بازگشت   نودهشتیا > تالار اصلی > مسابقات سایت

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۱۸ بعد از ظهر   #21 (لینک مستقیم)
مدیر ارشد
 
شبنم آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

sun daughter

اینجا همه چیز ارزان است


اینجا همه چیز ارزان است...
دوره ی ارزانی است / چه ارزان شده است غصه
چه ارزان شده است اندوه / چه ارزان تر سیاهی و اشکهایی که راه به جای نمیبرند
خستگی مد شده است / تنهایی در بورس است
دیگر کسی غم نداشته باشد ادم نیست...
اما چه کسی میگوید دوره ی ارزانی است؟؟؟
دروغ نیست؟؟؟ / دوره ی گرانی است...
شنیدم : خنده در بازار سیاه میفروشند... / شادی قاچاق وارد میشود... / لبخند دست دوم کیمیاست...
تیتر زده اند : آخرین تبسم تلخ هم به فروش رسید... / دیگر نگردید... نیست...
چه کسی میگوید دوره ی ارزانی است؟؟؟ / دروغ میگویند...
دوره ی گرانی است...اینجا همه چیز گران است...
اینجا همه چیز گم شده است... / عشق گم شده است / شادی گم شده است
لبخند از روی لبها قهر کرد
نه اینکه دیر بازگردد... نه.... برای همیشه.... رفت... حالا گم شده است...
گوهر نایاب شده است...
انگار زندگی گم شده است...
چه کسی میگوید تا شقایق هست... زندگی باید کرد؟
ما که دیگر نه شقایق داریم.... نه زندگی.... نه حوضچه ی اکنون..... همه کوچ کرده اند... حتی خدا !!!
همه چیز گم شده است...
جای خدا خالیست...
چه کسی میگوید: و... خدایی که در این نزدیکی است؟؟؟
کو؟؟؟ کجاست؟؟؟
خدا نیست... / خدا دور است...
خدا دور تر از همین نزدیکی هاست... / خدا رفت...
مثل آن مرد ... او هم نیامده رفت...
چه کسی میگوید من و تو ما میشویم؟؟؟ / دروغ میگوید...
همه یا من شده اند... یا تو شده اند...
هیچ کسی ما نیست...
اینجا ما نداریم... من زیاد است... تو هم به ندرت... اما ما... نیست... نگرد...
هان...شاید دسته بالاتر ها را میگویی.... انها که شما گشته اند...
خیالت راحت.... اینجا کسی ما نیست...اینجا همه یکدست شده اند...
...
اب را خیلی سال است گل کرده اند
دیگر نمیگویند اسب حیوان نجیبی است...
اینجا همه گرگ شده اند....
همه راههای خوردن و بردن و کشتن و دریدن را اپدیت میکنند....
دیگر کسی نمیگوید دوستت دارم دلاویز ترین جمله ی دنیاست..
اینجا همه یک نکته به تکرار هزار باره ورد زبانشان است :
متنفرم / متنفرم / متنفرم
...
باز میپرسد ... تو کیستی....
من که گفتم:
از اهالی دیروزم....
منتظران فردا
روزگارم عالی
نان شب محتاج
بی هوش... بی روزی... بی قوت...
ذوق هم نداریم...
پدر بالای سرمان نیست
مادر مدرک میخواهد از ما...
دوست؟؟؟
دوست کجا بود؟
نه پای ان کاج پیر کوتاه... نه لای علفهای هرز
هیچ نشانی نیست....
همان که گفتم: جای خدا خالیست... خیلی هم خالیست....
مسلمان؟!
اری... مسلمانم
پشت دین پنهانم....
کار؟!
ازکار نپرس... بی کارم...
افسوس میخورم... حسرت میخورم...
انصاف نباشد... چرا یک زمان اینده میفروختم...
ولی هیچ کدام از این فرداها به ما نرسید... اخر دستمان به دهنمان نمیرسید...
فردا برای از ما بهتر هاست...
اینده که تمام شد ما هم بیکار شدیم... مگر نشنیدی؟
دیروز... فردا را به حراج گذاشتند... اکنون را هم به مناقصه...
گذشته اما در ویترین ها خوب میفروشد... مفت است... مفت....
چی؟ پیک رسان...
قاصد روزهای ابری که دیگر خیلی وقت است داروگ نیست...
زوزه ی سگهای ولگرد پیک میرسانند....
همه شتابانند.... به کجا.... نمیدانند؟!
کسی هم نمیپرسد
همه سربه زیر شده اند
ان کوچه هم که بود... تعریض شد... الان اتوبان است...
مهتاب هم همان روزها افول کرد.
دیگر کسی حال پرسیدن حالا چرا ندارد... همه جواب را یافته اند...
چه میشه کرد.... سهم ما این است از زندگی...
راستی این را بگویم...بغض مفت شده است
قیمت یک قلب شکسته باز هم افت کرد
اشک مجانی است...
ترحم یک سکه..
غم در خیابان ریخته است...
جدی میگویم.... همه چیز اینجا بی بهاست...
رنگ سال سیاهی است...
هرچه میخواهی دو تا ببر...
همه چیز زیر قیمت است...
همه چیز نو... تازه... دست اول... قول میدهم مشتری شوی...
غصه بردی ... اشک می دهند...
اشک بردی... تنهایی می دهند...
تنهایی ببری... خستگی برایت اشانتیون است....
راستی ها... پر بیراه هم نمیگویند...
اینجا که همه چیز ارزان است... پس چه کسی میگوید... دوره ی گرانی است؟؟؟
دشمنان میگویند...چشم ندارند... دروغ است... اینجا همه چیز ارزان است! ! !


دربست بهشت...

دربست بهشت...

دستهایم را بگیر
چشم هایم را هم ببند
من در این سکوت بی شرمانه ی شب
یک پناه میخواهم که از آن خودم باشد
کاش پناه باشی فقط برای من نه برای هیچ کس دیگر
کاش بزرگ باشی
آنقدر بزرگ مثل خدا
نه از او هم بزرگتر
اصلا خدا باشی
اما فقط برای من...
قانونی وضع کنی که فقط من تو را بپرستم نه هیچ کس دیگر
کاش مثل آن موج بلند با صداقت باشی
بی رنگ و ریا
نه آن دروغ بزرگ آسمانی
آبی باشی
که افکار من این باشد یک آرامش دروغی
کاش صدا باشی
رها باشی
به نرمی و لطافت یک پر
تا پر پرواز باشی
که اوج بگیریم باهم...
یا نوازشگر قلب خسته و پوچ من باشی
تا بسپارم به تو این خود هیچ را که تو آرام باشی تا رام کنی مرا
دلم هوس یک تکیه گاه دارد
فقط برای من باشد
نه حتی قبل از من برای دیگری
فقط برای من
نه حتی بعد ازمن خود بخواهی و بخوانی یک پناه دیگر را...
دلم یار میخواهد
که همراه کابوس های بیداری ام باشد...
مرا تا انجا ببرد که افقش به رنگ صادقا نه ی موج هاست
آنجا که سکوت شب صوت شرم انگیز صداقت باشد...
و حیف که تو خیالی...
خیالی به وسعت ذهن
که سرچشمه میگیری از رویا
و دروغ تر از رویا
وهم ناک است باورکنی توهم زیبای ذهن را
و در انتظار بودن او باشی...
تا برویی انجا که همه چیز خوب است
آنجا که حس خوشبختی فروشی نیست...
کاش میشد که بیایی
تا پر کنیم پیاله های تنهایی را
و بنوشیم با هم به ذکر سلامتی یک تبسم
کاش میشد جام غم را
یا شیشه ی ترک خورده ی عمر من وتو پشت دروازه ی
رویای سفید جا بماند تا ابد
یا که باشیم باهم در سوگواری اشکها لبخند بزنیم...
...



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

شبنم آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۲۴ بعد از ظهر   #22 (لینک مستقیم)
مدیر ارشد
 
شبنم آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

×sαпαm×


فصلهای بیمـــار

نفسهــــارا بشنو
این نفســهای آخر ِ دی ماه است
او نیز از تنفس خسته شده...

ومـــن...
من از اوهام ِ سبز ِ یک سنجاقک خیالی میترسم
من از پرواز ِ بلند و تیز عقابــهای سرزمیـــن رویاهایم میترسم
من میترسم و میدانم ...
تمام راز های خفته ر این فصلها مرا میسوزاند

پنداشتی؟؟
هر جنبنده ای در رویاهایم میرا میترساند و به اعماق دریاها و پریشانی آبهای حبابی میبرد
ولی من به اب خوردن از این چشمه ی خشک در این بیابان بی آب و علف معتــادم!

دندان قروچه ی آسمان را میشنوی؟؟ منتظــر است...

می ایم...
با اوهام ِ سبز یک سنجاقک خیالی و بالهای تیز پرواز عقاب آرزوهای می آیم
کمی صبر کن...
فقط بگذار راز خفته در این فصلهای بیمار جسم معتادم را بمیراند



+خودت را هم بمیری.. تا آخر دنیا
فکر من شبها
حول و محورت میچرخد
دست و پا نزن آرام بخواب
میخواهم خوابت را با تمام وجود ببینم


+تمام ِ این نقشه های لعنتی چشمهای تو را قبله گاه کرده
چه کردی که حتی کافرشم هم تا تو را میبیند
میگوید :
وای ... خدای من....!


+ فردای دیروز را هم دیدیم
خسته تر از سالهای پیش
با یک جسم که حتی خودش را هم کشش ندارد
کمی صبر کن... قول میدهم کم کم بمیــــــــــرم


+ یه بویی نمیدن؟؟ مزه ی گس ِ......!!!!!!
+ این ِ دنیای این روزای من .... درگیر تنهایی شده ...!!!!
+ مـــــــــــــــــن از اونــــــــــــــ آسمــــــــــــــــون ِ آبــــــــــــــی میخوامـــــــــــــــ

+ دستام میلرزن و سردن ... چشام عینک میخوان .. ولی هنوز موهام سفید نشده ... درمان دلم دست کیه؟ الله ُ اعلم....
+ یه سوال .. میـان اینهــمه شــاید تو چــرا اینقدر بــایدی؟
شبنم آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۲۵ بعد از ظهر   #23 (لینک مستقیم)
مدیر ارشد
 
شبنم آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

صنم

فریاد مادگی ِ باران...



+ فقط کافیست روز بارانی باشد
حتی قطره ای باران نیز
جان میدهد برای عاشقی
پاییز را دوست دارم ..
به خاطر احساسات چتر وارانه ی تو
!


+ گیر کردن بین دوراهی چشمانت
تاریکی را از یاد میبرد ...
کاش چادری بسازم از جنس تو
و همین جا .. تا آخر دنیا ... پای چشمــانت بمــانم

+فقط کافیست روز بارانی باشد ...
چشمهای تو تمام حواس شش گانه ام را قلقلک میدهد ..
تا همان باران , رنگیــن کمــان و ابر آفتاب شود .. در دلِ بی مسافر من....

+ مانند هوای ابری امروز
فاصله ی کوتاهیست تا باریدن
من نبودن تو را هرشب فریاد زدم
و رنگهای تند روزها را به تو هدیه دادم
تا تو این ابر بغض کرده را در هنگام هم اغوشی خورشید و زمین
خلاص کنی!!!!

+ ای لعنت به 15 آبان 90 .. لعنــــت ... همه ی اینا مال اون موقعس .. سر کلاس زیست شناسی .... پس استرسای مدرسه رو هم در نظر بگیرید علما ... نگید خرابه !!!!

+ خدااااآا رسمـــشه؟؟؟!!! منم سنت دارم ... ولی به درک ... هر چی تو بگی....
+ اسم نذار دوست عزیز ... هیچی نمیخوام .. من صنم ِ شعرهای خودمَم....
+ کاش .. یه روز ... جامون عوض میشد ....
+خدایــــا ... چند میگیری بعد از مرگم ... شب ِ اول قبر... قبل از اینکه تو بپرسی.. من چند تا سوال ازت بپرسم..!!!!
+ جون صنم, هوای دو نفره اتُ نکش به رخمون...
+آقا ما چــِت زدیم .. دقت نکنین
+ دقت کردی بعضی از آهنگا .. واقعا خط به خط وصف حالته؟؟؟؟
+ چتر میخوای؟.. شده بهترین و رمانتیک ترین جملــه ی دنیا واسه من....

بــه سوی ِ تو , به شوقِ روی ِ تو , به طرف ِ کوی ِ تو
سپیده دم آیم ..
اگر تو را جویم ...
بگو کجایی؟؟!!
شبنم آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۴۰ بعد از ظهر   #24 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
خانم فسقلی آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

وبلاگ rete te نویسنده علی



نقل قول:
برایَت دلم تنگ گشته خیلی،

نه اینکه نیستی،برای اینکه نمی مانی

برای آنکه میدانَم در این آسمان،حتی یک ستاره هم نخواهم داشت..

برای اینکه امشب ،آسمان دلگیر بود و من

به دنبال تو می گشتم.....



برای اینکه اینجا در کنارِ ِمن

برای یک لحظه،شیرینی لَب هایَت را

به جانِ بی جانِ من بَخشی..

دَر گوشم آرام گویی،((من هم بی تو می میرم))

تا که شاید نامَحرَمان

صدای مهربانت را نَشناسَند!



تو میدانی دل بَستن سَهل و آسان است

و باز میدانی که دل شکستن را می شود

حتی از آیینه ها هم دید!!

می شود خیلی چیزها را با نوای نَغمه ی لَب ها فهمید!



تو می فهمی،تو می دانی،

ولی اَفسوس که یک دَم هم به فکر نفهمیدن نبودی!

من می فهمم و می دانم که

زِ جایت با غمِ شاد بر می خیزی!

نمی گویم غمِ دُنیا بَسی شیرین و دل چسب است!

ولی فکرِ بودنِ با من

برایت بی صَرفِ بی صَرف است



من لَبا لَب پُرم از تو

ز ِجای خود بر نمی خیزم،

چون شاید

همین چند لحظه یِ زیبا را از حسادت ز ِمن گیرند...

آخر مگر نمی دانی؟؟!

به غَمَت هم حسادت می کنند هر دَم!!



زجر می کشم اما

نام تو بر آن حَک گشته...

پس میخوانَم و شادانَم در این لحظه..

که تَصور ِلَبخندَت

به تمام این دُنیا می اَرزه!



خدای من

از گُناهَم بُگذر که تو خود می دانی اِمشب

چقدر بی اندازه

دلم برایش تنگ گردیده...



پ.ن: مخاطب خاص ندارد!!

پ.ن: حس امشبم بود ، وزن شعر ندارد،ولی بی نهایت برایم ثبتش لذت داشت!! آرامم کرد!
خانم فسقلی آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۴۱ بعد از ظهر   #25 (لینک مستقیم)
مدیر ارشد
 
شبنم آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

smart girl
تبعید زمینی...؟!

سلام

سر درد خیلی بده خیلی بد
مخصوصا اگه این سردرد از اون نوع سردردای معمولی نباشه
این سردرد با حالت تهوع همراه باشه
همش احساس کنی یه نفر قسمت چپ سرت واستاده باشه ؛با یه چکش میکوبونه روی سرت ....بنگ بنگ بنگ بنگ ....تمومی نداره
یا شایدم یه نفر باشه که روی در میکوبونه تق تق تق تق
یا به طور علمیش رگت منبسط شده نمیدونم شایدم منقبض
یا اصلا چشم چپت مثه ساعت تیک تاک تیک تاک تیک تاک...
یا شاید احساس کنی قلبت اومده باشه روی چشمت گوم گووم گوم گووم گوم گووم...
یا شاید یه نفر داره رژه نظامی میره و پاش میکوبونه روی سرت تو....به چپ چپ چپ چپ چپ چ...
یا شاید...

هیچ معلوم نیست امروز که سردرد شدی فردا دوباره اتفاق بیافته یا شایدم تا یک هفته شایدم یک ماه دیگه
ولی وقتی که یه فشار روانی (همون استرس خودمون) رو تحمل کنی امکان ابتلا به این سردرد زیاد میشه
وقتی که از این سردردا میشی میگن باید بری تویه اتاق تاریک ترجیحا روی چشات ببندی تا هیچ نوری بهش نرسه
وهیچ سر صدایی هم به گوش ت نرسه
ولی مگه تحمل داری
نمیتونی همش مثه یه جنازه دراز دراز بیافتی رو تخت
تا میای بلند شی

1.2.3 اون نفره پاهاش محکم تر قلبت تند تر ساعت پر ریتم تر چکش بکوب بکوب تر

دوباره میشینی سرجات

اولا استامینوفن 300 یا 500 میخوری
بعد یه مدت حتی کدئین اثر نداره
کدئین میشه برات مثه تقل و نبات...میندازی بالا...یه لیوان پر اب
بعد میرسه به ناپروکسن و ژلوفن و بروفن و...هه هه اینا کمتریناشونن میخوای برات اسم ببرم.. از اسمشونم سردرد میگیری
اینارو که میخوری فقط به این امید میخوری که شاید سردردت خوب بشه
ولی زهی خیال باطل
شاید بهتر شه ولی خوب خوب نمیشه باید دوره ش بگذره (دوره ش هرچی سنت بیشتر میشه مثلا بین 25تا 45 سالگی به 3-4 روز میرسه وبعد کم کم کم کم میشه)
بعضی موقع ها اونقد این گوم گوم صدا تو سرت زیاده که حتی
صدای تیک تیک ساعت تو اتاقت هم میتونه اونه تشدید کنه ...صدای تو مغزت کمه یه صدای بیرونی ...دیگه واویلاس
هم صداش ازار دهنده است هم اینکه میبینه لحظات دارن به ارومی میگذرن
مگه تمومی دارن اون لحظات
چشات میبندی باز میکنی -یه خواب چرنده دیگه دیدی -چشت میخوره به ساعت هنوز 15مین گذشته...
و تو قادر به انجام هیچ غلطی نیستی
میدونی حالت تهوع داشتن به همراه یک بغض تو گلوت چه فاجعه ای رو میسازن
از شدت درد بعضی موقع ها گریه ت میگیره
گریه بدترش میکنه ولی دست خودت نیست... خوب نمیشی اخه!!! بعد از اون همه مسکن ...بعد 12 ساعت 18 ساعت 1روز هنوز خوب نشدی...گریه ...وحشتناکه ...حتی تصورش...دردناکه دردناک..
سعی میکنی بخوابی ...ولی دریغ از یک خواب راحت ...خوابات فقط چرند پرند....دیگه تحمل نداری ولی چاره چیه...باید بخوابی ...ولی خوابات بدتره از بیداریه و بیداری بدتر از خواب
بعضی موقع ها دیگه تحمل درد نداری
جهنم!!! پامیشی میری درمانگاه.......... با علم به اینکه هیچ فایده ای نداره
دکتر بهت یه امپول میده
امپول ........
میری تو خواب زمستونی
نمیدونم فک میکنم مخدر باشه برای همین به عنوان اخرین راه چاره انتخاب میکنی
از یکی میشنوی تو فک کن 400تا بروفن یکجا وارد بدنت شدن
چیزی از وجودت میمونه
نه؟؟
با اون همه مسکنه و کدئین و قرصای جورواجور معده ای برات میمون...نه ...اینم بعد چند سال میشه یه درد جدید به اسم معده درد
سوار هواپیما شدی دیگه ،اره؟ وقتی هواپیما میپره سرت یه جوریه ...تا وقتی که اب دهانت قورت بدی
بعد اونهمه تحمل درد ،روز بعدش سرت میشه مثه حالت بالا...انگاری تو هواپیمایی...مثه همون لحظه ای که هواپیما پریده...منگی ...یا سرت هوا نداره
.

.
.
تحمل درد خیلی سخته ...حالا از هر نوعی
تحمل درد
راستی چرا؟

شبنم آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۵۷ بعد از ظهر   #26 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
خانم فسقلی آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

م.ن

حضرت نگاه

نقل قول:
آخرين صدايش " دريا " بود


با وسعتي، که هيچ موجي نمي دانست

از کدامين آوايش

تکرر لحظه لحظه ي آغاز، رج مي زند

حکايت غريب الوقوعِ ِ لب و

تا کنج شيارِِ نهفته، ميانِ زمان و مکان ...



در اين ابعاد ِ حضور اندک

ندانم از وسعت کدامين دريا

گرفته ايي

کهکشان تابيده ي چشم هات



تا کلام آخرین ات را

هيچ خرابه اي صراط نشناسد اش!

دست يازيدن ات ، ماه و ستاره

و هیچ...



يک عمرِ با تو مي خواهد

تا " من "

واژه اي باشد ، از تو شناخته و

کلام آخرین ات


عشق...! .
خانم فسقلی آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۵۸ بعد از ظهر   #27 (لینک مستقیم)
همکار بخش درسی و دانشجویی
 
م.ن آواتار ها
 
م.ن به Yahoo ارسال پیام فرستادن پیام با Skype به م.ن
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

دوباره رفته ای!
مثل همیشه...
باز هم، ... یک بهانه هست!
دلخستگی هایت...
از سختی دستهای من نبود!
اینها،... خیلی وقت پیش سنگ شده اند!...
تقصیر من نبود...
از بس نبوده ای،
حتی خاطراتت هم....
بوی رفتن گرفته اند!!...

***

دلتنگ رفتنم...
اینجا کسی به انتظار سپیده نیست!
این دنیا را...
دیرگاهی ست نمی فهمم!!
سپیدی از یادش رفته!
صفحه شطرنجش...
چه غبار آلوده،....
مهره هایش تمام سیاه!
این دنیا را...
انگار زیادی خاک گرفته است!!
روفتنش کار یک دل..... تنها نیست!
دستها می باید ..... شاید،
دستهایم سنگی ست!...

***

دستهایم از چیست؟!!!
دست كش مي خواهم!!!!!!!...............


rchi30

http://www.forum.98ia.com/blogs/rchi....html#comments



نقل قول:
فرقی نمی کند!...


فرقی نمی کند!
تقصیر قلب نیست
از دست دنده هاست...
وقتی که موج خون...
به دلم
آوار می شود!

***
دیگر به باورم نشسته است!
در این سرای لحظه های از نبودن مات!
در این هجوم اشکهای از چکیدن خیس!
در این غروب سرد دستانم...
هیچ،
انتظار صبح یلدا نیست!

***
یک بار گفتمت،
روزی که می روی...
با خودت ببر!
همه را....
هرچه به رنگ امیدست و
زندگانی هم ...

***
حالا که رفته ای
آنچه ز من در من بجا مانده
تنهایی است و
خلوت است و
پوچ...
دیگر ز من آنجا نشانی نیست هم...باقی!

***
رنگین کمان بی رنگ!
من چون کبوتر در حصار حسرت دل سنگ!
آواز قو می خوانم و
اشک ....
بر ساز دلم
بیداد می زند!

***
اکنون که دست من
با تلخرنگ درد
تصویر غم به جای جای سحر نقش میکند
با من بگو...
حالا،
دیگر چه فرقی می کند باشی؟!

rchi30
http://www.forum.98ia.com/blogs/rchi....html#comments



قوانین بخش درسی


 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

م.ن آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۰۱:۰۰ بعد از ظهر   #28 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
خانم فسقلی آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض


.LiLiM.

خاطره خواندنی نیست


نقل قول:
هنوز لیلا درونم فریاد می کشد...!

پشت شیشه های مه گرفته ی زمستانی،
ماه هم پوسخند می زند!!!

تب کرده ام،
از تکرار ثانیه های سرمازده

شب ها پوست انداخته اند
اما خاطرات، نه...!

این بار نمی گذارم دوباره ها زنده شوند
و من حبس شوم،
میان سراب آینه ها...!


پ.ن: ایستاده ام
درست مثل شانه های تو

ما با این پست کلی خاطره داشته بیدیم


سرزمین طلایی


~sun daughter~


نقل قول:
دلم میخواد حرف بزنم.... اما با کی نمیدونم
کیه که محرم راز ادم باشه و حرف دلشو هیچ جا نبره...
کی هست که دلم ازش خیلی گرفت...
خیلی زیاد
یکی دیگه هم بود که دلم میخواست بازم باشه اما نیست
یکی هست که هست و بودنشو من نمیفهمم
یکی هم نیست اما کاش میشد داد بزنم کاش باشی
حالم از لیست دوستان بهم میخوره.
نمیدونم چرا...شاید توش چند نفر هستن که رفتن اما هنوز هستن و من می بینم که نیستن و لی من برای خودم نگهشون داشتم...
کم کم دارم میترسم از رفتن و نبودن بقیه...
و خیلی دلم گرفته...هوا هم که...
کاش بباری تا همه ی بدی ها ی منو بشوری و ببری با خودت...
خانم فسقلی آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۰۱:۱۷ بعد از ظهر   #29 (لینک مستقیم)
کاربر فعال درسی و دانشجویی
 
elnazpar آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

م.ن
حضرت نگاه

نقل قول:
آخرين صدايش " دريا " بود


با وسعتي، که هيچ موجي نمي دانست

از کدامين آوايش

تکرر لحظه لحظه ي آغاز، رج مي زند

حکايت غريب الوقوعِ ِ لب و

تا کنج شيارِِ نهفته، ميانِ زمان و مکان ...



در اين ابعاد ِ حضور اندک

ندانم از وسعت کدامين دريا

گرفته ايي

کهکشان تابيده ي چشم هات



تا کلام آخرین ات را

هيچ خرابه اي صراط نشناسد اش!

دست يازيدن ات ، ماه و ستاره

و هیچ...



يک عمرِ با تو مي خواهد

تا " من "

واژه اي باشد ، از تو شناخته و

کلام آخرین ات


عشق...! .
http://www.forum.98ia.com/blogs/%D9%...%A7%D8%AA.html


م.ن
حضرت نگاه

نقل قول:
به دور از ستاره ها

هوای تن ات که می باری

با لبی

مه آلوده و ساخط

تبی تازه و،


از تو آرامی نداشت

و در واپسین شرم ساری ات!

نقش هجرتی ،

ستاره بارانی شد...!


عشق را باید دید

از دور

و نشست

انتهای زمان!


تا کمند واپسین تو

و روزهایی که نادیده بودم ات!


تا تمام،

به دور از ستاره ها

ساحت تو می پندارم!.
http://www.forum.98ia.com/blogs/%D9%...%AF%D9%85.html




 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



elnazpar آنلاین نیست.  
قدیمی ۱۷ بهمن ۱۳۹۰, ۰۷:۵۶ بعد از ظهر   #30 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

زندگی جون......!!!

آنیتا
برچسب ها

نقل قول:
زندگــــــی جون ، عزیزم !
اگه افتخار میدی ... چند قدمی بامن راه بیا .. !!
چند قدم ،بهم لبخند بزن،نه از اون کجکی هات ها!
از اون خوشگلاش که باهاشون واسه بعضیا دلبری میکنی!!
به من که میرسی تبدیل میشه به پوزخند!
چقد دیگه مگه باهمیم ؟
تا چشم رو هم بذاری از هم جدا می شیم ها...
بعد تویی که دلت برای من تنگ میشه
البته تو عادته که دلت برای هیشکی تنگ نشه!!
دورو ورت حسابی شلوغه ...
بدون که منم دلم برات اصلا و اصلا تنگ نمیشه...
خدا جونیم ناشکری نبودا
دردودل داشتم با زندگی
فقط همین......
http://www.forum.98ia.com/blogs/%D8%...%88%D9%86.html




 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

حاصل سبزترین باور من برگ زردی است که از لای ورق های دلم میریزد....
مانده ام سخت غریب....
دیگر از سبز ترین حادثه ها می ترسم....


ویرایش توسط Mina : ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ در ساعت ۰۸:۴۴ بعد از ظهر
Mina آنلاین نیست.  
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
ام, انجمن, بهترین, خوانده, در, فراخوان, وبلاگی, پست, که

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
نظرسنجی بهترین پستهایی که در انجمن خوانده ام | دور سوم شبنم مسابقات سایت 51 ۲۶ آذر ۱۳۹۰ ۰۹:۳۰ قبل از ظهر
نظرسنجی بهترین پستهایی که در انجمن خوانده ام | دور دوم شبنم مسابقات سایت 82 ۱۲ آذر ۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ قبل از ظهر
نظرسنجی بهترین پستهایی که در انجمن خوانده ام | دور اول( خاطره نویسی) شبنم مسابقات سایت 119 ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ۰۳:۱۸ بعد از ظهر
بهترین پستهایی که در انجمن خوانده ام | فراخوان شبنم مسابقات سایت 174 ۱ آبان ۱۳۹۰ ۱۲:۰۶ قبل از ظهر
بهترین کتابی که هوشنگ مرادی کرمانی به تازگی خوانده است Elysium اخبار کتاب 0 ۱۲ مهر ۱۳۹۰ ۰۹:۴۵ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان