بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۱۴ قبل از ظهر   #61 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
coral آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط sharmin.r نمایش پست ها
سلام
نقدی نمی بینم به سبک نوشتنت
چون خیلی دوسش دارم
خوش اومدنمم با امتیاز و تشکر دارم نشون میدم
اینجا اومدم که هی نگی بیاین نقد بیاین نقد
سلام عزیزم
ممنونم ... لطف داری ...
ولی خوب همون احساستتون مثلا" الان سیامک اومد یه حرفایی بینشون رد و بدل شد ... شما متوجه چیزی نشدین ... چه حسی پیدا کردین ... همینطوری داستان پیش بره خوبه ؟ ...
سیامک باشه نباشه ... مسعود رو بکشم نکشم ... مهرزاد رو دو دستی تقدیم سارا بکنم نکنم ...
هوم ؟ ...




coral آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۲۱ بعد از ظهر   #62 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
niloofarane آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

دل این سیامکم رفته ها
این عموی مهرزاد بدجوری منو فکری کرده...........کوروش یه بلای سرش آورده،احتمالا همه چیزشو بالا کشیده(دارم نوستراداموس می شم با این پیش بینی هام)
الان دارم به جمله ایی که تو صفحه 3 بود فکر می کنم اونجایی که کوروش تو ماشین به کتی گفت:

با خنده شونه هاشو بالا انداخت : شاید ... کی می دونه ... شاید حتی پشت این خنده های منم نیت بدی پنهون شده باشه ...
و با نگاه جدی توی چشام زل زد : کسی چه می دونه ...

....منم دارم مشکوک می شم به این محبت!!!




باید باکره باشی، باید پاک باشی
برای آسایش مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند!
چرایش را نمیدانی فقط میدانی قانون است، سنت است، دین است
قانون و سنت را میدانی مردان ساخته اند
اما در خلوت می اندیشی به مرد بودن خدا و گاهی فکر میکنی شاید خدا را نیز مردان ساخته اند!!

niloofarane آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۲۶ بعد از ظهر   #63 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
coral آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط niloofarane نمایش پست ها
دل این سیامکم رفته ها
این عموی مهرزاد بدجوری منو فکری کرده...........کوروش یه بلای سرش آورده،احتمالا همه چیزشو بالا کشیده(دارم نوستراداموس می شم با این پیش بینی هام)
الان دارم به جمله ایی که تو صفحه 3 بود فکر می کنم اونجایی که کوروش تو ماشین به کتی گفت:

با خنده شونه هاشو بالا انداخت : شاید ... کی می دونه ... شاید حتی پشت این خنده های منم نیت بدی پنهون شده باشه ...
و با نگاه جدی توی چشام زل زد : کسی چه می دونه ...

....منم دارم مشکوک می شم به این محبت!!!

چه بگویم شاید ...
شک چیز خوبیه ... ادامه بدین ...
coral آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۳۶ بعد از ظهر   #64 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
sharmin.r آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط coral نمایش پست ها
سلام عزیزم
ممنونم ... لطف داری ...
ولی خوب همون احساستتون مثلا" الان سیامک اومد یه حرفایی بینشون رد و بدل شد ... شما متوجه چیزی نشدین ... چه حسی پیدا کردین ... همینطوری داستان پیش بره خوبه ؟ ...
سیامک باشه نباشه ... مسعود رو بکشم نکشم ... مهرزاد رو دو دستی تقدیم سارا بکنم نکنم ...
هوم ؟ ...
من نمی خوام متوجه چیزی بشم
دوست دارم سیامک حسش برادرانه باشه
مسعود زنده بمونه که کتی بی پشتوانه نباشه
مهرزاد رو ندی به سارا که پایبنده هیچ اصولی نیست(هرچند الآن به نظر میاد مهرزاد و عموش یه مشکلی با کوروش دارن ولی اینکه بی ربطه به کتی)
آخه قشنگی داستان به اینه که از ذهن نویسنده اش باشه نه اون چیزی که من می خوام
ولی مسعود و نکش



آنی
تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشم هایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت
از تنهایی معصومانه ی دستهایت
sharmin.r آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۴۳ بعد از ظهر   #65 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
فاطیما8 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزیزم
اول یه دنیا تشکر بابت رمان زیبات و خسته نباشید بابت هرروز اپ کردنت...
به نظر من تو ایران حداقل ما رابطه ای به نام برادر و خواهر نداریم اونم واسه دوتا دختر و پسر غریبه پس مطمعنا سیامک عاشق کتی شدهاین نظر منه..
مسعود هم یه پشتوانه ست واسه کتی و زنده بمونه بهتر...یعنی اگه بمیره من میدونم و تو coral
مهرزاد هم با اینکه مشکوکه و من احساس میکنم دوستیش با مسعودم از قبل برنامه ریزی شده ولی من دوسش دارم و به کتی جان بهم برسن
کتی فلک زده چقدر سختی کشیده دلم واسش سوخت این کوروشو اخر داستان بده دست کتی زجر کشش کنه توروخدا یکم دلش خنک شه
در پایان مرسی از رمان خوشجلت و مرسی از خودت



آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند
از آدم های یک ساعت دیگر میترسم!
چون درگیر هزاران ثانیه اند…
ثانیه هایی که در هرکدام
رنگی دگر به خود میگیرند …
فاطیما8 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۴۳ بعد از ظهر   #66 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
coral آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط sharmin.r نمایش پست ها
من نمی خوام متوجه چیزی بشم
دوست دارم سیامک حسش برادرانه باشه
مسعود زنده بمونه که کتی بی پشتوانه نباشه
مهرزاد رو ندی به سارا که پایبنده هیچ اصولی نیست(هرچند الآن به نظر میاد مهرزاد و عموش یه مشکلی با کوروش دارن ولی اینکه بی ربطه به کتی)
آخه قشنگی داستان به اینه که از ذهن نویسنده اش باشه نه اون چیزی که من می خوام
ولی مسعود و نکش

باشه عزیزم
سعی می کنم همه چی خوب پیش بره ولی خوب شایدم ...
coral آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۴۶ بعد از ظهر   #67 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
coral آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط فاطیما8 نمایش پست ها
سلام عزیزم
اول یه دنیا تشکر بابت رمان زیبات و خسته نباشید بابت هرروز اپ کردنت...
به نظر من تو ایران حداقل ما رابطه ای به نام برادر و خواهر نداریم اونم واسه دوتا دختر و پسر غریبه پس مطمعنا سیامک عاشق کتی شدهاین نظر منه..
مسعود هم یه پشتوانه ست واسه کتی و زنده بمونه بهتر...یعنی اگه بمیره من میدونم و تو coral
مهرزاد هم با اینکه مشکوکه و من احساس میکنم دوستیش با مسعودم از قبل برنامه ریزی شده ولی من دوسش دارم و به کتی جان بهم برسن
کتی فلک زده چقدر سختی کشیده دلم واسش سوخت این کوروشو اخر داستان بده دست کتی زجر کشش کنه توروخدا یکم دلش خنک شه
در پایان مرسی از رمان خوشجلت و مرسی از خودت
خواهش می کنم عزیزم ...
منم باهات موافقم به قول معروف هیچ گربه ای واسه رضای خدا موش نمی گیره ... اصولا" یه خرده روابط صمیمی تر بشه همه اونو به عشق ربط می دن و می گن ما عاشق طرفیم ...
خوب در مورد مسعود و مهرزاد هم بهتره هیچ توضیحی ندم خودتون بخونید بهتره ...
خواهش می کنم گلم ...
coral آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۲:۰۷ بعد از ظهر   #68 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
تهمتن آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

داستانت خیلی قشنگه
سبک نوشتنت رو خیلی دوست دارم
مهرزاد رو به کتی برسون
مسعودم زنده بذار
ولی هرکار میخوای بکنی اخرش رو خوب تموم کن بعد از این همه ناراحتی کتی به یک زندگی خوب برسه
مرسی



رمان بعدا اسم می ذارم
http://www.forum.98ia.com/t264502.html
رمان ترس از عشق
http://www.forum.98ia.com/t180706.html



دوست داشتن را باید از دختر بچه ها یاد گرفت. آنها در مقابل محبتی که به عروسک خود می کنند از او انتظار محبت متقابلی ندارند آنها بدون هیچ توقعی عروسکشان را دوست دارند و دوست داشتن واقعی یعنی همین.


تهمتن هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۲:۲۰ بعد از ظهر   #69 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
coral آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط تهمتن نمایش پست ها
داستانت خیلی قشنگه
سبک نوشتنت رو خیلی دوست دارم
مهرزاد رو به کتی برسون
مسعودم زنده بذار
ولی هرکار میخوای بکنی اخرش رو خوب تموم کن بعد از این همه ناراحتی کتی به یک زندگی خوب برسه
مرسی

مرسی عزیزم ...
خوشحالم که تا اینجا از داستان راضی بودین ...
سعی می کنم ولی خوب هنوز مونده تا آخر داستان ...
coral آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۲:۴۰ بعد از ظهر   #70 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
sharmin.r آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

چرا نمیشه یه حس خواهر برادری بین آدما باشه
من خودم خیلی از آدمای اطرافمو دوس دارم براشونم احترام قائلم
اما عاشقشون نیستم
البته شایدم حق با شما باشه این از دیدگاه من دختره شاید پسرا نگاه متفاوتی به این موضوع داشته باشن
این تیکه از داستانت که سه پسر با کتی...
شاید از تخیلت استفاده کرده باشی اما مصداقش در واقعیت رخ داده...
امممممممممممممم...یه چیز دیگه ام می خواستم بگم اما یادم رفت...
sharmin.r آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
corsl, بازیچه, سایت, معرفی, نقد, و, کاربر, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
شب خيس | Amirhos72 کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب amirhos72 نوشته کاربران سایت 31 ۲ خرداد ۱۳۹۱ ۰۷:۳۹ بعد از ظهر
بازیچه | coral کاربر سایت coral کتابهای کامل شده نوشته کاربران 160 ۵ فروردين ۱۳۹۱ ۱۲:۴۹ بعد از ظهر
blue_prince | عسل کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب sعسلs نوشته کاربران سایت 93 ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ ۰۸:۱۳ بعد از ظهر
زیر نور ماه | آزالیا کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب آزالیا نوشته کاربران سایت 19 ۲۴ آذر ۱۳۹۰ ۰۱:۱۴ بعد از ظهر
تو مال منی | ادرینا کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب ادرینا نوشته کاربران سایت 13 ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۷:۳۶ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان