| |||
| | #51 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال فراخوان تایپ ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹ محل سکونت : بندر عباس
نوشته ها: 3,472
تشکرها: 25,014
تشکر شده 14,555 بار در 3,932 پست
کتاب مورد علاقه : همه ی رمانهای زیبا حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام بر دوستان نویسنده گل.کارتون بیسته چه شایسته جون خودم و شما آنالیای عزیز که خیلی خوب از پس نقش فریاد تا بدینجا بر اومده و خیلی زیبا تونسته از زبون فریاد داستان رو پیش ببره.شایسته جون شما هم که دیگه عالی و زیبا داری جای دو دوست واسه ما پست می زاری .دوست جونا کارتون حرف نداره.من که بی صبرانه منتظر پستهای بیشتری از شما عزیزان هستم دستتون رو می بوسم و براتون بهترینها رو آرزو مندم | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| تبلیغات | |
| | |
| | #52 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۹۰ محل سکونت : پیش قلب های مهربون
نوشته ها: 1,598
تشکرها: 6,665
تشکر شده 59,825 بار در 1,644 پست
کتاب مورد علاقه : بر باد رفته حالت من : | پست مفید : +3 امتیاز ممنون که هروز پست میزارین واسمون از شخصیت فریاد خوشم میاد احتمالا یه شکست عشقی داشته واسه همین از دخترا فرار میکنه ولی خبر نداره شما جه خوابهایی واسش دیدین وای وای منظورم به شما نویسنده های گلمون هست هم شایسته خانوم هم آنالیای گل هم میراژ دوست داشتنی حاله این فریادو بگیرین همچین بیافته تو دام که اون سرش ناپیدا " تابســـــــتان امســـال را با مــــا باشــــید " انجــــــیل شیــــطان ![]() ***** یــــــادم تـــــو را فــــــراموش|fArzane.Far ♥لحظه لحظه تا دنیای من|sahar.M♥ آپــامه | sparrow انــارِ دلم | آزاده ♥ | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #53 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۹ محل سکونت : یه جایی همین نزدیکی ها
نوشته ها: 859
تشکرها: 18,411
تشکر شده 3,209 بار در 876 پست
کتاب مورد علاقه : اوه..خیلی زیادن! حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز میگن جنگ اول به از صلح آخر! نمی دونم قراره به نویسنده های این رمان اضافه بشه یانه؟ من از آنالیا که سکوت شیشه ای رو خوندم که با اینکه پایان تلخی داشت اما قلمشو خیلی دوست دارم از mirage رمانی رو نخوندم شایسته بانو هم که دیگه اسمش تضمین کننده اثرشه هم سایه ی منو که خوندم که خیلی خوشم اومد با اینکه از نظر من یه ایرادهایی داشت ولی نکته های مثبتش خیلی بیشتر بود و یکی از بهترین های سایت بود ازاون رمان هایی که دلت می خواد دوباره و دوباره بخونی پرتو رو هم که خیلی خیلی دوست دارم حتی بیشتر از هم سایه من... اینجا فقط امیدم به شایسته بانوئه که آخر رمانو نذاره تلخ تموم شه وگرنه آنالیا و mirage که انگار یه جورایی اهل پایان تلخ هم هستن من میدونم که همه داستان های دنیا پایان خوش ندارن اما هر کسی یه سلیقه ای داره و من رمان های پایان خوش رو بیشتر می پسندم یادمه وقتی پرنده خارزارو خوندم تا یه هفته دپرس بودم!! این رمانو هم دوست دارم به صداقت یک فریاد یکی از بهترین ویژگی هاش فضاسازی متفاوتشه یه چیزی توی مایه های فضاسازی رمان در چشم من طلوع کن..این فضاسازی رو خیلی دوست دارم شخصیت پردازی ها هم در ادامه رمان بیشتر معلوم میشه ولی مطمئنا با وجود جمع شدن این نویسنده های خوب کنار هم یه چیز خاص از آب در میاد..اما خواهشا اگه قراره تلخ تموم شه خداوکیلی یه ندا به من بدین که از همین الان دیگه ادامش ندم من همین الانش هم از شخصیت فریاد خوشم اومده نمیتونم تحمل کنم بلایی سرش بیاد یا بازم ناکام بمونه رمان میوه ی منحوس نوشته miss.no1.2004 http://www.forum.98ia.com/t685826.html رمان بهار زندگی نوشته blast off http://www.forum.98ia.com/t326956.html رمان خوان خرچنگ نوشته miss.no1.2004 http://www.forum.98ia.com/t863873.html رمان یادم تو را فراموش نوشتهfArzane.Far http://www.forum.98ia.com/t762646-14.html | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #54 (لینک مستقیم) | |||||||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۹ محل سکونت : جاییکه با خدایم تنهام
نوشته ها: 1,448
تشکرها: 18,728
تشکر شده 89,431 بار در 1,845 پست
کتاب مورد علاقه : هم سایه ی من حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز نقل قول:
باهات موافقم... میراژ کارش حرف نداره منم کلی خندیدم... میخوام مصطفی رو هم بدم میراژ ![]() ![]() نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
به هوای مثبت میای تاپیک نقد؟؟ | |||||||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #55 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۰ محل سکونت : همسایه دریا و همخونه جنگل
نوشته ها: 2,067
تشکرها: 9,695
تشکر شده 406,266 بار در 1,981 پست
کتاب مورد علاقه : برباد رفته، دزیره حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز سلام دوست جونای خوبه نویسنده. من معمولم داستانها رو در حین تایپ نمی خونم اما این داستانه تا اینجا که خوندمجالب به نظر میومد. فقط خواهشن التماسا" جان هر کسی که دوست دارید کسی نمیره ، کسی مریضی مثل سرطان و اینا نگیره که موردنی بشه همه حس کتاب میره . غزیزان خوبم اگه تونستید و وقت داشتید تند تند بنویسید. مرسییییییییییییییییییییی ![]() ![]() ![]() | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #56 (لینک مستقیم) | ||||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۹ محل سکونت : جاییکه با خدایم تنهام
نوشته ها: 1,448
تشکرها: 18,728
تشکر شده 89,431 بار در 1,845 پست
کتاب مورد علاقه : هم سایه ی من حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز نقل قول:
نقل قول:
راستش ممنونم وقت گذاشتی و رمان های من رو خوندی... تا اینجا که با اومدن میراژ کلی به تجربیات و موفقیتمون اضافه شد و نمیدونم تیم بیشتر میشه یا نه.... راستش فضای این داستان با هرچی از من خوندین فرق داره... این رو بهتون قول میدم و بهت پیشنهاد میکنم از دستش ندی.... سورپرایز میشی | ||||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #57 (لینک مستقیم) | |||||||||
| Banned تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,069
تشکرها: 19,609
تشکر شده 220,216 بار در 1,809 پست
حالت من : | پست مفید : +3 امتیاز نقل قول:
والله شایسته که رئیسه !!! مگه ماجرات داریم رو حرفش حرف بزنیم ؟ ![]() من هم اهل پایان تلخ نیستم !!! ولی خوب وقتی داستان واقعی مینویسی باید ری اکشن ها هم واقعی باشه دیگه !!! دیگه نمیشه انتظار داشت یه مرد عنکبوتی از شیشه بپره تو و مستانه رو از زیر دست یوسف نجات بده !!!! یه چیزی که من نگرفتم اینه که پرندگان خارزار کجاش تلخ بود ؟؟؟ " در چشم من طلوع کن " رو خیلی دوست داشتم ... ولی آخرشو نه !!!! میدونی ؟ ... یه جورایی احساس کردم نویسنده فقط کارو کشوند به اونجا که اسم رمان رو بگه !!!! قویترین قسمت رمان دزدیده شدن غزاله و کیان و فرارشون و سرگردانی توی کوهستان ... تو یه کشور غریب .. وسط قاچاقچی ها و نیروهای آمریکایی بود ... گرچه نویسنده از وجود نیروهای امریکایی هیچ استفاده ای نکرد متاسفانه !!!! من هم دلم میخواست آخر رمان غزاله و کیان به هم برسن و خدا خدا میکردم که این وسط یه اتفاق بدی نیفته ولی نمیدونم چرا آخرش بهم نچسبید !!!! بیشتر از تلخی و شیرینی به این فکر میکنیم که یه داستان منسجم و صمیمی دربیاد ... ولی کلا فکر نکنم پایان تلخ داشته باشیم ... | |||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #58 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۹ محل سکونت : یه جایی همین نزدیکی ها
نوشته ها: 859
تشکرها: 18,411
تشکر شده 3,209 بار در 876 پست
کتاب مورد علاقه : اوه..خیلی زیادن! حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز نقل قول:
| |||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #59 (لینک مستقیم) | |||||||||
| Banned تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,069
تشکرها: 19,609
تشکر شده 220,216 بار در 1,809 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز نقل قول:
اما من کتابشو خیلی دوست داشتم ... اولین باری بود که درباره عشق اینجوری میخوندم ... ولی منم با نویسنده موافقم ... پسرشون همون بهتر که مُرد !!!!!!!! شاید بیرحمانه باشه ولی من دوست داشتم ... خودم هم دپرس بودم !!! ولی ترجیح میدادم خوب بمیره تا اینکه مثل پدرش زندگی کنه !!! توصیفات " در چشم من طلوع کن " رو دوست داشتم ... خوب بود ... ولی یه چیزایی رو درنظر نگرفته بود انگار ... دقیقا نمیدونم چی !!! ولی جای یه چیزی خالی بود ... آخرش رو واقعا ناراحتم که چرا اینجوری شد !!!! فرض کن یه نظامی مثل کیان که مثل آدم نمیتونه احساسشو بیان کنه و تا اون موقع تنها زن زندگیش مامانش بوده میاد تو بیمارستان میگه در چشم من طلوع کن !!! یعنی کل عشق و عطشم برای رمان تو اون نقطه کور شد و عُقم گرفت !!!! ترجیح میدادم کیان همون مرد سنگی باشه که سعی میکرد نرم بشه !!! نه اینکه یه دفعه ای تبدیل بشه به یه عاشق شاعر مسلک !!! بخت سفید زمستانو سعی کردم بخونم اما نتونست جذبم کنه !!! با پایان خوب موافقم ولی به نظرم روند داستان هم باید کشش داشته باشه ... عقیده من اینه که فیلم نیم ساعت اول و رمان 10 صفحه اول نتونه مخاطب جذب کنه باید روش تجدید نظر بشه !!!! برام مهم نیست که اسم نویسنده یا کارگردان چقدر بزرگ باشه !!!!!!! اگه خوشم نیاد رک میگم !!! ولی خداییش کشش اگه میخوای آلفرد هیچکاک !!!! تووووووپه !!! | |||||||||
| |
| | #60 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۹ محل سکونت : یه جایی همین نزدیکی ها
نوشته ها: 859
تشکرها: 18,411
تشکر شده 3,209 بار در 876 پست
کتاب مورد علاقه : اوه..خیلی زیادن! حالت من : | پست مفید : +4 امتیاز نقل قول:
| |||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| آنالیا, انجمن, بانو, به, شایسته, صداقت, فریاد, معرفی, نقد, و, کاربران, کتاب, یک |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| عملیات مشترک | godness کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | godness | نوشته کاربران سایت | 1120 | ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۸:۵۹ بعد از ظهر |
| عملیات مشترک | godness کاربر انجمن | godness | تایپ کتاب | 129 | ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۳:۴۷ بعد از ظهر |
| پرتو | شایسته بانو کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | شایسته بانو | نوشته کاربران سایت | 3038 | ۹ اسفند ۱۳۹۱ ۰۲:۱۲ بعد از ظهر |
| به صداقت یک فریاد | شایسته بانو و آنالیا و mirage کاربران انجمن | شایسته بانو | جزیره متروکه کتاب | 22 | ۱۳ خرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۵۸ قبل از ظهر |
| هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | شایسته بانو | نوشته کاربران سایت | 2070 | ۷ اسفند ۱۳۹۰ ۰۲:۵۳ بعد از ظهر |