بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۸ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۴۵ بعد از ظهر   #21 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
misha_kavir آواتار ها
 
misha_kavir به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام خسته نباشید
بابت شروع کتاب جدیدم تبریک
فقط یه سوال؟!
چرا همیشه شخصیت دخترا تو کتاباتون لوسن؟ حداقل یکی در میون کنید امیدمون از دست نره!



چه تلخ و تند دارد می چرخد زمین!
بخند
آرام بگیرد
دیرتر تمام شویم




misha_kavir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ بهمن ۱۳۹۰, ۰۱:۵۹ بعد از ظهر   #22 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
f_javid آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط misha_kavir نمایش پست ها
سلام خسته نباشید
بابت شروع کتاب جدیدم تبریک
فقط یه سوال؟!
چرا همیشه شخصیت دخترا تو کتاباتون لوسن؟ حداقل یکی در میون کنید امیدمون از دست نره!
سلام دوست عزیز. ممنون از نظرتون و لطفتون به من. اما واقعیت اینه که من اصلا قصد ندارم یه دختر لوس رو به تصویر بکشم و نانادی لوس نیست البته به نظر خودم. دختر شر و شیطون و بازیگوی هست که فقط زیادی تو عالم سادگی و بچگی هست. رو همین حساب گاهی از حرفای دور و بری ها زود ناراحت میشه ولی در کل دختری هست که تو دنیای خودش داره زندگی میکنه به دور از احساسات و عاشق شدن و این دنیا و یا خود نمایی کردن یا دنبال رسیدن به خودش یا جلب توجه باشه ولی دختر با فکری هست. سعی میکنه کسی رو از خودش دلخور نکنه و به رفتار هاش فکر کنه همیشه و رو سادگی گاهی حرفا و نظرات دیگران رو باور کنه. فقط همین. اما بازم چشم دقت بیشتری تو نوشتن میکنم.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط sabaya نمایش پست ها
خیلی رمانه باحالیه... داستانش خیلی جالبه آموزنده هم هست به شدت
من به شخصه که همچین علاقه ای هم ندارم سریع تر وارده قسمتای اصلی شیم چون همین جوریش خیلی باحال و با مزس...
مرسی کلی...
فقط زود به زود بزارید....
مثلا روزی 3 یا 4 تا پست
سلام دوست عزیز. ممنون که قابل دونستید و نظرتون رو گفتید و البته در مورد تعداد پست ها باید بگم من سعی خودم رو میکنم که زیاد و سریع بگذارم اما واقعیت اینه که من درگیری کاریم خیلی زیاده و از اونجایی که به احتمال قوی از 17 اسفند تا اواخر اردیبهشت ماه مسافر هستم یه مقدار فشار کاریم در حال حاضر زیاده و وقت کمی دارم. اما باز هم چشم.
f_javid هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۰۹ بعد از ظهر   #23 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
f_javid آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

راستی من جواب دوستایی که میخواستن زودتر از این قسمت ها بگذرم و وارد داستان اصلی بشم با اجازه همه توی پست جدید رمان جواب دادم. یه وقت فکر نکنید نشنیده گرفتم یا تو پاسخ دادن کوتاهی کردم ها.
f_javid هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ بهمن ۱۳۹۰, ۰۶:۴۳ بعد از ظهر   #24 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
setareh659 آواتار ها
 
setareh659 به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

از اینکه یه رمان دیگه رو شروع کردی خوشحالم و بهت تبریک میگم. موضوع این رمانتم خیلی دوست دارم. متفاوت، پرشور و هیجان.
نقطه اشتراک هر دو رمانت درکنار ویژه گیهای خاصشون، آموزنده بودنشون هست. شخصیتا جالبن. من واقعا عاشق شیطنتهای کلامی و رفتاری البته هرکدوم به اندازه و با درک شخصیت طرف مقابل هستم، شیطنتهایی که باظرافت و زیرکی صورت میگیرن و وقتی به عمقشون نگاه میکنی از هوش و درایت نشات گرفتن.
نانادی یه دختر شاد و سرزنده و بسیار دقیق و البته باهوش هست که به خاطر روحیاتش دنبال ایجاد هیجانه، درس رو دوست داره، رسیدن به یه موقعیت عالی رو میخواد ولی خب درس خوندن کسلش میکنه پس .... تقلب رو تایید نمیکنم ولی خودم هم اینکارو کردم، بنظرم هیجان آدم به 100 میرسه. اساسا کساییکه از راه خطا پیش میرن هوش اجتماعی، IQ ،دقت و درک بالایی دارن چون یه جورایی دارن خلاف جریان آب شنا میکنن ولی خب خشت اول چو کج نهاد معمار، تا ثریا کج میرود دیوار و از اونجاییکه دست بالا دست بسیار هست یقیننا یه جایی آدم کم میاره و دستش رو میشه.
و اما شخصیت بابک، بنظر مهربون و فهمیده هست، درک بالایی داره.
راستش من فکر میکنم وقتی میخوای برج بسازی یا یه بنای بی رقیب، باید پی ریزی اون محکم و کافی باشه. تو رمان مقدمه هم حکم "پی" رو داره، تو مسیر زندگی وقتی باسرعت میری نه چندان میتونی خاطره برداری نه لذت کامل میبری و سریع به آخر میرسی. فکر میکنم یه سرعت متوسط خوب باشه.
و اما این ماده 1167 ذهنمو بدجور مشغول کرده، که بعد از کلنجار رفتن تو ذهنم حتما نتیجه فکرمو میگم تا اگه زحمتی نبود و امکانش بود نقاط ابهامشو برام روشن کنین
.





نگذار دیگران نام تو را بدانند! همین زلال بیکران چشمانت،
برای پچ پچ هزارساله آنان کافیست...

setareh659 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ بهمن ۱۳۹۰, ۰۷:۴۴ بعد از ظهر   #25 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
f_javid آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط setareh659 نمایش پست ها
از اینکه یه رمان دیگه رو شروع کردی خوشحالم و بهت تبریک میگم. موضوع این رمانتم خیلی دوست دارم. متفاوت، پرشور و هیجان.
نقطه اشتراک هر دو رمانت درکنار ویژه گیهای خاصشون، آموزنده بودنشون هست. شخصیتا جالبن. من واقعا عاشق شیطنتهای کلامی و رفتاری البته هرکدوم به اندازه و با درک شخصیت طرف مقابل هستم، شیطنتهایی که باظرافت و زیرکی صورت میگیرن و وقتی به عمقشون نگاه میکنی از هوش و درایت نشات گرفتن.
نانادی یه دختر شاد و سرزنده و بسیار دقیق و البته باهوش هست که به خاطر روحیاتش دنبال ایجاد هیجانه، درس رو دوست داره، رسیدن به یه موقعیت عالی رو میخواد ولی خب درس خوندن کسلش میکنه پس .... تقلب رو تایید نمیکنم ولی خودم هم اینکارو کردم، بنظرم هیجان آدم به 100 میرسه. اساسا کساییکه از راه خطا پیش میرن هوش اجتماعی، IQ ،دقت و درک بالایی دارن چون یه جورایی دارن خلاف جریان آب شنا میکنن ولی خب خشت اول چو کج نهاد معمار، تا ثریا کج میرود دیوار و از اونجاییکه دست بالا دست بسیار هست یقیننا یه جایی آدم کم میاره و دستش رو میشه.
و اما شخصیت بابک، بنظر مهربون و فهمیده هست، درک بالایی داره.
راستش من فکر میکنم وقتی میخوای برج بسازی یا یه بنای بی رقیب، باید پی ریزی اون محکم و کافی باشه. تو رمان مقدمه هم حکم "پی" رو داره، تو مسیر زندگی وقتی باسرعت میری نه چندان میتونی خاطره برداری نه لذت کامل میبری و سریع به آخر میرسی. فکر میکنم یه سرعت متوسط خوب باشه.
و اما این ماده 1167 ذهنمو بدجور مشغول کرده، که بعد از کلنجار رفتن تو ذهنم حتما نتیجه فکرمو میگم تا اگه زحمتی نبود و امکانش بود نقاط ابهامشو برام روشن کنین
.


سلام دوست عزیزم. خیلی خوشحالم که دوباره با منی و نظراتت رو بهم میگی. ببین خیلی خودت رو درگیر این ماده نکن که بدتر عصبیت میکنه و بیشتر برای قوانینی از این دست تاسف میخوری. اما اگه خواستی من در خدمتم و هر توضیح اضافه ای بخوای بهت میدم.
f_javid هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۰۱ بعد از ظهر   #26 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
f_javid آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط *Scarlett* نمایش پست ها
واییییییییییییی مرسی دوست عزیزم داریم وارد مسیر اصلی داستان میشیم معلومه که می خوایم هیجانه زیاد تجربه کنیما....ولی نذارمون تو خماری الان من از کلافگی و کنجکاوی دارم میمیرم
ایشالا یه قسمت دیگه هم میذارم تا آخر شب. اوهوم خیلی زیاده هیجانش.
f_javid هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۰۲ بعد از ظهر   #27 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
~anahita~ آواتار ها
 
~anahita~ به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

واییییییییی داریم وارد قسمتای هیجان انگیز داستانت میشیم جاوید خیلی خوبه من کلی منتظر و مشتاقم عاشق شخصیت نانادیم یه دختر که اصلا اهل جلب توجه نیست مثل خیلی از جنسای ما یه جورایی خیلی باحاله کلی حال میکنم باهاش ای کاش یه دوست اینجوری داشتم بین یه عده خرخون یه همچین آدمی نیازه خدایی!! آقا بابکم چشاشو درویش کنه شخصیت اصلیه داستان رو شده ولی بابکم دوست دارم همون دوست عادی باشن عالیه چرا همه ی دوستیای دختر پسری تو دانشگاه باید یه جور دیگه بشه عادی باشن تا آخر هوای همو داشته باشن باز تو کار نویسنده من دخالت کردم شرمنده نیام نقد بهتره نه؟



آنه ! تکرار غريبانه روزهايت چگونه گذشت.. ،
وقتي روشني چشمهايت ،
در پشت پرده هاي مه آلود اندوه ، پنهان بود.
با من بگو از لحظه لحظه هاي مبهم کودکي ات ،
از تنهايي معصومانه دستهايت ،
آيا مي داني که در هجوم دردها و غم هايت ،
و در گير و دار ملال آور دوران زندگي ات ،
حقيقت زلالي درياچه نقره اي نهفته بود ؟
آنه ! اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه طلايي خورشيد دوستي بسپاري ،
در آبي بيکران مهرباني ها به پرواز درآيي ،
و اينک آنه ! شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ، در انتظار تو...
~anahita~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۲۶ بعد از ظهر   #28 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
f_javid آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط anahita_22 نمایش پست ها
واییییییییی داریم وارد قسمتای هیجان انگیز داستانت میشیم جاوید خیلی خوبه من کلی منتظر و مشتاقم عاشق شخصیت نانادیم یه دختر که اصلا اهل جلب توجه نیست مثل خیلی از جنسای ما یه جورایی خیلی باحاله کلی حال میکنم باهاش ای کاش یه دوست اینجوری داشتم بین یه عده خرخون یه همچین آدمی نیازه خدایی!! آقا بابکم چشاشو درویش کنه شخصیت اصلیه داستان رو شده ولی بابکم دوست دارم همون دوست عادی باشن عالیه چرا همه ی دوستیای دختر پسری تو دانشگاه باید یه جور دیگه بشه عادی باشن تا آخر هوای همو داشته باشن باز تو کار نویسنده من دخالت کردم شرمنده نیام نقد بهتره نه؟
این چه حرفی دوست عزیز. من کلی هم خوشحال میشم میاین نظر میدین. تازه من که از اولم گفتم بابک قراره یه دوست خیلی خوب باشه برا نانادی و بمونه. پس خیالتون راحت.
f_javid هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۲۷ بعد از ظهر   #29 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
setareh659 آواتار ها
 
setareh659 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ممنونم از اینکه امروز چندتا پست پشت سرهم گذاشتی. پس طرف مقابل نانادی هم وارد شد ... پرقدرتم وارد شد...استارت یه داستان هیجان انگیز. ببینیم نانادی چقدر و تا کی جلوی چشم این شخصیت چشم و ابرو مشکی میتونه به تقلبای حرفه ایش از پس تشویشهایی که فقط یه لحظه حضور این آدم تو وجود نانادی شیطون ایجاد کرده برسه، دووم بیاره و دستش رو نشه!!
راجع به اون ماده نمیتونم فکر نکنم. اون بچه که بدنیا میاد همینجوریش تاثیر عدم مشروعیت تو وجودش نشسته، یه جورایی پدرومادر درست و خانواده هم که نداره.حالا بدون حمایت والدین و بدون داشتن هیچگونه حق و حقوقی... عملا یعنی حق زندگی نداره دیگه! پس نقش اون دونفری که باعث تولد این بچه بودن چی میشه؟؟؟؟ به لحاظ قانونی هیچ مسئولیتی ندارن یعنی؟ حتی اگه اینجور بگیم که اون پدر و مادر صلاحیت اخلاقی هم ندارن که بجه رو نگهداری کنن میشه اینو از بحث حداقل حمایت و حقوق و ارث جدا کرد! یعنی چی آخه؟

ویرایش توسط setareh659 : ۲۸ بهمن ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۴۷ بعد از ظهر
setareh659 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۹ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۲۱ قبل از ظهر   #30 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
f_javid آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط setareh659 نمایش پست ها
ممنونم از اینکه امروز چندتا پست پشت سرهم گذاشتی. پس طرف مقابل نانادی هم وارد شد ... پرقدرتم وارد شد...استارت یه داستان هیجان انگیز. ببینیم نانادی چقدر و تا کی جلوی چشم این شخصیت چشم و ابرو مشکی میتونه به تقلبای حرفه ایش از پس تشویشهایی که فقط یه لحظه حضور این آدم تو وجود نانادی شیطون ایجاد کرده برسه، دووم بیاره و دستش رو نشه!!
راجع به اون ماده نمیتونم فکر نکنم. اون بچه که بدنیا میاد همینجوریش تاثیر عدم مشروعیت تو وجودش نشسته، یه جورایی پدرومادر درست و خانواده هم که نداره.حالا بدون حمایت والدین و بدون داشتن هیچگونه حق و حقوقی... عملا یعنی حق زندگی نداره دیگه! پس نقش اون دونفری که باعث تولد این بچه بودن چی میشه؟؟؟؟ به لحاظ قانونی هیچ مسئولیتی ندارن یعنی؟ حتی اگه اینجور بگیم که اون پدر و مادر صلاحیت اخلاقی هم ندارن که بجه رو نگهداری کنن میشه اینو از بحث حداقل حمایت و حقوق و ارث جدا کرد! یعنی چی آخه؟
نه نه دوست عزیز. اشتباه نکن. منظور از ملحق نشدن طفل به پدر و مادر از لحاظ حقوق مالی هست. طفل در نهایت پیش یکی از والدین رشد میکنه اما از ارش و حقوق مالی خودش برخوردار نیست مثل بچه های عادی. چون اصولا از نظر فقه که ریشه قوانین ماست چنین تولدی از راه حرام بوده و اصولا مشروع نیست اصلا به همین دلیل قانون اینچنین طفلی رو نمی شناسه. ما این مشکل رو تا چند سال پیش در مورد کودکانی که از طریق آزمایشگاه و راههای پزشکی وتلقیح مصنوعی به دنیا می اومدن هم داشتیم. حالا شانس آوردیم که یه سری از این تولد ها رو قانون به رسمیت پذیرفته و از حقوق حقه خودشون برخوردار شدن که البته گفتم نه هر کودکی با هر روشی.بحثش مفصله ولی متاسفانه چنین کودکان نا خواسته متولد شده بی گناه واقعا زیر این قانون باید له بشن و کسی هم فریادشون رو نمی شنوه متاسفانه.
f_javid هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
fjavid, تقلب, سایت, کاربر

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
رزا | پدیده کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب پدیده نوشته کاربران سایت 110 دیروز ۱۱:۲۶ قبل از ظهر
تقلب | f_javid کاربر انجمن f_javid تایپ کتاب 92 ۳ خرداد ۱۳۹۱ ۰۴:۴۸ بعد از ظهر
عشق چیز دیگری است | f_javid کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب f_javid نوشته کاربران سایت 306 ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۴:۰۰ بعد از ظهر
به رنگ عشق | mahanmc کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب Mahdis @69 نوشته کاربران سایت 17 ۱۳ اسفند ۱۳۹۰ ۰۲:۱۴ قبل از ظهر
عشق چیز دیگری است | f_javid کاربر انجمن | دانلود honey_x نوشته کاربران سایت 0 ۸ بهمن ۱۳۹۰ ۱۰:۱۴ قبل از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان