تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1389,03,23
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,643
    میانگین پست در روز
    1.09
    محل سکونت
    توی خودم...
    تشکر از کاربر
    4,733
    تشکر شده 111,530 در 1,777 پست

    پیش فرض معرفی و نقد رمان به امید شوهر (اولین رمان سراسر طنز نودهشتی) | کار گروهی کاربران انجمن

    سلام به همگی.
    شماهم از خوندن رمانهای پر از غم و حسرت خسته شدین؟
    شما هم دلتون یک رمان سراسر شوخی و خنده , با یک پایان متفاوت و صد البته شاد میخواد؟
    شما هم میخوایین که یک رمان بخونین که توش هیچ خبری از هجران و فراق نباشه؟
    خب پس چرا معطلین؟؟ این همونی که شما میخوایین.
    چند تا نکته::
    1: آقا پسرهای گل نودهشتی لطفا به این نکته توجه داشته باشن "ورود آقایان به این تاپیک و خوندن این رمان برای هر جنس مذکری ممنوعه" یک کلوم ختم کلوم!
    این یک رمان کاملا دخترونه است و ما میخواییم توش با دخترها شوخی کنیم...نبینم فردا باز راه بیفتین از این رمان آتو بگیرین !!!
    2:خلاصه داستان : چندتا دختر تصمیم میگیرن برای خودشون شوهر پیدا کنن!
    برای همین شایعه میکنن که هر پسری که با اونها ازدواج کنه چندتا سکه طلا جایزه میگیره و برا ی اینکار احیتاج به طلا دارند که به ناچار دست به سرقت از یک طلافروشی میزنند و ....

    این شما و این رمان به امیــــــــــــد شوهر..!



    لینک رمان::::

    به امید شوهر | کار گروهی
    از خدا پرسيدم :
    اگر در سرنوشت ما،همه چيز را از قبل نوشته اي پس آرزو كردن چه سود دارد؟!!
    خدا گفت:
    شايد نوشته باشم هرچه كه آرزو كند ...

    رمان وقتي حتي زن نيستي


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1390,07,29
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    2,402
    میانگین پست در روز
    2.37
    محل سکونت
    گوشه کتابام
    تشکر از کاربر
    21,228
    تشکر شده 358,678 در 3,472 پست

    پیش فرض

    سلام ...
    خوبی خوشی ؟
    من اومدم اولی باشم...
    خیلی خوبه...من دوسش دارم...
    راستی مگه گروهی نیست پس تند تند بزارین دیگه...
    راستی دخترا خیلی شیطونن...
    دسته کمی از خودمون ندارن..



    مـــردانـه تــر عــــــاشـــقـم بـاش
    تــا بـبـیـنـی
    بــرای ِ دیــوانـگی هـایـت
    چـــقـدر زنــم


    (نـگـار الــهـی)

  3. 9 کاربر از پست shahtut تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1389,03,23
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,643
    میانگین پست در روز
    1.09
    محل سکونت
    توی خودم...
    تشکر از کاربر
    4,733
    تشکر شده 111,530 در 1,777 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط shahtut نمایش پست ها
    سلام ...
    خوبی خوشی ؟
    من اومدم اولی باشم...
    خیلی خوبه...من دوسش دارم...
    راستی مگه گروهی نیست پس تند تند بزارین دیگه...
    راستی دخترا خیلی شیطونن...
    دسته کمی از خودمون ندارن..

    سلام به روی ماهت.
    خیلی باعث شدی ذوق مرگ شویم که اومدی...مرسییییییییییییییی
    خوشحالییییییییییییییییییی ییییییم.
    چرا عزیز دل..خب یکمی فرصت بدین ما بنویسم ..با هم هماهنگ کنیم...بعدش تندتند در خدمتیم.
    آره...هنوز شیطونیهاشونر و ندیدی ...صبرکن...صبــــــــــــــر

  5. 5 کاربر از پست chrysalis تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1390,11,28
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    نوشته ها
    270
    میانگین پست در روز
    0.30
    تشکر از کاربر
    3,451
    تشکر شده 1,201 در 276 پست
    حالت من
    Relax

    پیش فرض

    سلام...رمان خیلی باحالیه ولی مشکل اینجاس که این دخترا یکم مخشون تاب داره....آخه کدوم احمقی چنین راه حل هایی رو میده؟؟؟وا3 شوخی آره اما اگه جدی حرف میزنن یه تختشون کمه....در ضمن مونا که هنوز نترشیده که ناراحته...!!!فقط میخواستم بگم از نظر هوشی سطح دخترا رو بالا ببرید...دستتون درد نکنه...زودتر ادامشو بذارین...امیدوارم از نقدم ناراحت نشین دوستان

  7. 5 کاربر از پست ..samira.. تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1389,03,23
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,643
    میانگین پست در روز
    1.09
    محل سکونت
    توی خودم...
    تشکر از کاربر
    4,733
    تشکر شده 111,530 در 1,777 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ..samira.. نمایش پست ها
    سلام...رمان خیلی باحالیه ولی مشکل اینجاس که این دخترا یکم مخشون تاب داره....آخه کدوم احمقی چنین راه حل هایی رو میده؟؟؟وا3 شوخی آره اما اگه جدی حرف میزنن یه تختشون کمه....در ضمن مونا که هنوز نترشیده که ناراحته...!!!فقط میخواستم بگم از نظر هوشی سطح دخترا رو بالا ببرید...دستتون درد نکنه...زودتر ادامشو بذارین...امیدوارم از نقدم ناراحت نشین دوستان


    سلام عزیز.

    عزی دلم...شما فکر کنم دقیق نه عنوان رو خوندی و نه متن رمان رو!
    نگاه کن.
    نوشتم که اویلن رمان سراسر طنز !!
    طنز خوشگلم نه جدی!
    معلومه که در واقعیت هیچ دختری اینقدر ابله نمیشه!
    اینها همش شوخی بوده و هست..حتی پایانش هم متفاوته با همه رمانها.
    درباره موتا هم که خودم خط اول نوشتم .میدونم خیلی برای نگران شدن دیر نیست اما میترسم به سرنوشت دختر عموهام که همه 33 و 35 سالگی عروس شدن دچار بشم!
    متوجه شدی ؟
    قربونت بشم ..نه ناراحت چرا؟
    بهر حال این رمان یک سری بازخوردهایی داره..منم درک میکنم.
    از نظر سطح هوشی هم به جشم...
    افتخار ما اعتماد شماست.
    امیدوارم همچنان همرهمون باشی

  9. 8 کاربر از پست chrysalis تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1390,03,30
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    2,369
    میانگین پست در روز
    2.08
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    7,939
    تشکر شده 10,474 در 1,784 پست

    پیش فرض

    سلام دوستای عزیزم...... به نظر من رمان خیلی شاد و جذابی می شه..... از همین شمسی کوره و مونا و ..... معلومه دیگه....... افکار مونا خیلی بامزه بودن.... با خودش صادقه بچه....... قیافه ی شکوفه رو هم خیلی با مزه توصیف کرده بودین..... موفق باشین.... من که همین اولش داشتم می خندیدم حسابی....

  11. 4 کاربر از پست asoodeh تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1389,03,23
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,643
    میانگین پست در روز
    1.09
    محل سکونت
    توی خودم...
    تشکر از کاربر
    4,733
    تشکر شده 111,530 در 1,777 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط asoodeh نمایش پست ها
    سلام دوستای عزیزم...... به نظر من رمان خیلی شاد و جذابی می شه..... از همین شمسی کوره و مونا و ..... معلومه دیگه....... افکار مونا خیلی بامزه بودن.... با خودش صادقه بچه....... قیافه ی شکوفه رو هم خیلی با مزه توصیف کرده بودین..... موفق باشین.... من که همین اولش داشتم می خندیدم حسابی....

    سلام دوست عزیزم.
    بله کاملا رمان شادیه...این رمان رویکردی جدید داره..قووووووووول.
    مرسی...ممنونم که از بنده خوشتون اومده
    اگه بگم این شکوفه رو قبلا من کجا دیدمممممم
    ایشالا همیشه بخندی

  13. 4 کاربر از پست chrysalis تشکر کرده اند .


  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1390,08,29
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    11
    میانگین پست در روز
    0.01
    محل سکونت
    آبادان
    تشکر از کاربر
    90
    تشکر شده 62 در 25 پست

    پیش فرض

    سلام .
    فکر کنم جالب بشه تا اینجاش که خوب بود . بعضی وقتا رمانای اینجوری لازمه من که اصلا رمانای غصه دار دوس ندارم وقتی هم میخونم تا چند روز پکرم ولی از رمانای شاد خوشم میاد .
    موفق باشید امیدوارم خوب باشه.

  15. 3 کاربر از پست alone.arezo تشکر کرده اند .


  16. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1389,03,23
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    1,643
    میانگین پست در روز
    1.09
    محل سکونت
    توی خودم...
    تشکر از کاربر
    4,733
    تشکر شده 111,530 در 1,777 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط alone.arezo نمایش پست ها
    سلام .
    فکر کنم جالب بشه تا اینجاش که خوب بود . بعضی وقتا رمانای اینجوری لازمه من که اصلا رمانای غصه دار دوس ندارم وقتی هم میخونم تا چند روز پکرم ولی از رمانای شاد خوشم میاد .
    موفق باشید امیدوارم خوب باشه.

    سلام.
    فکر نکن عزیزم ..مطمئن باش که جالب میشه...هنوز اصل داستان شروع نشده.

  17. 2 کاربر از پست chrysalis تشکر کرده اند .


  18. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1389,05,23
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    نوشته ها
    284
    میانگین پست در روز
    0.20
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    526
    تشکر شده 2,156 در 854 پست

    پیش فرض

    سلام
    ازتون اول تشکر کنم ب خاطر نوشتن ی داستان(من اول سرو با پنبه میبرم,اول تشکر بعد نقد)
    اولا ی داستان طنز ب داستانی نمیگن که ی اسم طنز گونه داشته باشه باید محتوای داستان,مکالمه های دو طرف باید باعث خنده بشه,مثل اینکه طرف داره نصیحت میکنه ما بهش بگیم مثل کنیز کفگیر خورده غر نزن,که این جمله باعث میشه خواننده رو به خنده بیاره,آدم میتونه از ی واقعه جدی خنده بیاره,مثل اینکه شما نماز خوندن الی رو بگید اما در حالی ک حواسش به همه جا هست,و سر نماز به چی فکر میکنه و نماز هم میخونه,ی کم پخته تر بنویسید,از حرف های جدی محفل خنده رو باز کنید
    باز هم تشکر
    تو به من خندیدی
    و نمی دانستی
    من به چه دلهره از باغچه همسایه
    سیب را دزدیم
    باغبان از پی من زود دوید
    سیب را دست تو دید
    غضب آلود به من کرد نگاه
    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
    و تو رفتی و هنوز
    سالهاست که در گوش من آرام آرام
    خش خش گام تو تکرار کنان
    می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان
    غرق این پندارم
    که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

  19. 6 کاربر از پست *elham تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. عشق دردناک | رمان گروهی | معرفی و نقد کتاب
    توسط maryammmmmm6 در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 56
    آخرین نوشته: 1392،05،30, ساعت : 03:04 قبل از ظهر
  2. پاسخ ها: 77
    آخرین نوشته: 1392،04،07, ساعت : 04:21 بعد از ظهر
  3. به امید شوهر | کار گروهی
    توسط chrysalis در انجمن حذفیات
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1390،12،06, ساعت : 11:56 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •