمن داستان های کوتاه کاربران سایت
    پاسخ ها: 123
    آخرین نوشته: 2014,07,12, ساعت : 05:47 PM
  2. معرفی و نقد رمان به کسی نگو | redmoon333 کاربر انجمن
    توسط redmoon333 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 5
    آخرین نوشته: 2013,06,26, ساعت : 10:06 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •