| |||
| |||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال فراخوان تایپ ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 869
تشکرها: 5,131
تشکر شده 6,111 بار در 930 پست
کتاب مورد علاقه : ♥ بربادرفته - پارلا ♥ حالت من : | پست مفید : +3 امتیاز انتهای خیابان هشتم انتهای خیابان هشتم پنجمین فیلم سینمایی علیرضا امینی و ساخت سال ۱۳۸۹ است. ![]() کارگردان: علیرضا امینی تهیه کننده: سیدجمال ساداتیان نویسنده : علیرضا امینی، محمد باغبانی بازیگران: ترانه علیدوستی صابر ابر حامد بهداد محمدرضا غفاری مهدی ماهانی بیتا بیگی خسرو شهراز الهه حصاری ![]() فیلمبردار: مرتضی غفوری تدوین: مهدی حسینیوند صدابردار: محمود خرسند طراح صحنه و لباس: منصوره یزدانجو طراح چهره پردازی: ایمان امیدواری عکاس: سیدجواد سیدی مدیر تولید: مجتبی متولی جزییات: ژانر: درام رنگ: رنگی صدا: Mono لوکیشن: تهران خلاصه فیلم: نیلوفر با خانوادهاش زندگی میکند. پس از این که خانواده در معرض اتفاقی قرار میگیرند، نیلوفر همراه با خانوادهاش باید برای گذر از آن اتفاق پول زیادی را فراهم کنند و این در حالی است که آنها سه روز بیشتر وقت ندارند. زمان که جلو میرود، نیلوفر متوجه میشود گویا قرار است سرنوشت دیگری برای او رقم بخورد. حوادث دیگری در راه است. دانلود ویدیو قسمت هایی از فیلم : http://www.boshrafilm.com/Images/Files/EndOf7Street_MovieTrailer_01.flv![]() زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم ... زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت ... زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست ... ویرایش توسط S-A-R-A : ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۰۱:۲۴ قبل از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال فراخوان تایپ ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 869
تشکرها: 5,131
تشکر شده 6,111 بار در 930 پست
کتاب مورد علاقه : ♥ بربادرفته - پارلا ♥ حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز در بین فیلمهای اکران نوروز 91، فیلمی وجود دارد، که مدتهاست آرزوی دیدن اش را دارید. از آن دست فیلمهایی که پس از دیدن اش، ته ذهنتان تا مدتی درگیر تصاویر و اتفاقات ملتهب آن است. و برای همین پیشنهاد میکنم سال 91 خود را، این بار به جای هر کار دیگری با «انتهای خیابان هشتم» شروع کنید. فیلمی که جایش در سینمای ما خالی بوده و هست. یک اثر اجتماعی و شهری ناب و تأثیرگذار با نگاه سینمایی و خاص «علیرضا امینی» که در مسیر رو به جلوی این فیلمساز، فیلمی مهم به شمار میرود. فیلم را سال گذشته و در روزهایی که متأسفانه در جشنواره بیست و نهم فیلم فجر به بخش مسابقه راه نیافت و از جشنواره کنار گذاشته شد، دیدم و همان زمان آن را به عنوان یکی از انتخاب هایم قرار دادم؛ فقط و فقط به این دلیل که عیار سینمای ناب این فیلم بالاتر از حد تصور است. سینمایی که در آن تماتیک فیلم هیچگاه فدای ژست و ادا و شعار نمیشود، سینمایی که در آن میشود چهره ای اصیل از شهر دید، سینمایی که در آن روح شخصیتها را میتوان باور کرد و با آنها همراه شد. فیلم دشواری که ساختن اش فقط از دست هنرمند صاحب سبکی چون «علیرضا امینی» بر می آمد. امینی با همین یک فیلم نشان داد، از چه میزان و عیار سلیقه سینمایی برخوردار است و در ادامه کارهای خوب قبلی اش، چقدر در ساختن فیلم شهری با تم رفاقت به توانایی رسیده، چنانچه میتوان تصور کرد او در ساختن فیلم در ژانر رفاقت، بتواند در کنار فیلمساز بزرگمان مسعود کیمیایی، فیلمهای استادانه ای بسازد و روی پرده بفرستد. امینی، با «انتهای خیابان هشتم» نشان میدهد که در کنار سینماگران موفق نسل حاضر، از اصغر فرهادی که سرآمد است، تا بهرام توکلی، سامان سالور، رضا درمیشیان، فردین صاحبزمانی، عبدالرضا کاهانی، علی مصفا، مانی حقیقی، پیمان معادی و ... میتواند خود را در جایگاهی قرار دهد که روزی با اسکاری دیگر، و کسب اعتبار در جشنواره ها و البته اکران جهانی، برای سینمای ما افتخارآفرین باشد، همان طور که پیشتر با فیلمهای اولیه اش نشان داده بود تا چه حد با روش جهانی حرف زدن آشنایی دارد. امینی را البته بیش از جایزه و جشنواره، فیلمسازی اقناع میکند، چنانچه این روزها، مشغول ساخت فیلم دیگری است که شنیده های خوب دیگری درباره آن به گوش میرسد. از این فیلم تکان دهنده درباره موقعیت انسان جامعه شهری معاصر -با همه نماهای ناب سینمایی و شاکله داستان گویی متفاوت اش که در آن، ابهام اش را هم میتوان دوست داشت- زیاد باید گفت و بیش از این باید نوشت. به سالن سینما بروید. «انتهای خیابان هشتم» را با بازی درخشان ترانه علیدوستی در بهترین نقش آفرینی سینمایی اش، و نیز بازی های به شدت سینمایی صابر ابر و حامد بهداد و دیگران، ببینید تا بیشتر با معیارهای سینمای آرمانی، سینمایی که دلمان برایش لک زده، آشنا شوید. علی افشار سردبیر سایت خبرگزاری سینمای ایران ویرایش توسط S-A-R-A : ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۰۶:۴۲ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال فراخوان تایپ ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 869
تشکرها: 5,131
تشکر شده 6,111 بار در 930 پست
کتاب مورد علاقه : ♥ بربادرفته - پارلا ♥ حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز چهار نکته منتقد کافه سنیما دربارۀ «انتهای خیابان هشتم» ![]() کافه سینما- امیرعباس صباغ: نهمین ساخته علیرضا امینی داستان دختری ست به نام نیلوفر (ترانه علیدوستی) که برادرش به اتهام قتل عمد، محکوم به اعدام است و با تغییر نظر ناگهانی خانواده مقتول، وی سه روز زمان دارد تا پول دیه را که صد میلیون تومان است فراهم کند، نیلوفر در این سه روز به هر دری می زند تا این پول را فراهم کند و در جدالی که میان امید و ناامیدی دارد، سرانجام غیرمنتظره اش در انتهای خیابان هشتم رقم می خورد. 1- فیلمنامه «انتهای خیابان هشتم» در سه روز و سه موقعیت کلی شکل می گیرد و خط اصلی داستان درست مانند فیلم قبلی امینی «هفت دقیقه تا پائیز» که بعد از یک موقعیت بحرانی (که مریم تصمیم به جدایی از فرهاد می گیرد و به خانه خواهرش میترا می آید) با یک خوشی زودگذر (حضور در عروسی ) همراه و به یک تلخی مطلق (مرگ دختر میترا) ختم می شود، با تزلزل و اضطراب آغاز شده (دشواری در تهیه صد میلیون در زمان کم )، با امیدی کم رنگ ادامه یافته (فراهم شدن وام پنجاه میلیونی) و به یک فاجعه ختم می شود. ![]() 2- «انتهای خیابان هشتم» ایده جذابی دارد که بیشترین ضربه را از اجرای مبهم فیلمنامه اش می خورد، ابهام هایی که فیلمساز تعمدا یا اجبارا در اثر قرار داده، مانع برقراری ارتباط تماشاگر با شخصیت های فیلم می شود و ایده های جذاب در فیلمنامه (از ساختمانی که سرنوشت افراد با ورق های آس و شاه و بی بی رقم می خورد تا رینگی که قهرمانش قبل از ورود به آن و کتک خوردن، مجبور به معاوضه دختر خود با یک اسب گران قیمت می شود) تنها به خلق موقعیت هایی درگیرکننده برای تماشاگر منجر می شود. که علاوه بر این، ابهام هایی چون تعلل بیش از اندازه فیلمساز در طرح علت تلاش های نیلوفر و بهرام برای تهیه پول یا ناگفته ماندن دلیل سکوت آزاردهنده پدر نیلوفر که فقط روزنامه می خواند و سیگار می کشد یا نقش امیر (مامور پمپ بنزین) که معلوم نمی شود چرا با اینکه بیات را می شناسد، به راحتی تسلیم خواسته او می شود و ... به یکدستی «انتهای...» ضربه زده است. امینی برخلاف فرهادی که در «شهر زیبا» (که داستانی مشابه «انتهای...» دارد و آنجا هم با دختر جوانی مواجه ایم که برای رهایی برادرش از اعدام مجبور به گرفتن رضایت خانواده مقتول است) تمام تلاشش را روی همذات پنداری تماشاگر با شخصیت های فیلم (خانواده قاتل و اولیای دم ) می کند، با حذف تعمدی اولیای دم، تهیه پول دیه را مساله اصلی فیلم قرار داده و خیلی به کاراکترهای فیلمش نزدیک نمی شود. ![]() 3- تدوین موازی فیلم برخلاف دوربین روی دست مرتضی غفوری (که در لحظاتی بسیار غلوآمیز و آزاردهنده است) کاملا در خدمت فیلم و فضای داستانی آن ست. که سکانس حضور نیلوفر در بیمارستان برای فروش کلیه و همزمان درگیری حامد بهداد در گاراژ ماشین که برای گرفتن طلب خود تهدید به اتش زدن ماشین می کند و البته یک ربع پایانی فیلم که با چهار موقعیت متفاوت، با کاراکترهای قصه در مکان های مختلفی مواجه ایم و لحظه به لحظه به وقوع حادثه نزدیک می شویم (حادثه ای که متاسفانه مشمول ممیزی شده و در نسخه فعلی فیلم وجود ندارد) اوج کار تدوین فیلم است . ![]() 4- «انتهای...» یکی از تلخ ترین فیلم های سینمای ایران است که به مانند بسیاری از آثار اینچنینی راه برون رفتی از بن بست خلق شده، نشان نمی دهد و راه حلی جلوی مخاطب خود نمی گذارد، شاید حرفی که «گشت ارشاد» در دقایق واپسین اش به تماشاگر منتقل می کند (اینکه بین گوسفند بودن و گرگ شدن، هیچ وقت گوسفند نباشید) همان نتیجه ای باشد که بعد از اتمام «انتهای...» در ذهن هر تماشاگری تداعی می شود اما امینی از موقعیت بغرنجی که ساخته، فراتر نمی رود و فیلمش را در موقعیتی که تسلیم و خود ویران گری تنها راه نجات است، به پایان می برد. | ||||||||
| | |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۷ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۷
نوشته ها: 114
تشکرها: 823
تشکر شده 677 بار در 126 پست
کتاب مورد علاقه : کیمیاگر حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز من امروز این فیلم دیدم موضوع فیلم فوق العاده بود چیزای جدید و امروزی میگفت صحنه ی که نیلوفر به منشی میگه تو پول گرفتی که جواب منو بدی که ابن روزها همه پول رو میگیرن ولی وظیفه اشون رو انجام نمیدن قسمت به فروش رسیدن نیلوفر فکر میکنم از ایده فیلم taken بوده و فیلم بی نهایت بد ساخت بود گنگ بود به ادم کمک نمیکردن یعنی کسی که میره فیلم میبینه از اول تا اخر هنگه چی شد الان چی میشه اصلا چرا اینجوری میشه شخصیت ها تفکیک نشده و فیلم گره زیاد داشت مثلا باید معلوم میکرد چجوری قتل انجام شده و چرا این حداقل یکم به تماشاچی کمک میکرد که شاید حق با نیلوفر ولی اینجا ما نمیتونیم همراهی کنمیم چون نمیدونیم اعدام حق طرف هست یا نه یا اینکه چرا صابر ابر به جای دنباله نیلوفر رفتن میره دنباله امیر و چرا امیر که خودشم برای دوستش پول جور میکنه میزاره نیلوفر بره خودش بفروشه چرا حامد بهداد نمیزاره رنش بچه اشو ببمینه با این حال که زنش این طور که نشون میده هم مادر خوبیست هم همسر خوبی چون در سکانس کتک خوردن حامد بهداد پشت در به التماس و گریه نگرانی میفته چرا اون زن که حاضر هر کاری واسه حامد بهداد بکنه اسب همینجوری نمیده و در ازاش بچه حامد بهداد میخواد به نظر من فیلم هفت دقیقه تا پاییز خیلییییی قشنگ تر از این فیلم بود چون ارتباط برقرار کردن هم دردیاش راحت تر بود هرگز نخواب کوروش. دارا جهان ندارد. سارا زبان ندارد. رستم در این هیاهو.گرز گران ندارد.روز وداع خورشید. زاینده رود خشکید. زیرا دل سپاهان.نقش جهان ندارد. بر نام پارس دریا. نامی دگر نهادند.گوییکه آرش ما. تیرو کمان ندارد.دریای مازنی ها.بر کام دیگران شد. دارا کجای کاری؟دزدان سرزمینت بر بیستون نوشتند. اینجا خدا ندارد!!هرگز نخواب کوروش.بی نام تو وطن نیز . نام ونشان ندارد….. | ||||||||
| | |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۸ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 21
تشکرها: 6
تشکر شده 41 بار در 18 پست
کتاب مورد علاقه : مستاجر، بیگانه حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز فیلم و دیدم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم جدا از ابهاماتی که فیلم داشت که ممیزی نقش مهمی تو این ابهامات داشت به نظرم فیلم خوبی بود و مشکلات فردی و اجتماعی رو تا حدودی خوب ترسیم کرده بود و اما انتهای فیلم که سانسور شده بود خودکشی صابر ابر و تن فروشی ترانه بود. | ||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰
نوشته ها: 1,269
تشکرها: 15,931
تشکر شده 7,799 بار در 1,952 پست
کتاب مورد علاقه : بادبادک باز حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز فیلمش فوق العاده بود... من عاشق فیلماییم که وقتی تموم میشه همه تو شوکن!!! خیلی عالی بود که برخلاف حدسیات و انتظاراتم تموم شد... بازیها هم عالی بود... | ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰
نوشته ها: 1,269
تشکرها: 15,931
تشکر شده 7,799 بار در 1,952 پست
کتاب مورد علاقه : بادبادک باز حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
زیبایی فیلم به همین بود که بیننده تو شوک قرار بگیره... اینکه لحظه اول گیج بشی که چرا فیلم تموم شد ... | |||||||||
| | |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال فراخوان تایپ ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 869
تشکرها: 5,131
تشکر شده 6,111 بار در 930 پست
کتاب مورد علاقه : ♥ بربادرفته - پارلا ♥ حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز قسمتی که سانسور شده بود فکر کنم این بود که چرا اون هفتاد میلیون رو بهشون کمک نکردن و اصلاً چی شد که یهو زدن زیرش؟ ![]() فکر کنم اون قسمت رو سانسور کرده بودن و حتماً به پدره مربوط می شد چون دقیقاً سکانس بعدی پدره رو نشون داد که داشت کتاب جا به جا می کرد ... فیلم ابهامات دیگه ای هم داشت مثل این که بالاخره پوکربازه چی شد؟ برد یا باخت؟ احتمالاً برده بود که نشون نداده بود ... پوکرباز قاعدتاً نباید به شخصیت های فیلم کمکی بکنه! ![]() تن فروشی نیلوفر به نظر بنده و دوستان گرامی که باهامون اومده بودن سینما غیرواقعی بود! حالا ما که تو کارِ فساد و اینا نیستیم نمی دونیم ... شاید هم واقعی باشه ... نمی دونم! ![]() ولی کلاً فیلم رو دوست داشتم و به نظرم التهاب و استرس رو خوب انتقال می داد که قسمت زیادی اش به خاطر بازی فوق العاده خوبِ ترانه علیدوستی بود! لرزشی توی صداش داشت که واقعاً استرس رو منتقل می کرد به مخاطب! ![]() سکانسی که هم که بهرام ( صابر ابر ) بنزین می ریخت اینور اونور و داد می زد و می گفت :« واااااااااای » هم خیلی خوب بود! ( حسابی ناراحت شدیم اونجا )حامد بهداد هم طبق معمول به روش مخصوص خودش دیالوگ می گفت و نصف حرف هاش رو شخصاً نفهمیدم! البته کلاً خیلی دیالوگ نداشت ولی اون رو هم بسی دوست داشتیم ![]() کارگردان روی دو چیز خیلی مانور داده بود. یکی آسانسور بود که توی صحنه های مختلف ما این بالا پایین شدن آسانسور رو می دیدیم ... آینه شکسته شدۀ آسانسور و تعمیر اون و ... یکی دیگه هم اون آخرش که می خواست بره پنت هاوس، مرده می گفت :« اون آسانسور فقط تا طبقۀ نهم می ره ... بقیه اش رو باید خودت با پله بری ... » حدس هایی می زنیم که چرا ولی اگه کسی دقیق متوجه شد منظور چی بوده، بگه ممنون می شم ![]() | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۸ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 21
تشکرها: 6
تشکر شده 41 بار در 18 پست
کتاب مورد علاقه : مستاجر، بیگانه حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز | ||||||||
| | |
| | #10 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۸ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 21
تشکرها: 6
تشکر شده 41 بار در 18 پست
کتاب مورد علاقه : مستاجر، بیگانه حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
| |||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| امینی, انتهای, خیابان, علیرضا, فیلم, معرفی, نقد, هشتم, و |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| اکران «انتهای خیابان هشتم» به سال بعد موکول شد | سین.کاف | فرهنگی و هنری | 0 | ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ ۰۷:۳۳ قبل از ظهر |
| تکلیف یک فیلم توقیفی دیگر با یک اکران بد موقع مشخص شد: «انتهای خیابان هشتم» اوایل دی ماه اکران میشو | سین.کاف | فرهنگی و هنری | 1 | ۴ آبان ۱۳۹۰ ۰۹:۴۷ بعد از ظهر |
| دانلود موسیقی متن فیلم انتهای خیابان هشتم | علی کهن دیری | S-A-R-A | دانلود موسیقی متن و تیتراژ فیلم | 0 | ۲۹ شهريور ۱۳۹۰ ۰۳:۵۹ بعد از ظهر |