| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش اخبار ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸
نوشته ها: 11,251
(View Stats)
تشکرها: 22,890
تشکر شده 44,358 بار در 10,222 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز پدري كه پسر 9 ساله خود را با ضربات شلنگ و سيخ از پاي درآورده بود، دستگير شد. ماموران انتظامي كرج در 25 دي ماه سال جاري از طريق تماس مسئولان يكي از بيمارستانهاي شهرستان كرج در جريان وقوع مرگ كودك 9 ساله به نام «علي» قرار گرفتند. ماموران با حضور در بيمارستان با پيكر بيجان كودكي 9 ساله روبرو شدند كه آثار ضرب و شتم و جراحات با جسمي سخت بر بدن وي نمايان بود و با مرگ اين كودك تحقيقات كارآگاهان براي واكاوي زوايايي پنهان اين جنايت آغاز و آنان در تحقيقات اوليه دريافتند كه اين پسر توسط مردي به بيمارستان منتقل شده است اما پس از مدتي اين مرد از بيمارستان متواري شد. كارآگاهان در تحقيقات تكميلي دريافتند كه اين كودك در سال گذشته نيز چندين مرتبه توسط دو مرد به علت شدت جراحات وارده ناشي از ضرب و شتم به بيمارستان مربوطه منتقل شده بود به همين علت آنان با بررسي مشخصات مندرج در پرونده آدرس محل زندگي اين طفل 9 ساله را يافتند. با كشف سرنخي از محل سكونت علي، كارآگاهان به اين آدرس مراجعه كرده اما دريافتند كه والدين اين طفل از آن محل نقل مكان كردهاند. كارآگاهان در تحقيقات تكميلي دريافتند كه پدر اين طفل مدتهاست كه به موادمخدر اعتياد دارد و مادر علي نيز به دليل مشكلات و اختلاف با همسرش، خانه را ترك كرده است و علي به همراه پدر معتادش زندگي ميكند. تحقيقات كارآگاهان براي يافتن سرنخي از پدر اين طفل كه او را به بيمارستان آورده بود ادامه داشت تا اينكه سرانجام محل اختفاي پدر علي پس از چند روز از وقوع جنايت كشف و وي دستگير شد. به گزارش ايسنا، پدر علي كه در ابتدا هرگونه ارتباط با اين پرونده را انكار ميكرد پس از مواجهشدن با دلايل و ادله پليسي لب به اعتراف گشود و با بيان اينكه سالهاست به موادمخدر اعتياد دارد در مورد روز حادثه، گفت: در روز حادثه در حالي كه موادمخدر مصرف كرده بودم به خانه بازگشتم كه متوجه شدم كه گوشي تلفن، همراهم نيست و از علي خواستم كه موبايلم را به من برگرداند اما او عنوان كرد كه گوشي همراه نزد او نيست. وي در ادامه اعترافات خود با بيان اينكه از سخنان «علي» ناراحت شدم، گفت: شروع به ضرب و شتم او با شلنگ و سيخ كرده و پس از مدتي با بيتوجهي به ناله هاي«علي» به خواب رفتم. وقتي صبح از خواب بلند شدم ديدم بالشت علي غرق خون است و سريعا او را به بيمارستان رساندم بعد از آن كه متوجه شدم او فوت كرده است، از بيمارستان متواري شدم. به گزارش ايسنا، متهم به همراه پرونده تشكيل شده در اختيار مقام قضايي قرار دارد. | ||||||||
| |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش عکس ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت: کوالالامپور-مالزي
نوشته ها: 26,213
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : The Thorn Birds | بدون امتیاز : 0 امتیاز پدر كودك 9سالهاي كه دو هفته پيش بر اثر شدت شكنجه روي تخت بيمارستاني در كرج جان باخت در اعترافاتش جزييات آزار و قتل اين پسربچه را شرح داد. به گزارش خبرنگار ما، اين كودك 9ساله كه علي نام داشت دو هفته پيش توسط مردي كه مدعي بود پدر كودك است در حاليكه بيهوش و خونآلود بود به بيمارستان باهنر كرج منتقل شد. وقتي علي به پرستاران سپرده شد آنها عمليات احيا را روي اين كودك آغاز كردند اما به محض بالا زدن لباسش متوجه شدند زخمهاي كهنه و عميقي روي بدن علي وجود دارد كه نشان ميدهد او به شدت مورد شكنجه قرار گرفته است. پرستاران وقتي از پدر علي پرسيدند او چرا بيهوش شده است اين مرد گفت پسرش تصادف كرده است. اين مرد پشت در اتاق احيا ايستاد تا از وضعيت پسرش مطمئن شود. نحوه رفتوآمد پرستاران و حضور ماموران در محل براي اين مرد ثابت كرد که فرزندش ديگر زنده نميماند بنابراين او در يك فرصت مناسب بيمارستان را ترك كرد. دقايقي بعد علي جانش را از دست داد. وقتي پرستاران به دنبال پدر او بودند تا در مورد وضعيت علي سوال كنند متوجه شدند اين مرد فرار كرده است بنابراين ماموران پليس كرج را در جريان گذاشتند و اطلاعاتي را كه پدر علي در برگه همراه بيمار پر كرده بود در اختيار ماموران قرار دادند. ابعاد فجيع شكنجههاي علي زماني فاش شد كه پزشك مسوول بخش اورژانس جسد اين كودك را معاينه كرد. او متوجه شد علي نه تنها به شدت مورد ضربوجرح قرار گرفته و كتك خورده بلكه آثار سوختگيهاي كهنه هم روي دستان و پاهاي اين كودك وجود دارد كه نشان ميدهد او با سيگار سوزانده شده است. اين پزشك همچنين متوجه شد علي به شدت مورد آزار جنسي قرار گرفته و شدت اين آزار به حدي بوده كه قسمتي از روده اين كودك از بين رفته است. پس از آن انجمن حمایت از حقوق کودک به پیگیری موضوع و اطلاعرسانی در این باره پرداخت.سپس جسد علي به سردخانه بيمارستان منتقل شد و پليس تحقيقات خود را براي پيدا كردن پدر مقتول آغاز كرد. شماره تلفني كه اين مرد در پرونده نوشته بود جواب نميداد و آدرسي كه اعلام شده بود، اشتباه بود. بنابراين فرضيه قتل علي به دست پدرش قوت گرفت. درحاليكه جسد اين كودك همچنان در سردخانه بود و كسي براي تحويل گرفتن آن اقدام نميكرد مردي كه خود را از دوستان پدر علي معرفي ميكرد به بيمارستان رفت و گفت براي بررسي وضعيت علي آمده است. ماموران به اين مرد مشكوك شدند و او را بازداشت كردند و بعد از انجام چندين جلسه بازجويي موفق شدند پدر علي را شناسايي و دستگير كنند. وقتي پدر اين كودك بازداشت شد، ابعاد تازهاي از زندگي پردرد اين كودك را فاش كرد و پليس متوجه شد علي كودك 9ساله بعد از جدايي پدرومادرش با پدر معتادش زندگي ميكرد و مرتب از طرف او مورد شكنجه قرار ميگرفت. علي سال گذشته هم به دليل شكنجهاي كه تحمل كرده توسط پدرش و دوست او به بيمارستان منتقل اما بعد از مدتي مرخص شده بود. پدر علي در بازجوييها گفت: سالهاست كه اعتياد دارم و به همين دليل هم همسرم من را ترك كرد و با علي تنها شدم. بعضي اوقات يكي از دوستانم هم ميآمد و با هم مواد ميكشيديم. علي پسر بازيگوشي بود و من گاهي از دست او عصباني ميشدم به همين دليل هم او را ميزدم. شب قبل از حادثه هم مواد كشيده بودم و حال درستي نداشتم. وقتي به خانه آمدم متوجه شدم گوشي موبايلم نيست. به علي گفتم گوشي را به من بده، نداد. گفت دست من نيست. عصباني شدم و او را زدم. با شلنگ و سيخ زدمش اما قصد كشتنش را نداشتم. بعد دوباره مواد كشيدم. شب خوابيديم و صبح كه بيدار شدم متوجه شدم غرق در خون است به همين دليل بلافاصله او را به بيمارستان رساندم. وقتي پرستاران متوجه شدند او آثار جراحت دارد ترسيدم و فرار كردم. بعد از تكميل تحقيقات پرونده اين مرد براي رسيدگي بيشتر به دادسرا فرستاده شد. در همين حال زني كه متهم است دختر ششساله شوهرش را مورد آزار قرار داده و باعث نابينايي و فلج شدن او شده است براي محاكمه به دادگاه كيفرياستان فارس معرفي شد. اين پرونده شش ماه قبل در شيراز گشوده شد. گزارشدهندگان كودكآزاري پرستاران بيمارستاني در شيراز بودند كه كار مداواي اين دختر را آغاز كرده بودند. اين پرستاران به پليس گفتند: زماني كه دختر ششساله به نام سارا به بيمارستان منتقل شد بيهوش بود. ما كار مداوا را آغاز كرديم اما وقتي بدن او معاينه شد متوجه آسيبديدگيهاي شديدي در ناحيه سينه و دستان اين كودك شديم. وقتي از زني كه او را به بيمارستان رسانده بود سوال كرديم چه شده، گفت دخترك زمين خورده اما آثار برجاي مانده روي بدن او نشان ميداد او مورد شكنجه قرار گرفته است. ماموران زن جوان را بازداشت كردند و متوجه شدند اين زن نامادري ساراست. او ادعا كرد، نميداند چه اتفاقي براي سارا افتاده و وقتي او را پيدا كرد كه دخترك غرق در خون بود. بررسيهاي پليسي نشان داد که اين زن مدتي قبل با پدر سارا ازدواج كرده و آنها در خانه پدر زن جوان زندگي ميكنند. آنطور كه پليس متوجه شد پدر سارا در شرايط بد مالي قرار داشت و او و همسرش با هم كار ميكردند و سارا و خواهرش هم با آنها زندگي ميكردند. پليس در ادامه بررسيهاي خود زن جوان را مورد بازجويي قرار داد. او گفت: من و همسرم مدتي بود كه با هم ازدواج كرده بوديم. من ميدانستم او دو دختر دارد و مدتي قبل از ازدواج ما از همسرش جدا شده و مسووليت بچهها با اوست. به هر حال قبول كرده بودم با او زندگي كنم و براي اينكه مجبور نشويم كرايه خانه بدهيم در خانه پدر من زندگيمان را آغاز كرديم و بچهها هم به خانه ما آمدند. سارا دختر كوچك شوهرم بود. او ادامه داد: روز حادثه براي كار بيرون رفتم. من هم مثل شوهرم كار ميكردم. وقتي به خانه برگشتم به او گفتم بيا برويم حمام. بعد كه وارد حمام شديم سارا را شستم. ميخواستم او را بيرون بياورم كه ديدم حوله همراهم نيست. سارا را در حمام گذاشتم و گفتم صبر كن تا از اتاق حوله بياورم. وارد اتاق شدم، حوله را برداشتم و برگشتم و ديدم كه سارا غرق در خون روي زمين افتاده است. اين زن ادامه داد: «باور كنيد من نه او را زدم و نه كاري كردم. شايد در وان حمام به زمين افتاده است. بلافاصله بعد از اينكه او را در اين وضعيت ديدم به بيمارستان رساندم.»هرچند اين زن ضرب و جرح سارا را انكار كرد، با توجه به مدارك به دستآمده قرار مجرميت براي او صادر و با صدور كيفرخواست پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفرياستان فارس فرستاده شد. در همين حال يك پرونده كودكآزاري ديگر نيز در تهران تشكيل شده و قرباني اين بار پسري 5/2 ساله به نام علي است كه اكنون در بيمارستان شهداي تجريش بستري است. اين كودك در حاليكه بيهوش در ميان زبالهها رها شده بود توسط يك كارتنخواب پيدا و به بيمارستان رسانده شد و پزشكان توانستند جان وي را نجات بدهند. آثار سوختگي و كبودي روي بدن علي مشهود است و تحقيقات فاش كرده والدين او معتاد هستند و به همين دليل در زندان به سر ميبرند و علي در خانه عمهاش زندگي ميكرد. اين زن البته تاكنون اتهام كودكآزاري را قبول نكرده و مدعي شده نميداند براي برادرزادهاش چه اتفاقي افتاده است. بنا بر اين گزارش تلاش پزشكان براي درمان علي همچنان ادامه دارد. ...در دل من چیزی اسـت، مثل یک بیشه نور ، مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ، که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر کوه دورها آوایی ست که مرا می خواند . . . برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید ![]() | ||||||||
| |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| با, دستگيري, را, سيخ, شلنگ, كشت, كه, و, پدري, پسرش |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| پدري راز سرقتهاي پسرش را برملا كرد | مینا | داخلی | 1 | ۲۵ دي ۱۳۹۰ ۱۰:۲۶ قبل از ظهر |
| دستگيري پدري كه پسرش را در ماشين لباسشويي انداخت | مینا | خارجی | 10 | ۱۸ آذر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۷ قبل از ظهر |
| دستگيري پدري كه دختر6 سالهاش را با چاقو و سنگ كشت | jim.jim | داخلی | 7 | ۱۷ آبان ۱۳۹۰ ۰۲:۰۶ قبل از ظهر |
| پدري پسرش را به بهانه اعتياد كشت | مینا | داخلی | 7 | ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۰۷:۵۵ بعد از ظهر |
| پدري براي فرستادن پسرش به مدرسه هر روز يك لباس عجيب به تن ميكند | Persiana | مطالب جالب و خواندنی | 0 | ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۰۸ قبل از ظهر |