بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۰ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۰۱ بعد از ظهر   #11 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
شایسته بانو آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
Post

نقل قول:
نوشته اصلی توسط azam 24 نمایش پست ها
ممنون شایسته جون که به این سرعت جوابم رو دادی؟
خب یه مسئله ای برام پیش اومده بود که رفع شد.چون یه جا گفته بودی که صفایی گفته چقدر پیر شدی ؟منم فکر کردم 30 سال از اون موضوع دانشگاه می گذره یعنی میشه سال 60.و مواردی دنباله داشت که به سال 60 نمی خورد.ممنون که از ابهام من خارج شد.
من به خودم نگاه می کنم 30ساله هارو جوون میدونم.
پوزش می خوام که ازبحث نقد خارج شدم.
نه بابا خواهش میکنم .. اتفاقا خوب شد چون برای دوستان دیگم ممکن بود این ابهام پیش بیاد که رفع شد .

درست اونجوری بود میخورد به انقلاب فرهنگی و این مسائل که جور در نمیومد ... نه پرتو زن سی سالست و انتخاب این سنم بی دلیل نیست
شایسته بانو آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۰ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۱۴ بعد از ظهر   #12 (لینک مستقیم)
مدیر بخش کتاب
 
ستاره یخی آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +8 امتیاز     
Wink توجه !!

سلام
ضمن عرض خسته نباشید و تبریک به شایسته جون ، باید بگم پرطرفدار بودن یک کتاب ، باعث نمیشه ما قوانین رو زیر پا بذاریم !
اینجا بخش نقد هست و نقد یک داستان هم یعنی صحبت پیرامون موضوع و اشخاص و صحنه ها ! نه تشکر و تشویق نویسنده !!
من الان 48 تا پست پاک کردم و دیگه تک تک تذکر ندادم ، لطف کنید همکاری کنید و اگر دوست دارین از نویسنده ی خوب کتاب تشکر کنید بهشون خصوصی بزنید !
از این به بعد روی این تاپیک خودم شخصا نظارت میکنم و هر پست اسپمی پاک میشه و شخص خاطی اخطار دریافت میکنه !
لطف کنین همکاری کنید و کاری نکنید که تاپیک نقد رمان قفل بشه !!
هر پست تشکر یا تشویق به گذاشتن ادامه ی رمان = اخطار
با تشکر از همکاریتون



تشکر از تایپیست ها = نشان ِ شخصیت ِ والای شما!
ستاره یخی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۰ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۲۰ بعد از ظهر   #13 (لینک مستقیم)
Banned
 
بلــوط آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

اومدم نظر بدم کپ کردم!
دیدم قلفه!

------------------------------------------
از دخترهای پخته خوشم میاد. یک دلیلش اینه که الان 25 سال دارم و دیگه نمی تونم شخصیت های 17 ساله رمان رو تحمل کنم.... مدام خودخوری می کنم.... خدا را شکر که لااقل سن پرتو جون 30 ساله ست....
نمی دونم حق دارم اینو بگم یا نه؟!

دلم میخواد پرتو ذاتا شخصیت مثبتی داشته باشه.... خیلی اهل ضربه زدن و حال گرفتن و اینها نباشه....
البته چقدر به من ربط داره رو نمی دونم ...
حسم بود.....

راستی خیلی خوشحالم که پرتو از خانواده متمول نیست.... من خودم با این جور شخصیت های خیلی پولدار ارتباط برقرار نمی کنم.....

بلــوط آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۰ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۲۴ بعد از ظهر   #14 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
شایسته بانو آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
Post

نقل قول:
نوشته اصلی توسط بلــوط نمایش پست ها
اومدم نظر بدم کپ کردم!
دیدم قلفه!

------------------------------------------
از دخترهای پخته خوشم میاد. یک دلیلش اینه که الان 25 سال دارم و دیگه نمی تونم شخصیت های 17 ساله رمان رو تحمل کنم.... مدام خودخوری می کنم.... خدا را شکر که لااقل سن پرتو جون 30 ساله ست....
نمی دونم حق دارم اینو بگم یا نه؟!

دلم میخواد پرتو ذاتا شخصیت مثبتی داشته باشه.... خیلی اهل ضربه زدن و حال گرفتن و اینها نباشه....
البته چقدر به من ربط داره رو نمی دونم ...
حسم بود.....

راستی خیلی خوشحالم که پرتو از خانواده متمول نیست.... من خودم با این جور شخصیت های خیلی پولدار ارتباط برقرار نمی کنم.....


ما هم از پیغام شما کپ کردیم اومدیم دیدی نه یکم مرتبش کردن ....
شخصیت پرتو رو نمیتونم خیلی راجع بهش صحبت کنم ... ولی خوب شخصیتیه که کم کم میفهمه که باید چجوری باشه و فکر کنم تو طول رما اشتباهات زیادی ازش میبینیم ولی اینکه بتونه جبران کنه یا نه رو بهتره حرفی نزنم فعلا تا ادامه ی رمان ...
شایسته بانو آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۲۳ قبل از ظهر   #15 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
آرتمیس 98 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام شایسته جون افتتاح رمان جدید مبارررررررک
با دیدن رمان جدیدت ذوق مرگ شدیم
از اینکه شخصیت دختر داستان مثل رمان قبلیت جسور و شجاعه خوشم میاد واینکه رشته مدیریت بازرگانیه دیگه فوق العادس
موفق باشی مطمئنا رمان جالبی میشه



آن نیمه دیگر.. نویسنده:anital "رمانی متفاوت و فوق العاده هیجانی"http://www.forum.98ia.com/t421288-3.html

سپاااس برای این جدایی شیرین که ایرانی ها را به وصال رساند

ما به دنیا آمده ایم که با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم. آیت الله بهجت

من كفش نداشتم و مدام شكايت كردم تا اينكه روزي مردي راديدم كه پا نداشت .

هرکس با زندگی می سازد می بازد با زندگی مساز زندگی را بساز "زرتشت"

زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردنه.

هرگز تسلیم نشو هر روز معجزه ی تازه ای اتفاق میافتد

عادت كن ؛كه عادت نكني
آرتمیس 98 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۳۸ قبل از ظهر   #16 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
شایسته بانو آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
Post

نقل قول:
نوشته اصلی توسط آرتمیس 98 نمایش پست ها
سلام شایسته جون افتتاح رمان جدید مبارررررررک
با دیدن رمان جدیدت ذوق مرگ شدیم
از اینکه شخصیت دختر داستان مثل رمان قبلیت جسور و شجاعه خوشم میاد واینکه رشته مدیریت بازرگانیه دیگه فوق العادس
موفق باشی مطمئنا رمان جالبی میشه
سلام عزیزم و یه دنبا ممنون...
البته رشته ی فوق لیسانسش مدیریت بازرگانیه و رشته ی لیسانسش چیز دیگست البته بعدا این ها رو میخونید
شایسته بانو آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۱:۱۹ قبل از ظهر   #17 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
miliks آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام شایسته جان
خوبی عزیزم؟
اول از همه منم میخوام رمان جدید و تبریک بگم و دوم اینکه در رابطه با نقد دوستان دیگه که در رابطه با بعضی از مسائل بود من میخوام بگم که به قول یکی از دوستان محبت توی زندگی دو نفر محرم به همدیگه هم خیلی نزدیک به واقعیته هم لازمه
مثلا توی همسایه من که به نظرم همه چی در کنترل بود و فکر نمیکنم که خودتم بخوای بیشتر از اون پیش بری که رمان بخواد از جایگاه مور احترامش بیوفته.
دیگه بگم برات عزیزم... ظاهر ه شخصیت ها داره خود بخود تو ذهنم شکل میگیره
مثلا شخصیت مهندس صفایی به دلیل نفرت پرتو از اون باعث شد توی ذهنم شبیه به یه کسی بشه که بهم ضربه زد و ازش متنفرم
و ظاهر ه پرتو متاسفانه ناخوداگاه شبیه به کیانا شد ولی پخته تر
خواهش میکنم زودتر ظاهر ه شخصیت هارو مشخص کن که بشه اونطوری که تو میخوای تجسمش کرد عزیزم
دیگه چی میتونم بگم؟؟؟.... آهان... خیلی دوست دارم
مطمئنم که این کار هم فوق العاده میشه
با بهترین آرزوها برای تو عزیزم
ملیکا





روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند
ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند
گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند
عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند
خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد
عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد
miliks آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۱:۲۲ قبل از ظهر   #18 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
hasti_azadi آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام شایسته جووون

ممنون بابت پستای امروزامیدوارم همیشه شاهد پستای تپل از طرفت باشیم...به امید اون روز

وای که چقد من از جذبه ی مردهای داستانت خوشم میاد...دقیقا مث رمان قبلیت...

یه چیز دیگه اولش که داستانو خوندم فک کردم دوباره در مورد یه دختر و پسر پولداره(از بس که از این جور رمانا نوشتن دیگه آدم

حالش بد میشه) ولی وقتی فلاش بک خورد فهمیدم که اینطورام نبوده.... و این عالیه!!!!!

موفق باشی دوست عزیز




اتم را شکافته ایم اما...
از درون خویش بی خبریم!



تمام من | احسان مقصود لو (تایپ)


hasti_azadi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۴۶ بعد از ظهر   #19 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
شایسته بانو آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
Post

نقل قول:
نوشته اصلی توسط hasti_azadi نمایش پست ها
سلام شایسته جووون

ممنون بابت پستای امروزامیدوارم همیشه شاهد پستای تپل از طرفت باشیم...به امید اون روز

وای که چقد من از جذبه ی مردهای داستانت خوشم میاد...دقیقا مث رمان قبلیت...

یه چیز دیگه اولش که داستانو خوندم فک کردم دوباره در مورد یه دختر و پسر پولداره(از بس که از این جور رمانا نوشتن دیگه آدم

حالش بد میشه) ولی وقتی فلاش بک خورد فهمیدم که اینطورام نبوده.... و این عالیه!!!!!

موفق باشی دوست عزیز
سلام خانوم .. خوشحم دوباره توی قسمت نقد میبینمت ...
در واقع پایه ی شکل گیری داستانم همینه که دوطرف ثروتمند نیستن .....

نقل قول:
نوشته اصلی توسط miliks نمایش پست ها
سلام شایسته جان
خوبی عزیزم؟
اول از همه منم میخوام رمان جدید و تبریک بگم و دوم اینکه در رابطه با نقد دوستان دیگه که در رابطه با بعضی از مسائل بود من میخوام بگم که به قول یکی از دوستان محبت توی زندگی دو نفر محرم به همدیگه هم خیلی نزدیک به واقعیته هم لازمه
مثلا توی همسایه من که به نظرم همه چی در کنترل بود و فکر نمیکنم که خودتم بخوای بیشتر از اون پیش بری که رمان بخواد از جایگاه مور احترامش بیوفته.
دیگه بگم برات عزیزم... ظاهر ه شخصیت ها داره خود بخود تو ذهنم شکل میگیره
مثلا شخصیت مهندس صفایی به دلیل نفرت پرتو از اون باعث شد توی ذهنم شبیه به یه کسی بشه که بهم ضربه زد و ازش متنفرم
و ظاهر ه پرتو متاسفانه ناخوداگاه شبیه به کیانا شد ولی پخته تر
خواهش میکنم زودتر ظاهر ه شخصیت هارو مشخص کن که بشه اونطوری که تو میخوای تجسمش کرد عزیزم
دیگه چی میتونم بگم؟؟؟.... آهان... خیلی دوست دارم
مطمئنم که این کار هم فوق العاده میشه
با بهترین آرزوها برای تو عزیزم
ملیکا
سلام و ممنونم از شما و واقا مرسی که به اینجا سر زدید ...
حرف شما کاملا صحیح و من خودمم سعیمیکنم بیشتر به بعد روحی محبت بین شخصیت ها بپردازم ...
اما راجع به صفایی ... باید داستان یکم پیش بره تا با شخصیتش آشنا بشیم ...
ظاهر پرتو ... نه شبیه کیانا نیست ولی خوب اونم فکر کنم توی پست بعدی مشخص میشه ...
در کا اینبار سعی شده توی سیر داستان خورد خورد با همه چیز آشنا بشید ..
. ممممممنونم ازتون یک دنیا
شایسته بانو آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۱:۰۰ بعد از ظهر   #20 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
samare آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام شایسته جان
بابت اون یکی رمانت تبریک میگم بهت دوست من
امیدوارم این یکی عالی تر از اون یکی باشه که قطعا همینطورم میشه
فقط یه ایراد من به رمان قبلیت می گیرم که امیدوارم تو این یکی هرجور می دونی رفعش کنی(من رمانها رو وقتی تموم میشه می خونم)
تو رمان همسایه من کیانا خانم چقدر لباس داشت که هربار می خواست بره بیرون از تو خونه 45 متریش باید یه رنگ لباساشو از شال و مانتو و پالتو تا کیف و کفش ست می کرد؟
هربار هم کامل توضیح می دادی و بعدم یه آرایش ملایم و ملیحانه می کرد و می رفت بیرون.حالا فرقی نداشت تو چه شرایطی باشه.
البته بگم این برا کار تو تنها نیست گلم.تو اغلب رمانها چه اونایی که دوستان زحمت نوشتنشو می کشن چه اونایی که چاپ میشه هم این مسئله هست.
دوست دارم رمانی که می نویسی از هر نظر بی نقص باشه خانم.
موفق تر باشی نازنین



درضمن ممنون که نظر دوستان برات اهمیت داره و می خونی و جواب میدی



چشمها را شستم
جور دیگر دیدم
باز هم سود نداشت
تو همان بودی که
دوست می باید داشت

samare آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
انجمن, بانو, شایسته, معرفی, نقد, و, پرتو, کاربر, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
پرتو | شایسته بانو کاربر انجمن شایسته بانو تایپ کتاب 68 ۳ خرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۴۷ قبل از ظهر
هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن | دانلود honey_x نوشته کاربران سایت 5 ۸ فروردين ۱۳۹۱ ۰۱:۱۰ قبل از ظهر
هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب شایسته بانو نوشته کاربران سایت 2072 ۷ اسفند ۱۳۹۰ ۰۲:۵۳ بعد از ظهر
هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن | موبایل honey_x رمان نوشته کاربران سایت 3 ۶ اسفند ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳ بعد از ظهر
هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن شایسته بانو کتابهای کامل شده نوشته کاربران 162 ۱۷ دي ۱۳۹۰ ۱۱:۵۱ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان