پس از ازدواج هر يک از زن و شوهر قانونا نسبت به يکديگر داراي وظايفي مي شوند و مکلفند حقوق ديگري را محترم شمرده و رعايت کنند. البته بايد پذيرفت که در امور مربوط به زن و شوهر قبل از قانون و قواعد الزام آور حقوقي، اخلاق و فطرت پاک انسان ها معيار و ملاک يک زندگي همراه با آسايش است و هيچ گاه نمي توان با الزامات قانوني و احکام دادگاه دوام و بقاي يک خانواده را تضمين کرد. به هر حال قانون مدني جمهوري اسلامي ايران براي تعيين حدود وظايف و حقوق زن و شوهر نسبت به يکديگر مقرراتي را وضع کرده که به آن ها مي پردازيم.



1-زن و شوهر مکلف به داشتن روابط انساني بوده و بايد تمام تلاش خود را جهت تحکيم مباني خانواده و پرورش فرزندان به کارگيرند.
2-در عقد دائم نفقه زن که عبارت است از مسکن، لباس، غذا، اثاث، هزينه درمان و ... بر عهده شوهر است حتي اگر زن از نظر مالي غني و يا داراي درآمد و شغل دولتي باشد. در ازدواج موقت زن حق نفقه ندارد مگر اينکه برقراري نفقه بين زن و شوهر شرط شود و يا اصولا عقد بر مبناي وجود نفقه براي زن و استحقاق بر آن تنظيم و جاري شده باشد.
3-زن بايد در منزلي که شوهر تعيين مي کند اقامت کند مگر آنکه اجازه اختيار تعيين منزل در عقدنامه به زن داده شده باشد يا اينکه بودن زن و شوهر در يک منزل براي زن خطر جاني يا مالي و يا شرافتي داشته باشد که در اين صورت زن مي تواند مسکن جداگانه اي براي خودش انتخاب کند و اگر به اين علت زن مسکن جداگانه اي اختيار کرده باشد باز هم نفقه او بر عهده شوهر است.
4-زن حق دارد در صورت خودداري شوهر از پرداخت نفقه به دادگاه رجوع کند و دادگاه مکلف است ميزان نفقه زن را بر مبناي وضعيت زن و متناسب با شان خانوادگي و اجتماعي او تعيين کند و شوهر را به پرداخت آن الزام کند. چنانچه شوهر از اجراي حکم دادگاه خودداري کند زن حق دارد براي طلاق به دادگاه دادخواست بدهد و دادگاه شوهر را به طلاق همسرش اجبار خواهد کرد.
5-اگر شوهر از پرداخت نفقه همسرش ناتوان باشد زن حق دارد مانند مورد بالا به دادگاه مراجعه کند و از شوهر طلاق بگيرد.
6-شوهر حق دارد زن خود را از انجام حرفه يا صنعتي که منافي مصالح خانوادگي است يا مخالف حيثيات او يا همسرش است منع کند. البته زن هم حق دارد براي اين موضوع به دادگاه مراجعه کند و اگر ثابت شد که شغل زن مخالف با شان و حيثيت او يا همسرش نيست با حکم دادگاه مي تواند به شغل خود باز گردد.
7-زن حق دارد مستقلا در دارايي خود هر گونه تصرفي کند براي مثال زن مي تواند سهم الارث پدري اش را به ساير ورثه يا ديگران ببخشد و شوهر حق مداخله در اين امور را نخواهد داشت.
8-زن يا شوهر حق دارند هنگام عقد هر گونه شرط معقول و مشروعي را به عقد اضافه کنند براي مثال شرط شود که هر گاه شوهر، همسر ديگري اختيار کرد زن وکيل شوهر براي طلاق باشد.
9-زن حق دارد تا زماني که مهريه به او پرداخت نشده از انجام وظايفي که در مقابل شوهر دارد امتناع کند به شرط آنکه مهريه داراي اجل و زمان نباشد و به اصطلاح حال باشد پس اگر مهريه زن پرداخت مبلغ ... ريال براي دو سال بعد از عقد باشد مهريه زن موجل است نه حال و بنابراين زن حق ندارد از انجام وظايف خود امتناع کند. بايد توجه داشت اگر زن به واسطه عدم پرداخت مهريه از انجام وظايف خود در مقابل شوهر خودداري کرد اين امر مانع از استحقاق براي دريافت نفقه نيست.
10-نفقه زني که به طلاق رجعي مطلقه شده در زمان عده بر عهده شوهر است. البته اگر زن ناشزه باشد (نافرمان) و در اين حالت از شوهر طلاق بگيرد نفقه به او تعلق نمي گيرد و اگر عده زن به واسطه فسخ نکاح يا طلاق او رجعي نباشد حق نفقه ندارد مگر آنکه از شوهر حامله باشدکه در اين صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه دارد.


پي نوشت :
نويسنده ايسکانيوز