بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > تاریخ ، ایران و جهان شناسی > تاریخ ایران

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۰۸:۵۷ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
mehran-max آواتار ها
 
mehran-max به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +2 امتیاز     
Post نویسنده کلیله و دمنه که بود ؟؟

برزویه
که شرح زندگانی کامل ان در پایین از زبان خود او و منابع موثق نقل شده است.



بُرْزویه، پزشک نامدار و پیشوای پزشکان ایران در عصر خسرو انوشیروان ساسانی، گردآورندهٔ کلیله و دمنه و احتمالاً مترجم پنجه تنتره از سانسکریت به زبان پهلوی که بخشی از کلیله و دمنه را تشکیل میدهد، بودهاست. این نام در فارسی میانه به شکل برزوی، ساختهشده از دو جزء «بُرز» به معنای بلند مرتبه و متعالی و پسوند تحبیب «اوی» آمده و در فارسی باستان به صورت برزآویا (Brz-auya) آمده است.

برزویه و بزرگمهر [ویرایش]
در برخی نوشتارها بزرگمهر، وزیر دربار ساسانیدر زمان انوشیروانبا برزویا برزویهپزشک دربار انوشیروانیکسان انگاشته شده است که شاید به دلیل همزمانی این دو بوده باشد.
زندگینامه برزویه طبیب در کلیله و دمنه [ویرایش]
«
چنین گوید برزویه طبیب، مقدم اطبای پارس، که پدر من از لشکریان بود و مادر من از خانه علمای دین زردشت بود. و اول نعمتی که ایزد تعالی و تقدس، بر من تازه گردانید، دوستی پدر و مادر بود و شفقت ایشان بر حال من، چنان که از برادران و خواهران مستثنی شدم و به مزید تربیت و ترشیح مخصوص گشت. و چون سال عمر به هفت رسید، مرا بر خواندن علم و طب تحریص نمودند. و چندانکه اندک وقوفی افتاد و فضیلت آن بشناختم، به رغبت صادق و حرص غالب در تعلم آن کوشیدم، تا بدان صنعت شهرتی یافتم و در معرض معالجت بیماران آمدم. آنگاه نفس خویش را میان چهار کار که تکاپوی اهل دنیا از آن نتواند گذشت، مخیر گردانیدم: وفور مال و لذات حال، و ذکر سایر و ثواب باقی. و پوشیده نماند که علم طب نزدیک همهٔ خردمندان و در تمامی دینها ستوده است. و در کتب آوردهاند که فاضلتر اطبا آن است که بر معالجت از جهت ذخیرت آخرت مواظبت نماید، که به ملازمت این سیرت نصیب دنیا هر چه کاملتر بیاید و رستگاری عقبی مدخر گردد، چنان که غرض کشاورز در پراکندن تخم، دانه باشد که قوت او باشد، اما کاه که علف ستوران است به تبع آن هم حاصل آید. از جمله بر این کار اقبال تمام کردم و هر کجا بیماری نشان یافتم که در وی امید صحت بود، معالجت او بر وجه حسبت بر دست گرفتم، (برای رضای خدا و بدون طمع و اجر) و چون یک چند بگذشت و طایفهای را از امثال خود در مال و جاه بر خویشتن سابق دیدم، نفس بدان مایل گشت، و تمنی مراتب این جهانی بر خاطر گذشتن گرفت، و نزدیک آمد که پای از جای بشود. با خود گفتم: «ای نفس! میان منافع و مضار خویش فرق نمیکنی، و خردمند چگونه آرزوی چیزی در دل جای دهد که رنج و تبعت آن بسیار باشد و انتفاع و استمتاع اندک؟ و اگر در عاقبت کار و هجرت سوی گور فکر شافی واجب داری، حرص و شَرَه این عالم فانی به سرآید. و قویتر سببی ترک دنیا را مشارکت این مشتی دون عاجز است که بدان مغرور گشتهاند. از این اندیشه ناصواب درگذر و همت بر اکتساب ثواب مقصور گردان، که راه مخوف است و رفیقان ناموافق و رحلت «نزدیک و هنگام حرکت» (به سوی مرگ) نامعلوم... به صواب آن لایق تر که بر معالجت مواظبت نمایی و بدان التفات نکنی که مردمان قدر طبیب ندانند، لکن در آن نگر که اگر توفیق باشد و یک شخص را از چنگال مشقت خلاصی طلبیده آید، آمرزش بر اطلاق مستحکم شود؛ آنجا که جهانی از تمتع آب و نان و معاشرت جفت و فرزند محروم مانده باشند، و به علت های مزمن و دردهای مهلک مبتلا گشته، اگر در معالجت ایشان برای حِسبَت سعی پیوسته آید و صحت و خفت ایشان تحری افتد، اندازهٔ خیرات و مثوبات آن کی توان شناخت؟» چون بر این سیاقت در مخاصمت نفس مبالغت نمودم، به راه راست باز آمد و به رغبت صادق و حسبت بی ریا به علاج بیماران پرداختم و روزگار در آن مُستغرق گردانیدم تا به میان آن، درهای روزی بر من گشاده گشت.
»
کارها [ویرایش]
دکتر سیریل الگوددرباره برزویه طبیب مینویسد: « دوران سلطنت انوشیرواناز نظر ترجمههایی که در آن انجام شده است قابل توجه است. در زمان او آثار نویسندگان مهم یونانو هندبه فارسی ترجمه شد که در میان آنها کتب افلاطون، ارسطوو افسانههای بیدپای هندیبه نام کلیله و دمنهقابل ذکر است. برای تهیه این اثر اخیر برزویه طبیب که به فارسی بزرگمهر نامیده میشود به طور نهانی به هندوستاناعزام شد تا به هر قیمتی شده آن را به دست آورد. برزویه طبییب تنها پزشک دورهٔ ساسانی است که اطلاعات کامل دربارهاش موجود است. از حسن تصادف زندگینامه او نیز بر جای مانده است، زیرا ابن مقفعدر ترجمه خود از افسانههای بیدپای، این شرح را به عنوان مقدمه آورده است»[
از کارهای دیگر برزویه پزشک، برگرداندن نسکی به نام پنجه تنترهاز سانسکریتبه زبان پهلویاست. کتاب دیگری به نام حکمت هندی، که در سال ۱۰۷۰ میلادی (۴۶۲ هجری قمری) بدست شمعون انتاکیاز تازیبه یونانیبرگردانده شد را هم از برزویه میدانند.



کسایی که رمان های فانتزی می خونن حتما داستان زیر را بخونن.
ریموس لوپن و دورانی جدید|نوشته amir.lupin
------------------------------------------------
گروه طرفداران هری پاتر
---------------------------------------------------
برای طرفداران هری پاتر
-------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------
بزودی بازی انلاین هری پاتر تحت وب هم از دوستان من منتشر میشود.
بازی مدرسه علوم و فنون جادوگری ازکابان
دمو یازی

انجمن بازی
mehran-max آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۰۹:۲۵ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
farnazamini68 آواتار ها
 
farnazamini68 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

عربیشو ابن مقفع و فارسشو ابوالمعالی نصرالله منشی نوشته!!!!!!
farnazamini68 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۱۹ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
mehran-max آواتار ها
 
mehran-max به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط farnazamini68 نمایش پست ها
عربیشو ابن مقفع و فارسشو ابوالمعالی نصرالله منشی نوشته!!!!!!


درسته
ولی تکه زیادی از اون به دست این شخص نوشته شده
نکاتی جالب درباره برزویه:
او رییس بیمارستان گندی شاپور بود.
او یک بار برا یپیدا کردن درختی که مرده را زنده میکند به هند رفت که بعد فهمید ان درخت علم است و ان مرده نادان.
mehran-max آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۲۶ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
متینا و بهاره آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

در واقع نصر الله منشی کتاب را از زبان پهلوی یا همان سانسکریت قدیم به فارسی برگردانند و در این حال داستانهای به آن افزود.



در دردها دوست را خبر نکردن،خود نوعی عشق ورزیدن است.
دکتر شریعتی
متینا و بهاره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۴۵ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
mehran-max آواتار ها
 
mehran-max به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط متینا و بهاره نمایش پست ها
در واقع نصر الله منشی کتاب را از زبان پهلوی یا همان سانسکریت قدیم به فارسی برگردانند و در این حال داستانهای به آن افزود.

درسته ولی برزویه کتاب را نوشته (قسمتی از ان را)
mehran-max آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۲۲ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
ژاندارک آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط farnazamini68 نمایش پست ها
عربیشو ابن مقفع و فارسشو ابوالمعالی نصرالله منشی نوشته!!!!!!
دوست عزیز ابن مقفع کلیله و دمنه رو ننوشته در واقع اونو از زبان پهلوی به عربی ترجمه کرده.ابن مقفع همون روزبه هست. در واقع بعد از ورود اسلام به ایران و مسلمان شدن روزبه ،اسمش میشه عبدالله ابن مقفع



کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

ویرایش توسط ژاندارک : ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۳۶ قبل از ظهر
ژاندارک آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۸ بهمن ۱۳۹۰, ۰۸:۵۰ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
باغشاه آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

در نیمه اول قرن دوم هجری یکی از بزرگترین دانشمندان ایرانی که مهر وطن را به میزان غیر قابل وصفی در دل می پروراند بی آن که از کسی فرمان و اقبالی یافته باشد با شوق عجیبی به ترجمه برخی از کتاب های منطق و ادب و تاریخ از پهلوی به عربی مبادرت کرد. این فرزند ارجمند ایران که وجود او به تنهایی مایه تحولی عظیم در ادب و فرهنگ عرب گردید آشنایی کامل به تاریخ و آداب و زبان کشور باستانی خود داشت و زبان تازی را نیز تا سر حد کمال می دانست و از حکیم ترین و هوشیار ترین مردم روزگار بود، کسی غیر از روزبه یاد داذیه پسر جشنش معروف به ابن مقفع نمی باشد، وی از مردم شهر جوز( فیروزآباد) فارس بود و پس از قبول اسلام به نام عبدالله بن مقفع نامیده شد و ابومحمد کنیه خود قرار داد، پدرش مقفع پسر مبارک است، ابن خلکان در ذیل ترجمه حسین بن منصور حلاج گوید: او عبدالله بن المقفع کاتب مشهور به بلاغت است، صاحب رساله بدیعه. عبدالله از اهل فارس و در اول زرتشتی بود سپس به دست عیسی بن علی عموی سفاح و منصور خلفای عباسی مسلمانی گرفت و در خواص عیسی درآمد و کاتبی او کرد.
و هیثم بن عدی گوید: ابن المقفع نزد عیسی بن علی شد و گفت مسلمانی در دل من راه کرد و خواهم بدست تو مسلمانی گرفتن عیسی گفت اسلام آوردن تو فردا به محضر قواد و وجوه مردمان سزاوارتر و چون عشا بگستردند ابن مقفع بر خوان هم به رسم مجوسان زمزمه گرفت و عیسی بدو گفت با نیت مسلمانی نیز زمزمه آری؟!! گفت: نخواهم شبی را بی دین به روز کردن، و بامداد به دست عیسی مسلمان شد و ابن مقفع با همه فضل مطعون به زندقه بود.
بهر حال ابن مقفع به خوبی می دانست که انقراض یک قوم به مغلوبیت سیاسی و نظامی آن نیست بلکه فنای آن مترادف با نیست شدن آداب ملی و تاریخ و اخلاق و عادات و یادگارهای باستانی آن است، بنابراین از روی ذوق شخصی آنچه توانست از کتاب های ایران قدیم را که متضمن این فضائل بود از طریق نقل و ترجمه از زبان و خط پهلوی به عربی از انقراض نجات داد و منظور و هدف عالی او از این کار آن بود که هم مسلمین غیر عرب را به حشمت و شوکت ایران قدیم آشنا کند و هم ایرانیان مسلمان را به یاد آداب اجداد با فرو جاه خود بیندازد و دلایل و شواهدی به دست ایشان دهد تا کمیت هموطنان او در مقابل عرب که به نسب خود و اخبار شجعان و فرسان خویش می بالیدند لنگ نماند به علاوه افکار و عقاید دینی و حکمتی و اخلاقی ایران عهد ساسانی که ابن المقفع خود تربیت شده آنها بود و با طبع ایرانیان نیز کمال سازش را داشت در میان ایرانیان دوباره ریشه بدواند و فکر و تدبیر ایشان را در میدان مبارزات فکری و مجادلات مذهبی تقویت نماید و به همین نیت بود که کتاب های مرقیون و ابن دیصان و مانی را به عربی ترجمه کرده و در میان مردم انتشار داد، و باب برزویه طبیب را به قصد تبلیغ مذهب مانی که گویا خود نیز آن کیش را داشت ساخت و برکتاب کلیله و دمنه افزود.



باغشاه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۸ بهمن ۱۳۹۰, ۰۸:۵۹ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
KHJ.N آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نمیدونم ..............من از کجا بدونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!



برای کسی بمیر که برات تب کنه....
****
رمانهای توصیه شده:



































*****

KHJ.N آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۸ بهمن ۱۳۹۰, ۰۹:۳۳ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
mehran-max آواتار ها
 
mehran-max به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط KHJ.N نمایش پست ها
نمیدونم ..............من از کجا بدونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!



من که نگفتم شما بگید
اگر دیده باشید خودم جواب سوال را دادم
mehran-max آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
؟؟, بود, دمنه, نویسنده, و, کلیله, که

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
کلیله و دمنه | نصرالله منشی | دانلود patrin ایرانی 1 ۲۰ آذر ۱۳۹۰ ۰۸:۵۰ قبل از ظهر
گفت و گو با شیوا مقانلو، نویسنده و مترجم کتاب «ژالهکش» دموکراسی در لحن و روایت شیوا مقانلو، نویسنده رهـــا مصاحبه با نویسندگان 0 ۴ آبان ۱۳۹۰ ۱۰:۳۰ بعد از ظهر
زیبا از کلیله و دمنه برای انتخاب دوست ! خانومی داستان های کوتاه و حکایات 0 ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ۰۹:۳۲ قبل از ظهر
کلیله و دمنه | ترحمه نصراله منشی (تایپ) moosio sezar کتابهای کامل شده خارجی 10 ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ ۰۴:۵۶ بعد از ظهر
کلیله و دمنه | ابوالمعالی نصرالله منشی | موبايل moosio sezar مخصوص موبایل 0 ۱۳ تير ۱۳۸۹ ۱۲:۰۳ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان