بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۲۶ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
هدیه آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
Wink از تو می گریزم | مهسا آرامش | معرفی و نقد کتاب

متاسفانه چون این رمان از سایت حذف شده نمیدونم چه کسی زحمت تایپ واسکنش رو کشیده . فقط یادم میاد یکی از دوستان یه مقدراش رو تایپ کرد و احتمالا ایدا جون بقیه اش رو به صورت عکس گذاشت که از هر دوشون متشکرم . (یه تشکر ویزه هم از نشر علی که تقاضای حذفش رو کرد)


خلاصه داستان :
با خیانت ایرج به شریکش آریان پور،راد، پسر آریان پور ، صمیم دختر 18 ساله وعزیز ایرج را می رباید تا ایرج را وادار به انجام تعهداتش کند ، صمیم بعد ازتحمل یک هفته وحشتناک دراسارت راد واز دست دادن امتحان کنکوری که یک سال برایش درس خوانده با کمال تعجب متوجه می شود که با اینکه پدر بدهی شریک را پرداخته ، ولی باز هم حاضر به بردن او به خانه نیست چرا که معتقد است که آبروی ریخته شده بر اثر این آدم ربایی تنها با ازدواج صمیم و راد قابل جبران است ولی....

تا اونجایی که از نوشته های دوستان در مورد این کتاب متوجه شدم . کتابی هست که مورد توجه و محبوبیت قرار گرفته . وبیشتر شکایت از انتهای تلخ رمان بود. که البته به نظر من خیلی هم تلخ نبود . فقط قهرمانان داستان به هم نرسیدند.
و اما مشکل دیگه باز هم در مورد اغراق نویسنده از ثروت و زیبایی قهرمانان داستانه که به معضلی در رمانهای ایرانی تبدیل شده ،نمونه این اغراق رو میتونید در توصیف نویسنده از پارچه لباس ، روتختی ، پرده و... صمیم ببینید. چرا که کل پارچه های مورد استفاده رو از جنس حریر توصیف میکنه مثلا نوشته شده صمیم لباس خواب حریرش رو پوشید ، روی رو تختی حریرش دارز کشید و نرمی حریر رو حس کرد ، پرده های اتاقی که راد ، صمیم رو اونجا زندانی میکنه از حریر بوده که بوسیله باد به اهتزاز در اومده


/کامل/
هدیه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
*GolDeN*, .arsana., .Baharak., .ELHAM., .Monire., 5011311, aaynaaz, abby7, afsoon321, aidaa, anital, asha, AVESTA, aylin-72, azam 24, denis**, Elysium, F.Lampard, fatima_59, gherti, hany666, hasti 84, hiva, honey_x, koosar, lilipoot33_68, M mehrane, Maedeh, maedeh love, mahbano, mahdiyeh, maryam1363, maryammmmmm6, marykh, marzie67, maya 74, miley, Mina, Nahid72, nasimevasl19, niloofarane, pakdel, paradise, parisa mah, Parya.G, patrin, pegiiiiiiiii, SAGHIIIII, sang_e_saboor, SaRa, setareh30, sh1998, shikolat, siba12, Sokout_momtad, T.A.C 7, tenten, tina124, yasam, zarin, ZeYnAb KhAnOoM, ziiiziii13, ~TuLiPa~, اهنگ, بهار90, خانم فسقلی, طلایه 63, طلوع عشق, عشقکتاب, لاوینی, لمیس20, مسافر كوچولو, مونا**, مِنّا, مینو*, نسرین..., نفيس, نگان, نیلوفر آبی, نیلوفر دختر دریا, هوفریا, پروانه!, ღ ghazali ღ

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۳۰ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
sabra1361 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

به نظرم قلم نویسنده خیلی قوی بود ! و شخصیت پردازی هاش هم خیلی خوب انجام شده بود . من که از کل داستان لذت بردم و جزو معدود رمانهایی بود که از خریدنشون پشیمون نشدم . تنها موردی که به نظرم می رسه : اینه که رابطه صمیم با نامادری اش خیلی خوب توصیف نشده بود . یک جورهایی از اول داستان که می خوندی نه می تونستی بگی این زن قطعا نامادریشه نه می شد بگی مادرشه . ولی بقیه موارد به نظرم خوب بود . حتی رابطه بین شخصیت ها به خصوص بین صمیم و راد ! سیر شیفتگی صمیم نسبت به راد در طول داستان خوب گنجونده شده بود .
sabra1361 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۳۷ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
dokhtare sahra آواتار ها
 
dokhtare sahra به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

قشنگ بود ولی اخرش خیلی ضد حال بود........



مترسک اینقدر دستهایت را باز نکن

کسی تو را در آغوش نمیگیرد ، ایستادگی تنهایی می آورد

http://aseman-abri61.blogfa.com/

dokhtare sahra آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۴۴ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
math آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من این کتابو خیلی وقت پیش خوندم...یادمه از عکس روی جلدش خیلی بدم اومد اما از اسمش خوشم اومد...
نثر کتاب خوب بود و جذاب شاید از معدود کتابایی بود که تا آخرشو خوندم...قلم نویسندم روون و تاثیر گذار ...اما!!
خیلی همه چی اغراق آمیز بود...زیبایی بیش از حد صمیم. ثروت زیاد. اصلا انگار تو این دنیا اتفاق نمی افتاد!!
وقتی کتابو میخوندی پرتاب میشدی تو یه دنیای دیگه...وقتی میذاشتیش زمین بازم پرتاب میشدی همینجا...و من کتابی
رو خیلی دوس دارم که نه همش اما حداقل منطقا با دنیام جور در بیاد...!!؟
و یه چیز دیگه که مثل توصیف زیبایی و ثروت و...داره تو رمانا همه گیر میشه اختلاف سنی زیاد شخصیت هاست...
اختلافی حداقل 10 سال........



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

math آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۴۶ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Elysium آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

به نظر منم خوب بود ولی خب همون مشکلاتی که هدیه جوون گفت روداشت
Elysium آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۰۲:۰۱ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
.arsana. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Wink

زیبایی و ثروت یه بخش اساسی تو رمان هاست اگه رمان پرنده بهشتی رو خونده باشید نویسنده قشنگ به این سوال پاسخ داده
همون تیکه از متن کتاب رو مینویسم:
«ساده است .داستان باید جذاب باشه و کشش داشته باشه و خواننده رو به طرف خودش جذب کنه .زندگی هر کدوم از ما آدم ها می تونه قصه باشه.هر کدوم از ما داریم تو این قصه زندگی نقش بازی می کنیم ولی شاید همه قصه ها جاذبه خوندن نداسته باشه.ما نویسنده ها دنبال چیزی هستیم که به داستان هیجان بده و به خواننده انگیزه دنبال کردن داستان رو !واسه همین هم هست که علاوه برزیبایی و خوش برو رو بودن قهرمان کتابامون،دنبال یه چیزایی که غیر معمول و غیر استاندارد باشه می گردیم.
خواننده ها دنبال یه چیز تازه تر هستند و حتی اگه تو واقعیت نتونند دنبال تازه ها بگردند دست به دامن تخیل می شند و محکم به طناب خیال و رویا می چسبند تا بتونند چند صباحی از زندگی روزانه شون جدا بشند و لحظه های شیرین رو مزه مزه کنند!»

اما در مورد کتاب داستانشو دوست داشتم چون متفاوت بود با کتابایی که خونده بودم و به خاطر پایان تلخش خیلی دوستش دارم فکر میکنم این کتاب با پایان تلخ قشنگ تر شد اگه بهم می رسیدن که این کتاب هم مثل بقیه کتابها میشد که آخرش میخوان همه رو به هم دیگه برسونن
.arsana. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۰۲:۱۴ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
aida. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

رمان خوبی بود .یه مقدار کلیشه داشت از لحاظ همون هم خونه بودن و اینا...
اما به نظرم خانوم ارامش میخواست یه پایان متفاوت داشته باشه(مثل نوشته های نیلوفر لاری) منتها نمیدونست چه طوری باید این کارو بکنه . یه چیز دیگه اینکه واقعا نویسنده ها وقتی مینویسند خودشون رو جای شخصیت اصلی میزارن ؟؟ کارای صمیم خیلی غیر عاقلانه بود . اون اخرشم من نفهمیدم چرا راد هومن رو کشت . قضیه رو مسالمت امیز نمیشد حل کرد؟
aida. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۵۷ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
zarin آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

یه چیز دیگه که مثل توصیف زیبایی و ثروت و...داره تو رمانا همه گیر میشه اختلاف سنی زیاد شخصیت هاست...
اختلافی حداقل 10 سال........[/QUOTE]


دوست خوبم؛این روند همه گیر شدن اختلاف سنی زیاد ،یه علت فرا ادبیاتی داره به این معنی که:
برای ایجاد عشق بین زن و مرد معمولا از نظر روان شناسی تکیه گاه بودن جنس مذکر ،یک پایه ی اساسی برای شروع و حتی تثبیت عشق از طرف زن هستش!
از طرفی با یه بررسی در جامعه ی آماری ازدواج و طلاق می بینید که مردان قبل از پیدا کردن موقعیت تثبیت شده ی اجتماعی و علاوه بر اون تثبیت مسائل مالی و به خصوص استقلال مالی ،قادر به ایفای نقش مناسبی در زندگی زناشوئی نیستند یا به عبارتی به حد کافی قابل اعتماد ، ارضا کننده و رهبر نخواهند بود !
در حالی که یه دختر خانم مثلا 19 ساله ممکنه به راحتی شرایط شروع و ادامه ی یه زندگیه زناشوئی موفق رو داشته باشه!
مسائل دیگه ی آسیب شناسی فرهنگ جامعه و شناخت رفتاری (گروه های جوان تر سنی آقایان) در جامعه هم مزید بر علت شده و البته خیلی دلایل دیگه که به روند رو به رشد این اختلاف سنی ؛چه در جامعه و چه در داستان ها دامن زده!



آنچه فرد تحصیلكرده را از فرد خودآموخته مشخص می سازد،
وسعت دانش نیست، بلكه اعتماد به نفس است!
zarin آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۵۸ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
Miss-Mani آواتار ها
 
Miss-Mani به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

جالبه بدونید که
این رمان هنوز تموم نشده و نویسنده داره ادامه شو می نویسه !
اینو پارسال خانم نوری (مدیر انتشارات علی) بهم گفت .
نویسنده خودشم راضی نشده که داستان همین جا و با این پایان تموم بشه .
من که خودم خیلی از این کتاب خوشم اومد ،
و خیلی دوس دارم ادامه شو بخونم .



من ساده و معصومم
و همیشه همه چیز را با خودم
قسمت کرده ام
ترس ،
تنهایی ،
و کابوس .



Miss-Mani آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۴ خرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۳۰ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
fatima_59 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نمیدونم سلیقه ها خیلی متفاته...من اصلا خوشم نیومد...وسر تا تهش اغراق بود... از دزدیدن صمیم بگیر تا رابطشون و نبردن اون توسط خانواده اش برخورد مادر راد با صمیم ... نقش بازی کردن های اون 2 تا... همخونه بودنشون..و همه و همه... شده بود یه قصه برای بچه ها



به روز شد ...
fatima_59 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
آرامش, از, تو, رمان, معرفی, مهسا, می, میگریزم, نقد, کتاب, گریزم

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
صد سال تنهایی | مارکز | معرفی کتاب Susanna خارجی 15 ۴ شهريور ۱۳۹۲ ۰۷:۴۷ بعد از ظهر
آرامش من | nilooii کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب siro0s نوشته کاربران سایت 58 ۱۱ دي ۱۳۹۱ ۱۱:۵۶ بعد از ظهر
شب های بی ستاره | مهسا طالع | معرفی و نقد کتاب asheghi ایرانی 6 ۳ بهمن ۱۳۹۰ ۱۰:۲۸ بعد از ظهر
آموزش کاراته به زبان ساده | استاد محمّد رضا یحیایی | معرفی کتاب ramin2 ایرانی 0 ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ ۰۵:۴۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۱:۰۲ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا