آپلود سنتر
ابزار
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1389,04,05
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    باغ خودم
    نوشته ها
    1,500
    تشکر
    23,448
    سپاس شده 20,196 در 2,793 پست
    حالت من : Khoshhal

    Wink کوچه | منیر مهریزی مقدم | معرفی و نقد کتاب




    کوچه

    نویسنده : منیر مهریزی مقدم
    نوبت چاپ : اول - بهار 1391
    ویراستار : کورش پاکفر
    نشر : شادان

    تعداد صفحات: 732 ص
    تیراژ : 2500 جلد
    قیمت : 185000 ریال
    موضوع : داستانهای فارسی قرن 14


    کوچه:
    پس از کتابهای «شب آفتابی» و سپس «غروب دل» از خانم «منیر مهریزی مقدم» که در انتشارات شادان به چاپ رسید و مورد توجه خوانندگان نیز قرار گرفت، سومین اثر ایشان منتشر و به دست علاقمدانش رسید...
    این کتاب بلندترین داستان این نویسنده است.
    ویرایش توسط واران : 1391,02,22 در ساعت ساعت : 03:41 بعد از ظهر

    باران | +Lily

    آینه ای برابر آینه ات می گذارم

    این واژه ها صراحت تنهایی من اند
    با این همه مخواه که تنها ببینی ام







  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1389,04,05
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    باغ خودم
    نوشته ها
    1,500
    تشکر
    23,448
    سپاس شده 20,196 در 2,793 پست
    حالت من : Khoshhal

    پیش فرض

    خلاصه کتاب:

    داستان در مورد دختری به نام شقایق است که با مادر و خواهر کوچکترش زندگی می کند.
    پدر شقایق به علت ورشکستگی سکته کرد و از دنیا رفت.
    مادرش نیز در اثر شوک ناشی از مرگ همسرش دچار سکته مغزی شد و یک طرف بدنش فلج شد.
    شقایق ناچارا سرپرستی مادر و خواهرش را به عهده گرفت.
    شقایق برای فرار از ازدواج با پسر عموی خود و قبول نکردن کمک های عمویش به دنبال کار می گردد .
    اما همه جا از او سابقه کار یا معرف می خواهند .
    تا اینکه از شرکت بزرگی که شقایق متقاضی کار در انجا بود برای مصاحبه با او تماس می گیرند و ...



  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1389,03,18
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    میانگین پست در روز
    0.63
    محل سکونت
    یه جایی همین نزدیکی ها
    نوشته ها
    955
    تشکر
    26,410
    سپاس شده 3,918 در 976 پست

    پیش فرض

    یکی که خونده میشه بگه چه جوریه؟
    I would spread the cloths under your feet
    but i, being poor , have only my dreams
    I have spread my dreams under your feet
    Tread softly because you tread on my dreams


    William Batler



  4. 10 کاربر از پست azda تشکر کرده اند .


  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1389,04,05
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    1.01
    محل سکونت
    باغ خودم
    نوشته ها
    1,500
    تشکر
    23,448
    سپاس شده 20,196 در 2,793 پست
    حالت من : Khoshhal

    پیش فرض

    من اولاشم فعلا
    ولی متنش دلنشیه
    تا اینجا هم نقطه ضعفی نداشته و جریان یه زندگی عادیه اما کسل کننده نیست(حداقل تا حالا که نبوده)
    به جز اینکه طبق معمول دختره خوشگله . که البته شاید نقطه ضعف نباشه. ولی نه پولداره نه یه عالمه خاطرخواه داره.البته به جز پسرعموی معتادش!
    مثل کتاب های مودب پور یه داستان فرعی هم تو متن اصلی داره که مربوط به همسایه شونه که با هم صمیمی شدن.
    ارباب یه روستا به خاطر تلف شدن گله اش توی سیل دختر گماشته اش رو که نامزد پسر کدخداست به عنوان خسارت برمیداره!!
    فکر کنم اسم رمان "کوچه" مربوط به همین داستان فرعیه.البته مطمئن نیستم تا آخر مورد دیگه ای نباشه.
    فعلا همینا

    پ.ن : منظورم از اینکه اسم رمان مربوط به داستان فرعیه این بود که موضوعی که باعث شده اسم داستان کوچه بشه تو این داستان فرعی اتفاق افتاده.

    یعنی وقتی امیر شعر کوچه مشیری رو خوند.
    ویرایش توسط واران : 1391,03,06 در ساعت ساعت : 07:02 بعد از ظهر


  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1389,05,10
    عنوان کاربر
    همکار بخش عکس
    میانگین پست در روز
    6.94
    محل سکونت
    テヘラン
    نوشته ها
    10,077
    تشکر
    64,229
    سپاس شده 156,410 در 11,131 پست

    پیش فرض

    من کامل خوندمش در مورد زندگی دختری با خواهر و مادرش هست
    پدر خانواده فوت می کنه ...مادرش هم از شک شدید سکته مغزی میشه و نمی تونه دیگه کاری انجام بده ..دختر بزرگ که اسمش شقایقه ..از مادرش و خواهر کوچیکش شادی نگهداری می کنه ...
    از طرفی پسر عموی بدی داره که معتاده ..برای فرار از دست خانواده عمو به دنبال کار می گرده ..خونه رو عوض می کنه ...از شانس خوبی که داره منشی یه شرکت که رییس شرکت یه مردی به نام بهداد هست میشه ..چون شقایق زبان خارجی رو خوب صحبت می کنه ...مورد رضایت بهداد قرار می گیره ..
    تا جایی که به خاطر فرار از دست پسر عموش به خونه بهداد اسباب کشی می کنند یعنی یه کلبه تو خونه بزرگ رییس شرکت هست که به انها اجازه داده میشه .....تو داستان ادم های زیادی نقش دارند ....
    مثل ....نسرین ....رعناا..بانو خانم ...مصطفی...فرانک ...

    رمان خیلی قشنگیه من که تو یک روز تمامش کردم ....

    پیشنهاد می کنم حتما بخونید ....
    ویرایش توسط ~pArnYa~ : 1391,02,26 در ساعت ساعت : 09:09 بعد از ظهر
    توجه : قبل از زدن تاپیک، اول سرچ کنید تکراری نباشه
    ترول چیست؟به نظرم خوبه كه همه اينو بدونيم

    توجه: نوشتن کلمه های...مرسی:خخخخ:ممنون:خوب بود:عالی بود و شکلک تنها: اسپم حساب میشه.اخطار می گیرید.
    توجه : برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه ی تشکر استفاده کنید.


  7. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1390,05,30
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.57
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    604
    تشکر
    5,838
    سپاس شده 1,509 در 492 پست

    پیش فرض

    به نظر من عالي بود . هم نثرش قشنگ بود هم كشش زيادي داشت .
    توصيه ميكنم حتما بخونيد .

  8. 13 کاربر از پست aseman e abi تشکر کرده اند .


  9. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1387,12,24
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    2.21
    محل سکونت
    پـــاریــــــــــــس
    نوشته ها
    4,324
    تشکر
    17,705
    سپاس شده 56,710 در 5,591 پست

    پیش فرض

    کتاب بدی نبود از اون کتابهایی که بدم نمی یاد دوباره بخونمش

    ولی تخیلی بود ریئس شرکت بیاد قسمتی از خونشو در اختیار کارمندش بزاره همچین چیزی تو رماناست نه در واقعیت

    با واران عزیز هم موافقم مثل کتاب های مودب پور یه داستان فرعی هم تو متن اصلی داره

    اسمشم که بخاطر شعر کوچه فریدون مشیریه ولی هیچ ربطی با داستان کتاب نداره

    حالا برم به دور دیگه بخونم ببینم ربط داره یا نه
    علم پزشکی ثابت کرده که شکستن دل واقعیته؛
    یعنی وقتی دل کسی می شکنه، تو قلبش اتفاقی می افته مثل یه خونریزی کوچیک یا یه جراحت.. که حتی می تونه منجر به سکته قلبی بشه....
    سعی کن دل هیچکسی رو نشکنی...




  10. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1390,11,02
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    1.41
    محل سکونت
    همین جا
    نوشته ها
    1,290
    تشکر
    2,325
    سپاس شده 5,493 در 1,447 پست

    پیش فرض

    به نظر من کتاب کسل کننده ای بود.خیلی طولانی بود و الکی کشش داده بود.توهم کامل.داستان گذشته کتاب و اصلا نخوندم. جزییات کامل داشت.یه قسمت از کتاب :رفتیم سوار اتوبوس بزرگی شدیم پیاده شدیم از پله های هواپیما بالا رفتیم صندلیمونو از روی بلیط پیدا کردیم نشستیم کمربندم گیر کرده بودو.....(اگه ساده بگی چی میشه مثلا)

    یه جای دیگه کتاب:تخم مرغ پوست کنده با عسل خوردم(آخه کی تخم مرغ با پوست میخوره تازه باهاش عسل هم میخوره.سلیقه مزخرفی داشت)

    از اینکه این کتاب رو خریدم پشیمون شدم.نثرش اصلا خوب نبود.انگار فقط میخواست ورق پرکنه.با این وجود از خانم مقدم ممنون هستم.

    طبیعت دوستای 98ی

    http://www.forum.98ia.com/group2368.html

  11. 9 کاربر از پست snowball1390 تشکر کرده اند .


  12. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1389,01,30
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    1.72
    محل سکونت
    Iran
    نوشته ها
    2,680
    تشکر
    14,431
    سپاس شده 15,880 در 2,454 پست

    پیش فرض

    رمان بدی نبود اما قلم خانم مقدم هنوز دچار افت قبلی خودشون هستش و هنوز به اوج برنگشته. به نظر من هنوز بهترین کتاب ایشان غریبه اشناست.










  13. 9 کاربر از پست Elysium تشکر کرده اند .


  14. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1388,07,09
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    0.97
    محل سکونت
    Neverland
    نوشته ها
    1,700
    تشکر
    12,279
    سپاس شده 20,490 در 2,850 پست

    پیش فرض

    در مورد بعضی کتاب ها سخت میشه حرف زد ... هر چی فک می کنم چی بگم در مورد کوچه هیچی به ذهنم نمی رسه ....

    خیلی معمولی ... خیلی

    کوچــــه داستانی با تمی عاشقانه , ساده و بدون هیچ فراز و فرود خاصی ....

    کتابو شروع که می کنی میدونی آخرش قراره چی بشه .... کاملا قابل پیش بینی و بدون هیچ هیجان خاصی...

    شخصیت پردازی داستان چندان قوی نبود ... هیچ وقت نتونستم با شخصیت بانو ارتباط برقرار کنم کلا اصلا نفهمیدم بانو کی بود و تو زندگی بهداد چه نقشی داشت ...

    حرف کلی :

    وقتی کوچه رو داشتم میخوندم و به اون قسمتی رسیدم که برای تعطیلات عید رفتن شمال تو ذهنم اومد که تا کی این همه تکرار ؟ تا کی تو همه کتاب ها حتما باید یه برنامه سفر به شمال گنجونده بشه ؟

    یعنی واقعا ایران به این بزرگی با این همه جاذبه های توریستی و جاهای دیدنی هیچ نقطه ی دیگه ایی نداره که نویسنده هامون ازش استفاده کنن ؟

    یعنی واقعا از این همه تکرار خسته نشدن ؟؟ چه اشکالی داره به جای سفر به شمال . به شیراز و اصفهان و همدان و تبریر هم سری بزنن و به این بهوونه مخاطبان رو با بقیه نقاط کشورمون هم آشنا کنن ؟؟

    تا کی میخوایم یه داستان فرعی و قدیمی داشته باشیم که از ظلم ارباب و نرسیدن دو تا مرغ عشق به همدیگه و بعد هم دیدن اتفاقیشون بعد از سالها و ازدواجشون صحبت کنیم ...

    تا کی قراره شخصیت اصلی داستانمون خوشگل و زیبارو اما متین و بدون آرایش باشه و در مقابل یه ضد قهرمان ( اینجا فرانک ) داشته باشیم که زیبا باشه اما جلف و بی ادب ...

    تا کی قراره از اسم شخصیت داستان برای نشون دادن عشق استفاده بشه ( شخصیت اصلی رمان ساحل آرامش این نویسنده اسمش بنفشه بود و عکس روی گوشی کسی که دوسش داشت گل بنفشه بود و اینجا شخصیت اصلی شقایقه و روی صفحه کامپیوترش یه دشت شقایق )

    تا کی قراره وقتی شخصیت اصلی داستان قبلا یه ازدواج داشته اون ازدواج رو ناموفق نشون بدیم و زن اول رو یه آدم ه ر ز ه معرفی کنیم . تا جایی که من یادمه 15 سال پیش فهیمه رحیمی هم تو کتاب پنجره زن کاوه ( یهدا ) رو زنی بدکاره معرفی کرد که شب عروسیش از زور مستی اعتراف کرد که قبلا چه کارها که نکرده و هنوزم که هنوزه از این دست داستان ها زیاد می خونیم و آخریشم که همین کتاب ....

    قبلا از مشکلات نویسنده ها و خط قرمزهایی که براشون در نظر گرفته میشه کمتر خبر داشتم ولی الان وقتی با عاطفه منجزی عزیز صحبت می کنم و برام خیلی چیزها رو باز می کنه و می بینم که کتابش برای گرفتن مجوز معطل مونده وقتی به مرضیه جهان آرا می گم که اینجای داستانت رو تغییر بده و میگه نمیشه تا همین جاشم زیاد توضیح دادم و اگه بیشتر بشه به مشکل میخورم درک می کنم که چقد سخته نوشتن . درک می کنم همه اینها رو ولی بازم به نظرم می رسه که کمی حداقل کمی از این همه تکرار دور بشیم تا مخاطب رو راضی تر نگه داریم !

    خدایا خسته ام


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پارسا | منیر مهریزی مقدم | معرفی و نقد کتاب
    توسط باقری در انجمن ایرانی
    پاسخ ها: 49
    آخرين نوشته: 1393,04,10, ساعت : 12:24 قبل از ظهر
  2. پاسخ ها: 51
    آخرين نوشته: 1393,01,12, ساعت : 12:01 قبل از ظهر
  3. پاسخ ها: 70
    آخرين نوشته: 1392,10,29, ساعت : 02:11 بعد از ظهر
  4. پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: 1392,03,28, ساعت : 09:19 قبل از ظهر
  5. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 1390,09,18, ساعت : 05:41 بعد از ظهر

نمایش کاربران بازدید کننده از موضوع : 116

You do not have permission to view the list of names.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •