بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 

عجیب تو جیب
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۷ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۳۲ بعد از ظهر   #51 (لینک مستقیم)
کاربر فعال فراخوان تایپ
 
foroogh 54 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام بر دوستان نویسنده گل.کارتون بیسته چه شایسته جون خودم و شما آنالیای عزیز که خیلی خوب از پس نقش فریاد تا بدینجا بر اومده و خیلی زیبا تونسته از زبون فریاد داستان رو پیش ببره.شایسته جون شما هم که دیگه عالی و زیبا داری جای دو دوست واسه ما پست می زاری .دوست جونا کارتون حرف نداره.من که بی صبرانه منتظر پستهای بیشتری از شما عزیزان هستم دستتون رو می بوسم و براتون بهترینها رو آرزو مندم
foroogh 54 هم اکنون آنلاین است.  
تشکر شده توسط :

تبلیغات

64 محصول اسپیکر

قدیمی ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۲۱ قبل از ظهر   #52 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
fArzane.Far آواتار ها
 
fArzane.Far به Yahoo ارسال پیام
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

ممنون که هروز پست میزارین واسمون از شخصیت فریاد خوشم میاد احتمالا یه شکست عشقی داشته واسه همین از دخترا فرار میکنه ولی خبر نداره شما جه خوابهایی واسش دیدین وای وای منظورم به شما نویسنده های گلمون هست هم شایسته خانوم هم آنالیای گل هم میراژ دوست داشتنی حاله این فریادو بگیرین همچین بیافته تو دام که اون سرش ناپیدا



" تابســـــــتان امســـال را با مــــا باشــــید "
انجــــــیل شیــــطان
*****
یــــــادم تـــــو را فــــــراموش|fArzane.Far
لحظه لحظه تا دنیای من|sahar.M
آپــامه | sparrow
انــارِ دلم | آزاده






fArzane.Far آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۰۶:۵۶ بعد از ظهر   #53 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

میگن جنگ اول به از صلح آخر! نمی دونم قراره به نویسنده های این رمان اضافه بشه یانه؟ من از آنالیا که سکوت شیشه ای رو خوندم که با اینکه پایان تلخی داشت اما قلمشو خیلی دوست دارم از mirage رمانی رو نخوندم شایسته بانو هم که دیگه اسمش تضمین کننده اثرشه هم سایه ی منو که خوندم که خیلی خوشم اومد با اینکه از نظر من یه ایرادهایی داشت ولی نکته های مثبتش خیلی بیشتر بود و یکی از بهترین های سایت بود ازاون رمان هایی که دلت می خواد دوباره و دوباره بخونی پرتو رو هم که خیلی خیلی دوست دارم حتی بیشتر از هم سایه من... اینجا فقط امیدم به شایسته بانوئه که آخر رمانو نذاره تلخ تموم شه وگرنه آنالیا و mirage که انگار یه جورایی اهل پایان تلخ هم هستن من میدونم که همه داستان های دنیا پایان خوش ندارن اما هر کسی یه سلیقه ای داره و من رمان های پایان خوش رو بیشتر می پسندم یادمه وقتی پرنده خارزارو خوندم تا یه هفته دپرس بودم!! این رمانو هم دوست دارم به صداقت یک فریاد یکی از بهترین ویژگی هاش فضاسازی متفاوتشه یه چیزی توی مایه های فضاسازی رمان در چشم من طلوع کن..این فضاسازی رو خیلی دوست دارم شخصیت پردازی ها هم در ادامه رمان بیشتر معلوم میشه ولی مطمئنا با وجود جمع شدن این نویسنده های خوب کنار هم یه چیز خاص از آب در میاد..اما خواهشا اگه قراره تلخ تموم شه خداوکیلی یه ندا به من بدین که از همین الان دیگه ادامش ندم من همین الانش هم از شخصیت فریاد خوشم اومده نمیتونم تحمل کنم بلایی سرش بیاد یا بازم ناکام بمونه



رمان میوه ی منحوس نوشته miss.no1.2004
http://www.forum.98ia.com/t685826.html

رمان بهار زندگی نوشته blast off
http://www.forum.98ia.com/t326956.html

رمان خوان خرچنگ نوشته miss.no1.2004
http://www.forum.98ia.com/t863873.html

رمان یادم تو را فراموش نوشتهfArzane.Far
http://www.forum.98ia.com/t762646-14.html
azda آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۰۷:۰۵ بعد از ظهر   #54 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
آنالیا آواتار ها
 
آنالیا به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط aminlily40 نمایش پست ها
وووااااییییی خدا این سحر چقدر باحاله٫ کلی خندیدم از دستش....تو رو خدا زود زود بذارید..ادم خمار میمونه. تا اینجا که کارتون عالی بوده.

باهات موافقم... میراژ کارش حرف نداره منم کلی خندیدم... میخوام مصطفی رو هم بدم میراژ


نقل قول:
نوشته اصلی توسط parmis86 نمایش پست ها
میراژ جون خوش اومدی.این پستت که عالی بود.کلی خندیدم.یعنی اتفاق به این بدی رو اونقدر با مزه نوشتی که از وحشت حادثه کاست. مرسی . من که حسابی منظر ادامشم. بوووووووووووووووووس
باهات موافقم.... خوشحالیم خوشتون اومده

نقل قول:
نوشته اصلی توسط farzaneh_gig نمایش پست ها
سلام به همه نویسندگان عزیز و دوس داشتنی خودمون پیشاپیش عیدتون مبارک دوستای خوبم رسیدیم به قسمتهای قشنگ و هیجانی داستان خیلی حال میده لطفا سریع ادامش رو بزارید من از همین الان از دختره سرهنگ بدم میاد حتما میاد موی دماغ آرتا میشه ولی این اتفاقات خیلی خوبه کل کل بین دخترا و جبهه گیریشون علیه هم مخصوصا سره یه پسر مامانی
سلام و مرسی .....هیچ جوابی نمیدم تا خودتون به مرور بخونید و دستون بیاد میدونم خوشتون میاد... وجود شایسته و میراژ تثبیت کننده است

نقل قول:
نوشته اصلی توسط الهه ایمانی نمایش پست ها
سلام ودرووود به این 3 نویسنده عزیز..ممنون بابت این پستهای قشنگتوون..منی که از رمانهای پلیسی به هیچ وجه خوشم نمیومد (در گذشته)الان به شدت علاقه مند شدم دلیلش چیزی نیست جز اینکه مهارت شما در نوشتن رمان فوق العادست وخیلی عالی روند داستان رو پیش میبرید
ولی چطور شد که این دوتا جاموندن اخه معمولا تاوقتی همه نباشن سرپرست تیم اردوو نمیتوونه اجازه حرکت بده
و اینکه شخصیت مرد داستان از زنا خوشش نمیاد یا سایشوونو باتیر میزنه چرااا چون لابد توگذشتش یه زن نیشش زده وشکست عشقی خورده یه نمه تکراری میزنه البته این نظر منه و من اینطور استنباط کردم.
با تشکر فراوااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااان از شایسته بانوجانم+انالیای عزیزم+میراژ خووووبم=به صداقت یک فریاد
مرسی عزیزم.... در مورد مسائل دخترا باید میراژ و شایسته تصمیم بگیرن...

نقل قول:
نوشته اصلی توسط نیکــی نمایش پست ها
دلمان مثبت خواست!
گفتیم اینجا نقد بذاریم 3 تا نویسنده بهمون 3 تا تشکر می دن با 3 تا مثبت!

«این هم یکم جواد بازی»


این هم نقدمون:

راستش توش تا به حال هیچ مورد تکراری ندیدم! هیچی!
البته به غیر از موج آترون، آرتارن ، آترین و بوترین!!!!!!!!!!!!!!

به هوای مثبت میای تاپیک نقد؟؟



تابستان 92 با ما باشید با انجیل شیطان
به دلیل امتحانات یه مدت نیستم، بعدش میام با دست پر از خوابگاه و لبخند
آنالیا آنلاین نیست.  
قدیمی ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۰۷:۰۶ بعد از ظهر   #55 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
aram-anid آواتار ها
 
aram-anid به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام دوست جونای خوبه نویسنده. من معمولم داستانها رو در حین تایپ نمی خونم اما این داستانه تا اینجا که خوندمجالب به نظر میومد. فقط خواهشن التماسا" جان هر کسی که دوست دارید کسی نمیره ، کسی مریضی مثل سرطان و اینا نگیره که موردنی بشه همه حس کتاب میره . غزیزان خوبم اگه تونستید و وقت داشتید تند تند بنویسید. مرسییییییییییییییییییییی
aram-anid آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۰۷:۰۸ بعد از ظهر   #56 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
آنالیا آواتار ها
 
آنالیا به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط nazanin54 نمایش پست ها
سلام بر دوستان نویسنده گل.کارتون بیسته چه شایسته جون خودم و شما آنالیای عزیز که خیلی خوب از پس نقش فریاد تا بدینجا بر اومده و خیلی زیبا تونسته از زبون فریاد داستان رو پیش ببره.شایسته جون شما هم که دیگه عالی و زیبا داری جای دو دوست واسه ما پست می زاری .دوست جونا کارتون حرف نداره.من که بی صبرانه منتظر پستهای بیشتری از شما عزیزان هستم دستتون رو می بوسم و براتون بهترینها رو آرزو مندم
مرسی عزیزم خوشحالم تونستم رضایتتون رو جلب کنم... شایسته که مثل همیشه معرکه است

نقل قول:
نوشته اصلی توسط azda نمایش پست ها
میگن جنگ اول به از صلح آخر! نمی دونم قراره به نویسنده های این رمان اضافه بشه یانه؟ من از آنالیا که سکوت شیشه ای رو خوندم که با اینکه پایان تلخی داشت اما قلمشو خیلی دوست دارم از mirage رمانی رو نخوندم شایسته بانو هم که دیگه اسمش تضمین کننده اثرشه هم سایه ی منو که خوندم که خیلی خوشم اومد با اینکه از نظر من یه ایرادهایی داشت ولی نکته های مثبتش خیلی بیشتر بود و یکی از بهترین های سایت بود ازاون رمان هایی که دلت می خواد دوباره و دوباره بخونی پرتو رو هم که خیلی خیلی دوست دارم حتی بیشتر از هم سایه من... اینجا فقط امیدم به شایسته بانوئه که آخر رمانو نذاره تلخ تموم شه وگرنه آنالیا و mirage که انگار یه جورایی اهل پایان تلخ هم هستن من میدونم که همه داستان های دنیا پایان خوش ندارن اما هر کسی یه سلیقه ای داره و من رمان های پایان خوش رو بیشتر می پسندم یادمه وقتی پرنده خارزارو خوندم تا یه هفته دپرس بودم!! این رمانو هم دوست دارم به صداقت یک فریاد یکی از بهترین ویژگی هاش فضاسازی متفاوتشه یه چیزی توی مایه های فضاسازی رمان در چشم من طلوع کن..این فضاسازی رو خیلی دوست دارم شخصیت پردازی ها هم در ادامه رمان بیشتر معلوم میشه ولی مطمئنا با وجود جمع شدن این نویسنده های خوب کنار هم یه چیز خاص از آب در میاد..اما خواهشا اگه قراره تلخ تموم شه خداوکیلی یه ندا به من بدین که از همین الان دیگه ادامش ندم من همین الانش هم از شخصیت فریاد خوشم اومده نمیتونم تحمل کنم بلایی سرش بیاد یا بازم ناکام بمونه

راستش ممنونم وقت گذاشتی و رمان های من رو خوندی... تا اینجا که با اومدن میراژ کلی به تجربیات و موفقیتمون اضافه شد و نمیدونم تیم بیشتر میشه یا نه.... راستش فضای این داستان با هرچی از من خوندین فرق داره... این رو بهتون قول میدم و بهت پیشنهاد میکنم از دستش ندی.... سورپرایز میشی
آنالیا آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۰۷:۱۶ بعد از ظهر   #57 (لینک مستقیم)
Banned
 
mirage آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط azda نمایش پست ها
میگن جنگ اول به از صلح آخر! نمی دونم قراره به نویسنده های این رمان اضافه بشه یانه؟ من از آنالیا که سکوت شیشه ای رو خوندم که با اینکه پایان تلخی داشت اما قلمشو خیلی دوست دارم از mirage رمانی رو نخوندم شایسته بانو هم که دیگه اسمش تضمین کننده اثرشه هم سایه ی منو که خوندم که خیلی خوشم اومد با اینکه از نظر من یه ایرادهایی داشت ولی نکته های مثبتش خیلی بیشتر بود و یکی از بهترین های سایت بود ازاون رمان هایی که دلت می خواد دوباره و دوباره بخونی پرتو رو هم که خیلی خیلی دوست دارم حتی بیشتر از هم سایه من... اینجا فقط امیدم به شایسته بانوئه که آخر رمانو نذاره تلخ تموم شه وگرنه آنالیا و mirage که انگار یه جورایی اهل پایان تلخ هم هستن من میدونم که همه داستان های دنیا پایان خوش ندارن اما هر کسی یه سلیقه ای داره و من رمان های پایان خوش رو بیشتر می پسندم یادمه وقتی پرنده خارزارو خوندم تا یه هفته دپرس بودم!! این رمانو هم دوست دارم به صداقت یک فریاد یکی از بهترین ویژگی هاش فضاسازی متفاوتشه یه چیزی توی مایه های فضاسازی رمان در چشم من طلوع کن..این فضاسازی رو خیلی دوست دارم شخصیت پردازی ها هم در ادامه رمان بیشتر معلوم میشه ولی مطمئنا با وجود جمع شدن این نویسنده های خوب کنار هم یه چیز خاص از آب در میاد..اما خواهشا اگه قراره تلخ تموم شه خداوکیلی یه ندا به من بدین که از همین الان دیگه ادامش ندم من همین الانش هم از شخصیت فریاد خوشم اومده نمیتونم تحمل کنم بلایی سرش بیاد یا بازم ناکام بمونه
سلام ...
والله شایسته که رئیسه !!! مگه ماجرات داریم رو حرفش حرف بزنیم ؟
من هم اهل پایان تلخ نیستم !!! ولی خوب وقتی داستان واقعی مینویسی باید ری اکشن ها هم واقعی باشه دیگه !!!
دیگه نمیشه انتظار داشت یه مرد عنکبوتی از شیشه بپره تو و مستانه رو از زیر دست یوسف نجات بده !!!!
یه چیزی که من نگرفتم اینه که پرندگان خارزار کجاش تلخ بود ؟؟؟
" در چشم من طلوع کن " رو خیلی دوست داشتم ... ولی آخرشو نه !!!! میدونی ؟ ... یه جورایی احساس کردم نویسنده فقط کارو کشوند به اونجا که اسم رمان رو بگه !!!!
قویترین قسمت رمان دزدیده شدن غزاله و کیان و فرارشون و سرگردانی توی کوهستان ... تو یه کشور غریب .. وسط قاچاقچی ها و نیروهای آمریکایی بود ...
گرچه نویسنده از وجود نیروهای امریکایی هیچ استفاده ای نکرد متاسفانه !!!!
من هم دلم میخواست آخر رمان غزاله و کیان به هم برسن و خدا خدا میکردم که این وسط یه اتفاق بدی نیفته ولی نمیدونم چرا آخرش بهم نچسبید !!!!
بیشتر از تلخی و شیرینی به این فکر میکنیم که یه داستان منسجم و صمیمی دربیاد ... ولی کلا فکر نکنم پایان تلخ داشته باشیم ...
mirage آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۰۷:۴۲ بعد از ظهر   #58 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mirage نمایش پست ها
سلام ...
والله شایسته که رئیسه !!! مگه ماجرات داریم رو حرفش حرف بزنیم ؟
من هم اهل پایان تلخ نیستم !!! ولی خوب وقتی داستان واقعی مینویسی باید ری اکشن ها هم واقعی باشه دیگه !!!
دیگه نمیشه انتظار داشت یه مرد عنکبوتی از شیشه بپره تو و مستانه رو از زیر دست یوسف نجات بده !!!!
یه چیزی که من نگرفتم اینه که پرندگان خارزار کجاش تلخ بود ؟؟؟
" در چشم من طلوع کن " رو خیلی دوست داشتم ... ولی آخرشو نه !!!! میدونی ؟ ... یه جورایی احساس کردم نویسنده فقط کارو کشوند به اونجا که اسم رمان رو بگه !!!!
قویترین قسمت رمان دزدیده شدن غزاله و کیان و فرارشون و سرگردانی توی کوهستان ... تو یه کشور غریب .. وسط قاچاقچی ها و نیروهای آمریکایی بود ...
گرچه نویسنده از وجود نیروهای امریکایی هیچ استفاده ای نکرد متاسفانه !!!!
من هم دلم میخواست آخر رمان غزاله و کیان به هم برسن و خدا خدا میکردم که این وسط یه اتفاق بدی نیفته ولی نمیدونم چرا آخرش بهم نچسبید !!!!
بیشتر از تلخی و شیرینی به این فکر میکنیم که یه داستان منسجم و صمیمی دربیاد ... ولی کلا فکر نکنم پایان تلخ داشته باشیم ...
پرنده خارزار تلخیش بخاطر سرنوشت مگی بود از رالف به جز خاطره هیچی واسش نموند همه امیدش به پسرش بود که اونم واسش نموند و در نهایت همیشه مغلوب سرنوشتی بود که خدا واسش رقم زده بود...دقیقا نکته مثبت در چشم من طلوع کن همون قسمت هایی بود که تو گفتی و دقیقا باهات موافقم که اخر رمان به کل رمان نمیومد یه جور وصله ناجور بود واسه رسوندن اون دوتا به هم صحنه های بهتری می تونست خلق بشه که به فضای کل داستان بیشتر بخوره آخرش یه جورایی با توجه به کل داستان لوس بود! اما فضاسازی هاش واقعا عالی بود یه جور سبک با این داستان توی رمان های ایرانی به وجود اومد...به نظر من رمان به صداقت یک فریاد از نظر فضاسازی میتونه از رمان در چشم من طلوع کن کمک بگیره نمیگم کپی بشه ولی می تونه فاکتور های فضای قوی اون داستان به این رمان هم منتقل بشه اون قسمت های فرارشون توی افغانستام بیشتر شبیه یه فیلم بود تا یه رمان یعنی میتونستی جزییاتو تصور کنی...من نظرم اینه پایان قوی یه رمان می تونه کل رمانو تحت تاثیر قرار بده یعنی می تونه خواننده رو سورپرایز کنه نمی دونم رمان های مهناز صیدی رو خوندی؟ من رمان بخت سپید زمستانشو مثال می زنم یادمه تا قبل از 50 یا 60 صفحه اخر به نظر یه رمان معمولی بود اما 50 صفحه اخرش عالی بود و باعث شد از اون رمان یه فضای متفاوت تو ذهنم بمونه میخوام اینو بگم پایان داستان خیلی مهمه میتونه یه رمانو بالا ببره یا نه برعکس همه رمانو به باد بده!
azda آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۰۸:۰۳ بعد از ظهر   #59 (لینک مستقیم)
Banned
 
mirage آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط azda نمایش پست ها
پرنده خارزار تلخیش بخاطر سرنوشت مگی بود از رالف به جز خاطره هیچی واسش نموند همه امیدش به پسرش بود که اونم واسش نموند و در نهایت همیشه مغلوب سرنوشتی بود که خدا واسش رقم زده بود...دقیقا نکته مثبت در چشم من طلوع کن همون قسمت هایی بود که تو گفتی و دقیقا باهات موافقم که اخر رمان به کل رمان نمیومد یه جور وصله ناجور بود واسه رسوندن اون دوتا به هم صحنه های بهتری می تونست خلق بشه که به فضای کل داستان بیشتر بخوره آخرش یه جورایی با توجه به کل داستان لوس بود! اما فضاسازی هاش واقعا عالی بود یه جور سبک با این داستان توی رمان های ایرانی به وجود اومد...به نظر من رمان به صداقت یک فریاد از نظر فضاسازی میتونه از رمان در چشم من طلوع کن کمک بگیره نمیگم کپی بشه ولی می تونه فاکتور های فضای قوی اون داستان به این رمان هم منتقل بشه اون قسمت های فرارشون توی افغانستام بیشتر شبیه یه فیلم بود تا یه رمان یعنی میتونستی جزییاتو تصور کنی...من نظرم اینه پایان قوی یه رمان می تونه کل رمانو تحت تاثیر قرار بده یعنی می تونه خواننده رو سورپرایز کنه نمی دونم رمان های مهناز صیدی رو خوندی؟ من رمان بخت سپید زمستانشو مثال می زنم یادمه تا قبل از 50 یا 60 صفحه اخر به نظر یه رمان معمولی بود اما 50 صفحه اخرش عالی بود و باعث شد از اون رمان یه فضای متفاوت تو ذهنم بمونه میخوام اینو بگم پایان داستان خیلی مهمه میتونه یه رمانو بالا ببره یا نه برعکس همه رمانو به باد بده!
من پرندگان خارزارو خیلی وقت پیش خوندم ... بچه مدرسه ای بودم !!! حجم سنگین کتاب و موضوع متفاوتش ( برای بچه ای به سن من ) یخورده خوندنش رو سخت کرده بود برام ...
اما من کتابشو خیلی دوست داشتم ... اولین باری بود که درباره عشق اینجوری میخوندم ... ولی منم با نویسنده موافقم ... پسرشون همون بهتر که مُرد !!!!!!!!
شاید بیرحمانه باشه ولی من دوست داشتم ... خودم هم دپرس بودم !!! ولی ترجیح میدادم خوب بمیره تا اینکه مثل پدرش زندگی کنه !!!
توصیفات " در چشم من طلوع کن " رو دوست داشتم ... خوب بود ... ولی یه چیزایی رو درنظر نگرفته بود انگار ... دقیقا نمیدونم چی !!! ولی جای یه چیزی خالی بود ...
آخرش رو واقعا ناراحتم که چرا اینجوری شد !!!! فرض کن یه نظامی مثل کیان که مثل آدم نمیتونه احساسشو بیان کنه و تا اون موقع تنها زن زندگیش مامانش بوده میاد تو بیمارستان میگه در چشم من طلوع کن !!! یعنی کل عشق و عطشم برای رمان تو اون نقطه کور شد و عُقم گرفت !!!! ترجیح میدادم کیان همون مرد سنگی باشه که سعی میکرد نرم بشه !!! نه اینکه یه دفعه ای تبدیل بشه به یه عاشق شاعر مسلک !!!
بخت سفید زمستانو سعی کردم بخونم اما نتونست جذبم کنه !!! با پایان خوب موافقم ولی به نظرم روند داستان هم باید کشش داشته باشه ...
عقیده من اینه که فیلم نیم ساعت اول و رمان 10 صفحه اول نتونه مخاطب جذب کنه باید روش تجدید نظر بشه !!!!
برام مهم نیست که اسم نویسنده یا کارگردان چقدر بزرگ باشه !!!!!!! اگه خوشم نیاد رک میگم !!!
ولی خداییش کشش اگه میخوای آلفرد هیچکاک !!!! تووووووپه !!!
mirage آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ اسفند ۱۳۹۰, ۰۹:۰۴ بعد از ظهر   #60 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mirage نمایش پست ها
من پرندگان خارزارو خیلی وقت پیش خوندم ... بچه مدرسه ای بودم !!! حجم سنگین کتاب و موضوع متفاوتش ( برای بچه ای به سن من ) یخورده خوندنش رو سخت کرده بود برام ...
اما من کتابشو خیلی دوست داشتم ... اولین باری بود که درباره عشق اینجوری میخوندم ... ولی منم با نویسنده موافقم ... پسرشون همون بهتر که مُرد !!!!!!!!
شاید بیرحمانه باشه ولی من دوست داشتم ... خودم هم دپرس بودم !!! ولی ترجیح میدادم خوب بمیره تا اینکه مثل پدرش زندگی کنه !!!
توصیفات " در چشم من طلوع کن " رو دوست داشتم ... خوب بود ... ولی یه چیزایی رو درنظر نگرفته بود انگار ... دقیقا نمیدونم چی !!! ولی جای یه چیزی خالی بود ...
آخرش رو واقعا ناراحتم که چرا اینجوری شد !!!! فرض کن یه نظامی مثل کیان که مثل آدم نمیتونه احساسشو بیان کنه و تا اون موقع تنها زن زندگیش مامانش بوده میاد تو بیمارستان میگه در چشم من طلوع کن !!! یعنی کل عشق و عطشم برای رمان تو اون نقطه کور شد و عُقم گرفت !!!! ترجیح میدادم کیان همون مرد سنگی باشه که سعی میکرد نرم بشه !!! نه اینکه یه دفعه ای تبدیل بشه به یه عاشق شاعر مسلک !!!
بخت سفید زمستانو سعی کردم بخونم اما نتونست جذبم کنه !!! با پایان خوب موافقم ولی به نظرم روند داستان هم باید کشش داشته باشه ...
عقیده من اینه که فیلم نیم ساعت اول و رمان 10 صفحه اول نتونه مخاطب جذب کنه باید روش تجدید نظر بشه !!!!
برام مهم نیست که اسم نویسنده یا کارگردان چقدر بزرگ باشه !!!!!!! اگه خوشم نیاد رک میگم !!!
ولی خداییش کشش اگه میخوای آلفرد هیچکاک !!!! تووووووپه !!!
منم همینجوریم خوشم نیاد ادامه نمی دم چه فیلم چه کتاب همه دنیا هم بگن عالیه واسم مهم نیست! ولی در مورد فیلم آره اگه از اول واسم کشش نداشته باشه دیگه نگاه نمی کنم در مورد فیلمای آلفرد هیچکاک یادمه بچه بودم فیلم پرندگانشو دیدم چقدر دیدمو به پرنده ها که اونقدر دوستشون داشتم تغییر داد تا مدت ها هر پرنده ای رو می دیدم تصویرای اون فیلمه تو ذهنم میومد...اما درمورد رمان اینجوری نیستم شده رمانی رو بخونم که تا نصفه هاش واسم جذاب نباشه ولی وقتی تموم شد از خوندنش پشیمون نباشم...این حس پر از کشش رو در مورد رمان های سیدنی شلدون دارم عاشق رماناشم خط خونو چهار بار خوندم با اینکه یه رمان پلیسی و جنایی معمولا نباید واسه بار دوم خوندن جذاب باشه چون می دونی قاتل کیه! یا مثلا از رویاهایت برایم بگو که فوق العاده بود یه جورایی شوکه شدم وقتی اخر رمانو خوندم...راستی امیدوارم توی این رمان قیافه ها توصیف بشه چون وقتی ظاهر شخصیت ها توصیف میشه واسه من ارتباط برقرار کردن با اون شخصیت راحت تره
azda آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
آنالیا, انجمن, بانو, به, شایسته, صداقت, فریاد, معرفی, نقد, و, کاربران, کتاب, یک

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
عملیات مشترک | godness کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب godness نوشته کاربران سایت 1120 ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۸:۵۹ بعد از ظهر
عملیات مشترک | godness کاربر انجمن godness تایپ کتاب 129 ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۳:۴۷ بعد از ظهر
پرتو | شایسته بانو کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب شایسته بانو نوشته کاربران سایت 3038 ۹ اسفند ۱۳۹۱ ۰۲:۱۲ بعد از ظهر
به صداقت یک فریاد | شایسته بانو و آنالیا و mirage کاربران انجمن شایسته بانو جزیره متروکه کتاب 22 ۱۳ خرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۵۸ قبل از ظهر
هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب شایسته بانو نوشته کاربران سایت 2070 ۷ اسفند ۱۳۹۰ ۰۲:۵۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۲:۱۷ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2013, Jelsoft Enterprises Ltd.

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب رایگان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا