ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
داستان هایی از زندگی حضرت فاطمه (س)
گل نقش طاووس



نودهشتیا
فید آر اس اس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. Top | #1

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    نوشته ها
    155
    میانگین پست در روز
    0.09
    محل سکونت
    BBS
    تشکر از کاربر
    7,603
    تشکر شده 624 در 224 پست
    اندازه فونت

    Smile داستان هایی از زندگی حضرت فاطمه (س)

    داستانهایی از زندگی حضرت فاطمه(س)
    الجار ثم الدار!
    امام حسن علیهالسلام مى فرماید:
    مادرم زهرا علیهاالسلام را در شب جمعه دیدم تا سپیده صبحمشغول عبادت و رکوع و سجود بود و مؤمنین را یک یک نام مى برد و دعا مى کرد، امابراى خودش دعا نکرد عرض کردم:مادر جان چرا براى خودتان دعا نمىکنید؟ فرمودند: فرزندم اول همسایه، بعد خویشتن! (الجار ثم الدار!)(26)


    داستانهایی از زندگی حضرت فاطمه(س)
    الجار ثم الدار!
    امام حسن علیهالسلام مى فرماید:
    مادرم زهرا علیهاالسلام را در شب جمعه دیدم تا سپیده صبحمشغول عبادت و رکوع و سجود بود و مؤمنین را یک یک نام مى برد و دعا مى کرد، امابراى خودش دعا نکرد عرض کردم:مادر جان چرا براى خودتان دعا نمىکنید؟ فرمودند: فرزندم اول همسایه، بعد خویشتن! (الجار ثم الدار!)(26)
    برترى علمى حضرت فاطمه علیهاالسلام و ارزش علم
    دو نفر زن، کهیکى مؤمن و دیگرى از دشمنان اسلام بود، در مطلبى دینى با هم اختلاف نظرداشتند.
    براى حل اختلاف، محضر حضرت فاطمه علیهاالسلام رسیدند و موضوع را طرحکردند.
    چون حق با زن مؤمن بود، حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتارش را با دلیل وبرهان تأیید کرد و بدین وسیله زن مؤمن بر زن دشمن پیروز گشت و از این پیروزىخوشحال شد.
    حضرت فاطمه علیهاالسلام به زن مؤمن فرمود:
    فرشتگان خدا بیشتر ازتو شادمان گشتند و غم و اندوه شیطان و پیروانش نیز بیشتر از غم و اندوه زن دشمنمى باشد.
    امام حسن عسکرى علیه السلام مى فرماید:
    «در عوض خدمتى که فاطمه به این زن مؤمن کرد، بهشت و نعمتهاى بهشتى اش را هزار هزار برابر آنچه قبلا تعیین شده بود، قرار دهید و همین روش رادرباره هر دانشمندى که با علمش مؤمنى را تقویت کند- که بر معاندى پیروز گردد - مراعات کنید و ثوابش را هزار هزار برابر قرار دهید!»(25)
    اطاعت از شوهر
    مردى از انصار قصد مسافرت داشت. به همسرش گفت: تا من از مسافرت بر نگشته ام تونباید از خانه بیرون بروى .
    پس از مسافرت شوهر، زن شنید پدرش بیمار است .
    کسىرا نزد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرستاد و پیغام داد که شوهرم مسافرت رفته وبه من گفته است تا برنگشته، از منزل خارج نشوم. اکنون شنیده ام پدرم سخت بیماراست، اجازه فرمایید من به عیادتش بروم .
    پیغمبر صلى الله علیه و آلهفرمود:
    در خانه ات بنشین و از شوهرت اطاعت کن !
    چند روزى گذشت. زن شنید کهمرض پدرش شدت یافته. بار دوم خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله پیغامى فرستاد که یارسول الله! اجازه مى فرمایید به عیادت پدر بروم؟
    حضرت فرمود:
    نه ! درخانه ات بنشین و از شوهرت اطاعت نما!
    پس از مدتى شنید پدرش فوت کرد. بار سوم کسىرا فرستاد و پیغام داد که پدرم از دنیا رفته، اجازه فرمایید بروم در مراسمعزاداریش شرکت کنم، برایش نماز بخوانم؟
    پیامبر صلى الله علیه و آله این دفعههم اجازه نداد و فرمود:
    در خانه ات بنشین و از همسرت اطاعت کن !
    پدرش رادفن کردند. پس از آن پیغمبر صلى الله علیه و آله کسى را به سوى آن زن فرستاد وفرمود:
    به او بگویید به خاطر اطاعت تو از همسرت، خداوند گناهان تو و پدرت رابخشید.(9)
    عاقبت اندیشى
    مردى خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله رسید و عرض کرد:
    به من نصیحتىبفرما؟
    رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم فرمود:
    اگر بگویم عمل مى کنى؟
    مرد گفت: آرى !
    حضرت دو بار دیگر این سؤ ال را تکرار کرد و در هر بار مردجواب داد: بلى !
    پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله و سلم پس از آن که از او قولمحکمى گرفت و او را به اهمیت مطلب متوجه ساخت، فرمود:
    به تو سفارش مى کنم :
    هرگاه خواستى کارى انجام دهى، عاقبت و سرانجام آن را در نظر بگیر اندیشه کن! اگر سرانجامش هدایت و نجات است پس انجام بده و گرنه از آن بپرهیز! و آن را انجاممده !
    یعنى اگر رضاى خدا در آن کار باشد، بجاى آور و اگر رضاى خدا نباشد رهایشکن!(10)
    نسخه اى براى گناه کردن
    مردى خدمت امامحسین علیه السلام رسید، و عرض کرد که شخص گنه کارى هستم و نمى توانم خود را ازمعصیت نگهدارم، لذا نیازمند نصایح آن حضرت مى باشم. امام علیه السلامفرمودند:
    پنج کار را انجام بده، بعد هر گناهى مى خواهى بکن !
    اول: روزى خدارا نخور، هر گناهى مایلى بکن !
    دوم: از ولایت خدا خارج شو، هر گناهى مى خواهىبکن !
    سوم: جایى را پیدا کن که خدا تو را نبیند، سپس هر گناهى مى خواهى بکن !
    چهارم: وقتى ملک الموت براى قبض روح تو آمد اگر توانستى او را از خودت دور کنو بعد هر گناهى مى خواهى بکن !
    پنجم: وقتى مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد، اگرامکان داشت داخل نشو و آن گاه هر گناهى مایلى انجام بده !(38)
    چه کسى براى حسینم گریه مى کند؟
    هنگامى که پیامبرصلى الله علیه و آله وسلم شهادت حسین علیه السلام و سایر مصیبت هاى او را به دخترخود، خبر داد؛ فاطمه علیهاالسلام سخت گریه نمود و عرض کرد:
    پدر جان! اینگرفتارى چه زمانى رخ مى دهد؟
    رسول خدا فرمود:
    زمانى که من و تو و على دردنیا نباشیم .
    آن گاه گریه فاطمه شدیدتر شد. عرض کرد:
    چه کسى بر حسینم گریهمى کند، و به عزادارى او قیام مى نماید؟
    پیامبر فرمود:
    فاطمه! زنان امتمبر زنان اهل بیتم ، و مردان بر مردان گریه مى کنند و در هر سال، عزادارى او راتجدید مى کنند. روز قیامت که فرا رسد، تو براى زنان شفاعت مى کنى و من براى مردان،و هر که بر گرفتارى حسین گریه کند، دست او را مى گیریم و داخل بهشت مى کنیم. فاطمهجان! تمام دیده ها روز قیامت گریان است، مگر چشمى که بر مصیبت حسین گریه کند! آنچشم براى رسیدن به نعمت هاى بهشت خندان است!(37)
    درمان گناه
    کمیل یکى از یاران مخلص امیرالمؤ منین است، مى گوید:
    از امیرالمؤمنین علیهالسلام پرسیدم، انسان گاهى گرفتار گناه مى شود و به دنبال آن از خدا آمرزش مىخواهد، حد آمرزش خواستن چیست؟
    فرمود:
    حد آن توبه کردن است .
    کمیل: همینمقدار؟
    امام علیه السلام: نه
    کمیل: پس چگونه است؟
    امام: هرگاه بندهگناه کرد، با حرکت دادن بگوید استغفرالله .
    کمیل: منظور از حرکت دادن چیست؟
    امام: حرکت دادن دو لب و زبان، به شرط این که دنبال آن حقیقت نیزباشد.
    کمیل: حقیقت چیست؟
    امام: دل او پاک باشد و در باطن تصمیم گیرد بهگناهى که از آن استغفار کرده باز نگردد.
    کمیل: اگر این کارها را انجام دادم ازاستغفارکنندگان هستم ؟
    امام: نه !
    کمیل: چرا؟
    امام: براى این که توهنوز به اصل آن نرسیده اى .
    کمیل: پس اصل و ریشه استغفار چیست ؟
    امام: انجام دادن توبه از گناهى که از آن استغفار کردى و ترک گناه. این مرحله، اولیندرجه عبادت کنندگان است.
    به عبارت دیگر، استغفار اسمى است شش معنى دارد.
    1-پشیمانى از گذشته.
    2-تصمیم بر بازنگشتن بدان گناه به هیچ وجه. (تصمیم بر اینکه گناهان گذشته را هیچ وقت تکرار نکنى)
    3-پرداخت حق همه انسانها که به اوبدهکارى.
    4-اداى حق خداوند در تمام واجبات .
    5-از بین بردن (آب کردن)هرگونه گوشتى که از حرام بر بدنت روییده است، به طورى که پوستت به استخوان بچسبدسپس گوشت تازه میان آنها بروید.
    6-به تنت بچشانى رنج طاعت را، چنانچه به اوچشانیده اى لذت گناه را.
    در این صورت توبه حقیقى تحقق یافته و انسان توبهکنندگان به شمار مى رود.(26)
    فاطمه علیهاالسلام نورى در پرستشگاه
    پیامبر اسلام مى فرماید:
    دخترم فاطمه، بانوى بانوان اولین و آخرین هر دو جهاناست .
    فاطمه پاره وجود من است .
    فاطمه نور دیدگان من است .
    فاطمه میوه دلمن است .
    فاطمه روح و جان من است .
    فاطمه حوریه اى است، در چهره انسان .
    هنگامى که او در محراب عبادت، در برابر پروردگارش مى ایستد، نور وجودش بهفرشتگان آسمان مى درخشد، همان گونه که ستارگان به زمینیان مى درخشند.
    خداىمهربان به فرشتگان مى فرماید:
    هان اى فرشتگان من! به بنده شایسته ام (فاطمه)بنگرید! که در درگاهم قرار گرفته است و از خوف و وحشت به خود مى لرزد. فاطمه باتمام وجود مشغول پرستش من است. اینک شما را شاهد مى گیرم شیعیان او را از آتش دوزخ امنیت بخشیدم .(27)
    پسندیده ترین صفت زن مسلمان
    حضرت على علیه السلام مى فرماید:
    در محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله بودیم،فرمود:
    به من بگویید بهترین و پسندیده ترین چیز براى یک زن مسلمان چیست؟
    ماهمگى از پاسخ عاجز ماندیم .
    سپس از خدمت حضرت بیرون آمدیم و من به خانه برگشتم،قضیه را به فاطمه اطلاع دادم .
    زهراى مرضیه اظهار داشت :
    بهترین چیز براى یکزن مسلمان آن است که مردهاى نامحرم را نبیند و مردهاى اجنبى هم او رانبینند.
    آنگاه خدمت پیامبر اسلام برگشتم و پاسخ فاطمه را به حضرت رساندم . پیغمبر صلى الله علیه و آله از شنیدن جواب به قدرى خوشحال شد که فرمود: ان فاطمه بضعه منى
    حقا فاطمه پاره تن من و جزء وجود مناست.(28)
    سه جمله زیبا در لوح
    بانوى بانوان فاطمه علیها السلام روزى نزد پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله آمد واز برخى مشکلات زندگى شکایت کرد.
    پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله لوحى به او دادو فرمود:
    دخترم! آنچه را در لوح نوشته شده بخوان و به خاطر بسپار!
    زهرا برآن نگریست و دید نوشته شده :
    من کان یومن باالله و الیومالاخر فلا یوذى جاره، و من کان یومن باالله و الیوم الاخر فلیکرم ضیفه، و من کانیومن باالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او یسکت
    هر کس به خدا و روزقیامت ایمان دارد همسایه خود را نباید بیازارد و هر کس به خدا و روز قیامت ایماندارد باید مهمانش را احترام کند هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید سخن حقبگوید یا سکوت کند.(29)
    بانگ اذان بلال !
    هنگامى که پیغمبراسلام صلى الله علیه و آله چشم از جهان فرو بست بلال- اذان گوى پیغمبر صلى اللهعلیه و آله- از گفتن اذان خوددارى کرد و گفت :
    من بعد از پیامبر اسلام صلى اللهعلیه و آله براى هیچ کس اذان نخواهم گفت
    روزى فاطمه فرمود:
    دوست دارم صداىاذان گوى پدرم را بشنوم .
    وقتى که سخن فاطمه به گوش بلال رسید آماده گفتن اذانشد.
    هنگامى که دوبار گفت :
    الله اکبر، الله اکبر،
    زهراى مرضیه خاطره دورانپدر بزرگوارش را به یاد آورد دیگر نتوانست از گریه خوددارى کند و بلند گریست .
    وقتى که بلال گفت :
    اشهد ان محمد رسول الله .
    فاطمه علیهاالسلام ضجه اىزد و بر زمین افتاد و غش کرد به طورى که گمان کردند زهرا دنیا را وداعنمود.
    مردم آمدند، گفتند: بلال اذان بگو! دختر پیغمبر صلى الله علیه و آله دنیارا وداع کرد.
    بلال اذان را ناتمام گذاشت. وقتى فاطمه علیهاالسلام به هوش آمدفرمود:
    بلال اذان را تمام کن !
    بلال پاسخ داد:
    اى بانوى بانوان دو جهان!از این که هرگاه صداى اذان مرا مى شنوى چنین احساسات بر تو هجوم مى آورد، از جانتمى ترسم .
    فاطمه علیهاالسلام نیز او را بخشید.(30)
    بلال از آن وقتدیگر براى عموم اذان نگفت .
    فاطمه علیهاالسلام در صحراى محشر
    جابربن عبدالله انصارى (صحابه ارزشمند پیامبر) مى گوید:
    به امام باقر علیهالسلام گفتم :
    فدایت شوم! تقاضا مى کنم حدیثى در مورد عظمت مادرت فاطمه برایمبفرمایید که هر وقت آن را براى پیروان شما خاندان رسالت باز گفتم ، شاد و خرسندشوند.
    امام باقر فرمود:
    پدرم از رسول خدا نقل کرد که پیامبر فرمود:
    وقتىکه روز قیامت فرا مى رسد براى پیغمبران الهى منبرهایى از نور نصب مى شود که در میانآنها منبر من بلندترین منبرها خواهد بود. آنگاه خداوند مهربان مى فرماید:
    اىپیامبر برگزیده ام ! سخنرانى کن ! و من آن روز چنان سخنرانى مى کنم که هیچ کس حتىپیامبران و سفیران الهى نیز همانند آن را نشنیده باشند.
    سپس منبرهایى براىجانشینان پیغمبران نصب مى شود و در میان آنها منبر جانشین من«على»از همه منبرها بلندتراست آنگاه خداوند به او دستور مى دهد سخنرانى کند و او سخنرانى مى کند که هیچ کداماز جانشینان پیغمبران خدا مانند آن را نشنیده باشند.
    پس از آن براى فرزندانپیامبران ، منبرهایى از نور نصب مى شود و براى دو فرزندم و دو گل باغ زندگى من«حسن و حسین»منبرى مىگذارند و از آنان درخواست مى شود سخنرانى کنند و آن دو نور دیده ام سخنرانى خواهندکرد که هیچ یک از فرزندان پیغمبران نشنیده اند.
    سپس فرشته وحى، جبرئیل امین ندامى دهد که «فاطمه»دخترگرامى پیامبر کجاست؟
    آنگاه فاطمه پا مى شود.
    از جانب خداوند ندا مى رسد کهاى اهل محشر! اکنون شکوه و بزرگوارى از آن کیست؟
    پیامبر و امیرالمؤمنین و دوفرزند گرامى شان جواب مى دهند از آن خداى بى همتا.
    خداوند مى فرماید:
    اى اهلمحشر! من عظمت و بزرگوارى را بر پیامبر برگزیده ام محمد، و بندگان عزیزم على،فاطمه، حسن و حسین قرار دادم .
    هان اى اهل محشر!
    سرها را به زیر آورید وچشمانتان را بر هم نهید! این فاطمه دخت پیامبر است که به سوى بهشت گام برمىدارد.
    سپس جبرئیل امین شترى از شترهاى بهشت را که دو سوى آن از انواع زینتهاىبهشتى آراسته و مهارش از لؤ لؤ تازه و زین آن از مرجان است ، مى آورد، بانوى دوجهان بر آن شتر سوار مى شود، آنگاه خداوند مهربان دستور مى دهد یکصد هزار فرشته ازسمت راست و یکصد هزار فرشته از سمت چپ فاطمه را همراهى کنند و یکصد هزار فرشته راماءمور مى کند که آن بانو را بر روى بالهاى خویش گرفته و با این شکوه و جلال او رابه در بهشت برسانند.
    هنگامى که به در بهشت مى رسد، به پشت سر خویش نگاه مى کند،از جانب خداوند ندا مى رسد:
    اى دختر پیامبر محبوب من چرا وارد بهشت نمى شوى؟
    جواب مى دهد:
    خداوندا! دوست دارم در چنین روزى مقام و منزلت من به همگانروشن گردد.
    ندا مى رسد:
    اى دختر حبیب من برگرد به سوى محشر نظاره کن ! هر کسدر سویداى قلب او مهر تو یکى از فرزندان معصوم تو است برگیر و او را وارد بهشتساز.
    سپس امام باقر فرمود:
    هان اى((جابر))! به خدا سوگند! که مادرم فاطمه آن روز شیعیان و دوستان خودرا از میان مردم جدا مى کند، همانند پرنده اى که دانه هاى سالم را از میان دانه هاىفاسد بر مى چیند. آنگاه پیروانش به همراه آن بانو به سوى بهشت روان مىشوند.
    وقتى که بر در بهشت مى رسند بر دلهایشان الهام مى گردد بایستند و آنها مىایستند. در این وقت از سوى پروردگار ندا مى رسد:
    اى دوستان من! چرا ایستاده ایدشما که مورد شفاعت فاطمه قرار گرفته اید.
    پاسخ مى دهند:
    بار پروردگارا! دوستداریم در این چنین روزى ارزش بندگى و محبت اهل بیت رسالت را ببینم و مقام ما شناختهشود.
    ندا مى رسد:
    دوستان من به سوى صحراى محشر بنگرید! هر کس شماها را بهخاطر محبتتان به فاطمه دوست مى داشت و هر کس در راه محبت شما به فاطمه اطعام واحسان مى کرد و آن کس که به خاطر شما به آن بانو، لباس مى پوشانید و آب گوارا مىداد و هر کس غیبت غیبت کننده را به خاطر داشتن محبت شما به فاطمه رد مى کرد و ازشما دفاع مى نمود ... دست همه آنان را بگیرید و به همراه خود داخل بهشت جاویدبسازید.(31)
    زندگی بافتن یک قالیست !
    نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی !!
    نقشه را اوست که تعیین کرده
    تو در این بین فقط میبافی
    نقشه را خوب ببین !
    نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند !!!.....

  2. 5 کاربر از پست Ati__377 تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    Banned


    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    نوشته ها
    305
    میانگین پست در روز
    0.25
    محل سکونت
    ساري
    تشکر از کاربر
    118
    تشکر شده 1,186 در 324 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض داستان هایی از زندگی حضرت فاطمه (س)

    مقدمه

    بدون تردید در میان زنان و بانوان اسلامی، فاطمه زهرا که سلام خدا بر او و خاندانش باد، محبوبترین چهره دینی، علمی، ادبی، تقوایی و اخلاقی در میان مسلمانان و دیگر مردم جهان به شمار می رود. شخصیت فاطمه زهرا (ع) سیده نساء العالمین (سرور زنان جهان) اسوه و الگویی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضیلت است.
    در دامن پاک فاطمه زهرا (ع) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصیت ممتاز عالم بشری، حضرت امام حسن (ع) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسین (ع) سرور شهیدان تربیت یافتند و نیز زینب کبری (ع) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه یکتا در سخنوری و حق طلبی که پیام حسینی و حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ریا و پستی و دنیاپرستی را از چهره یزید و یزیدیان به یک سو زد.
    کیست که نداند که مادر در تربیت فرزندان بویژه دختران، سهم بسیار زیادی دارد و فاطمه زهرا (س) بود که روح آموزش و پرورش اسلامی را در مهد عفت و کانون تقوای خانوادگی به پسران و دختران خود آموخت.
    پدر و مادر: فاطمه یگانه دختر بازمانده پیغمبر اکرم حضرت محمد (ص) و خدیجه کبری می باشد.


    چه بگویم درباره پدری که پیغمبر خاتم و حبیب خدا و نجات دهنده بشر از گمراهی و سیه کاری بود؟
    چه بگویم درباره پدری که قلم را توان وصف کمالات اخلاقی او نیست ؟
    و فصیحان و بلیغان جهان در توصیف سجایای او عاجز مانده اند ؟
    و اما مادرش خدیجه دختر خویلد از نیکوترین و عفیفترین زنان عرب قبل از اسلام و در دوره اسلامی نخستین زنی که به پیامبر اکرم (ص)، شوهرش، ایمان آورد و آن چه از مال دنیا در اختیار داشت - در راه پیشرفت اسلام - کریمانه بذل کرد.
    درجه وفاداری خدیجه (ع) نسبت به پیامبر (ص) را در بذل مال و جان و هستی اش، تاریخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد.
    همچنان که پیامبر اکرم نیز تا خدیجه زنده بود زنی دیگر نگرفت و پیوسته از فداکاریهای او یاد می کرد. رسول الله (ص) پیوسته از او به نیکی یاد می کرد و به حدی او را محترم می شمرد که گویا زنی مانند خدیجه نبوده است پیامبر اکرم می فرمایند به خدا سوگند بهتر از خدیجه کسی برای من نبود.
    روزی که همه مردم کافر و بت پرست بودند، او به من ایمان آورد.
    روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگویی نسبت می دادند، او مرا تصدیق کرد.
    روزی که همه از من روی می گردانیدند، خدیجه تمام اموال خود را در اختیار من گذاشت و آنها را در راه من بی دریغ خرج کرد.
    خداوند از او دختری به من بخشید که مظهر پاکی و عفت و تقوا بود.
    باری ، فاطمه زهرا ( ع ) چنین مادری داشت و چنان پدری . گفته اند: خدیجه از پیغمبر (ص) هفت فرزند آورد:
    قاسم که کنیه ابو القاسم برای پیغمبر از همین فرزند پیدا شد. وی قبل از بعثت در دو سالگی درگذشت.
    عبد الله یا طیب که او هم قبل از بعثت فوت شد.
    طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت.
    زینب که به ازدواج ابو العاص درآمد.
    رقیه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال دوم هجرت درگذشت.
    ام کلثوم که او نیز به ازدواج عثمان - پس از رقیه - درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت.
    هفتم فاطمه زهرا (س) که به ازدواج حضرت علی (ع) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره این ازدواج پر شوکت و برکت است.

    ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت می دانند که در مکه اتفاق افتاد.
    بنابراین در هنگام هجرت، سن آن بانوی یگانه نزدیک نه سال بوده است.
    نامها و لقبهایی که فاطمه (ع) دارد، همه بازگوینده صفات و سجایای ملکوتی اوست، مانند:
    صدیقه طاهره ، زکیه ، زهرا ، سیدة النساء العالمین و خیر النساء و بتول ... .
    کنیه های آن حضرت :
    ام الحسن ، ام الحسنین ، ام الائمة ... . و شگفت تر از همه " ام ابیها " یعنی " مادر پدرش " می باشد که نشان دهنده علاقه بسیار زیاد فاطمه (ع) است به پدر بزرگوارش و این که با همه کمی سن از آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکیه گاه روحی - بعد از خداوند متعال - مانند خدیجه برای پدر بزرگوارش بوده است.
    لقب ام ابیها را پیغمبر (ص) به دختر عزیزش عنایت کرد. چون کلمه " ام " علاوه بر مادر ، به معنی اصل و منشأ هم به کار می رود و مانند " ام الخبائث " که به شراب (سرچشمه همه زیانها و بدیها) می گویند و " ام القری " که به مکه معظمه گفته می شد ، بنابراین ام ابیها به معنی منشأ و اصل و مظهر نبوت و ولایت است ، و براستی زهرا (س) درخت سایه گستری بود که میوه های شیرین امامت و ولایت را به بار آورد .




    دوران زندگی فاطمه زهرا ( ع )


    فاطمه زهرا (س) وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خدیجه بود - در جود و بخشش و بلندی نظر و حسن تربیت وارث مادر و در سجایای ملکوتی وارث پدر و همسری دلسوز و مهربان و فداکار برای شوهرش علی (ع) بود.
    در لوح دلش جز خداپرستی و عبادت خالق متعال و دوستداری پیامبر (ص) نقشی نبسته و از ناپاکی دوران جاهلیت و بت پرستی به دور بود.
    نه سال در خانه پر صفای مادر و در کنار پدر و نه سال دیگر را در کنار شوهر گرانقدرش علی مرتضی (ع) دوش به دوش وی در نشر تعلیمات اسلام و خدمات اجتماعی و کار طاقت فرسای خانه، زندگی کرد.
    اوقاتش به تربیت فرزند و کار و نظافت خانه و ذکر و عبادت پروردگار می گذشت.
    فاطمه (ع) دختری است که در مکتب تربیتی اسلام پرورش یافته و ایمان و تقوا در ذرات وجودش جایگزین شده بود.
    فاطمه در کنار مادر و آغوش پر مهر پدر تربیت شد و علوم و معارف الهی را از سرچشمه نبوت فراگرفت و آنچه را به سالها آموخته، در خانه شوهر به مرحله عمل گذاشت و همچون مادری سالخورده و کدبانویی آزموده که تمام دوره های زندگی را گذرانده باشد - به اهل خانه و آسایش شوهر و تربیت فرزندان - توجه می کرد و نیز آنچه را در بیرون خانه می گذشت، مورد توجه قرار می داد و از حق خود و شوهرش دفاع می کرد .



    مقام حضرت فاطمه (س) درقرآن وحدیث

    درقرآن و سوره های مختلف آن ازدیدگاه برخی از مفسران شیعه، سوره های گوناگونی درشأن و منزلت این بانوی محدثه نازل شده و احادیث فراوانی از پیامبر نقل شده است كه برخی ازآنها به شرح زیر می باشد:

    آیه مباهله ، آیات الابرار ، آیه موعدت اخی لقربی ، آیه تطهیر ، ازمستحكماتی هستند كه مفسران آن را درباره این بانوی بزرگوار تفسیر می نمایند .

    حدیثی دیگر ازپیامبر نقل شده است كه فرمود: ذرات وجود فاطمه (س) از ایمان به خداوند آكنده است. او هر لحظه در فكر خداست و هیچگاه ازیاد او غافل نمی باشد.
    نقل است که هرگاه پیامبر ازسفر بازمی گشت نخست فاطمه رامی بوسید او رانوازش می كرد و می گفت: هرگاه ازسفر به خانه بازمی گردم با دیدن فاطمه خستگی راه ازتنم خارج می شود و هرگاه كه می خواهم به مسافرت بروم با دیدار او جان تازه در قلبم در رگهایم جریان می یابد و با قوت قلب بیشتری ازخانه خارج می شوم. فاطمه (س) از زنان برگزیده و بزرگ عالم است كه می توان آن ها رااین گونه نگارش نمود.


    حضرت مریم (س) ، حضرت فاطمه (س) ،آسیه همسر فرعون و خدیجه مادربزرگوار




    ماجرای فدك

    فدک چیست؟

    الف) موقعیت جغرافیایی فدک

    فدک دهکده ای در شمال مدینه بود که تا آن شهر دو یا سه روز راه فاصله داشت . این دهکده در شرق خیبر و در حدود هشت فرسنگی آن واقع بود و ساکنانش همگی یهودی شمرده می شدند. امروزه فاصله خیبر تا مدینه را حدود 120 یا 160 کیلومتر ذکر می کنند .
    ب) فدک و رسول خدا (ص)

    در سال هفتم هجرت، پیامبر خدا (ص) برای سرکوبی یهودیان خیبر که علاوه بر پناه دادن به یهودیان توطئه گر رانده شده، از مدینه به توطئه و تحریک قبایل مختلف علیه اسلام مشغول بودند، سپاهی به آن سمت گسیل داشت و پس از چند روز محاصره دژهای آن راتصرف کرد .
    پس از پیروزی کامل سپاه اسلام - با آن که اختیار اموال و جان های شکست خوردگان همگی در دست پیامبر (ص) قرار داشت - رسول خدا (ص) با بزرگواری تمام، پیشنهاد آنان را پذیرفت و به آن ها اجازه داد نصف خیبر را در اختیار داشته باشند و نصف دیگر از آن مسلمانان باشد . بدین ترتیب، یهودیان در سرزمین خود باقی ماندند تا هر ساله نصف درآمد خیبر را به مدینه ارسال دارند .
    با شنیدن خبر پیروزی سپاه اسلام، فدکیان که خود را همدست خیبریان می دیدند، به هراس افتادند; اما وقتی خبر برخورد بزرگوارانه پیامبر (ص) با خیبریان را شنیدند، شادمان شدند و از رسول خدا (ص) خواستند با آنان همانند خیبریان رفتار کند . پیامبر خدا (ص) این درخواست را پذیرفت .
    ج) تفاوت فقهی حکم خیبر و فدک

    رفتار رسول خدا درباره فدک و خیبر یکسان می نماید; ولی این دو سرزمین حکم همسان ندارند . مناطقی که به دست مسلمانان تسخیر می شود، دو گونه است:
    1 . مکان های که با جنگ و نیروی نظامی گشوده می شود . این سرزمین ها که در اصطلاح «مفتوح العنوة » (گشوده شده با قهر و سلطه) خوانده می شود، به منظور تقدیر از تلاش جنگجویان مسلمان در اختیار مسلمانان قرار می گیرد و رهبر جامعه اسلامی چگونگی تقسیم یا بهره برداری از آن را مشخص می سازد . (5) منطقه خیبر، جز دو دژ آن به نامه های «وطیح » و «سلالم » ، (6) این گونه بود .
    2 . مکان هایی که با صلح گشوده می شود; یعنی مردم منطقه ای با پیمان صلح خود را تسلیم می کنند و دروازه های خود را به روی مسلمانان می گشایند . قرآن کریم اختیار این نوع سرزمین ها را تنها به رسول خدا (ص) سپرده است (7) و مسلمانان در آن هیچ حقی ندارند .
    فدک و دو دژپیش گفته خیبر این گونه فتح شد. بنابراین، ملک رسول خدا (ص) گشت. طبری مورخ بزرگ می گوید: «فدک ملک خالص پیامبر خدا (ص) بود . زیرا مسلمانان آن را با سواره نظام و پیاده نظام نگشودند .»

    فدك بعداز اینكه به تصرف ایشان درآمد جزء اموال غیرمنقول پیامبر(ص) درآمد واوآن دهكده را كه نخلستان بزرگی دراطراف خود داشت به دخترش فاطمه (ص) بخشید . بعد ازماجرای انتخاب خلیفه وخلافت ابوبكر مسلمانان به گروههای مختلف تقسیم شدن واختلافاتی دربین ایشان روی دادكه بزرگترین آنها قیام مسلمیه كذاب بود كه در اواخر عمر پیامبر آغازگردید وابوبكر به آن خاتمه داد . بعد ازاین وقایع حضرت فاطمه مشاهده نمود كه درآمد حاصله از فدك را برای او نمی آورند. به همین جهت كسانی را نزد خلیفه فرستاد وعلت را ازاو پرسید.

    ابو بكر پاسخ داد: مگر نشنیده ای كه پیامبر بارها فرموده بود : ( نحن معاشر الانبیاء لانورث )

    یعنی ماجماعت پیامبران را ازخو میراثی باقی نمی گذاریم .

    هنگامی كه این خبررا به حضرت دادند او كه در فراق پدر سوگوار بود، آهی از ته دل كشید و باصدای بلند زار زار گریست به طوری كه زنان مهاجر وانصار به گریه افتادند و حضرت فاطمه (ص) سپس خطبه پرشوری خطاب به ابو بكر ایراد نمود. (داستان کامل فدک و ادله آن)



    ماجرای سقیفه بنی ساعده

    با انتشار خبر رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله)، در حالی که مدینه در ماتم و سوگ فرو رفته و علی(علیه السلام)، عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر و برخی اصحاب در تدارک غسل و تدفین پیامبر خویش بودند، جمعی از انصار در سقیفه بنی ساعده، جمع شده و بر آن بودند تا سعد بن عباده، شیخی از بزرگان خزرج را به جانشینی رسول خدا نصب کنند. ابوبکر، عمر و ابوعبیده جراح با شنیدن این خبر، بی درنگ و شتابان روانه سقیفه شدند، اما علی و عباس نیز که خبر را شنیده بودند، هم چنان به تدارک تدفین جنازه رسول خدا ادامه دادند.
    در اجتماع سقیفه، ابتدا سعد بن عباده درباره جانشینی رسول خدا سخنانی گفت. پس از خاتمه سخنان او، خزیمة بن ثابت در تأیید سعد و امتیاز انصار بر مهاجران در امر خلافت سخن گفت.
    به دنبال او، اُسَید بن حُضیر که او نیز از طایفه خزرج و از رقبای سعد بن عباده بود، به گفت و گو برخاست و از اختصاص پیشوایی مسلمانان به مهاجران و ابوبکر دفاع کرد. مدافعان و حامیان دیگر سعد، در قالب سخنانی به انکار ادعای اُسید پرداختند و کسانی نیز در تأیید او سخن گفتند. در این حال، ابوبکر به پا خاست و با تأیید فضایل و عزت انصار، مدعی شد که پیامبر با بیان روایت: «الائمةُ مِن قُریش» پیشوایی قوم را به مهاجران اختصاص داده است.

    به هر حال، در این گفت و گوها چندین نظریه درباره جانشینی پیامبر مطرح شد:
    ابتدا امارت انصار، سپس با حضور مهاجران، امارت دوگانه (یکی از انصار و دیگری از مهاجران)، آن گاه امارت مهاجران و وزارت انصار، و سرانجام امارت قریش. همین مورد اخیر تحت تأثیر روایتی که ابوبکر از قول پیامبر نقل کرد و به دلیل اختلاف درونی دو طایفه اوس و خزرج به نتیجه نشست. با بالا گرفتن گفت و گوها در حالی که خزرجیان به دو دسته مدافعان و مخالفان سعد بن عباده تقسیم شده بودند، ابوبکر، ابوعبیده یا عمر را شایسته خلافت شمرد و آنان نیز وی را شایسته دانسته و بی درنگ دستان او را برای بیعت فشردند.
    در این حال، اسید بن حضیر و خزرجی های مطیع او، سراغ ابوبکر آمده و با او بیعت کردند. این بیعت را که با حضور چند تن از صحابه و در غیبت غالب اصحاب برجسته دیگر رسول خدا (صلی الله علیه وآله)انجام شد، «بیعت سقیفه» نام داده اند.
    عمر نیز بعدها آن را «فلته» یعنی اقدامی نااندیشیده و شتابزده شمرد.

    با انتشار خبر بیعت سقیفه، افزون بر علی(علیه السلام)، عباس، ابوسفیان و دست کم دوازده صحابه برجسته دیگر پیامبر به بیعت انجام شده اعتراض کردند.
    اگرچه ابوسفیان، پس از آن که به علی و عباس روی آورد و هیچ کدام پیشنهاد او را نپذیرفتند، به زودی تغییر عقیده داد و با خلیفه اول بیعت کرد، اما اصحاب نامور پیامبر تا چند ماه بعد که علی(علیه السلام) بیعت با ابوبکر را ضروری شمرد، هم چنان از بیعت امتناع کردند، کسانی مانند: سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن عمرو، ابی بن کعب، براء بن عازب، خالدبن سعید العاص، ابوایوب انصاری، حذیفة بن یمان، خزیمة بن ثابت، ابوالهیثم بن تیهان، عثمان بن حنیف، سهل بن حنیف، بریدة بن خضیب اسلمی، ابوالطفیل.
    جز این صحابه، تعدادی دیگر از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نیز در بیعت العامه سبقت نجستند و حضوری چشم گیر از خود نشان ندادند.
    اینان تنها و مدتی بعد، حاضر به بیعت با ابوبکر شدند. تعدادی از مشهورترین این صحابه به این قرارند: زبیر بن عوام، عبدالله بن عباس، فضل بن عباس، عتبة بن ابی لهب، ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب، عبدالله بن ابوسفیان بن حارث، حسان بن ثابت، حباب بن منذر، عبدالله بن مسعود و بشیر بن سعد

    یک روز پس از بیعت سقیفه، صحابه ثلاثه بر آن شدند تا با فراخواندن مسلمانان به مسجد پیامبر، بیعت چند نفره روز گذشته را به بیعت عام تبدیل کنند.
    این اقدام انجام شد، اما باز هم علی(علیه السلام)که به مسجد کشانده شده بود از بیعت امتناع کرد و خلافت را حق انکارناپذیر خویش شمرد.
    به دنبال مقاومت علی(علیه السلام)، فاطمه دختر پیامبر نیز در دفاع از حق علی(علیه السلام)به پا خاست، اما تمام کوشش های وی نیز بی پاسخ ماند و یگانه دختر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) با بی مهری، مورد اذیت و آزار قرار گرفت. (ماجرای کامل بنی ساعده)

    چگونگی ازدواج فاطمه ( ص ) و علی ( ع )

    از آغاز معلوم بود و همه می دانستند که جز علی ( ع ) کسی همسر ( کفو ) فاطمه دختر پیامبر عالیقدر اسلام نیست . با وجود این ، بسیاری از یاران و کسانی که خود را به پیغمبر ( ص ) نزدیک احساس می کردند ، به این وصلت چشم داشتند و این آرزو را در دل می پروردند .
    نوشته اند: پس از این آزمونها عده ای از اصحاب به حضرت علی (ع) می گفتند : چرا برای ازدواج با یگانه دختر پیغمبر (ص) اقدام نمی کنی ؟ حضرت علی (ع) می فرمود: چیزی ندارم که برای این منظور قدم پیش نهم. آنان می گفتند: پیغمبر (ص) از تو چیزی نمی خواهد.
    سرانجام حضرت علی (ع) زمینه را برای طرح این درخواست آماده دید.
    روزی به خانه رسول اکرم (ص) رفت. اما شدت حیا مانع ابراز مقصود شد.
    نوشته اند دو سه بار این عمل تکرار گردید. سومین بار پیغمبر اکرم (ص) از علی (ع) پرسید: آیا حاجتی داری؟
    علی ( ع ) گفت: آری.
    پیغمبر فرمود: شاید برای خواستگاری زهرا آمده ای؟
    علی عرض کرد: آری.
    چون مشیت و امر الهی بر این کار قرار گرفته بود و پیامبر از طریق وحی بر انجام دادن این مهم آگاه شده بود، می بایست این پیشنهاد را با دخت گرامیش نیز در میان بگذارد و از نظر او آگاه گردد.
    پیامبر (ص) به دخترش فاطمه گفت: تو علی را خوب می شناسی، علی نزدیکترین افراد به من می باشد. در اسلام، سابقه فضیلت و خدمت دارد. من از خدا خواستم برای تو بهترین شوهر را برگزیند. خداوند مرا به ازدواج تو با علی امر فرموده است. بگو چه نظر داری؟
    فاطمه ساکت ماند.
    پیغمبر سکوت او را موجب رضا دانست و مسرور شد و صدای تکبیرش بلند شد. آن گاه پیامبر (ص) بشارت این ازدواج را به علی (ع) فرمود و مهر فاطمه را 400 مثقال نقره قرار داد و در جلسه ای که عده ای از اصحاب بودند، خطبه عقد را قراءت کرد و این ازدواج فرخنده انجام شد.
    گفتنی است که علی (ع) جز یک شمشیر و یک زره و شتری برای آب کشی چیزی در اختیار نداشت. پیغمبر (ص) به علی فرمود: شمشیر را برای جهاد نگه دار، شترت را هم برای آب کشی و سفر حفظ کن، اما زره خود را بفروش تا وسایل ازدواج فراهم شود.
    پیغمبر (ص) به سلمان فرمود: این زره را بفروش.
    سلمان زره را به پانصد درهم فروخت. سپس گوسفندی را کشتند و ولیمه عقد ازدواج دادند. این جشن در ماه رجب سال دوم هجرت انجام شد. تمام وسایلی که به عنوان جهیزیه به خانه فاطمه زهرا (ع) دخت گرامی پیامبر (ص) آورده شده است، از 14 قلم تجاوز نمی کند:
    چارقد سرانداز -
    دو عدد لنگ -
    یک قطیفه -
    یک طاقه چادر پشمی -
    4 بالش -
    یک تخته حصیر -
    قدح چوبی -
    کوزه گلی -
    مشک آب -
    تنگ آبخوری -
    تختخواب چوبی -
    یک طشت لباسشویی -
    یک آفتابه -
    یک زوج دستاس
    و مقداری عطر و بخور
    این است جهیزیه و تمام اثاث خانه فاطمه زهرا زوجه علی (ع) سرور زنان عالم .
    در شب زفاف - به جای خدیجه که به جهان باقی شتافته بود، سلمی دختر عمیس مواظبت از فاطمه زهرا را بر عهده داشت - و رسول اکرم (ص) خود شخصا با عده ای از مهاجر و انصار و یاران باوفا در مراسم عروسی شرکت فرمود- از بانک تکبیر و تهلیل فضای کوچه های مدینه روحانیتی خاص یافته بود و موج شادی و سرور بر قلبها می نشست.
    پیامبر گرامی دست دخترش را در دست علی گذاشت و در حق آن زوج سعادتمند دعای خیر کرد و آنها را به خداوند بزرگ سپرد و بدین سان و با همین سادگی عروسی بهترین مردان و بهترین زنان جهان برگزار شد .


    شهادت حضرت فاطمه (ص)

    بعد از ماجرای سقیفه ؛ عمر به خانه حضرت علی(ع) حمله ور شده و در آنرا آتش زد و داخل خانه شد و در این هنگام حضرت فاطمه سر آسیمه ازخانه بیرون آمد عمر با شمشیر به پهلوی حضرت زد و بازوی او را با تازیانه زخمی كرد به طور یكه طفلی كه در بطن آن حضرت (محسن) بود سقط شد. در این هنگام علی(ع) به دفاع از فاطمه (ص) برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را بر زمین زد و خواست كه او را بكشد اما غلامان عمر به درون خانه ریختند و قنفذ غلام عمر آن حضرت و همسرش فاطمه(ص) را با تازیانه مجروح كرد بطوریكه آن حضرت تا هنگام فوت جای زخم او را بر بازویش داشت. بعد ازآن قنفذ فاطمه(ص) را به طرف چهار چوب درخانه كشانید و سپس در را فشار داد تا استخوانی از پهلویش شكست و طفلش (محسن) را سقط كرد، حضرت زهرا(ص) بعد ازاین ماجرا دائما دربستر بیماری بود تا به شهادت رسید.

  4. 4 کاربر از پست مرتضيm تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    کاربر ویژه


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    12,698
    میانگین پست در روز
    7.28
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    111,587
    تشکر شده 242,206 در 19,070 پست
    حالت من
    Gig
    اندازه فونت

    پیش فرض

    تاپیکها ادغام شدند

  6. 2 کاربر از پست Star_69 تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد سریال لاست | lost
    توسط hiva در انجمن بحث و معرفی آثار سینمای جهان
    پاسخ ها: 54
    آخرین نوشته: 1392,12,17, ساعت : 08:57
  2. اگر زندگی خدا نیست ....!!!؟
    توسط خانومی در انجمن مطالب جالب و خواندنی
    پاسخ ها: 10
    آخرین نوشته: 1391,09,26, ساعت : 23:27
  3. زندگی.................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    توسط fatima_66 در انجمن سرگرمی
    پاسخ ها: 13
    آخرین نوشته: 1389,08,13, ساعت : 13:22
  4. گل نرگس، گل زهرا کجایی؟
    توسط golia در انجمن تبریکات و مناسبت ها
    پاسخ ها: 15
    آخرین نوشته: 1388,05,16, ساعت : 20:25
  5. ولادت حضرت عباس علمدار کربلا
    توسط shamim در انجمن سرگرمی
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1388,05,05, ساعت : 13:46

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •