| |||
| | #21 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر ارشد ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: Tehran - Iran
نوشته ها: 11,732
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : Gone with the Wind حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز sun daughter اینجا همه چیز ارزان است اینجا همه چیز ارزان است... دوره ی ارزانی است / چه ارزان شده است غصه چه ارزان شده است اندوه / چه ارزان تر سیاهی و اشکهایی که راه به جای نمیبرند خستگی مد شده است / تنهایی در بورس است دیگر کسی غم نداشته باشد ادم نیست... اما چه کسی میگوید دوره ی ارزانی است؟؟؟ دروغ نیست؟؟؟ / دوره ی گرانی است... شنیدم : خنده در بازار سیاه میفروشند... / شادی قاچاق وارد میشود... / لبخند دست دوم کیمیاست... تیتر زده اند : آخرین تبسم تلخ هم به فروش رسید... / دیگر نگردید... نیست... چه کسی میگوید دوره ی ارزانی است؟؟؟ / دروغ میگویند... دوره ی گرانی است...اینجا همه چیز گران است... اینجا همه چیز گم شده است... / عشق گم شده است / شادی گم شده است لبخند از روی لبها قهر کرد نه اینکه دیر بازگردد... نه.... برای همیشه.... رفت... حالا گم شده است... گوهر نایاب شده است... انگار زندگی گم شده است... چه کسی میگوید تا شقایق هست... زندگی باید کرد؟ ما که دیگر نه شقایق داریم.... نه زندگی.... نه حوضچه ی اکنون..... همه کوچ کرده اند... حتی خدا !!! همه چیز گم شده است... جای خدا خالیست... چه کسی میگوید: و... خدایی که در این نزدیکی است؟؟؟ کو؟؟؟ کجاست؟؟؟ خدا نیست... / خدا دور است... خدا دور تر از همین نزدیکی هاست... / خدا رفت... مثل آن مرد ... او هم نیامده رفت... چه کسی میگوید من و تو ما میشویم؟؟؟ / دروغ میگوید... همه یا من شده اند... یا تو شده اند... هیچ کسی ما نیست... اینجا ما نداریم... من زیاد است... تو هم به ندرت... اما ما... نیست... نگرد... هان...شاید دسته بالاتر ها را میگویی.... انها که شما گشته اند... خیالت راحت.... اینجا کسی ما نیست...اینجا همه یکدست شده اند... ... اب را خیلی سال است گل کرده اند دیگر نمیگویند اسب حیوان نجیبی است... اینجا همه گرگ شده اند.... همه راههای خوردن و بردن و کشتن و دریدن را اپدیت میکنند.... دیگر کسی نمیگوید دوستت دارم دلاویز ترین جمله ی دنیاست.. اینجا همه یک نکته به تکرار هزار باره ورد زبانشان است : متنفرم / متنفرم / متنفرم ... باز میپرسد ... تو کیستی.... من که گفتم: از اهالی دیروزم.... منتظران فردا روزگارم عالی نان شب محتاج بی هوش... بی روزی... بی قوت... ذوق هم نداریم... پدر بالای سرمان نیست مادر مدرک میخواهد از ما... دوست؟؟؟ دوست کجا بود؟ نه پای ان کاج پیر کوتاه... نه لای علفهای هرز هیچ نشانی نیست.... همان که گفتم: جای خدا خالیست... خیلی هم خالیست.... مسلمان؟! اری... مسلمانم پشت دین پنهانم.... کار؟! ازکار نپرس... بی کارم... افسوس میخورم... حسرت میخورم... انصاف نباشد... چرا یک زمان اینده میفروختم... ولی هیچ کدام از این فرداها به ما نرسید... اخر دستمان به دهنمان نمیرسید... فردا برای از ما بهتر هاست... اینده که تمام شد ما هم بیکار شدیم... مگر نشنیدی؟ دیروز... فردا را به حراج گذاشتند... اکنون را هم به مناقصه... گذشته اما در ویترین ها خوب میفروشد... مفت است... مفت.... چی؟ پیک رسان... قاصد روزهای ابری که دیگر خیلی وقت است داروگ نیست... زوزه ی سگهای ولگرد پیک میرسانند.... همه شتابانند.... به کجا.... نمیدانند؟! کسی هم نمیپرسد همه سربه زیر شده اند ان کوچه هم که بود... تعریض شد... الان اتوبان است... مهتاب هم همان روزها افول کرد. دیگر کسی حال پرسیدن حالا چرا ندارد... همه جواب را یافته اند... چه میشه کرد.... سهم ما این است از زندگی... راستی این را بگویم...بغض مفت شده است قیمت یک قلب شکسته باز هم افت کرد اشک مجانی است... ترحم یک سکه.. غم در خیابان ریخته است... جدی میگویم.... همه چیز اینجا بی بهاست... رنگ سال سیاهی است... هرچه میخواهی دو تا ببر... همه چیز زیر قیمت است... همه چیز نو... تازه... دست اول... قول میدهم مشتری شوی... غصه بردی ... اشک می دهند... اشک بردی... تنهایی می دهند... تنهایی ببری... خستگی برایت اشانتیون است.... راستی ها... پر بیراه هم نمیگویند... اینجا که همه چیز ارزان است... پس چه کسی میگوید... دوره ی گرانی است؟؟؟ دشمنان میگویند...چشم ندارند... دروغ است... اینجا همه چیز ارزان است! ! ! دربست بهشت... دربست بهشت... دستهایم را بگیر چشم هایم را هم ببند من در این سکوت بی شرمانه ی شب یک پناه میخواهم که از آن خودم باشد کاش پناه باشی فقط برای من نه برای هیچ کس دیگر کاش بزرگ باشی آنقدر بزرگ مثل خدا نه از او هم بزرگتر اصلا خدا باشی اما فقط برای من... قانونی وضع کنی که فقط من تو را بپرستم نه هیچ کس دیگر کاش مثل آن موج بلند با صداقت باشی بی رنگ و ریا نه آن دروغ بزرگ آسمانی آبی باشی که افکار من این باشد یک آرامش دروغی کاش صدا باشی رها باشی به نرمی و لطافت یک پر تا پر پرواز باشی که اوج بگیریم باهم... یا نوازشگر قلب خسته و پوچ من باشی تا بسپارم به تو این خود هیچ را که تو آرام باشی تا رام کنی مرا دلم هوس یک تکیه گاه دارد فقط برای من باشد نه حتی قبل از من برای دیگری فقط برای من نه حتی بعد ازمن خود بخواهی و بخوانی یک پناه دیگر را... دلم یار میخواهد که همراه کابوس های بیداری ام باشد... مرا تا انجا ببرد که افقش به رنگ صادقا نه ی موج هاست آنجا که سکوت شب صوت شرم انگیز صداقت باشد... و حیف که تو خیالی... خیالی به وسعت ذهن که سرچشمه میگیری از رویا و دروغ تر از رویا وهم ناک است باورکنی توهم زیبای ذهن را و در انتظار بودن او باشی... تا برویی انجا که همه چیز خوب است آنجا که حس خوشبختی فروشی نیست... کاش میشد که بیایی تا پر کنیم پیاله های تنهایی را و بنوشیم با هم به ذکر سلامتی یک تبسم کاش میشد جام غم را یا شیشه ی ترک خورده ی عمر من وتو پشت دروازه ی رویای سفید جا بماند تا ابد یا که باشیم باهم در سوگواری اشکها لبخند بزنیم... ... | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #22 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر ارشد ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: Tehran - Iran
نوشته ها: 11,732
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : Gone with the Wind حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز ×sαпαm× فصلهای بیمـــار نفسهــــارا بشنو این نفســهای آخر ِ دی ماه است او نیز از تنفس خسته شده... ومـــن... من از اوهام ِ سبز ِ یک سنجاقک خیالی میترسم من از پرواز ِ بلند و تیز عقابــهای سرزمیـــن رویاهایم میترسم من میترسم و میدانم ... تمام راز های خفته ر این فصلها مرا میسوزاند پنداشتی؟؟ هر جنبنده ای در رویاهایم میرا میترساند و به اعماق دریاها و پریشانی آبهای حبابی میبرد ولی من به اب خوردن از این چشمه ی خشک در این بیابان بی آب و علف معتــادم! دندان قروچه ی آسمان را میشنوی؟؟ منتظــر است... می ایم... با اوهام ِ سبز یک سنجاقک خیالی و بالهای تیز پرواز عقاب آرزوهای می آیم کمی صبر کن... فقط بگذار راز خفته در این فصلهای بیمار جسم معتادم را بمیراند +خودت را هم بمیری.. تا آخر دنیا فکر من شبها حول و محورت میچرخد دست و پا نزن آرام بخواب میخواهم خوابت را با تمام وجود ببینم +تمام ِ این نقشه های لعنتی چشمهای تو را قبله گاه کرده چه کردی که حتی کافرشم هم تا تو را میبیند میگوید : وای ... خدای من....! + فردای دیروز را هم دیدیم خسته تر از سالهای پیش با یک جسم که حتی خودش را هم کشش ندارد کمی صبر کن... قول میدهم کم کم بمیــــــــــرم + یه بویی نمیدن؟؟ مزه ی گس ِ......!!!!!! + این ِ دنیای این روزای من .... درگیر تنهایی شده ...!!!! + مـــــــــــــــــن از اونــــــــــــــ آسمــــــــــــــــون ِ آبــــــــــــــی میخوامـــــــــــــــ + دستام میلرزن و سردن ... چشام عینک میخوان .. ولی هنوز موهام سفید نشده ... درمان دلم دست کیه؟ الله ُ اعلم.... + یه سوال .. میـان اینهــمه شــاید تو چــرا اینقدر بــایدی؟ | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #23 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر ارشد ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: Tehran - Iran
نوشته ها: 11,732
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : Gone with the Wind حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز + فقط کافیست روز بارانی باشد حتی قطره ای باران نیز جان میدهد برای عاشقی پاییز را دوست دارم .. به خاطر احساسات چتر وارانه ی تو! + گیر کردن بین دوراهی چشمانت تاریکی را از یاد میبرد ... کاش چادری بسازم از جنس تو و همین جا .. تا آخر دنیا ... پای چشمــانت بمــانم +فقط کافیست روز بارانی باشد ... چشمهای تو تمام حواس شش گانه ام را قلقلک میدهد .. تا همان باران , رنگیــن کمــان و ابر آفتاب شود .. در دلِ بی مسافر من.... + مانند هوای ابری امروز فاصله ی کوتاهیست تا باریدن من نبودن تو را هرشب فریاد زدم و رنگهای تند روزها را به تو هدیه دادم تا تو این ابر بغض کرده را در هنگام هم اغوشی خورشید و زمین خلاص کنی!!!! + ای لعنت به 15 آبان 90 .. لعنــــت ... همه ی اینا مال اون موقعس .. سر کلاس زیست شناسی .... پس استرسای مدرسه رو هم در نظر بگیرید علما ... نگید خرابه !!!!+ خدااااآا رسمـــشه؟؟؟!!! منم سنت دارم ... ولی به درک ... هر چی تو بگی.... + اسم نذار دوست عزیز ... هیچی نمیخوام .. من صنم ِ شعرهای خودمَم.... + کاش .. یه روز ... جامون عوض میشد .... +خدایــــا ... چند میگیری بعد از مرگم ... شب ِ اول قبر... قبل از اینکه تو بپرسی.. من چند تا سوال ازت بپرسم..!!!! + جون صنم, هوای دو نفره اتُ نکش به رخمون... ![]() +آقا ما چــِت زدیم .. دقت نکنین ![]() + دقت کردی بعضی از آهنگا .. واقعا خط به خط وصف حالته؟؟؟؟ + چتر میخوای؟.. شده بهترین و رمانتیک ترین جملــه ی دنیا واسه من.... بــه سوی ِ تو , به شوقِ روی ِ تو , به طرف ِ کوی ِ تو سپیده دم آیم .. اگر تو را جویم ... بگو کجایی؟؟!! | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #24 (لینک مستقیم) | |
| کاربر حرفه ای ![]() | بدون امتیاز : 0 امتیاز وبلاگ rete te نویسنده علی نقل قول:
| |
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #25 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر ارشد ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: Tehran - Iran
نوشته ها: 11,732
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : Gone with the Wind حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز smart girl تبعید زمینی...؟! سلام سر درد خیلی بده خیلی بد مخصوصا اگه این سردرد از اون نوع سردردای معمولی نباشه این سردرد با حالت تهوع همراه باشه همش احساس کنی یه نفر قسمت چپ سرت واستاده باشه ؛با یه چکش میکوبونه روی سرت ....بنگ بنگ بنگ بنگ ....تمومی نداره یا شایدم یه نفر باشه که روی در میکوبونه تق تق تق تق یا به طور علمیش رگت منبسط شده نمیدونم شایدم منقبض یا اصلا چشم چپت مثه ساعت تیک تاک تیک تاک تیک تاک... یا شاید احساس کنی قلبت اومده باشه روی چشمت گوم گووم گوم گووم گوم گووم... یا شاید یه نفر داره رژه نظامی میره و پاش میکوبونه روی سرت تو....به چپ چپ چپ چپ چپ چ... یا شاید... هیچ معلوم نیست امروز که سردرد شدی فردا دوباره اتفاق بیافته یا شایدم تا یک هفته شایدم یک ماه دیگه ولی وقتی که یه فشار روانی (همون استرس خودمون) رو تحمل کنی امکان ابتلا به این سردرد زیاد میشه وقتی که از این سردردا میشی میگن باید بری تویه اتاق تاریک ترجیحا روی چشات ببندی تا هیچ نوری بهش نرسه وهیچ سر صدایی هم به گوش ت نرسه ولی مگه تحمل داری نمیتونی همش مثه یه جنازه دراز دراز بیافتی رو تخت تا میای بلند شی 1.2.3 اون نفره پاهاش محکم تر قلبت تند تر ساعت پر ریتم تر چکش بکوب بکوب تر دوباره میشینی سرجات اولا استامینوفن 300 یا 500 میخوری بعد یه مدت حتی کدئین اثر نداره کدئین میشه برات مثه تقل و نبات...میندازی بالا...یه لیوان پر اب بعد میرسه به ناپروکسن و ژلوفن و بروفن و...هه هه اینا کمتریناشونن میخوای برات اسم ببرم.. از اسمشونم سردرد میگیری اینارو که میخوری فقط به این امید میخوری که شاید سردردت خوب بشه ولی زهی خیال باطل شاید بهتر شه ولی خوب خوب نمیشه باید دوره ش بگذره (دوره ش هرچی سنت بیشتر میشه مثلا بین 25تا 45 سالگی به 3-4 روز میرسه وبعد کم کم کم کم میشه) بعضی موقع ها اونقد این گوم گوم صدا تو سرت زیاده که حتی صدای تیک تیک ساعت تو اتاقت هم میتونه اونه تشدید کنه ...صدای تو مغزت کمه یه صدای بیرونی ...دیگه واویلاس هم صداش ازار دهنده است هم اینکه میبینه لحظات دارن به ارومی میگذرن مگه تمومی دارن اون لحظات چشات میبندی باز میکنی -یه خواب چرنده دیگه دیدی -چشت میخوره به ساعت هنوز 15مین گذشته... و تو قادر به انجام هیچ غلطی نیستی میدونی حالت تهوع داشتن به همراه یک بغض تو گلوت چه فاجعه ای رو میسازن از شدت درد بعضی موقع ها گریه ت میگیره گریه بدترش میکنه ولی دست خودت نیست... خوب نمیشی اخه!!! بعد از اون همه مسکن ...بعد 12 ساعت 18 ساعت 1روز هنوز خوب نشدی...گریه ...وحشتناکه ...حتی تصورش...دردناکه دردناک.. سعی میکنی بخوابی ...ولی دریغ از یک خواب راحت ...خوابات فقط چرند پرند....دیگه تحمل نداری ولی چاره چیه...باید بخوابی ...ولی خوابات بدتره از بیداریه و بیداری بدتر از خواب بعضی موقع ها دیگه تحمل درد نداری جهنم!!! پامیشی میری درمانگاه.......... با علم به اینکه هیچ فایده ای نداره دکتر بهت یه امپول میده امپول ........ میری تو خواب زمستونی نمیدونم فک میکنم مخدر باشه برای همین به عنوان اخرین راه چاره انتخاب میکنی از یکی میشنوی تو فک کن 400تا بروفن یکجا وارد بدنت شدن چیزی از وجودت میمونه نه؟؟ با اون همه مسکنه و کدئین و قرصای جورواجور معده ای برات میمون...نه ...اینم بعد چند سال میشه یه درد جدید به اسم معده درد سوار هواپیما شدی دیگه ،اره؟ وقتی هواپیما میپره سرت یه جوریه ...تا وقتی که اب دهانت قورت بدی بعد اونهمه تحمل درد ،روز بعدش سرت میشه مثه حالت بالا...انگاری تو هواپیمایی...مثه همون لحظه ای که هواپیما پریده...منگی ...یا سرت هوا نداره . . . تحمل درد خیلی سخته ...حالا از هر نوعی تحمل درد راستی چرا؟ | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #26 (لینک مستقیم) | |
| کاربر حرفه ای ![]() | بدون امتیاز : 0 امتیاز م.ن حضرت نگاه ![]() نقل قول:
| |
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #27 (لینک مستقیم) | |
| همکار بخش درسی و دانشجویی ![]() حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز دوباره رفته ای! مثل همیشه... باز هم، ... یک بهانه هست! دلخستگی هایت... از سختی دستهای من نبود! اینها،... خیلی وقت پیش سنگ شده اند!... تقصیر من نبود... از بس نبوده ای، حتی خاطراتت هم.... بوی رفتن گرفته اند!!... *** دلتنگ رفتنم... اینجا کسی به انتظار سپیده نیست! این دنیا را... دیرگاهی ست نمی فهمم!! سپیدی از یادش رفته! صفحه شطرنجش... چه غبار آلوده،.... مهره هایش تمام سیاه! این دنیا را... انگار زیادی خاک گرفته است!! روفتنش کار یک دل..... تنها نیست! دستها می باید ..... شاید، دستهایم سنگی ست!... *** دستهایم از چیست؟!!! دست كش مي خواهم!!!!!!!............... rchi30 http://www.forum.98ia.com/blogs/rchi....html#comments نقل قول:
rchi30 http://www.forum.98ia.com/blogs/rchi....html#comments | |
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #28 (لینک مستقیم) | ||
| کاربر حرفه ای ![]() | بدون امتیاز : 0 امتیاز .LiLiM. خاطره خواندنی نیست نقل قول:
ما با این پست کلی خاطره داشته بیدیم ![]() سرزمین طلایی ~sun daughter~ نقل قول:
| ||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #29 (لینک مستقیم) | ||||||||||
| کاربر فعال درسی و دانشجویی ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : تير ۱۳۹۰
نوشته ها: 2,790
(View Stats)
تشکرها: 7,486
تشکر شده 4,134 بار در 1,555 پست
کتاب مورد علاقه : سه قطره خون حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز م.ن حضرت نگاه نقل قول:
م.ن حضرت نگاه نقل قول:
برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #30 (لینک مستقیم) | |||||||||
| همکار بازنشسته ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸
نوشته ها: 9,394
(View Stats)
تشکرها: 67,845
تشکر شده 147,114 بار در 14,761 پست
کتاب مورد علاقه : مریم ریاحی حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز زندگی جون......!!! آنیتا برچسب ها نقل قول:
ویرایش توسط Mina : ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ در ساعت ۰۸:۴۴ بعد از ظهر | |||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| ام, انجمن, بهترین, خوانده, در, فراخوان, وبلاگی, پست, که |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| نظرسنجی بهترین پستهایی که در انجمن خوانده ام | دور سوم | شبنم | مسابقات سایت | 51 | ۲۶ آذر ۱۳۹۰ ۰۹:۳۰ قبل از ظهر |
| نظرسنجی بهترین پستهایی که در انجمن خوانده ام | دور دوم | شبنم | مسابقات سایت | 82 | ۱۲ آذر ۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ قبل از ظهر |
| نظرسنجی بهترین پستهایی که در انجمن خوانده ام | دور اول( خاطره نویسی) | شبنم | مسابقات سایت | 119 | ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ۰۳:۱۸ بعد از ظهر |
| بهترین پستهایی که در انجمن خوانده ام | فراخوان | شبنم | مسابقات سایت | 174 | ۱ آبان ۱۳۹۰ ۱۲:۰۶ قبل از ظهر |
| بهترین کتابی که هوشنگ مرادی کرمانی به تازگی خوانده است | Elysium | اخبار کتاب | 0 | ۱۲ مهر ۱۳۹۰ ۰۹:۴۵ بعد از ظهر |