| |||
| |||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #11 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت: مشهد
نوشته ها: 422
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : حس مبهم عشق , کتاب خودم حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز نقل قول:
ویرایش توسط anita77 : ۱ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۰۹:۵۱ بعد از ظهر | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #12 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹ محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 1,316
(View Stats)
تشکرها: 9,066
تشکر شده 2,787 بار در 1,252 پست
کتاب مورد علاقه : دالان بهشت.تا ته دنیا. حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز فعلا سه تا پست خوندم..ایشالا بیشتر که خوندم راحت تر میتونم نظر بدم... ویرایش توسط رها 69 : ۲ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۰۹ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #13 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: زیر آسمون آبی
نوشته ها: 534
(View Stats)
تشکرها: 1,932
تشکر شده 28,939 بار در 528 پست
کتاب مورد علاقه : سلطانه اثر کالین فالک حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام عزیزم بهت تبریک میگم امیدوارم موفق باشی ![]() یه نقد کوچولوهم برات دارم اول اینکه تایپت خیلی ریزه مطمئنی باسایز 2 میزاری؟ دوم اینکه منم مثل بقیه بچه ها از رابطه صمیمی روانپزشک با بیمارش خوشم نیومد آخه این اصلا برخلاف هشت اصل اوله رابطه یه روانپزشک با بیمارشه.یک روانپزشک یا روانشناس نباید به هیچ عنوان رابطه عاطفی (با هر منظوری)با بیمارش برقرار کنه نه اندوهی در چشمانم ونه ملالی در سرانگشتانم که نامت را می نویسم... چشم هایم در پیله ای از ابریشم وعشق خواب تورا می بینند شاید نخستین دیدارمان امروز باشد با سلامی در سکوت... ابریشم وعشق | لیلین کاربر انجمن ابریشم وعشق | لیلین کاربر انجمن |نقد وبررسی | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #14 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت: مشهد
نوشته ها: 422
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : حس مبهم عشق , کتاب خودم حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
| |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #15 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۹ محل سکونت: شمالي ام
نوشته ها: 280
(View Stats)
تشکرها: 4,544
تشکر شده 2,623 بار در 631 پست
کتاب مورد علاقه : غزال حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلامممممممممممم انی جونم ![]() بچه ها به نظرمن همیشه که نبایدیه دکترمعتقدبه اصول باشه ونمیشه گفت که همه پزشکاهم اصولی کارمی کنن ![]() بالاخره باید تویه رمان نویسنده یه ابتکاراتی به خرج بده دیگه چرااینقدر موضوع روپیچیده اش می کنین ![]() بزارین نویسنده کارخودشوبکنه ![]() اجی جونم منتظرادامه رمانتم تااینجاش که خوب پیش رفتی گلم ![]() ![]() گرم پو، تابنده، هستي بخش چون خورشيد باش تا تواني، پاك، روشن، مثل باران، مثل مرواريد باش رمانهایی که دارم می خونم: ..................................... اعترافی شیرین اما دیر | *bi gharar* کاربر انجمن: ............................... | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #16 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹ محل سکونت: در قلب کسانی که دوستم دارند
نوشته ها: 118
(View Stats)
تشکرها: 92
تشکر شده 371 بار در 144 پست
کتاب مورد علاقه : جراح دیوانه حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز نقل قول:
شما دقیقا معتقدین:همیشه که نباید یه پزشک معتقد به اصول باشه!این حرفتون بخواد صحت پیدا کنه میدونین چه بلبلشویی به پا میشه!!بنابر حرف شما اگه رفتین خدای نکرده سر اتاق عمل و بهتون دست درازی شد نباید ناراحت بشین!!خب معتقد به اصول نبوده دیگه!!من نمیگم آدم بد نداریم که تو هر قشری هست.همه هم اصولی کار نمیکنن...به این جور آدما میگن هرزه.پزشک و غیر پزشک هم نداره.ولی آنیتا که نمی خواد یه آدم بد رو به تصویر بکشه..اگه اینجوری بود کلا سیر داستان عوض میشد..اما این که گفت حالا چی کارش کنم!روانپزشک با مریضش ارتباط برقرار نمیکنه درست..اما اگه این مریض فامیل...دوست خونوادگی ویا آشنای یکی از دوستای صمیمی دکتر و یا هر نوع ارتباط خارج از محیط کاری باشه اوضاع فرق میکنه.رمان خیلی مهیجه..هر روز میام سر میزنم ببینم چقدر اضافه کرده.. | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #17 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: زیر آسمون آبی
نوشته ها: 534
(View Stats)
تشکرها: 1,932
تشکر شده 28,939 بار در 528 پست
کتاب مورد علاقه : سلطانه اثر کالین فالک حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز ببین عزیزم مطمئنن چیزی که الان نوشتیو نمیشه عوض کرد اما یه چند تا پیشنهاد بهت میتونم بدم 1)یجورایی شهابو از نزدیک وارد ماجرا کن چه میدونم یه آشنایی قدیمی با یکی از نزدیکانشون یا حتی همسایه 2)این دختره نباید مشکل خاصی از لحاظ روحی داشته باشه مثلا افسرده نباید باشه چون در این صورت شهاب باید نقششو به عنوان یه روانپزشک ایفا کنه 3)در مقابل در ودل های دختره نباید عکس العمل خاصی نشون بده این کاملا غیر حرفه ایه باید سعی کنه خونسرد باشه. 4)ای کاش شهاب روانشناس بود چون این طور مشاوره ها در حیطه کاری یه روانپزشک معمولا نیست فقط در یک کلام میتونم اینو بگم تنها راه حلت اینه که شهاب خارج از حیطه کاریش وارد زندگی اینا بشه .البته میتونه از اطلاعات ودانشش استفاده کنه اما نه خیلی زیاد یه چیزیم که میخوام به عنوان یه دوست بهت بگم اینه قبلا از نوشتن در مورد هر چیزی که توش تجربه یا آگاهی نداری حتما تحقیق بکن.یه سرچ اینترنتی میتونه خیلی از مشکلاتو حل کنه.دوست دارم هر روز بیشتر از قبل موفقیتتو ببینم عزیزم | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #18 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۹ محل سکونت: شمالي ام
نوشته ها: 280
(View Stats)
تشکرها: 4,544
تشکر شده 2,623 بار در 631 پست
کتاب مورد علاقه : غزال حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز منم با drdevil عزیزتوبعضی جاهاش موافقم ولی هستن دکترایی که شیطونن ولی هرزه نیستن![]() حرفتون کاملا" منطقیه اگه یه جوراشنایی نزدیک داشته باشن خیلی مهیج تره یه جوراشنایی دور ![]() واجی جونم رمانت خیلی داره خوب پیش میره دوستت دارم ![]() بووووووووووووووووووس ویرایش توسط مرواریدجووون : ۴ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۰۱:۰۰ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #19 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت: مشهد
نوشته ها: 422
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : حس مبهم عشق , کتاب خودم حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام به تمام عزیزانی که میان نقد میکنن ببینین من نمی خواستم بگم ولی حالا که اینجوره دیگه مجبوریه ببینین نفس افسرده نیست فقط نیاز داره بایکی به غیر از رزا که خودشم توی داستانه حرف بزنه و بعد جریان آشنایی نفس و شهاب طی اتاقایی مامان شهاب دوست صمیمی مامان و خاله مینا(مامان رزا)درمیاد حالا چجوری میفهمن دیگه بماند فقط تنها مشکلی که نفس داره تشنج های خیلی معدودیه که درمواقع عصبی بودن براش پیش میاد و به کمک خشایار که داره تخصص مغض واعصابشو میگیره کنترل میشه و روبه بهبودی میره درضمن بچه ها شهاب هم براش اتفاق هایی توی زمان گذشته بوجود اومده که .............. | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #20 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت: مشهد
نوشته ها: 422
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : حس مبهم عشق , کتاب خودم حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز درضمن بچه ها شهاب هرزه نیست و هیچ وقت هم قصد دست درازی به نفس و نداره راجبش فکر بد نکنین درضمن در پست های بعدی شهاب به عذاب وجدانش پیش خشایار اعتراف میکنه | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| اعتراف, معرفی, نقد, نکن, هیچوقت, و, کتاب |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| بازگشت | New Age کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | New Age | نوشته کاربران سایت | 206 | ۳ خرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۵۳ بعد از ظهر |
| هیچوقت اعتراف نکن | anita77 کاربر انجمن | anita77 | تایپ کتاب | 71 | ۳ خرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۰۰ بعد از ظهر |
| ترس از عشق | تهمتن کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | تهمتن | نوشته کاربران سایت | 28 | ۲۳ فروردين ۱۳۹۱ ۱۲:۱۲ قبل از ظهر |
| تپش | javoone کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | javoone | نوشته کاربران سایت | 9 | ۲۷ آبان ۱۳۹۰ ۰۳:۵۹ بعد از ظهر |
| رها | MICROOOB کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | MICROOOB | نوشته کاربران سایت | 14 | ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۵۵ قبل از ظهر |