| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران ولی در حال حاضر غربت
نوشته ها: 1,046
تشکرها: 6,583
تشکر شده 95,686 بار در 1,619 پست
کتاب مورد علاقه : کلیدر.چشمهایش.دایره حالت من : | پست بسیار مفید : +42 امتیاز سلام دوستای عزیز. من برگشتم با یه رمان جدید و البته تو یه فاز دیگه. از همه دوستای خوبی که تو رمان قبلی من رو همراهی کردن خیلی خیلی ممنونم و امیدوارم تو این رمان هم با من باشن و من رو تو قسمت نقد و نظر تنها نذارن. اما اسم رمان جدید با اجازه همه دوستای گل تقلب هست. همون مقوله مورد پسند هممون از ابتدای تحصیل تا آخرین روزی که ممکنه سر یه کلاسی بشینیم و یه امتحانی در کار باشه. رمان در مورد دختر شاد و سرزنده ای به اسم نادیا هست که البته نانادی صداش میکنن همه و خدای تقلبه. کل چهار سال دبیرستان رو با تقلب به انتها رسونده و دریای راههای تقلبه و انقدر حرفه ای که تا به حال سابقه تقلب گرفتنه ازش رو هیچ بنی بشری به چشم ندیده اما از بد روزگار بالاخره دستش برا یه نفر رو میشه و این سراغاز یه تنفر عمیق و شاید در انتها عشقی بزرگ و پر از تجربه های ریز و درشتی که بالاخره ببینیم نقلب توانگر کند مرد را یا نکند!!!!!!! تقلب | f_javid کاربر انجمن ویرایش توسط f_javid : ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ در ساعت ۰۱:۰۱ قبل از ظهر | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : | # A Far Star #, # eLaHe #, $ ساجده$, "Giti", * Star, *anse*hana, *asemani*, *Scarlett*, - heDeh -, -ShaDi-, 5011311, aasemoon, asalie, babasi, bibi73, Blast Off, blue berry, brain storm, Cancer, denis**, DEZI, dorsaaaaa, elahe 66, foozhan az, friend16, ghazal., kanyar, katy f, kurda smahlt:<, leila.kh, mahbaran, mahbob_sh, Mari958, mary bala, maryam94, Mina, mina68, mina_k, mkhajezadeh, R.A.H.A, REAL LOVE, sabaya, sanaz 69, sania555, setareh659, shadow_das, Shifteh, simaN, soha1990, Sokout, solia, soody pink, sαвα, tarane, Tikooli, ti_na60, tondar1365, unique_fh, vanas, wenela, Y@Li-Jj, Z.Sattari, _SarA_, ~ Erf@neH ~, ~foroozan~, °•ღ بـــامـــزی ღ•°, ادم خوب, باران 69, باربارا, برادپیت, بی کس, حاجی بلا, خانم فسقلی, دل سرد, دیان, دیبا کیان, روح سرگردون, ستاره بارون, شایسته بانو, شبنم, شیوا, عرفان 82, غزل91, مونا**, ندای بهار, نيلا..., ياابالفضل, پرستو خانم, پروانه!, یاس بی نشان |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران ولی در حال حاضر غربت
نوشته ها: 1,046
تشکرها: 6,583
تشکر شده 95,686 بار در 1,619 پست
کتاب مورد علاقه : کلیدر.چشمهایش.دایره حالت من : | پست مفید : +3 امتیاز ممنونم دوستای خوب. روز ولنتاین برای شما هم مبارک و انشالا یکی از قشنگ ترین روزهاتون باشه. خوشحالم که باز هم در کنار خودم میبینمتون و امیدوارم نظرات سازنده تون رو از من دریغ نکنید. | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۹ محل سکونت : زیر سقف خدا
نوشته ها: 102
تشکرها: 46,537
تشکر شده 524 بار در 114 پست
کتاب مورد علاقه : مهر و مهتاب حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام دوست عزیزم خیلی خوشحالم دوباره با یک رمان قشنگ البته با این موضوع جذاب ازت میبینم ایشاالله موفق باشید فقط تنها نکته ای که خواستم بگم حتما توی رمانت فضا سازی بکن و توصیف صحنه ها را هم نشون بده چون توی دیالوگ نویسی عالی هستی مشتاقانه منتظر ادامه رمانت هستم | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۰
نوشته ها: 534
تشکرها: 10,058
تشکر شده 2,574 بار در 623 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز و باز هم ف.جاوید عزیززززززززز....مرسی واقعا برای عشق چیز دیگری است نبودم نظر بدم یادم رفت بعدشم شرمنده ولی عالی بود. حالا این دفعه از رها 30 ساله اومدی سراغ نانادی 18ساله شیطون! پست اولتو که خوندم کلی با دختره حال کردم و از اینکه میری سراغ احساسات پسره بسی خوشم میاد تو رمانای ما از احساسات پسرا کمتر میگن راستی اگه خودت پسری (نمیدونم البته![]() ) بهتر میتونی از احساسای پسرا بگی قسمتای بابک دارشو بیشتر کن البته بازم تو نویسنده ای و خالق اثر خودت بهتر میدونی.با انرژی ادامه بده مشتاق پستای عالیتم ![]() ![]() بی امضا![]() ![]() | ||||||||
| |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۰
نوشته ها: 534
تشکرها: 10,058
تشکر شده 2,574 بار در 623 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز یعنی قراره مانی عاشق یکی از اینا بشه؟!؟!؟ مثلا سارا یا نادیا؟!؟!؟ آخه تفاوت سنیشون خیلی بالاسسسسس 17سال!!! نمیدونم این حدس من بود داستان بره جلو ببینیم چی میشه فعلا منتظریم | ||||||||
| |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۹۰
نوشته ها: 467
تشکرها: 10,953
تشکر شده 3,905 بار در 598 پست
کتاب مورد علاقه : ربه کا - پانتی بنتی - حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام دوست عزیزم. خوشحالم که دوباره با یه رمان جدید اومدی. من رمان قبلیت رو بسی دوست دارم. و مطمئنم از رمان قبلی پخته تر شدی و این رمانو خیلی زیباتر مینوسی. اول از همه بگم موضوعی که انتخاب کردی خیلی جالبه. و من خیلی جذبش شدم. راستی یک تشکر بابت خلاصه مفید وختصر و جامع رمان . باید تبریک بگم. خیلی ها اصلا بلد نیستند همون اول بگن چی تو چنته دارن که باعث دلزدگی برای رمان میشه. با موفقیت روزافزون شما دوست گرامی ![]() | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹ محل سکونت : IRAN
نوشته ها: 419
تشکرها: 2,896
تشکر شده 2,081 بار در 806 پست
کتاب مورد علاقه : بر باد رفته-دزیره حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خیلی خیلیییییییییییییییییییییی عالی بووووووووووووووووود بسی خوشحالمان کرد.... موضوع باحالیییییی داره و پر از هیجانه ...راحت تونستم با رمانت ارتباط برقرار کنم......احیانا کسی که مچ نانادی و میگیره مانی نیست؟؟؟؟؟؟؟ از مانی هم خوشمان آمد فـرض کـن بــه عـکــاس بـگـویــــــــم : تـارهـای سـپـیــــــد را سـیــاه کـنـــــــد..... و چـیـــــن و چـروك هـا را مـاسـت مـالـــــــی... و حـتـی از آن خـنـده هـا کـه دوسـت داری بـرایـم بـکـارد، بـاز هـم از نـگـاهـــــــــم پـیـداسـت چـقــــدر ... بـه نــبـــودنـــت خـیـره مـــانــــــده ام... | ||||||||
| |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت : شهر ارزوها
نوشته ها: 105
تشکرها: 1,935
تشکر شده 190 بار در 105 پست
کتاب مورد علاقه : عالیجناب عشق ر.اعتم حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام خسته نباشید همین الان این چندتا پستی که گذاشته بودیدو خوندم دو تا رمان کاملا متفاوت فکر کنم این خیلی خوب بشه خودتونم حقوق خوندین خیلی خوب جزئیاتشو در میارین مشتاقانه منتظر ادامش هستم تو رو دیدمو دید من به این زندگی تغییر کرد همین لبخند شیرینت منو با عشق درگیر کرد شروع تازه ای واسه منه از نفس افتاده خدا تورو جای همه نداشته هام بهم داده | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۹۰ محل سکونت : تهران ولی در حال حاضر غربت
نوشته ها: 1,046
تشکرها: 6,583
تشکر شده 95,686 بار در 1,619 پست
کتاب مورد علاقه : کلیدر.چشمهایش.دایره حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز سلام به همه دوستای خوبم و همه نظرای خوبشون. کلی خوشحالم کردین. راستش شرمنده ها تا همین الان کدوم از خدا بی خبری اشتباها پاشو رو این کابل اینترنت گذاشته بود یا کشتی گیر کرده بود بهش چه بدانیم خلاصه اینترنته نبود دیگه. حالا ولی هست. بگذریم. چون هنوظ خیلی نقد و یا نظر خاصی ندادین جز یکی دو تا از دوستا که یه کم سوال براشون پیش اومده بود در مورد شخصیت ها با اجازه همگی به جای پاسخ تک تک یه پاسخ کلی میدم که البته تاکید میکنم که این فقط به دلیل همین ابتدای رمان بودن هست وگرنه باز هم من به تک تک شما دوستای خوبم منحصرا جواب خواهم داد. خوب لازم به ذکره که ما فعلا خیلی تو مقدمه رمان هستیم پس خودتون رو خیلی درگیر حرفها و احساسات و ارتباطای نانادی مانی سارا بابک و ... نکنین چون هنوز اصلا شخصیت اصلی داستان وارد نشده پس سعی کنید الان فقط به تمام این اشخاص به دید یه سری دوست هم دانشگاهی و یا فامیل و استاد و شاگرد نگاه کنید تا بعد من شرمنده تون نشم. مطلب دیگه در مورد نوع نگارش این رمان هست. من دارم تمام سعی خودم رو میکنم که تو این رمان اون حس نمایشنامه نویسی که بعضی از دوستان خیلی باهاش راحت کنار نمی اومدن رو تغییر بدم و تو جوابهای شخصیت ها حالات طرف مقابلشون و اینکه مثلا الان عصبانی هست یا میخنده یا ... رو نشون بدم که امیدوارم بپسندین و البته اگر این شیوه نگارش رو دوست نداشتین کافیه امر کنید تا من به شیوه قبلی برگردم. اما دلیل اینکه از رهای 30 ساله به نانادی 18 ساله پر شر و شور برگشتم اینکه اولا جسارت نباشه اما اکثریت دوستان سن های پایینی تو رده های بین 16 17 تا 21 22 هستن تا سن های 25 26 تا 30 و خواستم کمی به زمان اونها و افکارشون و این دورانی که خودشون هنوز توشن سر بزنم تا ملموس تر باشه که امیدوارم مورد پسند همه دوستان باشه. میخوایم از یه دختر 18 ساله بریم برسیم به یه دختر 25 6 ساله با یه بی راهۀ دراز و پر پیچ و خم که باید تبدیلش کنه به راه. | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #10 (لینک مستقیم) | |||||||||
| مدیر بخش عکس ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت : tehran
نوشته ها: 23,997
تشکرها: 157,933
تشکر شده 362,857 بار در 30,818 پست
کتاب مورد علاقه : بامداد خمار | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
حداکثر 3 باید باشه این روزها خدا هم قوانين بخش عكس | قبل از فعالیت در بخش حتما مطالعه کنید! از حرفهای تکراری من خسته است چه حس مشترکی داریم من و خدا.او... از حرفهای تکراری من خسته است و من... از تکرار غم انگیز روزهایم... | |||||||||
| |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| fjavid, تقلب, سایت, کاربر |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| رزا | پدیده کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | پدیده | نوشته کاربران سایت | 122 | ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۱۱:۵۸ قبل از ظهر |
| به رنگ عشق | mahanmc کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | Mahdis @69 | نوشته کاربران سایت | 22 | ۷ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۴:۱۰ بعد از ظهر |
| عشق چیز دیگری است | f_javid کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب | f_javid | نوشته کاربران سایت | 320 | ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ۰۲:۵۳ بعد از ظهر |
| تقلب | f_javid کاربر انجمن | f_javid | کتابهای کامل شده نوشته کاربران | 197 | ۲۴ تير ۱۳۹۱ ۱۰:۴۰ بعد از ظهر |
| عشق چیز دیگری است | f_javid کاربر انجمن | دانلود | honey_x | نوشته کاربران سایت | 1 | ۹ خرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۳۱ بعد از ظهر |