ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
یک افق یک بی نهایت | ساناز فرجی | معرفی و نقد کتاب
bamilo

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 59
  1. Top | #1

    ناظر کتابهای انجمن


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    538
    میانگین پست در روز
    0.30
    محل سکونت
    شهر آلوده و پر سر و صدایی که دوستش دارم
    تشکر از کاربر
    19,518
    تشکر شده 6,651 در 631 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض یک افق یک بی نهایت | ساناز فرجی | معرفی و نقد کتاب




    یک افق، یک بی نهایت
    ساناز فرجی


    انتشارات شادان
    قیمت: 110000 ریال
    تعداد صفحات: 558 صفحه

    قصه امروز ما، قصه گذر از سختی هاست، وقتی دلیلی برای این گذر داری! اصلاً شاید رسیدن به فردا، همان دلیل گذراندن امروز است. قصه گوی امروز ما نیز از روزهای بد و سختی میگوید که اگر لحظه ای در عبور از آن تردید کند، تمام زندگی را خواهد باخت... ... و تصور میکنم داستان امروز، برای خوانندگان همیشگی شادان، عوامل جذابیت را دارا باشد و از قصه، روایت و تجربهای نو به دست بدهد.

    و در بخشی از کتاب آمده است:
    «نمیدانم چه حسی بود که مرا با ترس دوباره به خانه و در اتاق سام کشاند. با عجله و ترسی که همراه حرکات هیستریکم بود، در کمدش را باز کردم و وقتی دیدم تقریباً هیچ چیزی توی کمدش نیست، آه از نهادم درآمد و زانوانم خم شد. با صدای بلند به التماس افتادم: یا علی! ای خدا بچه م... بچه م کو؟... خدا...»
    ویرایش توسط setareh30 : 1390,11,09 در ساعت ساعت : 19:46


    آنجا که دیگر
    احساس میکنی خاطره ای نخواهی ساخت
    خواهی مُرد!
    زندگی چیزیست
    میان ِ خاطراتی که ساخته ایم
    و خاطراتی که خواهیم ساخت.


    سیدمحمد مرکبیان


  2. Top | #2

    همکار بخش عکس


    تاریخ عضویت
    مرداد 1389
    نوشته ها
    10,191
    میانگین پست در روز
    6.60
    محل سکونت
    テヘラン
    تشکر از کاربر
    64,459
    تشکر شده 157,643 در 11,236 پست
    حالت من
    Delvapas
    اندازه فونت

    پیش فرض

    این رمان اولش خیلی قشنگه و دلت نمی خواد کتاب زمین بزاری ولی اخرش یه کم از هیجان کم میشه ولی بعد زیاد میشه . اخرش هم عاشقانه تموم میشه

    راستش داستانش براساس واقعیت نوشته شده . برای همین ارزش خوندن داره اون قدر که دلت نمیخواد کتاب زمین بزاری

    داستان در مورد ترلان فقط نیست در مورد زندگی مازیار هم هست که چگونه این دو تا به هم وصل میشن .
    ویرایش توسط ~pArnYa~ : 1390,11,24 در ساعت ساعت : 14:50
    توجه : قبل از زدن تاپیک، اول سرچ کنید تکراری نباشه
    ترول چیست؟به نظرم خوبه كه همه اينو بدونيم

    توجه: نوشتن کلمه های...مرسی:خخخخ:ممنون:خوب بود:عالی بود و شکلک تنها: اسپم حساب میشه.اخطار می گیرید.
    توجه : برای جلوگیری از بی نظمی در تاپیک ها لطفا فقط از دکمه ی تشکر استفاده کنید.


  3. Top | #3

    ناظر کتابهای انجمن


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    538
    میانگین پست در روز
    0.30
    محل سکونت
    شهر آلوده و پر سر و صدایی که دوستش دارم
    تشکر از کاربر
    19,518
    تشکر شده 6,651 در 631 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خلاصه داستان:

    داستان در مورد زندگی دختر جوانی به اسم ترلانه که در ارومیه زندگی میکنه و خواستگاری امیر - پسر خاله اش - از خواهر ناتنی اش هاله، مسیر زندگی او رو هم عوض میکنه ... هاله که دختر سرکشیه به زور ناپدریش (پدر ترلان) به امیر بله میگه و پدر ترلان از ترس اینکه ترلان نیز روزی جای پای خواهر ناتنی اش بگذاره اونو به زور وادار به ازدواج با نوید - خواستگار پر و پا قرص تهرانی ترلان - میکنه .. ترلان که در تمام زندگی 19 ساله اش یاد گرفته که زن باید مطیع مرد خونه باشه ، خیلی تلاش میکنه تا زندگی خالی از عشق و احترامش رو حفظ کنه ... ولی ظاهرا این تلاش ها راه به جایی نداره چرا که نوید ترلان رو برای "همسر" و "همدم" بودن انتخاب نکرده بلکه ....


  4. Top | #4

    ناظر کتابهای انجمن


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    538
    میانگین پست در روز
    0.30
    محل سکونت
    شهر آلوده و پر سر و صدایی که دوستش دارم
    تشکر از کاربر
    19,518
    تشکر شده 6,651 در 631 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نمی دونم راجع بهش چی باید گفت ... تم داستان رو دوست داشتم ... پرداخت خوبش رو دوست داشتم.. دختری که سالها به پدرش بله گفته و از مادرش یاد گرفته فقط باید مطیع باشه داره تلاش میکنه که حقش رو از زندگی بگیره ... تلاش میکنه تا بگه من هم هستم ... درگیری های ترلان با خودش رو برای شکافتن اون پوسته همیشه مطیع رو دوست داشتم ..

    مسئله ای که با شخصیت پردازی ها داشتتم فقط در مورد پدر و مادر ترلان بود ... تضاد زیادی در رفتارهاشون به چشم میخوره ... پدر از یه طرف به شدت نسبت به ترلان و دادن آزادی و حق انتخاب به اون مستبدانه عمل میکنه و از طرف دیگه مثلا به پسرخاله ترلان اجازه میده که اون رو ببوسه ... آیا ترلان یه خانواده سنتی داره و یا نه ...

    بقیه شخصیت پردازی های داستان خوب بود .. مخصوصا شخصیت خود ترلان ... خیلی خوب از کار در اومده ...

    کشش و جذابیت بالا در کنار پستی و بلندی های خوب، از نقاط قوت اونه ...

    در مجموع داستان خیلی خوبی بود ... از اون کتاب ها که هم ارزش خوندن دارن و هم تا تمومشون نکنی دلت نمیخواد پایین بگذاریش ..


  5. Top | #5

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    2,708
    میانگین پست در روز
    1.48
    محل سکونت
    هر جا که دل انجاست
    تشکر از کاربر
    31,152
    تشکر شده 27,444 در 3,549 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام دوزجونا بالاخره این کتاب دیروز به دستم رسیدخدا بگم این شادان رو خیر بده اخه الان وقت فرستادن بودوسط این همه امتحان!منم که در مقابل رمان میتونم خودم رو کنترل کنم؟؟؟؟؟!!!!خب بگذریم دیروز با کلی بدبختی چند صفحه ایش رو خوندم تا اینجا عالی بوده.یعنی از کتاب خانم فرجی بیشتر از این نمیشه توقع داشت.نثری جذاب و پرکشش با یه موضوعی که خیلی مرموزه و یه عالمه علامت سوال!همینه که باعث میشه به زور کار و درس بزارمش زمین.شخصیت های توی داستان کاملا قابل باور و واقعین.فقط گاهی وقتا از دست ترلان اینجوری میشمبابا یه اعتراضی چیزی اخه!وقتی داستان رو میخوندم احساس کردم مال زمان قدیمه که انقدر زناش تو سری خورن ولی بعد دیدم نه مال دوسال پیشه.یه هر حال داستان واقعی و نمیشه بهش خرده گرفت.
    ویرایش توسط paradise : 1390,11,30 در ساعت ساعت : 16:22
    زندگی باور میخواهد ان هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خدا هنوز هست.....

    رمانای پیشنهادی من:
    رسوب
    خالکوبی..
    ضربان
    اسطوره
    بادلم عجین شده ای
    بانوقصه
    رایحه ممنوع
    فرستاده


  6. Top | #6

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    2,708
    میانگین پست در روز
    1.48
    محل سکونت
    هر جا که دل انجاست
    تشکر از کاربر
    31,152
    تشکر شده 27,444 در 3,549 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام.همین الان تمومش کردم.واقعا عالی بود.بعد از مدت ها یه کتاب قشنگ خوندم.باورم نمیشه این اتفاق تونسته باشه برای کسی بیافته شابد اگه اخر داستان گفته نمی شد فکر می کردم از تخیل نویسنده نشات گرفته.یه داستان پرکشش و فوق العاده جذاب که تا اخر داستان کتاب رو نمیشد زمین بزاری اخر داستان تقریبا قابل حدس بود.ترلان واقعا بعد از اونهمه بدبختی که کشید حقش بود به همچنین شخصی و البته پسرش برسه.کاش در مورد نوید هم یه توضیحی میداد که عاقبتش چی شد.یا اینکه چرا امیر تصمیم گرفت با رها ازدواج کنه؟بعضی از سوال های داستان بی جواب موند.تنها ایرادی که میشه گرفت اینکه کتابای این نویسنده شخصیت اصلی داستان بیش از حد بدبختی میکشه!واقعا جیگر ادم میسوزه باز خوبه این یکی خوب تموم شد.غوغای همیشه که اخرش......در کل عالی بود و به همه توصیه می کنم بخونیدش.
    پ.ن:به نظرم شادان داره به موقعیت چند سال پیشش برمی گرده این چند وقته برعکس نشر علی کتابای خوبی داده بیرون


  7. Top | #7

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    نوشته ها
    1,018
    میانگین پست در روز
    0.82
    محل سکونت
    نزدیک دریا...
    تشکر از کاربر
    15,099
    تشکر شده 64,293 در 1,091 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    عالی بود....
    به قطعیت میگم بهترین کتابی بود که تو این چند وقته خوندم..برخلاف اولش و تعاریفی که از داستان شنیدم خلیی جذاب بود ..
    شخصیت ترلان و زندگیش خیلی جذاب بود نمیخوام کامل توضیح بدم چون دوستمون بالا خیلی خوب توضیح داده ولی بگم این کتاب کشش فوق العاده ای داره من که دلم نیومد تا تموم شه بزارمش پایین...و البته میگن واقعی بوده..
    چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری
    “از سادگی نیست”
    شاید اینقدر ارزش ندارن که روی افکار وگفته هاشون حساس باشی !!!
    .


  8. Top | #8

    مترجم نودهشتیا


    تاریخ عضویت
    بهمن 1389
    نوشته ها
    784
    میانگین پست در روز
    0.58
    تشکر از کاربر
    13,469
    تشکر شده 51,851 در 766 پست
    حالت من
    Khaste
    اندازه فونت

    پیش فرض

    منم با نظر دوستان موافقم. کتاب واقعا عالی و دلنشینی بود. بعد مدتها یه کتاب قشنگ خوندم!
    درسته کوتاه اومدنهای ترلان جلوی پدرش و نوید و سنتی بودن مامانش اعصاب خوردکن بود، ولی این واقعیتیه که هنوزم توی خیلی از خانواده ها داره اتفاق می افته! کلا حوادث داستان خیلی قابل لمس بود و به نظر من هیچ ایرادی نداشت.
    امیدوارم شادان بزودی بازم اینجوری خوشحالمون کنه!
    گاوها گـاو هستنـد که بد نگاه می کننـد!
    (یک عاشقانه ی آرام، نادر ابراهیمی)


    ترجمه های من:

    فرشته ی نگهبان
    لمس واژه ی سرنوشت

    بِزودی:
    جنایتی به نام ازدواج



  9. 23 کاربر از پست Yasnaaaa تشکر کرده اند .


  10. Top | #9

    همکار بخش آموزش


    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    نوشته ها
    6,499
    میانگین پست در روز
    3.58
    محل سکونت
    استان مرکزی
    تشکر از کاربر
    83,140
    تشکر شده 68,792 در 7,414 پست
    حالت من
    Sepasgozar
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Yasnaaaa نمایش پست ها
    منم با نظر دوستان موافقم. کتاب واقعا عالی و دلنشینی بود. بعد مدتها یه کتاب قشنگ خوندم!
    درسته کوتاه اومدنهای ترلان جلوی پدرش و نوید و سنتی بودن مامانش اعصاب خوردکن بود، ولی این واقعیتیه که هنوزم توی خیلی از خانواده ها داره اتفاق می افته! کلا حوادث داستان خیلی قابل لمس بود و به نظر من هیچ ایرادی نداشت.
    امیدوارم شادان بزودی بازم اینجوری خوشحالمون کنه!
    ستاره جون ممنون از معرفی کتاب:
    منم مثل دوستان لذت بردم از خوندنش،عالی بود.خب همه ی گفتنی هارو دوستان گفتن.اما فقط چند جمله از متن کتاب که چقدر عالی بیان شده.:
    سکوت کرده بودم.در مقابل بازی زندگی سکوتی کرده بودم که اصلا خوشایند نبود.یک زمانی ،چندین سال بعد،به این نتیجه رسبدم که بی اهمیت بودن نسبت به غصه ها خودش مشکل بزرگ وپیچیده است....که باید غصه ها را فریاد زد....که غصه ها تنها رازی است که نگه داشتنش گناه بزرگی است...ولی تنها اشتباه من این بود که دیر به همه ی این ها رسیدم...زمانی که دیگر فرصتی برای جبران نبود!

    اینم زیباست:
    تازه دوماه پیش کاشتم،می بینی چقدر قوت دارن؟!بوته های قدیمی رو وسوسه می کنن که امسال گل بدن...میدونی که گیاه ها هم واسه ی بار دادن به هم دیگه نگاه می کنن؟درست مثل آدما،همه از کارای هم تقلید می کنن.هیچ کس واسه ی خودش زندگی نمیکنه...هیچ کس فکر نمی کنه که از کجا آمده وبه کجا میره...همش دارن توی سروکله همدیگه می زنن.

    از این نمونه ها زیاد داره.واقعا لذت بردم .
    خانم فرجی دستت درد نکنه وهمیشه موفق باشی عزیزم.از راه دور دستت رو می بوسم .
    خوندنش رو از دست ندید.
    خدا آدم ها را به دلیلی به زندگی شما وارد ،
    وبه دلیلی بهتر از زندگی تان خارج می کند.

    هرلحظه سپاس
    آموزش

    رمان تولد یک پروانه | آلاشین کاربر انجمن

    من خیال می کردم | haniyehhhh کاربر انجمن
    توجه:
    نوشتن کلمه های...مرسی،ممنون،خوب بود،عالی بود ،
    شکلک تنها،فکر کنم خوشمزه باشه،دوست دارم درست کنم اسپم حساب میشه.اخطار می گیرید.

    اطلاعيه بخش آموزش
    لیست منوی آشپزی وشیرینی پزی
    کانال آموزشی آشپزی
    منوی نودهشتیا (آموزش متفرقه)


  11. 21 کاربر از پست azam 24 تشکر کرده اند .


  12. Top | #10

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    2,708
    میانگین پست در روز
    1.48
    محل سکونت
    هر جا که دل انجاست
    تشکر از کاربر
    31,152
    تشکر شده 27,444 در 3,549 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ممنونم اعظم جون.عالی بود.دیشب دوباره داشتم میخوندمش بیشتر از قلم نویسنده همین جملات بود که ادم رو جذب می کرد.یه جمله ش روی من خیلی تاثیر گذاشت جمله ای که ترلان به مازیار گفت:بعضی از ادم ها بزرگ افریده میشن.بعضی بزرگی رو به دست میارن و برخی بزرگی رو به خودشون می بندند

  13. 18 کاربر از پست paradise تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. غوغای همیشه | ساناز فرجی | معرفی و نقد کتاب
    توسط پروانه! در انجمن رمان
    پاسخ ها: 41
    آخرین نوشته: 1392,05,16, ساعت : 16:46
  2. پاسخ ها: 14
    آخرین نوشته: 1391,04,22, ساعت : 16:35

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •