بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۳:۰۰ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Sahar.M آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +35 امتیاز     
پیش فرض لحظه لحظه تا دنیای من | Sahar.M کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب

سلام بچه ها...اینم لینک نقد و بررسی لحظه لحظه تا دنیای من
نظرتون رو
حتما بهم بگین...
چون این اولین بار که دارم یه رمان مینویسم...
خلاصه اگه دوستش داشتین با نظراتتون بهم روحیه بدین...
از الان هم هرکس وقت میزاره و میخونه ممنونم...
اسم رمان:لحظه لحظه تا دنیای من

خلاصه:
دختری از جنس یک زن که آسیب دیده...روحش شکسته...برمیگرده به زادگاهش تا بتونه خودشو پیدا کنه...بتونه زندگی کنه...
با شرایطی رو به رو میشه که باعث تغییراتی در وجودش میشه...اون میدونه برای این تغییرات اومده ولی نمیدونه زندگی اینی نیست که دنبالش اومده...زندگی فقط زنده بودن نیست...زندگی عشق میخواد...زندگی نفس میخواد...عشق میاد اما...






لحظه لحظه تا دنیای من
...
تمام حرف هایم همان حرف هایی هستند که نوشته نمیشوند!
همان سه نقطه های بیچاره...!


ویرایش توسط Sahar.M : ۱ خرداد ۱۳۹۲ در ساعت ۰۷:۵۴ بعد از ظهر
Sahar.M آنلاین نیست.  

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۴۱ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Sahar.M آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط khaki88 نمایش پست ها
سلام
خسته نباشی عزیزم
قشنگ مینویسی و ممنون که زود به زود میذاری
لطفا ادامه بده و یه دفعه کاتش نکن
بازم ممنون
مرسی که به اینجا سر زدی...و بهم روحیه میدی...
من سعی میکنم روزی 1.2 تا پست بزارم...
بازم بیا و نظرتو بگو دوستم...
Sahar.M آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۰۲ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
fArzane.Far آواتار ها
 
fArzane.Far به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلااااااااااااااام سلاممممممممممم من اومدم همین الان پست هارو خوندم اول از همه تبریک به سحر جون واسه دست به قلم شدن و شروع یه رمان عالی موضوعش در کل واسم جذاب بود ولی حالا زوده واسه نظر دادن باید داستان جلو بره طرز نوشتنت زیبای و در اوج سادگی به دل میشینه قبلا هم گفتم حست خیلی خوبه و کلمات رو زیبا بیان میکنی از شخصیت سپنتا خوشم میاد قوی و سرسخت و اهل مبارزه با سختی ها و خستگی ها فقط سحر جون احساس کردم چند جایی از متنت احتیاج به ویرایش داره فعل ها و کلمات زمانشون به هم نمیخوره مثل این قسمت (از در که میرم بیرون...عمه رو دیدم که تو آشپزخونه مشغوله...سعی میکنم با یه صدای رسا...که توش نشاط و میشه حس کرد و از ضعف خبری نیست...سلام کنم...) بهتر بود این جوری باشه:از در که میم بیرون عمه رو میبینم .......و ادامه باید با هم همخوانی داشته باشه میدونم که رمان عالی میشه و موفق خواهی بود از همین جا همراهیت میکنم و همیشه هستم بوس بوس
fArzane.Far آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۱۷ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Sahar.M آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط farzaneh_gig نمایش پست ها
سلااااااااااااااام سلاممممممممممم من اومدم همین الان پست هارو خوندم اول از همه تبریک به سحر جون واسه دست به قلم شدن و شروع یه رمان عالی موضوعش در کل واسم جذاب بود ولی حالا زوده واسه نظر دادن باید داستان جلو بره طرز نوشتنت زیبای و در اوج سادگی به دل میشینه قبلا هم گفتم حست خیلی خوبه و کلمات رو زیبا بیان میکنی از شخصیت سپنتا خوشم میاد قوی و سرسخت و اهل مبارزه با سختی ها و خستگی ها فقط سحر جون احساس کردم چند جایی از متنت احتیاج به ویرایش داره فعل ها و کلمات زمانشون به هم نمیخوره مثل این قسمت (از در که میرم بیرون...عمه رو دیدم که تو آشپزخونه مشغوله...سعی میکنم با یه صدای رسا...که توش نشاط و میشه حس کرد و از ضعف خبری نیست...سلام کنم...) بهتر بود این جوری باشه:از در که میم بیرون عمه رو میبینم .......و ادامه باید با هم همخوانی داشته باشه میدونم که رمان عالی میشه و موفق خواهی بود از همین جا همراهیت میکنم و همیشه هستم بوس بوس
مرسی فرزانه جون...ممنون که میخونی و همراهی میکنی...خوشحالم که به دلت نشسته...
من قطعا به دقت تو احتیاج دارم...سعی میکنم بیشتر حواسمو جمع کنم...که کمتر نقص داشته باشه...
نوشتن با اصول سخته...دارم سعی میکنم که خوب بنویسم...
بازم همراهیم کن و هرجا نکته ای دیدی بگو...بوس بوس
Sahar.M آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۲۳ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sparrow آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام دوستم...
اول یه تبریک ویژه برای دست به قلم شدنت...
تا اینجا که سبک نگارشت عالی بود... برای نقد یه ذره زوده چون هنوز وارد داستان اصلی نشدیم... من الان فقط اومدم روحیه بدم و بگم ادامه بده عزیزم
موفق باشی...
sparrow آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۱:۳۲ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Sahar.M آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط sparrow نمایش پست ها
سلام دوستم...
اول یه تبریک ویژه برای دست به قلم شدنت...
تا اینجا که سبک نگارشت عالی بود... برای نقد یه ذره زوده چون هنوز وارد داستان اصلی نشدیم... من الان فقط اومدم روحیه بدم و بگم ادامه بده عزیزم
موفق باشی...
مرسی نیلوفر جونم...منم واقعا به این روحیه نیاز دارم...تازه حال بچه هایی که کار اولشون رو مینویسن درک میکنم...
میدونی که دوستت دارم دوستی جون
واسه خاطر تو ام که شده روحیه مو حفظ میکنم و مینویسم...
Sahar.M آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۶:۳۰ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
.Nikita. آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

ســــــــلام خاله جونم
تبریک بابت این که بالاخره دست به قلم شدی و نوشتی
قلمت خوبه ، ساده و روون می نویسی...نوشتنت رو دوست دارم...حس خوبی میده بهم. موضوع داستان هم که باید منتظر باشیم تا چند پست دیگه همه چیز بیاد سرجاش ولی در کل خوبه
فقط بعضی کلمات باید ویرایش بشه، حالا یه نگاه بندازی خودت متوجه می شی و اینکه دقیقا چیزی که فرزانه گفت. اگه بین جمله ها فاصله نذاری درکش برای خواننده راحت تره
ولی حتمــــــــــا بنویس لطفا!
بازم میام حالا
موفق باشی



چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید ...











.Nikita. آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۷:۳۵ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Sahar.M آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط .nikita. نمایش پست ها
ســــــــلام خاله جونم
تبریک بابت این که بالاخره دست به قلم شدی و نوشتی
قلمت خوبه ، ساده و روون می نویسی...نوشتنت رو دوست دارم...حس خوبی میده بهم. موضوع داستان هم که باید منتظر باشیم تا چند پست دیگه همه چیز بیاد سرجاش ولی در کل خوبه
فقط بعضی کلمات باید ویرایش بشه، حالا یه نگاه بندازی خودت متوجه می شی و اینکه دقیقا چیزی که فرزانه گفت. اگه بین جمله ها فاصله نذاری درکش برای خواننده راحت تره
ولی حتمــــــــــا بنویس لطفا!
بازم میام حالا
موفق باشی
مرسی نیکی عزیزم...بابت همراهیت و تشویقت هم ممنون...
باشه سعی میکنم جواسم باشه...اما فاصله جمله ها شاید یه عادت نوشتاری...میگم که مونده تا من نوشتن رو یاد بگیرم...
مرسی از دقت نظرت...
جریان داستان هم کم کم معلوم میشه واستون...
Sahar.M آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۶:۴۳ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
khaki88 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزیزم
یک نصیحت دوستانه لطفا مثل سپیتا فکر کن و برای نوشتن به کسی برای نقد وابسته نباش و ادامه بده لطفا
البته میدونم آدم احتیاج به دلگرمی داره
من خیلی وقته که میام این سایت و رمان میخوانم ولی این سومین باریه که میام برای نقل قول
باید ادامه داد چون شروع کردی
ببخشید اینقدر تلخ نوشتم ولی منم فعلا یه جورایی شرایط سپیتا رو دارم
بازم ممنون که قشنگ مینویسی و زود زود میگذاری
khaki88 آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۸:۰۰ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Sahar.M آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

مرسی عزیزم...
تلخ بود...اما دلنشینم بود......راست میگی...حق با تو...
مرسی که همراهی...
باشه سعی میکنم بنویسم و تا اخر ادامه بدم....
همین بودن اینجات برام دلگرمی دوستم....

ویرایش توسط Sahar.M : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ در ساعت ۰۲:۱۲ قبل از ظهر
Sahar.M آنلاین نیست.  
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
sahar2004m, انجمن, تا, دنیای, لحظه, من, کاربر

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال



 

اکنون ساعت ۰۲:۱۴ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا