ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
پارمین | آذرمیدخت کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب - صفحه 5
paradiseagency

گل نقش طاووس

?



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 5 از 21 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 201
  1. Top | #41

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آذر 1390
    نوشته ها
    5,177
    میانگین پست در روز
    5.06
    محل سکونت
    اهــواز
    تشکر از کاربر
    17,511
    تشکر شده 98,214 در 4,452 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خوب داری پیش میری رمانت خوبه
    مرور میکنم

    خاطراتمان را...

    اما مگر

    کپی برابر اصل می شود؟!

  2. 2 کاربر از پست sadaf.a تشکر کرده اند .


  3. Top | #42

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    نوشته ها
    53
    میانگین پست در روز
    0.03
    محل سکونت
    افق
    تشکر از کاربر
    14,018
    تشکر شده 165 در 64 پست
    حالت من
    Ghamgin
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام
    اول تشکر بابت رمانت به نظرم خیلی خوب ومنطقی بیش میری
    نکته دوم این که چرا یکی یا دو تا از پستات حذف شده؟
    نه تو ميماني
    و نه هيچ يک از مردم اين آبادي
    به حباب نگران لب يک رود قسم
    و به کوتاهي آن لحظه شادي که گذشت
    غصه هم ميگذرد
    آنچناني که فقط خاطره اي خواهد ماند

    "لحظه ها عريانند"

    ...
    به تن لحظه خود
    جامه اندوه مپوشان
    هرگز.....


  4. 2 کاربر از پست liba تشکر کرده اند .


  5. Top | #43

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    342
    میانگین پست در روز
    0.30
    تشکر از کاربر
    2,493
    تشکر شده 38,059 در 374 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط liba نمایش پست ها
    سلام
    اول تشکر بابت رمانت به نظرم خیلی خوب ومنطقی بیش میری
    نکته دوم این که چرا یکی یا دو تا از پستات حذف شده؟

    سلام عزیزم
    ممنون از اینکه داستان رو دنبال می کنی . پست های آخر رو یه چیزای کوچیکی بهش اضافه می کنم دوباره می ذارمشون و درمورد پست های قبلی باید بگم چیزی رو حذف نکردم ، روند داستان هم تغییر نکرده فقط بعضی از قسمت ها رو بیشتر توضیح دادم مثلا اگه قبلا گفته بودم محمد پارمین رو توبیخ کرد الان مکالمه بین اونها رو هم نوشتم.
    خیالتون راحت هیچی عوض نشده
    لینک داستانم ( پارمین ) :

    اینم لینک نقدش :

    لینک داستان جدیدم ( ادعا یا عقیده ) :

    اینم لینک نقد ( ادعا یا عقیده ) :

  6. 2 کاربر از پست آذرمیدخت تشکر کرده اند .


  7. Top | #44

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    نوشته ها
    2,138
    میانگین پست در روز
    1.77
    محل سکونت
    زیربارون کنار ساحل
    تشکر از کاربر
    15,969
    تشکر شده 299,134 در 2,302 پست
    حالت من
    Khoshhal
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام دوست خوبم.
    خداروشکر بلاخره مشکل سایت حل شد وما تونستیم برسیم باقی رمانتم بخونیم.
    نگارشت مثل همیشه عالی وبدون حرفه.
    مخاطب داستانت با شخصیت پارمین کاملا میتونه ارتباط برقرار کنه.
    در مورد موضوعش فعلانمیتونم نظری بدم.شاید همه چیز بستگی به حرفهای پارمین وسیاوش داشته باشه.از سپهر وخانواده ش زیاد خوشم نمی یاد.همون بهتر که تو روند داستان کمتر نقش داشته باشند.
    در مورد حذف مهرداد از داستانت به نظرم یکم عجله کردی.اون میتونست چندتا پست بعد از پیشنهاد بی شرمانه ای که داد به سزای کارش برسه.کمی استرس وحرص خوردن واسه مخاطبین رمانت لازم بود اینجوری با اشتیاق بیشتری داستانو دنبال میکردن.
    پارمین چرا درمورد مهرداد وکاری که باهاشون کرده حرفی به پدرش نمی زنه.به نظرم نقش پدرش تو زندگیشون خیلی کمرنگه.
    در کل رمانتو دوست دارم ومنتظر ادامه ش هستم.
    آفتاب تکیه داده به شانه ات
    آینده به اِتکای خنده ات پیشِ روم ایستاده
    آنچه در تو نشانِ ماندن در من است
    خلاصه شده در سه حرف
    عشق
    وَ تمام.


    رمان بازتاب | لیلین کاربر انجمن
    رمان بازتاب| لیلین کاربر انجمن | نقد و بررسی




  8. کاربر زیر از پست لیلین تشکر کرده است .


  9. Top | #45

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    342
    میانگین پست در روز
    0.30
    تشکر از کاربر
    2,493
    تشکر شده 38,059 در 374 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط لیلین نمایش پست ها
    سلام دوست خوبم.
    خداروشکر بلاخره مشکل سایت حل شد وما تونستیم برسیم باقی رمانتم بخونیم.
    نگارشت مثل همیشه عالی وبدون حرفه.
    مخاطب داستانت با شخصیت پارمین کاملا میتونه ارتباط برقرار کنه.
    در مورد موضوعش فعلانمیتونم نظری بدم.شاید همه چیز بستگی به حرفهای پارمین وسیاوش داشته باشه.از سپهر وخانواده ش زیاد خوشم نمی یاد.همون بهتر که تو روند داستان کمتر نقش داشته باشند.
    در مورد حذف مهرداد از داستانت به نظرم یکم عجله کردی.اون میتونست چندتا پست بعد از پیشنهاد بی شرمانه ای که داد به سزای کارش برسه.کمی استرس وحرص خوردن واسه مخاطبین رمانت لازم بود اینجوری با اشتیاق بیشتری داستانو دنبال میکردن.
    پارمین چرا درمورد مهرداد وکاری که باهاشون کرده حرفی به پدرش نمی زنه.به نظرم نقش پدرش تو زندگیشون خیلی کمرنگه.
    در کل رمانتو دوست دارم ومنتظر ادامه ش هستم.
    سلام گلم
    هر بار که اینجا می بینمت کلی بهم روحیه می دی . ممنونم .امیدوارم روزی اونقدر خوب بنویسم که لایق این تعریف ها باشم .
    در مورد حذف مهرداد درست می گی می شد کشش داد ولی می خواستم تو داستان بگم گاهی یه آدم سالم با رفتار غلط خودش می تونه اسباب مرگش رو فراهم کنه و تنها امکانش این بود که در اثر خوشحالی ناشی از به دام انداختن پارمین مست کنه که زمان زیادی برای کش دادنش به من نمی داد .خیلی نمی خواستم قضا و قدر رو تو ماجرا وارد کنم می خواستم بگم بی بندو باریش بود که اونو کشت و خودش باعث مرگ خودش شد .چون خودم موقعی که فیلمی می دیدم یا کتابی می خوندم که نقش منفی ماجرا سریع تاوان گناهش رو به وسیله امدادهای غیبی می ده برام غیر باور بود .البته خواننده هم یه تحملی داره وقتی قبلش کلی از بدبختی گفتم اگه بازم از اشک و آه می گفتم خواننده کلافه و عصبی می شد.
    البته موقع نوشتن اینا تو ذهنم بود .
    بازم یه دنیا ممنون از اینکه رمانم رو دنبال می کنی . توصیه هات به عنوان نویسنده ای که قلمش رو دوست دارم برام خیلی ارزشمنده

  10. کاربر زیر از پست آذرمیدخت تشکر کرده است .


  11. Top | #46

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    آذر 1390
    نوشته ها
    192
    میانگین پست در روز
    0.19
    محل سکونت
    زمين
    تشکر از کاربر
    1,524
    تشکر شده 33,878 در 218 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام عزيزم
    من تازه امروز رمانت موفق شدم بخونم وازاين بابت خيلي خوشحالم ،بايد بگم كه من اين كار دوست دارم از سبك نگارشت هم خوشم مياد از اون دس داستانهايي كه آدم دوست داره بخونه و مطمئنم كه از انتخاب اينكار واسه خوندن پشيمونم نميشم بازم بهت خسته نباشيد ميگم و به همه پيشنهاد ميكنم كه پارمين دنبال كنند.
    yashm
    این نیز بگذرد...

  12. کاربر زیر از پست yashm تشکر کرده است .


  13. Top | #47

    Banned


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    304
    میانگین پست در روز
    0.17
    محل سکونت
    kashan
    تشکر از کاربر
    2,538
    تشکر شده 7,686 در 708 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام . شخصیت های رمان در طول زمان در حال جا افتادن هستند و هرچه رمان جلوتر می رود خواننده جذب شخصیت پارمین می شود .از ان جا که شخصیت پارمین از میون مردم جامعه خودمون انتخاب شده ، واقعی به نظر میزسه و حس همذات پنداری خواننده رو تحریک می کنه و خواننده می خواهد تا پایان ،کارش را دنبال کند و به سرنوشت اون علاقمند میشه . عجله در پیشبرد رمان و حوصله به خرج ندادن در پرداخت حوادث و تعلیق ماجراها ، ممکنه به رمان ضربه بزند . در کل از خوندن رمان پارمین لذت می برم موفق باشین .


  14. 2 کاربر از پست hosin تشکر کرده اند .


  15. Top | #48

    Banned


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    304
    میانگین پست در روز
    0.17
    محل سکونت
    kashan
    تشکر از کاربر
    2,538
    تشکر شده 7,686 در 708 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    باز هم سلام

    یه ایراد کوچولو هم در نقطه بندی دارین . البته بیشتر دخترای رمان نویس این سایت این ایراد رو دارن و اون گذاشتن ..............در پایان هر جمله است که از زیبایی نوشته می کاهد . به جای نفطه ها از ویرگول ، یک نقطه علامت تعجب .علامت پرسش و غیره استفاده شود خیلی بهتره . گل باشین


  16. 2 کاربر از پست hosin تشکر کرده اند .


  17. Top | #49

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    342
    میانگین پست در روز
    0.30
    تشکر از کاربر
    2,493
    تشکر شده 38,059 در 374 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط hosin نمایش پست ها
    سلام . شخصیت های رمان در طول زمان در حال جا افتادن هستند و هرچه رمان جلوتر می رود خواننده جذب شخصیت پارمین می شود .از ان جا که شخصیت پارمین از میون مردم جامعه خودمون انتخاب شده ، واقعی به نظر میزسه و حس همذات پنداری خواننده رو تحریک می کنه و خواننده می خواهد تا پایان ،کارش را دنبال کند و به سرنوشت اون علاقمند میشه . عجله در پیشبرد رمان و حوصله به خرج ندادن در پرداخت حوادث و تعلیق ماجراها ، ممکنه به رمان ضربه بزند . در کل از خوندن رمان پارمین لذت می برم موفق باشین .

    سلام
    ممنونم از تذکرتون .حرفتون رو قبول دارم سعی می کنم آروم تر پیش برم.
    ویرایش توسط آذرمیدخت : 1391,02,05 در ساعت ساعت : 16:03

  18. کاربر زیر از پست آذرمیدخت تشکر کرده است .


  19. Top | #50

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    342
    میانگین پست در روز
    0.30
    تشکر از کاربر
    2,493
    تشکر شده 38,059 در 374 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط hosin نمایش پست ها
    باز هم سلام

    یه ایراد کوچولو هم در نقطه بندی دارین . البته بیشتر دخترای رمان نویس این سایت این ایراد رو دارن و اون گذاشتن ..............در پایان هر جمله است که از زیبایی نوشته می کاهد . به جای نفطه ها از ویرگول ، یک نقطه علامت تعجب .علامت پرسش و غیره استفاده شود خیلی بهتره . گل باشین

    بعضی جمله ها احتیاج به مکث کردن داره واسه همین از سه نقطه استفاده می کنم .ولی حرفتون رو قبول دارم بعضی جاها اصلا لازم نیست و ناخودآگاه دستم سمت نقطه می ره .ممنون که گفتید.

  20. کاربر زیر از پست آذرمیدخت تشکر کرده است .


صفحه 5 از 21 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. ناشناخته | Az@de کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط Az@de در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 20
    آخرین نوشته: 1392,04,28, ساعت : 04:20
  2. رمان پارمین | آذرمیدخت کاربر انجمن
    توسط آذرمیدخت در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 164
    آخرین نوشته: 1391,05,11, ساعت : 00:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •