| |||
| |||||||
| نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: کدام شخصیت را بیش تر دوست دارید؟؟؟ | |||
| بنفشه کیانی | | 22 | 23.16% |
| هومن نقش | | 20 | 21.05% |
| آذین نقش | | 5 | 5.26% |
| آریا راد | | 6 | 6.32% |
| پرنیا مهرآیین | | 19 | 20.00% |
| شایان کیانی | | 6 | 6.32% |
| صنم حاتمی | | 0 | 0% |
| علی گلکار | | 17 | 17.89% |
| رأی دهندگان: 95. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید. | |||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #61 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۰ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 63
(View Stats)
تشکرها: 4,151
تشکر شده 292 بار در 75 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز پانی جان. من هم با نظر دوستمان FLOVIA کاملا" موافقم. این همه کلمات سنگین از دهن یه بچه سه ساله یک کم غیر معمول میاد. بذار همونطور یه بچه ملوس و شیطون بلا بمونه. خیلی بزرگش نکن. ضمنا" در پست 10 یادتون رفته بود که سایمون نمیتونه "ر" را درست تلفظ کنه. در کلمه "قهرم" | ||||||||
| | |
| | #62 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۰ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 63
(View Stats)
تشکرها: 4,151
تشکر شده 292 بار در 75 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز پانی جون. یک چیزی در این داستان نظر منو خیلی جلب کرده و اون "پدر" ها در داستان هستند: چرا همه پدرها منفی هستند. دلیل خاصی داره؟؟؟ پرویز راد: یک دائم الخمر ورشکسته که با مردنش برای خانواده بدبختی آورده و هومن از او متنفره. صالح: آریا کارهاش را دوست نداره و سرافکنده کارهاش است. مهرآیین: یک پدر زن باز که پرنیا از اون متنفره پدر شایان: با شایان کنار نیومده و از خونه بیرونش کرده. پدر علی، شهید شده و هیچ نقشی در زندگی علی نداشته حتی هومن که دلش میخواد پدر خیلی خوبی باشه ولی باز هم یه پدر گناهکاره که پسر نامشروعی را به دنیا آورده که میترسه پسرش را رو کنه | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #63 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۰ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 63
(View Stats)
تشکرها: 4,151
تشکر شده 292 بار در 75 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خوبه. یک عالمه سوال توی ذهن آدم میکاری. من یک کم با این "پرنیا" خانم شما مشکل دارم. چطوری مهرآیین با یه زن مسلمان ازدواج کرده؟ الان پرنیا مسلمونه یا مسیحی؟ یه جا گفتی که حس حسادت پرنیا به پوپک. یه تناقصی بین احساسات پرنیا نسبت به پوپک هست که لابد یه دلیلی داره که انتظار دارم روشن بشه. اول داستان، پرنیا میگه: کسی میتونه زندگی را ساده تر از ما بگیره؟ من با این جمله یه شخصیت دیگه ای از پرنیا ساخته بودم فکر کردم یه مرفه بی درده که کم کم با خوندن داستان میبینم نه بابا از 15 سالگی با مشکلات جدی رو به رو بوده. برام این سوال پیش اومده که آیا شما مخصوصا" میخواستی این سو تفاهمات در مورد پرنیا پیش بیاد یعنی میخواستی شخصیتش را پیچیده کنی و بعد کم کم ما پرده ها را بزنیم بالا و اون را بشناسیم یا دلیل دیگه ای داشتی؟ ممنون میشم که فکرت را بدونم | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #64 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۰ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 63
(View Stats)
تشکرها: 4,151
تشکر شده 292 بار در 75 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز پانی جان ببخشید من زیادی سوال میپرسم و نمیدونم شاید این شما را ناراحت کنه. اگه جواب سوالاتم را دقیق بدید که متوجه میشم ناراحتتون نکردم اگر هم که به قول معروف سر هم بندی جواب بدید که قطعا" دیگه خیلی مزاحمتون نمیشم. ببینید این فاطمه خانم ما چند سالشه؟ در مورد خواستگاری علی نظرات بلند بالایی داره ولی در پست 9 میگه داشتم بازیمیکردم دیدم تلفنت زنگ میزنه. وقتی علی 29 سالشه و باباش یادش نمیاد پس فاطمه چند سالش میتونه باشه . نباید دو سه سال بیشتر از علی کوچکتر باشه. حقیقتش در مورد سن و سال فاطمه منو حسابی گیج کردی، پانی جان. | ||||||||
| | |
| | #65 (لینک مستقیم) | ||||||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۰ محل سکونت: Strawberry Fields Forever
نوشته ها: 142
(View Stats)
تشکرها: 1,389
تشکر شده 18,084 بار در 145 پست
کتاب مورد علاقه : من دیوانه نیستم حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
:دی... باش :دی...!!! خب... یکم زود قضاوت کردی... ناردوس هنوز شخصیتش رو رو نکردم... این شخصیت یکی از اون شخصیت هاییه که اگه زود زاجع بهش قضاوت بشه جالب میشه :دی... معمولا به لحن تندی مثل لحن پرنیا نمیان بگن عزیزم دلم چرا راجع به من اینقدر بد فکر می کنی... به زودی همه چیز روشن میشه...!!! قربونت برم... عشق منی...!!! ![]() نقل قول:
2. هومن مسلما اونو با جامعه ی آمریکا رو به رو نکرده... به دلیل دعوا هایی که با مادرش داشته یجورایی پنهانش کرده بوده...!!! 3.خود هومن شخصیتی داره که از همه یه جورایی کناره میگیره... و اگه دقت کرده باشی آریا همین سوال رو از هومن پرسیده و هومن جواب داده که اون پیش خونواده ی ایرونی بزرگ شده...!!! 4.فقط یه چیز جالب بگم... :دی...سایمون الان 6 سالشه و هنوز هم نمی تونه ر و س رو تلفظ کنه...!!! مرسی بابت نقد !!!نقل قول:
خواهش میشه !!!نقل قول:
!!! ![]() The wall on which the prophets wrote...Is cracking... at the seams. Upon the instruments of death...The sunlight brightly gleams. When every man is torn apart...With nightmares and with dreams, Will no one lay the laurel wreath...When silence drowns the screams. Confusion will be my epitaph. As I crawl a cracked and broken path...If we make it we can all sit back and laugh. But I fear tomorrow I'll be crying,...Yes I fear tomorrow I'll be crying.... King Crimson-Epitaph و چه زیبا...زندگی آن ها را در اعماق تاریک حقایق غرق می کند... و آنها... چه ساده به روحشان خط گناه می کشند... هوس بازان | ||||||||||||
| | |
| | #66 (لینک مستقیم) | |||||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۰ محل سکونت: Strawberry Fields Forever
نوشته ها: 142
(View Stats)
تشکرها: 1,389
تشکر شده 18,084 بار در 145 پست
کتاب مورد علاقه : من دیوانه نیستم حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
من به هیچ عنوان شخصیت های مادر ها رو دستکاری نمی کنم... ترجیح می دم نقششونو کم کنم ولی مادر رو کاملا سفید جلوه بدم چون مادر حتی اسمشم مقدسه... و من جز مسائلی که به چشم دیده باشم حق هیچ خیال بافی درباره ی یک مادر رو به خودم نمی دم...!!! پرویز نقش : این شخصیت فقط برای هومن منفوره... ولی آذین عاشقشه و به زودی میبینی که همسرش هم به شدت طرفشو می گیره...!!! صالح : قضاوت های اشتباه...!!! پدر شایان : حق رو بهش می دم... کار شایان... فاجعه بوده... !!! پدر علی : این یکی رو مجبور بودم... شخصیت علی با این مهم شکل میگیره...!!! هومن یک پدر معرکست :دی... بزودی میبینید...!!! نقل قول:
پرنیا به پوپک حسادت می کنه ... می کرده و خواهد کرد چون پوپک حقیقت ها رو نمی بینه... پوپک توهم گراست و چیزهایی رو میبینه که می خواد ببینه در حالیکه پرنیا با حقیقت مواجهه...!!! یه طعنه بود... زندگی سخت رو ساده گرفتن.. طعنه ای بود به خودش... که چرا بیخیاله... اگه دقت کنی پرنیا خیلی محکمه و هر کس دیگه ای در این شرایط کارش گریه و زاری می بود...!!! پرنیا یه شخصیت واقعی و با اجازتون شخصیت پرنیا شخصیت منه... یعنی افکار و حالات و عکس العمل های خودم روش پیاده شده و فکر کنم سوء تفاهمات پیش اومده برای شما معلول ارتباط برقرار نکردن با داستان باشه...!!! نقل قول:
فاطمه 26 سالست... علی به بنفشه گفته بوده که سه سال از اون کوچیک تره...!!! حتی پدر منم با موبایل و کامپیوتر بازی می کنه ... چه برسه به دختری با روحیه ی فاطمه...!!! مرسی از این همه توجه... یه دنیا ممنون و امیدوارم ابهامات بر طرف شده باشه... اگه بازم مشکلی بود می تونی بپرسی و با کمال میل جواب میدم...!!! | |||||||||||
| | |
| | #67 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۰ محل سکونت: آلمان
نوشته ها: 301
(View Stats)
تشکرها: 7,238
تشکر شده 977 بار در 319 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام پرنیای عزیز من متوحه نشدم چرا آریا از پرنیا دلخوره و چرا پرنیا بهش گفت متاسفم این رو توی داستان متوجه شدم که آریا به تازگی متوحه حس دوست داشتنش نسبت به پرنیا شده ولی به اون که هنوز چیزی نگفته و این قصیه متاسفم چیه مرسی گاندی : درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خدا می دانند. | ||||||||
| | |
| | #68 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بخش مسابقات ![]() تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۸۹ محل سکونت: RASHT*¤.¸¸.
نوشته ها: 4,075
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : رمان،روانشناسي،تخيلي حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز پاني جون سلام من خيلي دوست دارم بيشتر درباره ي پوپك بدونم ....پوپك دقيقاً از كي اين طوري شد ؟ تنها دليل بيماريش آرمان بود ؟ يعني قبل اون خوب بود ؟؟؟؟ چي چي بالاي پست نوشتي خرابش كردي ؟ عالي بود .....بيصبرانه منتظر ادامه ش هستم ..... اون نوشته هاي عرفاني هم يه دنيا براي كن ارزش داره .... خيلي ممنون بابت داستان خاصت ....
| ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #69 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۰ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 63
(View Stats)
تشکرها: 4,151
تشکر شده 292 بار در 75 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز مرسی پانی جون از جوابهای کاملت. در مورد فاطمه متوجه نشده بودم که داره با موبایل بازی میکنه. مرسی داستانتون واقعا" خوبه. باز هم میگم به نظرم خیلی شجاعت دارید که این همه نقش اصلی برای داستانتون خلق کردید. آفرین داره. موفق باشید. من که با اشتیاق تا آخر داستان را خواهم خواند. | ||||||||
| | |
| | #70 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۰ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 63
(View Stats)
تشکرها: 4,151
تشکر شده 292 بار در 75 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز پانی جان . شخصیت این بنفشه واقعیه؟ نمیدونم چرا فکر میکنم یه ذره اغراق داره | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| panispy, انجمن, بازان, معرفی, نقد, هوس, و, کاربر |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| بازگشت | New Age کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | New Age | نوشته کاربران سایت | 206 | ۳ خرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۵۳ بعد از ظهر |
| به کسی نگو | redmoon333 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | redmoon333 | نوشته کاربران سایت | 7 | ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۹:۰۴ بعد از ظهر |
| هوس بازان | PaniSpy کاربر انجمن | PaniSpy | تایپ کتاب | 92 | ۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۱۱:۴۱ بعد از ظهر |
| ناشناخته | Az@de کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | Az@de | نوشته کاربران سایت | 14 | ۱۳ اسفند ۱۳۹۰ ۱۱:۰۵ قبل از ظهر |
| رها | MICROOOB کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | MICROOOB | نوشته کاربران سایت | 14 | ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۵۵ قبل از ظهر |