بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > اخبار و معرفی فیلم > بحث و معرفی آثار سینمای ایران

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۷ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۲۰ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
S-A-R-A آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
Wink معرفی و نقد فیلم انتهای خیابان هشتم | علیرضا امینی

انتهای خیابان هشتم

انتهای خیابان هشتم پنجمین فیلم سینمایی علیرضا امینی و ساخت سال ۱۳۸۹ است.


کارگردان: علیرضا امینی
تهیه کننده: سیدجمال ساداتیان
نویسنده : علیرضا امینی، محمد باغبانی

بازیگران:

ترانه علیدوستی
صابر ابر
حامد بهداد
محمدرضا غفاری
مهدی ماهانی
بیتا بیگی
خسرو شهراز
الهه حصاری


فیلمبردار: مرتضی غفوری
تدوین: مهدی حسینیوند
صدابردار: محمود خرسند
طراح صحنه و لباس: منصوره یزدانجو
طراح چهره پردازی: ایمان امیدواری
عکاس: سیدجواد سیدی
مدیر تولید: مجتبی متولی

جزییات:

ژانر: درام
رنگ: رنگی
صدا: Mono
لوکیشن: تهران


خلاصه فیلم:

نیلوفر با خانوادهاش زندگی میکند. پس از این که خانواده در معرض اتفاقی قرار میگیرند، نیلوفر همراه با خانوادهاش باید برای گذر از آن اتفاق پول زیادی را فراهم کنند و این در حالی است که آنها سه روز بیشتر وقت ندارند. زمان که جلو میرود، نیلوفر متوجه میشود گویا قرار است سرنوشت دیگری برای او رقم بخورد. حوادث دیگری در راه است.


دانلود ویدیو قسمت هایی از فیلم : http://www.boshrafilm.com/Images/Files/EndOf7Street_MovieTrailer_01.flv

ویرایش توسط S-A-R-A : ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۰۱:۲۴ قبل از ظهر
S-A-R-A آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۷ اسفند ۱۳۹۰, ۰۶:۳۹ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
S-A-R-A آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
Post


در بین فیلمهای اکران نوروز 91، فیلمی وجود دارد، که مدتهاست آرزوی دیدن اش را دارید.



از آن دست فیلمهایی که پس از دیدن اش، ته ذهنتان تا مدتی درگیر تصاویر و اتفاقات ملتهب آن است.



و برای همین پیشنهاد میکنم سال 91 خود را، این بار به جای هر کار دیگری با «انتهای خیابان هشتم» شروع کنید. فیلمی که جایش در سینمای ما خالی بوده و هست. یک اثر اجتماعی و شهری ناب و تأثیرگذار با نگاه سینمایی و خاص «علیرضا امینی» که در مسیر رو به جلوی این فیلمساز، فیلمی مهم به شمار میرود.



فیلم را سال گذشته و در روزهایی که متأسفانه در جشنواره بیست و نهم فیلم فجر به بخش مسابقه راه نیافت و از جشنواره کنار گذاشته شد، دیدم و همان زمان آن را به عنوان یکی از انتخاب هایم قرار دادم؛ فقط و فقط به این دلیل که عیار سینمای ناب این فیلم بالاتر از حد تصور است. سینمایی که در آن تماتیک فیلم هیچگاه فدای ژست و ادا و شعار نمیشود، سینمایی که در آن میشود چهره ای اصیل از شهر دید، سینمایی که در آن روح شخصیتها را میتوان باور کرد و با آنها همراه شد. فیلم دشواری که ساختن اش فقط از دست هنرمند صاحب سبکی چون «علیرضا امینی» بر می آمد.



امینی با همین یک فیلم نشان داد، از چه میزان و عیار سلیقه سینمایی برخوردار است و در ادامه کارهای خوب قبلی اش، چقدر در ساختن فیلم شهری با تم رفاقت به توانایی رسیده، چنانچه میتوان تصور کرد او در ساختن فیلم در ژانر رفاقت، بتواند در کنار فیلمساز بزرگمان مسعود کیمیایی، فیلمهای استادانه ای بسازد و روی پرده بفرستد.




امینی، با «انتهای خیابان هشتم» نشان میدهد که در کنار سینماگران موفق نسل حاضر، از اصغر فرهادی که سرآمد است، تا بهرام توکلی، سامان سالور، رضا درمیشیان،


فردین صاحبزمانی، عبدالرضا کاهانی، علی مصفا، مانی حقیقی، پیمان معادی و ... میتواند خود را در جایگاهی قرار دهد که روزی با اسکاری دیگر، و کسب اعتبار در جشنواره ها و البته اکران جهانی، برای سینمای ما افتخارآفرین باشد، همان طور که پیشتر با فیلمهای اولیه اش نشان داده بود تا چه حد با روش جهانی حرف زدن آشنایی دارد.

امینی را البته بیش از جایزه و جشنواره، فیلمسازی اقناع میکند، چنانچه این روزها، مشغول ساخت فیلم دیگری است که شنیده های خوب دیگری درباره آن به گوش میرسد. از این فیلم تکان دهنده درباره موقعیت انسان جامعه شهری معاصر -با همه نماهای ناب سینمایی و شاکله داستان گویی متفاوت اش که در آن، ابهام اش را هم میتوان دوست داشت- زیاد باید گفت و بیش از این باید نوشت.




به سالن سینما بروید. «انتهای خیابان هشتم» را با بازی درخشان ترانه علیدوستی در بهترین نقش آفرینی سینمایی اش، و نیز بازی های به شدت سینمایی صابر ابر و حامد بهداد و دیگران، ببینید تا بیشتر با معیارهای سینمای آرمانی، سینمایی که دلمان برایش لک زده، آشنا شوید.





علی افشار سردبیر سایت خبرگزاری سینمای ایران

ویرایش توسط S-A-R-A : ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۰۶:۴۲ بعد از ظهر
S-A-R-A آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳ فروردين ۱۳۹۱, ۰۲:۱۲ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
S-A-R-A آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

چهار نکته منتقد کافه سنیما دربارۀ «انتهای خیابان هشتم»



کافه سینما- امیرعباس صباغ: نهمین ساخته علیرضا امینی داستان دختری ست به نام نیلوفر (ترانه علیدوستی) که برادرش به اتهام قتل عمد، محکوم به اعدام است و با تغییر نظر ناگهانی خانواده مقتول، وی سه روز زمان دارد تا پول دیه را که صد میلیون تومان است فراهم کند، نیلوفر در این سه روز به هر دری می زند تا این پول را فراهم کند و در جدالی که میان امید و ناامیدی دارد، سرانجام غیرمنتظره اش در انتهای خیابان هشتم رقم می خورد.


1- فیلمنامه «انتهای خیابان هشتم» در سه روز و سه موقعیت کلی شکل می گیرد و خط اصلی داستان درست مانند فیلم قبلی امینی «هفت دقیقه تا پائیز» که بعد از یک موقعیت بحرانی (که مریم تصمیم به جدایی از فرهاد می گیرد و به خانه خواهرش میترا می آید) با یک خوشی زودگذر (حضور در عروسی ) همراه و به یک تلخی مطلق (مرگ دختر میترا) ختم می شود، با تزلزل و اضطراب آغاز شده (دشواری در تهیه صد میلیون در زمان کم )، با امیدی کم رنگ ادامه یافته (فراهم شدن وام پنجاه میلیونی) و به یک فاجعه ختم می شود.



2- «انتهای خیابان هشتم» ایده جذابی دارد که بیشترین ضربه را از اجرای مبهم فیلمنامه اش می خورد، ابهام هایی که فیلمساز تعمدا یا اجبارا در اثر قرار داده، مانع برقراری ارتباط تماشاگر با شخصیت های فیلم می شود و ایده های جذاب در فیلمنامه (از ساختمانی که سرنوشت افراد با ورق های آس و شاه و بی بی رقم می خورد تا رینگی که قهرمانش قبل از ورود به آن و کتک خوردن، مجبور به معاوضه دختر خود با یک اسب گران قیمت می شود) تنها به خلق موقعیت هایی درگیرکننده برای تماشاگر منجر می شود. که علاوه بر این، ابهام هایی چون تعلل بیش از اندازه فیلمساز در طرح علت تلاش های نیلوفر و بهرام برای تهیه پول یا ناگفته ماندن دلیل سکوت آزاردهنده پدر نیلوفر که فقط روزنامه می خواند و سیگار می کشد یا نقش امیر (مامور پمپ بنزین) که معلوم نمی شود چرا با اینکه بیات را می شناسد، به راحتی تسلیم خواسته او می شود و ... به یکدستی «انتهای...» ضربه زده است. امینی برخلاف فرهادی که در «شهر زیبا» (که داستانی مشابه «انتهای...» دارد و آنجا هم با دختر جوانی مواجه ایم که برای رهایی برادرش از اعدام مجبور به گرفتن رضایت خانواده مقتول است) تمام تلاشش را روی همذات پنداری تماشاگر با شخصیت های فیلم (خانواده قاتل و اولیای دم ) می کند، با حذف تعمدی اولیای دم، تهیه پول دیه را مساله اصلی فیلم قرار داده و خیلی به کاراکترهای فیلمش نزدیک نمی شود.



3- تدوین موازی فیلم برخلاف دوربین روی دست مرتضی غفوری (که در لحظاتی بسیار غلوآمیز و آزاردهنده است) کاملا در خدمت فیلم و فضای داستانی آن ست. که سکانس حضور نیلوفر در بیمارستان برای فروش کلیه و همزمان درگیری حامد بهداد در گاراژ ماشین که برای گرفتن طلب خود تهدید به اتش زدن ماشین می کند و البته یک ربع پایانی فیلم که با چهار موقعیت متفاوت، با کاراکترهای قصه در مکان های مختلفی مواجه ایم و لحظه به لحظه به وقوع حادثه نزدیک می شویم (حادثه ای که متاسفانه مشمول ممیزی شده و در نسخه فعلی فیلم وجود ندارد) اوج کار تدوین فیلم است .



4- «انتهای...» یکی از تلخ ترین فیلم های سینمای ایران است که به مانند بسیاری از آثار اینچنینی راه برون رفتی از بن بست خلق شده، نشان نمی دهد و راه حلی جلوی مخاطب خود نمی گذارد، شاید حرفی که «گشت ارشاد» در دقایق واپسین اش به تماشاگر منتقل می کند (اینکه بین گوسفند بودن و گرگ شدن، هیچ وقت گوسفند نباشید) همان نتیجه ای باشد که بعد از اتمام «انتهای...» در ذهن هر تماشاگری تداعی می شود اما امینی از موقعیت بغرنجی که ساخته، فراتر نمی رود و فیلمش را در موقعیتی که تسلیم و خود ویران گری تنها راه نجات است، به پایان می برد.
S-A-R-A آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۰ فروردين ۱۳۹۱, ۰۴:۵۰ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
mahgol آواتار ها
 
mahgol به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من امروز این فیلم دیدم موضوع فیلم فوق العاده بود چیزای جدید و امروزی میگفت صحنه ی که نیلوفر به منشی میگه تو پول گرفتی که جواب منو بدی که ابن روزها همه پول رو میگیرن ولی وظیفه اشون رو انجام نمیدن قسمت به فروش رسیدن نیلوفر فکر میکنم از ایده فیلم taken بوده و فیلم بی نهایت بد ساخت بود گنگ بود به ادم کمک نمیکردن یعنی کسی که میره فیلم میبینه از اول تا اخر هنگه چی شد الان چی میشه اصلا چرا اینجوری میشه شخصیت ها تفکیک نشده و فیلم گره زیاد داشت مثلا باید معلوم میکرد چجوری قتل انجام شده و چرا این حداقل یکم به تماشاچی کمک میکرد که شاید حق با نیلوفر ولی اینجا ما نمیتونیم همراهی کنمیم چون نمیدونیم اعدام حق طرف هست یا نه
یا اینکه چرا صابر ابر به جای دنباله نیلوفر رفتن میره دنباله امیر
و چرا امیر که خودشم برای دوستش پول جور میکنه میزاره نیلوفر بره خودش بفروشه
چرا حامد بهداد نمیزاره رنش بچه اشو ببمینه با این حال که زنش این طور که نشون میده هم مادر خوبیست هم همسر خوبی چون در سکانس کتک خوردن حامد بهداد پشت در به التماس و گریه نگرانی میفته
چرا اون زن که حاضر هر کاری واسه حامد بهداد بکنه اسب همینجوری نمیده و در ازاش بچه حامد بهداد میخواد
به نظر من فیلم هفت دقیقه تا پاییز خیلییییی قشنگ تر از این فیلم بود چون ارتباط برقرار کردن هم دردیاش راحت تر بود



رویا:اگه اون تونسته فراموش کنه...پس منم میتونم
استاد:میبینی هنوزم دوسش داری!
رویا:از کجا معلوم؟
استاد:از اونجا که هنوزم میخوای کارایی رو بکنی که اون کرده....
(فیلم:شبهای روشن 1387)
mahgol آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۰ فروردين ۱۳۹۱, ۰۷:۴۰ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
abshtm آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

فیلم و دیدم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم جدا از ابهاماتی که فیلم داشت که ممیزی نقش مهمی تو این ابهامات داشت به نظرم فیلم خوبی بود و مشکلات فردی و اجتماعی رو تا حدودی خوب ترسیم کرده بود و اما انتهای فیلم که سانسور شده بود خودکشی صابر ابر و تن فروشی ترانه بود.
abshtm آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۲۶ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
رهگذر13 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

فیلمش فوق العاده بود...
من عاشق فیلماییم که وقتی تموم میشه همه تو شوکن!!!
خیلی عالی بود که برخلاف حدسیات و انتظاراتم تموم شد...
بازیها هم عالی بود...




میدانی ,یک وقتهایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی "تعطیل" است وبچسبانی پشت شیشه افکارت.

باید به خودت استراحت بدهی,دراز بکشی و دستهایت را زیر سرت بگذاری.

به آسمان خیره بشوی و بیخیال سوت بزنی,در دلت بخندی به افکاری که پشت شیشه ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند..........


رهگذر13 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۱ فروردين ۱۳۹۱, ۱۱:۲۹ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
رهگذر13 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط abshtm نمایش پست ها
فیلم و دیدم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم جدا از ابهاماتی که فیلم داشت که ممیزی نقش مهمی تو این ابهامات داشت به نظرم فیلم خوبی بود و مشکلات فردی و اجتماعی رو تا حدودی خوب ترسیم کرده بود و اما انتهای فیلم که سانسور شده بود خودکشی صابر ابر و تن فروشی ترانه بود.
عزیزم این سکانسا سانسور نشده بود...
زیبایی فیلم به همین بود که بیننده تو شوک قرار بگیره...
اینکه لحظه اول گیج بشی که چرا فیلم تموم شد ...
رهگذر13 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۱۲:۳۲ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
S-A-R-A آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

قسمتی که سانسور شده بود فکر کنم این بود که چرا اون هفتاد میلیون رو بهشون کمک نکردن و اصلاً چی شد که یهو زدن زیرش؟
فکر کنم اون قسمت رو سانسور کرده بودن و حتماً به پدره مربوط می شد چون دقیقاً سکانس بعدی پدره رو نشون داد که داشت کتاب جا به جا می کرد ...
فیلم ابهامات دیگه ای هم داشت مثل این که بالاخره پوکربازه چی شد؟ برد یا باخت؟ احتمالاً برده بود که نشون نداده بود ... پوکرباز قاعدتاً نباید به شخصیت های فیلم کمکی بکنه!

تن فروشی نیلوفر به نظر بنده و دوستان گرامی که باهامون اومده بودن سینما غیرواقعی بود! حالا ما که تو کارِ فساد و اینا نیستیم نمی دونیم ... شاید هم واقعی باشه ... نمی دونم!

ولی کلاً فیلم رو دوست داشتم و به نظرم التهاب و استرس رو خوب انتقال می داد که قسمت زیادی اش به خاطر بازی فوق العاده خوبِ ترانه علیدوستی بود! لرزشی توی صداش داشت که واقعاً استرس رو منتقل می کرد به مخاطب!

سکانسی که هم که بهرام ( صابر ابر ) بنزین می ریخت اینور اونور و داد می زد و می گفت :« واااااااااای » هم خیلی خوب بود! ( حسابی ناراحت شدیم اونجا )

حامد بهداد هم طبق معمول به روش مخصوص خودش دیالوگ می گفت و نصف حرف هاش رو شخصاً نفهمیدم! البته کلاً خیلی دیالوگ نداشت ولی اون رو هم بسی دوست داشتیم

کارگردان روی دو چیز خیلی مانور داده بود. یکی آسانسور بود که توی صحنه های مختلف ما این بالا پایین شدن آسانسور رو می دیدیم ... آینه شکسته شدۀ آسانسور و تعمیر اون و ... یکی دیگه هم اون آخرش که می خواست بره پنت هاوس، مرده می گفت :« اون آسانسور فقط تا طبقۀ نهم می ره ... بقیه اش رو باید خودت با پله بری ... » حدس هایی می زنیم که چرا ولی اگه کسی دقیق متوجه شد منظور چی بوده، بگه ممنون می شم
S-A-R-A آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۱۳ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
abshtm آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط رهگذر13 نمایش پست ها
عزیزم این سکانسا سانسور نشده بود...
زیبایی فیلم به همین بود که بیننده تو شوک قرار بگیره...
اینکه لحظه اول گیج بشی که چرا فیلم تموم شد ...
دوست خوب این نکاتی رُ که گفتم خود امینی در یکی از مصاحبه هاش گفته بود. شرمنده. پایان بازی وجود نداشت.
abshtm آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۸:۱۹ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
abshtm آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط !@sara نمایش پست ها
قسمتی که سانسور شده بود فکر کنم این بود که چرا اون هفتاد میلیون رو بهشون کمک نکردن و اصلاً چی شد که یهو زدن زیرش؟
فکر کنم اون قسمت رو سانسور کرده بودن و حتماً به پدره مربوط می شد چون دقیقاً سکانس بعدی پدره رو نشون داد که داشت کتاب جا به جا می کرد ...
فیلم ابهامات دیگه ای هم داشت مثل این که بالاخره پوکربازه چی شد؟ برد یا باخت؟ احتمالاً برده بود که نشون نداده بود ... پوکرباز قاعدتاً نباید به شخصیت های فیلم کمکی بکنه!

تن فروشی نیلوفر به نظر بنده و دوستان گرامی که باهامون اومده بودن سینما غیرواقعی بود! حالا ما که تو کارِ فساد و اینا نیستیم نمی دونیم ... شاید هم واقعی باشه ... نمی دونم!

ولی کلاً فیلم رو دوست داشتم و به نظرم التهاب و استرس رو خوب انتقال می داد که قسمت زیادی اش به خاطر بازی فوق العاده خوبِ ترانه علیدوستی بود! لرزشی توی صداش داشت که واقعاً استرس رو منتقل می کرد به مخاطب!

سکانسی که هم که بهرام ( صابر ابر ) بنزین می ریخت اینور اونور و داد می زد و می گفت :« واااااااااای » هم خیلی خوب بود! ( حسابی ناراحت شدیم اونجا )

حامد بهداد هم طبق معمول به روش مخصوص خودش دیالوگ می گفت و نصف حرف هاش رو شخصاً نفهمیدم! البته کلاً خیلی دیالوگ نداشت ولی اون رو هم بسی دوست داشتیم

کارگردان روی دو چیز خیلی مانور داده بود. یکی آسانسور بود که توی صحنه های مختلف ما این بالا پایین شدن آسانسور رو می دیدیم ... آینه شکسته شدۀ آسانسور و تعمیر اون و ... یکی دیگه هم اون آخرش که می خواست بره پنت هاوس، مرده می گفت :« اون آسانسور فقط تا طبقۀ نهم می ره ... بقیه اش رو باید خودت با پله بری ... » حدس هایی می زنیم که چرا ولی اگه کسی دقیق متوجه شد منظور چی بوده، بگه ممنون می شم
بله پدر احتما زیاد سیاسی بود که خونه نشین شده بود بازی رو هم با اطلاعات کمی که درباره ی پوکر دارم سه تا 8 اومده بود که ماهانی بردش و اونیکی 5 خال نشد.
abshtm آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
امینی, انتهای, خیابان, علیرضا, فیلم, معرفی, نقد, هشتم, و

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
اکران «انتهای خیابان هشتم» به سال بعد موکول شد سین.کاف فرهنگی و هنری 0 ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ ۰۷:۳۳ قبل از ظهر
تکلیف یک فیلم توقیفی دیگر با یک اکران بد موقع مشخص شد: «انتهای خیابان هشتم» اوایل دی ماه اکران میشو سین.کاف فرهنگی و هنری 1 ۴ آبان ۱۳۹۰ ۰۹:۴۷ بعد از ظهر
دانلود موسیقی متن فیلم انتهای خیابان هشتم | علی کهن دیری S-A-R-A دانلود موسیقی متن و تیتراژ فیلم 0 ۲۹ شهريور ۱۳۹۰ ۰۳:۵۹ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۷:۳۹ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا