بازگشت   نودهشتیا > اخبار > حوادث > خارجی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۲ خرداد ۱۳۸۹, ۰۶:۵۵ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
bibi73 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +8 امتیاز     
پیش فرض زن و شوهر بعد از 18 سال خواهر و برادر شدند

يك مرد كامبوجي چند روز پيش با گذشت ساليان دراز مادر خود را پيدا كرد اما همزمان با اين حادثه خوش يمن تلخي بزرگي دامنگير او شد. اين مرد پس از گفتوگو با مادرش فهميد كه همسرش خواهر تني اوست.
جنگ براي انسانها پيامدهاي بسياري به همراه دارد.اين مرد كه «شياسونگ» نام دارد 35 ساله است و همسرش «شيالي» 38 ساله و از استان «يوجيا» هستند. اين زوج داراي 4 فرزند هستند. اگر چه دو نفر ميدانستند كه از كودكي و بر اؤر جنگ از خانواده و اقوام خود جدا شده اند اما هيچ كس نمي دانست كه آن دو از يك خانواده و خواهر و برادر تني هستند.
به گزارش پايگاه خبري پليس از يك سايت اينترنتي در سال 1975 ميلادي «شياسونگ» و «شيالي» بطور جداگانه بر اؤر جنگ از زادگاه خود متواري شدند. در آن زمان آنها 5 و 8 ساله بودند. «شياسونگ» در سن 17 سالگي بر اؤر بيماري مهلك در بيمارستان بستري شد. پرستارش در آن زمان «شيالي» بود كه اين دو نفر پس از آشنايي با يكديگر ازدواج كردند. آنها به غير از اينكه از يك زادگاه هستند چيز ديگري نمي دانستند.
«شياسونگ» پس از ازدواج همواره در جستوجوي يافتن اقوام خود بود. او به زحمت و با جمع آوري مقداري پول به جستوجوي اقوام خود راه افتاد و پس از سال ها مادر 77 ساله خود را در محل تولدش پيدا نمود كه يك حادؤه مبارك بود.
يكي از مقامات محلي گفت:در ابتدا آنها در خوشي قرار گرفتند، ولي مادر زماني كه اسامي اقوام و فاميل را يادآوري كرد «شيالي» فهميد كه اين اسمها متعلق به اقوام او نيز هست و بدين ترتيب زن و شوهر به ياد خاطره هاي دوران كودكي خود افتاده و دريافتند كه هر دو از يك پدر و مادر زاده شدهاند.
اين حقيقت تلخ، خوشي ديدار اقوام را كه پس از مدت ها به دست آمده بود به مصيبتي خانمانسوز تبديل كرد و تمام خانواده را در دنياي اندوه و ماتم فروبرد.
در دهه هفتاد هزاران كامبوجي بر اؤر جنگ كوله بار خود را بستند و منازل و كاشانه خود را ترك كردند بطوري كه در حال حاضر هزاران نفر در كامبوج به دنبال خانوادههاي خود ميگردند



هنگام گذر از باغ گل سرخ، گل سرخی را به شدت غمگین دیدم،
علت را پرسیدم. ؟
گفت: دلم گرفته...
گفتم: از چه کسی؟
گفت: از یک دوست...
گفتم: کدام دوست؟
گفت: گل نیلوفر را می گویم...
کمی با دقت نگریستم و ساقه رونده نیلوفر را به دور ساقه آن دیدم.گفتم: چون نیلوفر به دور ساقه ات پیچیده و بالا رفته ناراحتی؟
گفت: نه، من خودم دستش را گرفتم تا بالا بیاید. اما همینکه قدش از من بلندتر شد، نرده های آهنی باغ را به من ترجیح داد و به دور آنها پیچید...
خیلی عصبانی شدم، چقدر از نیلوفر بدم آمده بود، ناخودآگاه کمر خم کردم تا نیلوفر قدرناشناس را از ریشه در بیاورم،..
اما ناگهان گل سرخ خاری به شدت در دستانم فرو کرد و گفت: شرط مهمان نوازی نبود، اما به هر حال نیلوفر دوست من است...!!
bibi73 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
#SamaneH#, *artist*, *snowflake*, *~Faezeh~*, -دایان-, ...larisa, .ELHAM., .Monire., asal, Asal88, AsalBanu, Astrgirl, atei_69, avazkhamoosh, ayda90, babasi, behnazhmz, BIDAD, dandelion_1993, dariush_4594, E.K.H, elahem, Elnaz, farahi, farnaz21, ghazal.76, golbahar90, hasti 94, havijjo0nam, havva7, hiva, iryane, jim.jim, joghoze, kandi201022, lili59, Maedeh, mahana1, mahsan, man!, MARIEH_73, marjan.AA, maryam1, MICROOOB, motevalede_azar, m_h_n, nazi2000, NooNooki, No_1, P-SIMORGH, pajhvak, parstoo, perijooon, raha007, Sahar B, sayeh ninja, shili, shsj, skarlet 62, spoorg, sunthin, s_donia323, tanaz.68, TINA_1363, zohal69, ~ ghazali ~, ~SAREH~, ~TuLiPa~, ~مریم~, بلوط, بهار سرد, دختر مسافر, شب, شبنم, !arefeh, فهیم, ليلی, لی لی تنها, مهستی, مُحی, پدیده, کاتی, ღhadi3ღ, ♥BAHAR♥

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۲ خرداد ۱۳۸۹, ۰۷:۳۵ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
maryam63279 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بعد از این همه سال فهمیدن کم مونده از تعجب شاخ در آرم



دوستم بدار اندکی، ولی طولانی...




maryam63279 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ خرداد ۱۳۸۹, ۰۷:۳۶ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
ویراستار کتاب انجمن
 
farahi آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

چه جالب !!
حالا تکلیف این بچه هایی که دارن چی میشه ؟!
مادره میشه عمه شون پدره میشه داییشون




ته، ته، ته همه ناامیدی ها، نداشتن ها،
نخواستن ها، نبودن ها و بن بست ها؛
خدا رو داری که آغوشش رو باز کرده برات ...!!


فرح - مهندس محیط زیست

farahi آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ خرداد ۱۳۸۹, ۰۸:۱۱ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
mahsan آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

چه ضایع
ولی از شوخی گذشته خیلی بد و وحشتناکه



mahsan آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۴۱ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
saghar23 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

واقعا تعجب آور بیچاره ها چه زجری میکشند !!!!!!!
saghar23 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۴۴ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
saharo آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

واییییییییییییییی چه بددددددددددددددددددددددد
حالا فکر کن زنشم دوس داشته باسشه



میدونم که یه روزی
یکی از همین روزا
یکی با موی سیا
میاد از پشت همین ستاره ها و
دل ِ من رو می بره

من می دونم
که یه روزی
یه فرشته یا پری
از اونا که یدونس اونم فقط تو قصه هاس
چشاشون مشکیه و موشون سیاس
میاد از پشت همین ستاره ها و
دل من رو می بره

سحر 23تهران
saharo آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۲ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۵۱ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
aroosak$ad آواتار ها
 
aroosak$ad به MSN ارسال پیام aroosak$ad به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بیچاره هاااااااااااااااااااا حالات کلیفشون چیه؟



همین که "آرزوهایم "را خاک کردم به آرامش رسیدم...!

چه ساده بود خوشبختی!
aroosak$ad آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۳ خرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۱۶ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
mahsa.gh آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

حتی فکرش عذاب آوره



کسی را که دوست می داری رهایش کن ....اگر متعلق به تو باشد بازخواهد گشت ، اگر برنگشت از اول متعلق به تو نبوده


mahsa.gh آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۳ خرداد ۱۳۸۹, ۰۹:۴۸ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
sbahadorkhani آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

البته خیلی بده ولی این مسئله ازدواج برادر و خواهر در قدیم رایج بوده . در بین خانواده شاهان و اشراف ، برای اینکه خونشان با دیگران مخلوط نشود. قابیل هم که با بیل هابیل رو کشت بخاطر رقابت برای خواهرش بود دیگه
sbahadorkhani آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۳ خرداد ۱۳۸۹, ۱۰:۰۰ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Maedeh آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

چقدر بد...ولی دیگه کار از کار گذشته آخه!!!



عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست
پرسیدند : کجا میروی ؟
گفت: میروم با آتش، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند.
نه به خاطر رفاه در بهشت و ترس از جهنم...
Maedeh آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
از, برادر, بعد, خواهر, زن, سال, شدند, شوهر

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
مشاهير زمين شناسى novin مشاهیر دیگر 4 ۲۲ آذر ۱۳۹۱ ۰۲:۳۰ بعد از ظهر
بیوگرافی ويد ويليامز | بلیک فرار از زندان hiva بازیگران و عوامل سینمای خارجی 0 ۷ خرداد ۱۳۸۹ ۱۰:۴۸ قبل از ظهر
آرزوهای بزرگ | چارلز دیکنز | تایپ majidrahmani کتابهای کامل شده خارجی 2 ۱ شهريور ۱۳۸۸ ۱۲:۱۷ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۱:۰۹ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا