بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱ اسفند ۱۳۹۰, ۰۹:۴۹ بعد از ظهر   #11 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
anita77 آواتار ها
 
anita77 به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط drdevil نمایش پست ها
یا مثلا مینوشتی شنیدن صداش باعث شد قلبم برای چند لحظه از کار بایسته!من اولش حس کردم دختره ناراحتی قلبی داشته و قلبش قبل از دویدن گرفته!
خصیص رو هم فکر کنم یه جا دیده بودم ولی نمیدونم شاید اشتباه کردم!!در هر حال هیچ علتی داشتن غلط املایی رو توجیه نمیکنه...غلط هاتو درستش کن.آخی متولد 77 هستی؟خب اگه اینجوریه رمانت خیلی نسبت به سنت خوبه...باز هم میگم..راجب هر چیزی که مینویسی تحقیق کن...مثلا من نمیدونم واقعا قصد داری رزا رو بفرستی مصر یا نه!اما اگه این کارو کردی انقدر تحقیق کن راجب اون دانشگاه و کلاسا و شرایط آب و هوایی مصر که وقتی داری مینویسی خواننده حس نکنه خیلبافیه و غرق بشه تو رمانت(مثلا رمان های فهمیه رحیمی اصلا مطالعه نداره!!برغکس تکین حمزه لو که چقدر دلنشین و ملموس مینویسه...)
عزیزم چند تانکته اولا شاهین نه و شهاب بعدشم اون آرا منظورم آره بوده دستم خورد بعدشم گفت که از دیدن رها اینجوری شده بعدشم من متولد 77نیستم سال75چون به عدد 7یا77اعتقاد دارم زدم 77راستی بعدازاین که نقدتوخوندم رفتم از چندنفرسوال کردم گفتن میشه توی سن29030سالگی تخصص روانپزشکی گرفت

ویرایش توسط anita77 : ۱ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۰۹:۵۱ بعد از ظهر
anita77 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۰۷ بعد از ظهر   #12 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
رها 69 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

فعلا سه تا پست خوندم..ایشالا بیشتر که خوندم راحت تر میتونم نظر بدم...



دومین رمانه دوست عزیزم باران 69 که در دست تایپه ...
اولین رمان... قرار نبود ...

ویرایش توسط رها 69 : ۲ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۰۹ بعد از ظهر
رها 69 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۱۲ قبل از ظهر   #13 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
لیلین آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزیزم بهت تبریک میگم امیدوارم موفق باشی
یه نقد کوچولوهم برات دارم اول اینکه تایپت خیلی ریزه مطمئنی باسایز 2 میزاری؟
دوم اینکه منم مثل بقیه بچه ها از رابطه صمیمی روانپزشک با بیمارش خوشم نیومد آخه این اصلا برخلاف هشت اصل اوله رابطه یه روانپزشک با بیمارشه.یک روانپزشک یا روانشناس نباید به هیچ عنوان رابطه عاطفی (با هر منظوری)با بیمارش برقرار کنه



نه اندوهی در چشمانم
ونه ملالی در سرانگشتانم
که نامت را می نویسم...
چشم هایم
در پیله ای از ابریشم وعشق
خواب تورا می بینند
شاید نخستین دیدارمان
امروز باشد
با سلامی در سکوت...


ابریشم وعشق | لیلین کاربر انجمن
ابریشم وعشق | لیلین کاربر انجمن |نقد وبررسی
لیلین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۴۸ بعد از ظهر   #14 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
anita77 آواتار ها
 
anita77 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط لیلین نمایش پست ها
سلام عزیزم بهت تبریک میگم امیدوارم موفق باشی
یه نقد کوچولوهم برات دارم اول اینکه تایپت خیلی ریزه مطمئنی باسایز 2 میزاری؟
دوم اینکه منم مثل بقیه بچه ها از رابطه صمیمی روانپزشک با بیمارش خوشم نیومد آخه این اصلا برخلاف هشت اصل اوله رابطه یه روانپزشک با بیمارشه.یک روانپزشک یا روانشناس نباید به هیچ عنوان رابطه عاطفی (با هر منظوری)با بیمارش برقرار کنه
الان یک سوال ازتمام بچه ها اینکه حالا من چجوری باید اینو درست کنم
anita77 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ اسفند ۱۳۹۰, ۰۲:۴۶ بعد از ظهر   #15 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
مرواریدجووون آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
Wink

سلامممممممممممم انی جونم
بچه ها به نظرمن همیشه که نبایدیه دکترمعتقدبه اصول باشه ونمیشه گفت که همه پزشکاهم اصولی کارمی کنن
بالاخره باید تویه رمان نویسنده یه ابتکاراتی به خرج بده دیگه چرااینقدر موضوع روپیچیده اش می کنین
بزارین نویسنده کارخودشوبکنه
اجی جونم منتظرادامه رمانتم تااینجاش که خوب پیش رفتی گلم



من نميگويم درين عالم
گرم پو، تابنده، هستي بخش
چون خورشيد باش
تا تواني،
پاك، روشن،
مثل باران،
مثل مرواريد باش



رمانهایی که دارم می خونم:

.....................................
اعترافی شیرین اما دیر | *bi gharar* کاربر انجمن:
...............................

مرواریدجووون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۵۱ بعد از ظهر   #16 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
drdevil آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط مرواریدجووون نمایش پست ها
سلامممممممممممم انی جونم
بچه ها به نظرمن همیشه که نبایدیه دکترمعتقدبه اصول باشه ونمیشه گفت که همه پزشکاهم اصولی کارمی کنن
بالاخره باید تویه رمان نویسنده یه ابتکاراتی به خرج بده دیگه چرااینقدر موضوع روپیچیده اش می کنین
بزارین نویسنده کارخودشوبکنه
اجی جونم منتظرادامه رمانتم تااینجاش که خوب پیش رفتی گلم
من از نوع نوشتن نویسنده ی محترم کتاب خوشم اومده...موضوعش برام جذابیت داره..و خوب ترجیح میدم بیام نقدش کنم تا وقتی کسی قریحه نویسندگی داره بتونه پرورشش بده.مساله سخت گرفتن نیست..مساله اینه که مطلبی که مینویسین نباید ناملموس باشه.
شما دقیقا معتقدین:همیشه که نباید یه پزشک معتقد به اصول باشه!این حرفتون بخواد صحت پیدا کنه میدونین چه بلبلشویی به پا میشه!!بنابر حرف شما اگه رفتین خدای نکرده سر اتاق عمل و بهتون دست درازی شد نباید ناراحت بشین!!خب معتقد به اصول نبوده دیگه!!من نمیگم آدم بد نداریم که تو هر قشری هست.همه هم اصولی کار نمیکنن...به این جور آدما میگن هرزه.پزشک و غیر پزشک هم نداره.ولی آنیتا که نمی خواد یه آدم بد رو به تصویر بکشه..اگه اینجوری بود کلا سیر داستان عوض میشد..اما این که گفت حالا چی کارش کنم!روانپزشک با مریضش ارتباط برقرار نمیکنه درست..اما اگه این مریض فامیل...دوست خونوادگی ویا آشنای یکی از دوستای صمیمی دکتر و یا هر نوع ارتباط خارج از محیط کاری باشه اوضاع فرق میکنه.رمان خیلی مهیجه..هر روز میام سر میزنم ببینم چقدر اضافه کرده..
drdevil آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۹:۱۴ قبل از ظهر   #17 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
لیلین آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ببین عزیزم مطمئنن چیزی که الان نوشتیو نمیشه عوض کرد اما یه چند تا پیشنهاد بهت میتونم بدم
1)یجورایی شهابو از نزدیک وارد ماجرا کن چه میدونم یه آشنایی قدیمی با یکی از نزدیکانشون یا حتی همسایه
2)این دختره نباید مشکل خاصی از لحاظ روحی داشته باشه مثلا افسرده نباید باشه چون در این صورت شهاب باید نقششو به عنوان یه روانپزشک ایفا کنه
3)در مقابل در ودل های دختره نباید عکس العمل خاصی نشون بده این کاملا غیر حرفه ایه باید سعی کنه خونسرد باشه.
4)ای کاش شهاب روانشناس بود چون این طور مشاوره ها در حیطه کاری یه روانپزشک معمولا نیست
فقط در یک کلام میتونم اینو بگم تنها راه حلت اینه که شهاب خارج از حیطه کاریش وارد زندگی اینا بشه .البته میتونه از اطلاعات ودانشش استفاده کنه اما نه خیلی زیاد
یه چیزیم که میخوام به عنوان یه دوست بهت بگم اینه قبلا از نوشتن در مورد هر چیزی که توش تجربه یا آگاهی نداری حتما تحقیق بکن.یه سرچ اینترنتی میتونه خیلی از مشکلاتو حل کنه.دوست دارم هر روز بیشتر از قبل موفقیتتو ببینم عزیزم
لیلین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۱۲:۵۳ بعد از ظهر   #18 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
مرواریدجووون آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Wink

منم با drdevil عزیزتوبعضی جاهاش موافقمولی هستن دکترایی که شیطونن ولی هرزه نیستن
حرفتون کاملا" منطقیه اگه یه جوراشنایی نزدیک داشته باشن خیلی مهیج تره یه جوراشنایی دور
واجی جونم رمانت خیلی داره خوب پیش میره دوستت دارم
بووووووووووووووووووس

ویرایش توسط مرواریدجووون : ۴ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۰۱:۰۰ بعد از ظهر
مرواریدجووون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۳:۰۱ بعد از ظهر   #19 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
anita77 آواتار ها
 
anita77 به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام به تمام عزیزانی که میان نقد میکنن ببینین من نمی خواستم بگم ولی حالا که اینجوره دیگه مجبوریه ببینین نفس افسرده نیست فقط نیاز داره بایکی به غیر از رزا که خودشم توی داستانه حرف بزنه و بعد جریان آشنایی نفس و شهاب طی اتاقایی مامان شهاب دوست صمیمی مامان و خاله مینا(مامان رزا)درمیاد حالا چجوری میفهمن دیگه بماند فقط تنها مشکلی که نفس داره تشنج های خیلی معدودیه که درمواقع عصبی بودن براش پیش میاد و به کمک خشایار که داره تخصص مغض واعصابشو میگیره کنترل میشه و روبه بهبودی میره درضمن بچه ها شهاب هم براش اتفاق هایی توی زمان گذشته بوجود اومده که ..............
anita77 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۳:۰۵ بعد از ظهر   #20 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
anita77 آواتار ها
 
anita77 به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

درضمن بچه ها شهاب هرزه نیست و هیچ وقت هم قصد دست درازی به نفس و نداره راجبش فکر بد نکنین درضمن در پست های بعدی شهاب به عذاب وجدانش پیش خشایار اعتراف میکنه
anita77 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
اعتراف, معرفی, نقد, نکن, هیچوقت, و, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بازگشت | New Age کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب New Age نوشته کاربران سایت 206 ۳ خرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۵۳ بعد از ظهر
هیچوقت اعتراف نکن | anita77 کاربر انجمن anita77 تایپ کتاب 71 ۳ خرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۰۰ بعد از ظهر
ترس از عشق | تهمتن کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب تهمتن نوشته کاربران سایت 28 ۲۳ فروردين ۱۳۹۱ ۱۲:۱۲ قبل از ظهر
تپش | javoone کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب javoone نوشته کاربران سایت 9 ۲۷ آبان ۱۳۹۰ ۰۳:۵۹ بعد از ظهر
رها | MICROOOB کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب MICROOOB نوشته کاربران سایت 14 ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۵۵ قبل از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان