ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان خوشگلی دردسر داره | سودابه آزاد کاربر انجمن
asiatech

bamilo



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 35 123451126 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 344
  1. Top | #1

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    بهمن 1389
    نوشته ها
    880
    میانگین پست در روز
    0.65
    محل سکونت
    خواب خوش شاپرک
    تشکر از کاربر
    38,799
    تشکر شده 65,974 در 1,322 پست
    اندازه فونت

    Wink معرفی و نقد رمان خوشگلی دردسر داره | سودابه آزاد کاربر انجمن

    عزیزانم : لطفاً از نظرات تون باخبرم کنید . سپاسگزارم .
    دوستان عزیزم سلام .
    با این که خیلی از دوستای گلم ازم خواسته بودند تاپیک نقد کتابم و بگذارم ، اما من چون نویسنده نیستم و این اولین کارمه و روی احساسم داستان و پیش می برم لذا مطمئنم تو جواب دادن به سؤالات شما عزیزانم در می مونم . و چون واقعاً وقتی هم برای پاسخگویی به شما عزیزانم ندارم . نمی خوام خدای ناکرده فکر کنید به انتقادات تون بی توجه بودم . بنابر این نقد نه ... لطفاً نظر

    برای همین برام مهمه بیان صادقانه ی نظرات تون . که خواهشاً تقاضا دارم کسانی که تا اینجا با من همراه بودین بدون رودربایستی محبت کنین نظرتون و در مورد داستانم بگین . هر چند با خوندن داستانم من و ممنون الطاف خودتون کردید .اما با ثبت نظرات تون در این تاپیک محبت و در حق من تمام می کنید . لطفاً تعارف و کنار بگذارید و حقیقت و بنویسید . درسته از تعریف خوشحال میشم اما معتقدم انتقادِ که سازنده اس .و آیا اصلاً دوست دارید ادامه اش بدم ؟؟

    داستان :
    http://www.forum.98ia.com/t187114.html
    ویرایش توسط ترنج خاتون : 1391,07,26 در ساعت ساعت : 19:12


  2. Top | #2

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    1,338
    میانگین پست در روز
    0.73
    محل سکونت
    زیر سایه ی خدا
    تشکر از کاربر
    35,782
    تشکر شده 3,695 در 1,266 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    میخوام ببینم مادر پویا که غیر مستقیم برای یاسمن خط و نشون کشیده، آخرش این یاسمن عروسش میشه یا نه؟ البته افکار یاسمنم برام جالبه. کاش یه کاری کنی که پدرامم از یاسمن خوشش بیاد و پویا عذاب بکشه، از بس مغروره!
    در ضمن آزاده جون، بعضی وقتها اونقدر افکار و ضرب المثلهای ذهنی یاسمن کش پیدا میکنه که رشته ی داستان و موقعیت اون لحظه از دست خواننده خارج میشه. ولی جذاب مینویسی عزیزم، فقط سریع بذار. ممنون
    به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
    شمایل تو بدیدم
    نه عقل ماند و نه هوشم

  3. 11 کاربر از پست mahda تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    بهمن 1389
    نوشته ها
    880
    میانگین پست در روز
    0.65
    محل سکونت
    خواب خوش شاپرک
    تشکر از کاربر
    38,799
    تشکر شده 65,974 در 1,322 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahda نمایش پست ها
    میخوام ببینم مادر پویا که غیر مستقیم برای یاسمن خط و نشون کشیده، آخرش این یاسمن عروسش میشه یا نه؟ البته افکار یاسمنم برام جالبه. کاش یه کاری کنی که پدرامم از یاسمن خوشش بیاد و پویا عذاب بکشه، از بس مغروره!
    در ضمن آزاد جون، بعضی وقتها اونقدر افکار و ضرب المثلهای ذهنی یاسمن کش پیدا میکنه که رشته ی داستان و موقعیت اون لحظه از دست خواننده خارج میشه. ولی جذاب مینویسی عزیزم، فقط سریع بذار. ممنون

    سلام مهتاب جون .
    ممنونم عزیزم . خیلی خیلی سپاسگزارم که دیدم یه عزیز به حرف مای گیس سفید اعتنا کرد و نظرش و گفت .
    فقط لازمه همین جا بگم دوستان نازنینم . همونطور که خواهش کردم از درگاه تون . سؤال نفرمائید . چون باور کنید وقت پاسخگویی ندارم . فقط از نظرات مفیدتون من و آگاه کنید . سپاسگزارم .

    نازنینم از پیشنهادت متشکرم ..
    اجازه میدی ببینم باقی دوستان هم همین نظر و دارند ؟ اگر چنین بود ، چشم گلم .
    ویرایش توسط ترنج خاتون : 1391,02,26 در ساعت ساعت : 13:35

  5. 11 کاربر از پست ترنج خاتون تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    297
    میانگین پست در روز
    0.27
    محل سکونت
    رشت
    تشکر از کاربر
    30,437
    تشکر شده 5,096 در 337 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام عزیزم
    ممنون از رمان قشنگت ولی به نظر منم درگیری ذهنی یاسمن خیلی زیاده گاهی بدجور آدمو کلافه میکنه.
    مرسی

  7. 9 کاربر از پست matin_a تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    14
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    ایران
    تشکر از کاربر
    51
    تشکر شده 31 در 12 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام سودابه جون ؛ترنج خاتون یا هر نامی که خودتون دوست دارید
    غلو نمی کنم ولی بدونید قلم بسیار زیبایی دارید .راستش من رمان زیاد میخونم اما ایرانی نه هنوز نمی تونم به نویسنده های ایرانی اعتماد کنم از بس توی هر قصه پر از عشق های الکی و ابکی با یک نگاه ؛بایک سلام انگار دختر پسر ها ما تا حالا جنس مخالف ندیدن که با یک نگاه قافیه را می بازن .اما قلم شما را دوست داشتم زیبا بود مخصوصا درگیریهای که یاسمن با خودش داره مثل اینکه نویسنده واقعا داره این داستان را زندگی میکنه .دختری که سر شار از احساسات است وسعی میکنه خودش را جدی خشن وخشک نشون بده تا هر کسی بهش طمع نکنه قبلا هم براتون نوشته بودم که با خوندنش یاد کتاب همخونه می افتم .امید وارم پر انرژی ادامه بدید من هر روز اول به کافه رمان سر میزنم بعد میام نود هشتیا تا بتون بقیه داستان را زود تر از بقیه بخونم .

  9. 12 کاربر از پست باران35 تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    1,125
    میانگین پست در روز
    1.05
    محل سکونت
    تو قلب همه
    تشکر از کاربر
    2,731
    تشکر شده 2,427 در 1,279 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خوشگلی منحصر به فرد به نظرم همه خوشگلن همچین ادمی که بهتر از همه باشه وجود نداره ...
    جان پس از عمری دویدن لحظه ای اسوده بود
    عقل سرپیچیده بود از انچه دل فرموده بود

    عقل با دل رو به رو شد صبح دلتنگی بخیر
    عقل بر می گشت راهی را که دل پیموده بود
    عقل کامل بود ، فاخر بود ، حرف تازه داشت
    دل پریشان بوذ ، دل خون بود ، دل فرسوده بود

    عقل منطق داشت حرفش را به کرسی می نشاند
    دل سراسر دست و پا می زد ولی بیهوده بود


  11. 6 کاربر از پست بانوی برفی تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1389
    نوشته ها
    466
    میانگین پست در روز
    0.31
    محل سکونت
    همه جا وهیچ جا.....
    تشکر از کاربر
    17,758
    تشکر شده 5,305 در 645 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام عزیزم رمانت فوق العاده زیباست...
    من خودمم ترک هستم و وقتی نوشته هاتو می خونم و به اون قسمت ها که به خودخانواده ما شبیه می رسم حسابی می خندم...
    داستانت و خیلی خوب پردازش کردی...واقعا آدم جذب میشه...ممنون...منتظر ادامش هستیم
    خوابیدی تو تختت....
    هی قل میخوری...
    بعد گوشیتو بر میداری مینویسی:
    " خوابم نمیبره "
    سرد میشی...
    بغض میکنی...
    میبینی هیچکسو نداری..
    که واسش اینو بفرستی!
    تنهایی سخته....
    خیلی......!

  13. 8 کاربر از پست sania555 تشکر کرده اند .


  14. Top | #8

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    174
    میانگین پست در روز
    0.13
    محل سکونت
    خونمون
    تشکر از کاربر
    12,539
    تشکر شده 550 در 195 پست
    حالت من
    Konjkav
    اندازه فونت

    پیش فرض

    وایییییییییی خانمی خیلی قلمت دلنشینه و واقعا دوس دارم رمان محشرتوتو این پستای اخر اون تیکه که پویا گفت یاس من چقدر قشنگ توصیف کرده بودی !با اینکه تقریبا یه سالی هست رمانت طول کشیده ولی من هنوز هم طرفدارشم خواهش میکنم مرگ من هر روز یه پست کوچولو بزار تا تموم شه ممنون دوست دارم زییییییییاد
    همیشه لبخند بزن

  15. 8 کاربر از پست shamsa 51 تشکر کرده اند .


  16. Top | #9

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    3,917
    میانگین پست در روز
    2.19
    محل سکونت
    خوزستان، ماهشهر
    تشکر از کاربر
    22,673
    تشکر شده 486,630 در 4,793 پست
    حالت من
    LEH
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahda نمایش پست ها
    میخوام ببینم مادر پویا که غیر مستقیم برای یاسمن خط و نشون کشیده، آخرش این یاسمن عروسش میشه یا نه؟ البته افکار یاسمنم برام جالبه. کاش یه کاری کنی که پدرامم از یاسمن خوشش بیاد و پویا عذاب بکشه، از بس مغروره!
    در ضمن آزاده جون، بعضی وقتها اونقدر افکار و ضرب المثلهای ذهنی یاسمن کش پیدا میکنه که رشته ی داستان و موقعیت اون لحظه از دست خواننده خارج میشه. ولی جذاب مینویسی عزیزم، فقط سریع بذار. ممنون
    وای نه . اتفاقا من عاشق این ضرب المثل ها هستم . بی رو در بایستی بیشتر از داستان ضرب المثلهاشو دوست دارم مخصوصا اونا که گاهی با بی ادبی همراه هستن و کمتر مصطلحن .
    من عقیده دارم این تجربه یه عمر زندگی سودی جونه که بابتش به قول خودش هزینه میکنه ( منظورم پولش نیست هزینه وقتی که صرف این داستان میکنه و از زندگی خانواده اش رو میذاره برای ما ) و مفت و مجانی در اختیار دوستانش قرار میده .
    من یه عمره دلم میخواست این داستان غنی و ارزشمند صفحه نقد داشه باشه و تو این صفحه ، نقد که نه تشکر جانانه ای از دوست عزیزم بابت استفاده مفیدی مه از داستانش دارم بکنم . خیلی ممنونم دوست خوبم که با هزار دردسری که داری و من فقط دو سه تا از اونا رو میدونم برامون این نوشته خوب و ارزشمند رو میذاری .
    داستانت کند پیش میره ( چه از نظر روندش و چه از نظر زمانی که دلایلش رو خودت میگی ) ولی با این حال دوست دارم درکت کنم و از دوستان دیگه هم میخوام برای هزار و یک کار دیگه ای که در کنار اونا مشغله داستان نویسی هم بهش اضاف شده ، درکت کنن . خیلی خوب مشغله های فکری مادر یاسمن و اذیتهای اکبر سیاه رو به تحریر درآوردی . خیلی خوب اون یاسمن شرور و بی ادب و اون یاسمن با وجدان و اون یاسمن بیرونی هر سه شخصیت یاسمن رو درآوردی من که به وجود هر سه تاشون عادت کردم . همین سه تا شخصیت یاسمن داستان تو رو از داستانهای دیگه متمایز کرده .
    من دیوونه وار منتظر ادامه داستانت هستم . اینا رو نشون خانواده ات بده تا بدونن چه عاشقای کشته مرده ای تو این سایت داری و چطوری هر بار که صفحه تایپ کتاب رو ریفریش میکنن منتظر ادامه داستان خوبت هستند .

  17. 13 کاربر از پست miss.no1.2004 تشکر کرده اند .


  18. Top | #10

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    دی 1388
    نوشته ها
    1,597
    میانگین پست در روز
    0.91
    محل سکونت
    بوشهر
    تشکر از کاربر
    53,617
    تشکر شده 14,026 در 5,064 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام عزیزم و خسته نباشی
    اول بگم که قلم خوب و روونی داری و اگه یکم بیشتر روش کار کنی مطمئنم بهترم میشه
    دو تا انتقاد داشتم
    اول اینکه گاهی اوقات یاسی خیلی با خودش حرف می زنه و فکر می کنه و این کمی خسته کننده است برای من خواننده
    دوم اینکه گاهی اوقات کلماتی که برای بیان احساسات یاسمن استفاده میشن یه جورین دقیقا کلمه مناسب رو نمی تونم براش پیدا کنم!
    مثلا یکیش این
    هزاران چلچراغ در شبستان تاریک قلبم ، از بی قراری هایی که از نگاهش می خوندم ، فروزان شده ، آماده ی رقص عشق بود . اما قبل از این که بتونم از زبونش بشنوم کلمات جادویی و دلنشینی رو که روزها در تصوراتم ،در انتظار شنیدنش بودم
    اگه از کلمات روون تری استفاده بشه فکر می کنم قشنگتر باشه البته این نظر شخصی منه

    موفق باشی عزیزم
    منتظر ادامه رمان زیبات هستیم
    سرت را قدری بیاور جلوتر تا باز هم آهسته تر بگویم:
    بهترین دوستِ انسان؛ انسان است نه کتاب. کتاب ها، تا آن حد که رسمِ دوستی و انسانیت بیاموزند، معتبرند، نه تا آن حد که مثل دریایی مُرده از کلمات ِ مُرده، تو را در خود غرق کنند و فرو ببرند.
    تو در کوچه ها انسان خواهی شد نه در لا به لای کتاب ها.
    تو در کوه ها، در جاده ها، و در کنارِ ستمدیدگانِ واقعی، رسم زندگی را یاد خواهی گرفت نه با غوطه خوردن در آثاری که در اتاق های دربسته نوشته شده و نویسندگانش هرگز نسیم را ندانسته اند و قایقی در تَنِ توفان را...
    از همۀ اینها گذشته، من؛ عشقِ کتابی را هم دوست نمیدارم و تسلّطِ کتاب بر خانه را هم.
    من دوست ندارم که وقتی برای کاری صدایت میکنم، جواب بدهی: "همین صفحه را که تمام کنم، می‏آیم." من از این جواب بیزارم و از آن کتاب که مثل صخره ای میان دو عاشق قرار میگیرد. می‏فهمی گیله مرد کوچک؟ میفهمی؟
    یک عاشقانه آرام/ نادر ابراهیمی







صفحه 1 از 35 123451126 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد رمان ارثیه پر دردسر | New Age کاربر انجمن
    توسط New Age در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 155
    آخرین نوشته: 1393,01,03, ساعت : 23:38
  2. ترس از عشق | تهمتن کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط تهمتن در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 31
    آخرین نوشته: 1392,08,01, ساعت : 13:56
  3. پايان خوش | nika ki کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط nika kyhan در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 51
    آخرین نوشته: 1392,01,31, ساعت : 20:27
  4. معرفی و نقد رمان تپش | javoone کاربر انجمن
    توسط javoone در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 9
    آخرین نوشته: 1390,08,27, ساعت : 15:59

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •