| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: اهواز
نوشته ها: 729
(View Stats)
تشکرها: 1,432
تشکر شده 2,910 بار در 789 پست
کتاب مورد علاقه : تقدیر این بود که ... حالت من : | پست مفید : +3 امتیاز مردی در دادگاه خانواده ۲ (ونک) حضور یافت و دادخواست جدایی خود را به قاضی حسن عموزادی رئیس شعبه ۲۶۸ این مجتمع قضایی خانواده ارائه کرد.این مرد در برابر قاضی این شعبه بیان کرد: همسرم دائماً به من سوءظن دارد و این موضوع باعث بروز اختلافاتی بین ما شده است؛ او فکر میکند که زنی دیگر در زندگی من وجود دارد و بر سر این موضوع با من بحث کرده و مشکلات و درگیریهایی را به وجود میآورد. وی گفت: در همه این سالها همسرم به من سوءظن داشت و امروز با وجود دو فرزند دختر باز هم رفتارش به همان شکل است و ما تا به امروز به خاطر آینده دو فرزندمان از یکدیگر جدا نشدهایم. ![]() مرد افزود: همسرم بعد از اینکه من درخواست طلاق دادم بلافاصله مهریهاش را درخواست کرد تا حقش ناحق نشود؛ در واقع او به حفظ زندگیمان توجه نمیکند بلکه دائم به فکر پول و منافع خودش است. وی بیان کرد: من و همسرم دائم با یکدیگر دعوا داریم و همسرم سوء معاشرت دارد؛ به شکلی که دیگر امکان زندگی ما در زیر یک سقف وجود ندارد. مرد عنوان کرد: همسرم مدعی است که بعد از گرفتن مهریه و طلاق بلافاصله با پسرعمویش که تازه از همسرش جدا شده، ازدواج میکند؛ در حقیقت این همه سال زندگی مشترک را نادیده میگیرد و به فکر خودش است. وی گفت: با اینکه ما دو فرزند داریم ولی همسرم باز هم به من شک داشته و با سوءظنهایش مرا آزار میدهد، در واقع زندگی ما به شکلی شده بود که من دائم باید به همسرم جواب پس میدادم و او مانند بازپرس مرا سؤال پیچ میکرد. مرد افزود: از این وضع خسته شده و خواهان طلاق هستم و نمیخواهم دیگر در کنار همسرم به زندگی ادامه دهم و حتی یک بار دیگر در خانه و در کنارش ناهار بخورم. قاضی این شعبه بعد از صحبتهای مرد، رسیدگی به جلسه را به روزی دیگر با حضور زن موکول کرد و خواهان آشتی زن و مرد شد. همچنین بیان کرد: این همه سال زندگی حیف است زیرا شما دو فرزند دارید که باید به خاطر آنها گذشت کنید. زمانی که متولد شدم یکی در گوشم گفت تا اخر عمر با تو هستم خندیدم و گفتم تو کی هستی؟ گفت غم و تنهایی | ||||||||
| |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش اخبار ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸
نوشته ها: 11,255
(View Stats)
تشکرها: 22,890
تشکر شده 44,360 بار در 10,224 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز منتقل شد لطفاً دقت کنید | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۰ محل سکونت: ؟؟؟؟
نوشته ها: 1,547
(View Stats)
تشکرها: 19,052
تشکر شده 15,948 بار در 5,946 پست
کتاب مورد علاقه : مجنون تر از فرهاد... حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز وافعا متاسفم که شک و دو دلی ویران کننده ی ستونهایه روابط زناشوییه و من زن شدم، تحملی پایدار... یک دنیا... از سیبی گفت که من چیدم... ولی هیچکس نگفت... نشان عشق... سیب سرخی شد... که من به آدم دادم... ********* لینک رمان شایسته بانوی عزیزم به اسم پرتو http://www.forum.98ia.com/t412755.html | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹ محل سکونت: در قلب کسانی که دوستم دارند
نوشته ها: 118
(View Stats)
تشکرها: 92
تشکر شده 371 بار در 144 پست
کتاب مورد علاقه : جراح دیوانه حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز مرده مشکوک میزنه..رفته دادخواست طلاق داده بعد میگه زنم مهریه شو درخواست کرده و در وافع به فکر خودشه تا حقش نا حق نشه!!پس چی کار میکرد آقای محترم؟کف می زد براتون؟ | ||||||||
| |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹ محل سکونت: کنج هیاهو
نوشته ها: 356
(View Stats)
تشکرها: 169
تشکر شده 8,955 بار در 297 پست
کتاب مورد علاقه : آرام_دالان بهشت_غرور ع حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز اوهووم......مفید واقع شد ردپایم را از بی کران نگاهت پاک کندر خاطره ها ماندن روح میخواهد... "طعم نگاهت" "آسمانی ها" "گل من" "صیاد آهو" "پارادوکس عشق" | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: ساحل تنهایی خودم
نوشته ها: 4,439
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : عالم ارواح | بدون امتیاز : 0 امتیاز امان ازشک وتردیدتوی زندگی اگه آدم پاک هم باشه وسوسه می شه لج طرف رودربیاره دوستت دارم را هزار بار دیگر تکرارکن اینجا نه بینی کسی دراز میشود نه گرگی به گله میزند | ||||||||
| |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۹ محل سکونت: قطعه ای از بهشت
نوشته ها: 6,375
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : دا حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز ای بابا این چیزا که برا بعضی ( گفتم بعضی ) از خانم ها عادی هست ![]() برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: هر کجا هستم باشم آسمان مال من است
نوشته ها: 375
(View Stats)
تشکرها: 1,313
تشکر شده 2,628 بار در 684 پست
کتاب مورد علاقه : قرآن-دیوان حافظ حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز تیترش متناسب با متن نیست کنار چشمه ای بودیم در خواب تو با جامی ربودی ماه از آب چو نوشیدیم از آن جام گوارا تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب | ||||||||
| |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۹۰ محل سکونت: اهواز
نوشته ها: 31
(View Stats)
تشکرها: 31
تشکر شده 33 بار در 16 پست
کتاب مورد علاقه : کسی پشت سرم آب نریخت حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز شک فقط در حد متعادل خوبه اما اگه از حدش بگذره زندگیرو به کام بقیه زهر میکنه | ||||||||
| |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| آورد, به, تجاوز, را, زنانه, ستوه, مرد, و… |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| سرمربي جالوروسي به ستوه آمد | roya2144 | ورزش | 0 | ۲۱ آذر ۱۳۹۰ ۰۱:۱۹ بعد از ظهر |
| ناله و نفرین مرد، بعد از 22 سال زندگی زن را به ستوه آورد | مینا | داخلی | 0 | ۲ شهريور ۱۳۹۰ ۰۴:۰۲ بعد از ظهر |
| پسری که مستخدم مدرسه را به ستوه آورد! | Persiana | ورزش | 1 | ۱۶ آذر ۱۳۸۹ ۱۲:۴۴ قبل از ظهر |
| مرد شکاک، زن را به ستوه آورد | Parsa_1387 | داخلی | 0 | ۱۴ آذر ۱۳۸۹ ۰۳:۰۴ بعد از ظهر |
| مرد عصبي همسرش را به ستوه آورد | dokhtarepaeiz | داخلی | 0 | ۶ تير ۱۳۸۹ ۰۲:۰۲ بعد از ظهر |