بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > دفتر شعر و مشاعره

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۳۸ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +22 امتیاز     
Wink دفتر اشعار نیکی فیروزکوهی


سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی


انّا لله و انّا الیه ....
به زبانم نمیآید
من مرگ را دیده ام
مرگِ آفتاب
مرگِ پنجرههای رو به باغ
مرگِ شرجیِ سرزمینهای شمال
مرگِ دوست ... دوستی ... رفاقت
مرگِ یک مرد کنارِ صداقت
مرگِ دعا
مرگِ دستهایِ رو به خدا
مرگِ کودکانِ شجاع
مرگِ نفس
مرگِ غم انگیزِ زندانی در قفس
مرگِ یک شب بی عشق ... بی هوس
مرگِ آواز
مرگِ یک زن پر از نیاز ... پر از نیا ا ا ا ا ز
من مرگِ قلم در دستهایِ خودم
مرگِ واژه در شعرهای خودم
من عکس مرگ را به جای تصویر لبخند دیده ام
به زبانم نمیآید
به زبانم چیزی جز صبر نمیآید

نیکی فیروزکوهی




ویرایش توسط Mina : ۳۰ فروردين ۱۳۹۱ در ساعت ۰۱:۲۳ بعد از ظهر
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۴۰ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +21 امتیاز     
پیش فرض

مرد باشی
تنها باشی
دلتنگ باشی
آواره ی کوچه و خیابان باشی
وقتی به اولین زنی که شبیهِ اوست میرسی
نزدیک میشوی
سیگارت را روشن میکنی
بعد پشت دستت را خو و و و و و ب داغ میکنی
دا ا ا ا ا ا غ
....
این داستان هیچ دنبالهای ندارد

نیکی فیروزکوهی


Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۴۲ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +18 امتیاز     
پیش فرض

کدام شب ... طاقت صبح ... طاقت طلوعی دیگر دارد ؟
کدام شب ؟
کدام مرهم ؟
کدام روزنه ی روشن
برایِ عصیانِ روحِ جا مانده در خمِ یک کوچه ی تاریک ؟
نگاه کن !!!
این نزدیکیها فاصله بیداد میکند
و تردید که سینه خیز خودش را به انتهای شعر من میرساند
اینجا که من ایستادهام
تا انتهای این کوچه
هزار قرن شکوههایِ ناشکفته
هزاران هزار کلامِ خفته در سکوت
هزار رویایِ پا بماه
به نمِ این خاک خفته اند
و ما در خمِ یک احساس مانده ایم
باید کشفی تازه کرد
باید از دیوارها
از خاطره یک کوچه گذر کرد
باید از شب گذر کرد

نیکی فیروزکوهی
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۴۳ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +16 امتیاز     
پیش فرض

می گفت حرامزاده ها عفت کلام داشته باشید !
روحش شاد
به حرفش میخندیدیم
...
حالا
حرامزاده هایی شده ایم
که نه عفت داریم , نه کلام
ولی با گونههای سرخ، شعر می گوئیم


نیکی فیروزکوهی
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۴۳ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +16 امتیاز     
پیش فرض


این روزها
در بطنِ من
زنی سکته میکند
که در هر نفس
زندگی را سخت تپیده است....تمامِ وجودم قلبی شده که درد میکند

نیکی فیروزکوهی
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۴۴ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +17 امتیاز     
پیش فرض

مثل مسافری که مسیرش جهنم است
دوست دارم تما ا ا ا ا م ٔپلهای پشتِ سرم را خراب کنم

من برای آغوش تو

بی اندازه ... یک زنم


نیکی فیروزکوهی

Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۴۵ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +16 امتیاز     
پیش فرض

زن!
خنده ات دنیا را نا امن میکند
و ما رم می کنیم
اینجا هیچکس دل شیر ندارد
به اندازه یک ... "زنده ماندن" ... تا به تو راه است
مادرم راست می گفت
ما از جنس سوگوارانیم
پدرم شبِ آخر گفت
در آغوش تو کسی قبل از مردن نمی گرید
زن !
تو آشکارا بخند
ما دزدانه نگاه میکنیم
اینجا هیچکس دل شیر ندارد

نیکی فیروزکوهی

Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۴۶ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +17 امتیاز     
پیش فرض

می دانم
تو
خسته ای
می دانم
یک شهر
... با خانه هایش
با آدم هایش
با درخت هایش
با آسمانش
حتی با آفتابش خسته است
باید گهوارهها را از کودکانِ این شهر پس بگیریم
ببخشیم به آدم بزرگ ها
ها ا ا ا ا ی آدمهای خسته
تابتان میدهم
تاب
تاب
تاب
برایتان یک خواب آرام آرزو میکنم
بخوابید
بخوابید
آرام
آرام
برایتان یک شبِ بی دغدغه آرزو میکنم
از آن شبهایی که خیلی سال پیش ها
در آغوش مادرانتان داشته اید
از آن شبهای که صبحش با بوی نانِ سنگک بیدار میشدید
ها ا ا ا ا ا ی آغوشهای خسته
برایتان همین یک شب را فراموشی آرزو میکنم
یادِ من تو را فراموش
یادِ همه ما تو را فراموش
من امشب
تمام دستهایِ خسته ی این شهر را نوازش میکنم
ناز
ناز
ناز
ها ا ا ا ا ا ا ی چشمهای خسته
من امشب به جایِ شما زار میزنم
زار
زار
زار
بخوابید
بخوابید
لای
لای
لای

نیکی فیروزکوهی
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۵۲ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +18 امتیاز     
پیش فرض

آدمهایی که ما را ترک میکنند سه دسته اند
یک گروه آنهایی که بر میگردند گرچه نه آنها دیگر همان آدمهای سابق هستند و نه ما
گروه دوم کسانی هستند که هرگز بر نمیگردند چه آنهایی که نمیخواهند ، چه آنهایی که نمیتوانند
گروه آخر آنهایی هستند که باید دعا کنیم آنچنان پلهای پشت سرشان را خراب کنند که اگر هم بخواند ، نتوانند برگردند.
خطر ناکترین گروه سومیها هستند . چون موقع رفتن طوری ما را میشکنند ، که ما تا مدتها در کما میمانیم و خیلی دیر میفهمیم که برای چه آدمهای بی ارزشی اشک ریختیم ، احساس گناه کردیم، از خود گذشتگی کردیم ، و تا مرز نابودی ، زندگی را فدا کردیم ... خیلی دیر میفهمم ... خیلی دیر ... ولی یک روز میفهمم ...
چیزی که هرگز نمیفهمیم این است که اصلا چه چیز این آدمها را آنقدر دوست داشتیم؟؟؟؟
( روزی که آدمهای بزرگتری ، با ارزشهای والاتری وارد زندگی ما شدند ، آن روز قدرِ خودمان را بیشتر میدانیم )

نیکی فیروزکوهی
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ فروردين ۱۳۹۱, ۱۰:۵۳ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +15 امتیاز     
پیش فرض

خسته ام
از خودم خسته ام
از شما
روزهای بی حوصلگی
شبهای کشدارِ تنهایی
از این شعرهای تکراری
عشق ها
عاشقانه ها
حتی شکستهای تکراری
از این حضورهای مترسک وارِ پر از تردید
از امتدادِ مستمر چهار فصلی که از کفِّ ما میروند
بدون هیچ چ چ چ تغییر ... بدون هیچ تغییر
خالی شده ام
خالی میروم
هیچ فکری در سرم نمیماند ... نمیآید که بماند
همین روز هاست که کاغذِ سفیدی به اشتراک بگذارم
فقط با یک امضا
یا چه میدانم
یک شکلک
یکی از این قلب هایی که همه برایِ هم میفرستند
یا دستی که باید تکان بخورد ولی نمیخورد
همین روز هاست که خودم را یک جایی گم کنم
نه ... اینبار پشتِ دود سیگار نیست
یا میانِ انبوه واژههای بی سرانجام
یا در سوگِ نیمه رفاقتهای گاه و بیگاهی
این بار
در کوچه پس کوچههایِ کودکیِ کسی
که زود بزرگ شد
نیمه برهنه
عصیانی
شورشی
و با دلی پر بزرگ شد
کسی که این روزها ... عجیب خسته است

نیکی فیروزکوهی
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
سیاه, فیروزکوهی, قلم, نیکی, های

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
دفتر اشعار طنز ! khorshid_13 مطالب طنز 450 ۱۸ فروردين ۱۳۹۳ ۰۵:۲۸ بعد از ظهر
دفتر اشعار من بغض خیس | n@st@r@n-gh n@st@r@n-gh اشعار و دلنوشته های کاربران سایت 81 ۱۶ اسفند ۱۳۹۲ ۰۸:۰۹ بعد از ظهر
دفتر اشعار فریبا عرب نیا ~Melika~ دفتر شعر و مشاعره 12 ۱۰ شهريور ۱۳۹۱ ۰۱:۵۰ بعد از ظهر
دقایقی در دفتر فیلمسازی نیکی کریمی mahnameh بازیگران ایرانی 2 ۲۵ فروردين ۱۳۹۰ ۰۱:۲۳ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۹:۳۸ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا