آپلود سنتر
ابزار
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1388,07,24
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    canada
    نوشته ها
    687
    تشکرها
    1,856
    تشکر شده 6,183 بار در 1,081 پست

    پیش فرض زن و شوهر بعد از 18 سال خواهر و برادر شدند

    يك مرد كامبوجي چند روز پيش با گذشت ساليان دراز مادر خود را پيدا كرد اما همزمان با اين حادثه خوش يمن تلخي بزرگي دامنگير او شد. اين مرد پس از گفتوگو با مادرش فهميد كه همسرش خواهر تني اوست.
    جنگ براي انسانها پيامدهاي بسياري به همراه دارد.اين مرد كه «شياسونگ» نام دارد 35 ساله است و همسرش «شيالي» 38 ساله و از استان «يوجيا» هستند. اين زوج داراي 4 فرزند هستند. اگر چه دو نفر ميدانستند كه از كودكي و بر اؤر جنگ از خانواده و اقوام خود جدا شده اند اما هيچ كس نمي دانست كه آن دو از يك خانواده و خواهر و برادر تني هستند.
    به گزارش پايگاه خبري پليس از يك سايت اينترنتي در سال 1975 ميلادي «شياسونگ» و «شيالي» بطور جداگانه بر اؤر جنگ از زادگاه خود متواري شدند. در آن زمان آنها 5 و 8 ساله بودند. «شياسونگ» در سن 17 سالگي بر اؤر بيماري مهلك در بيمارستان بستري شد. پرستارش در آن زمان «شيالي» بود كه اين دو نفر پس از آشنايي با يكديگر ازدواج كردند. آنها به غير از اينكه از يك زادگاه هستند چيز ديگري نمي دانستند.
    «شياسونگ» پس از ازدواج همواره در جستوجوي يافتن اقوام خود بود. او به زحمت و با جمع آوري مقداري پول به جستوجوي اقوام خود راه افتاد و پس از سال ها مادر 77 ساله خود را در محل تولدش پيدا نمود كه يك حادؤه مبارك بود.
    يكي از مقامات محلي گفت:در ابتدا آنها در خوشي قرار گرفتند، ولي مادر زماني كه اسامي اقوام و فاميل را يادآوري كرد «شيالي» فهميد كه اين اسمها متعلق به اقوام او نيز هست و بدين ترتيب زن و شوهر به ياد خاطره هاي دوران كودكي خود افتاده و دريافتند كه هر دو از يك پدر و مادر زاده شدهاند.
    اين حقيقت تلخ، خوشي ديدار اقوام را كه پس از مدت ها به دست آمده بود به مصيبتي خانمانسوز تبديل كرد و تمام خانواده را در دنياي اندوه و ماتم فروبرد.
    در دهه هفتاد هزاران كامبوجي بر اؤر جنگ كوله بار خود را بستند و منازل و كاشانه خود را ترك كردند بطوري كه در حال حاضر هزاران نفر در كامبوج به دنبال خانوادههاي خود ميگردند
    هنگام گذر از باغ گل سرخ، گل سرخی را به شدت غمگین دیدم،
    علت را پرسیدم. ؟
    گفت: دلم گرفته...
    گفتم: از چه کسی؟
    گفت: از یک دوست...
    گفتم: کدام دوست؟
    گفت: گل نیلوفر را می گویم...
    کمی با دقت نگریستم و ساقه رونده نیلوفر را به دور ساقه آن دیدم.گفتم: چون نیلوفر به دور ساقه ات پیچیده و بالا رفته ناراحتی؟
    گفت: نه، من خودم دستش را گرفتم تا بالا بیاید. اما همینکه قدش از من بلندتر شد، نرده های آهنی باغ را به من ترجیح داد و به دور آنها پیچید...
    خیلی عصبانی شدم، چقدر از نیلوفر بدم آمده بود، ناخودآگاه کمر خم کردم تا نیلوفر قدرناشناس را از ریشه در بیاورم،..
    اما ناگهان گل سرخ خاری به شدت در دستانم فرو کرد و گفت: شرط مهمان نوازی نبود، اما به هر حال نیلوفر دوست من است...!!


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1388,10,21
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    0.74
    محل سکونت
    ساری
    نوشته ها
    1,230
    تشکرها
    12,296
    تشکر شده 4,257 بار در 1,317 پست

    پیش فرض

    بعد از این همه سال فهمیدن کم مونده از تعجب شاخ در آرم
    دوستم بدار اندکی، ولی طولانی...





  3. تشکر شده توسط :


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1388,05,07
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,244
    تشکرها
    62,395
    تشکر شده 33,887 بار در 5,264 پست

    پیش فرض

    چه جالب !!
    حالا تکلیف این بچه هایی که دارن چی میشه ؟!
    مادره میشه عمه شون پدره میشه داییشون

    ته، ته، ته همه ناامیدی ها، نداشتن ها،
    نخواستن ها، نبودن ها و بن بست ها؛
    خدا رو داری که آغوشش رو باز کرده برات ...!!


    فرح - مهندس محیط زیست


  5. تشکر شده توسط :


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1388,07,09
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    0.97
    محل سکونت
    Neverland
    نوشته ها
    1,700
    تشکرها
    12,279
    تشکر شده 20,490 بار در 2,850 پست

    پیش فرض

    چه ضایع
    ولی از شوخی گذشته خیلی بد و وحشتناکه

    خدایا خسته ام

  7. تشکر شده توسط :


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1388,08,30
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    میانگین پست در روز
    0.06
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    106
    تشکرها
    2,597
    تشکر شده 760 بار در 212 پست

    پیش فرض

    واقعا تعجب آور بیچاره ها چه زجری میکشند !!!!!!!

  9. تشکر شده توسط :


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1389,02,02
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.34
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    532
    تشکرها
    1,450
    تشکر شده 1,864 بار در 719 پست

    پیش فرض

    واییییییییییییییی چه بددددددددددددددددددددددد
    حالا فکر کن زنشم دوس داشته باسشه
    میدونم که یه روزی
    یکی از همین روزا
    یکی با موی سیا
    میاد از پشت همین ستاره ها و
    دل ِ من رو می بره

    من می دونم
    که یه روزی
    یه فرشته یا پری
    از اونا که یدونس اونم فقط تو قصه هاس
    چشاشون مشکیه و موشون سیاس
    میاد از پشت همین ستاره ها و
    دل من رو می بره

    سحر 23تهران

  11. تشکر شده توسط :


  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1388,06,14
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    0.87
    محل سکونت
    یه چهار دیواری
    نوشته ها
    1,552
    تشکرها
    3,132
    تشکر شده 7,332 بار در 1,021 پست

    پیش فرض

    بیچاره هاااااااااااااااااااا حالات کلیفشون چیه؟
    همین که "آرزوهایم "را خاک کردم به آرامش رسیدم...!

    چه ساده بود خوشبختی!

  13. تشکر شده توسط :


  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1388,11,20
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    میانگین پست در روز
    0.11
    نوشته ها
    176
    تشکرها
    3,176
    تشکر شده 829 بار در 294 پست

    پیش فرض

    حتی فکرش عذاب آوره
    کسی را که دوست می داری رهایش کن ....اگر متعلق به تو باشد بازخواهد گشت ، اگر برنگشت از اول متعلق به تو نبوده

    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

  15. تشکر شده توسط :


  16. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1388,05,25
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    میانگین پست در روز
    0.48
    محل سکونت
    تهران - دست راست - درب سوم
    نوشته ها
    863
    تشکرها
    4,117
    تشکر شده 1,120 بار در 590 پست

    پیش فرض

    البته خیلی بده ولی این مسئله ازدواج برادر و خواهر در قدیم رایج بوده . در بین خانواده شاهان و اشراف ، برای اینکه خونشان با دیگران مخلوط نشود. قابیل هم که با بیل هابیل رو کشت بخاطر رقابت برای خواهرش بود دیگه

  17. تشکر شده توسط :


  18. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1388,01,20
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    0.58
    محل سکونت
    طهران
    نوشته ها
    1,113
    تشکرها
    28,196
    تشکر شده 4,739 بار در 1,368 پست

    پیش فرض

    چقدر بد...ولی دیگه کار از کار گذشته آخه!!!
    عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست
    پرسیدند : کجا میروی ؟
    گفت: میروم با آتش، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند.
    نه به خاطر رفاه در بهشت و ترس از جهنم...




    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]
    [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید]

  19. تشکر شده توسط :


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. مشاهير زمين شناسى
    توسط novin در انجمن مشاهیر دیگر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 22 آذر 1391, ساعت : 02:30 بعد از ظهر
  2. بیوگرافی ويد ويليامز | بلیک فرار از زندان
    توسط hiva در انجمن بازیگران و عوامل سینمای خارجی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07 خرد 1389, ساعت : 10:48 قبل از ظهر
  3. آرزوهای بزرگ | چارلز دیکنز | تایپ
    توسط majidrahmani در انجمن کتابهای کامل شده خارجی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 01 شهر 1388, ساعت : 12:17 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •