ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
یک افق یک بی نهایت | ساناز فرجی | معرفی و نقد کتاب - صفحه 2
paradiseagency

گل نقش طاووس

?



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 59
  1. Top | #11

    نویسنده افتخاری


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    29
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از کاربر
    252
    تشکر شده 322 در 30 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    بی نهایت از لطفتون ممنونم دوستان عزیز
    ممنون که نوشته هام رو میخونید و بازم ممنون که برای نوشتن نظراتتون درباره کتابام وقت میذارید
    امیدوارم همیشه در جلب رضایت شما عزیزان موفق باشم و ایرادها رو به مرور زمان برطرف کنم

    بله فاطیما جان من هر داستانی که می نویسم بر مبنای واقعیتی هست که دیدم یا شنیدم ، فقط پردازشش میکنم و شاخ و برگش میدم ؛)

    اعظم عزیز واقعاً من رو با نوشته تون شرمنده کردید ، روی ماهتونو میبوسم
    ویرایش توسط SanazFaraji : 1391,01,19 در ساعت ساعت : 00:35


  2. Top | #12

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    2,708
    میانگین پست در روز
    1.51
    محل سکونت
    هر جا که دل انجاست
    تشکر از کاربر
    31,154
    تشکر شده 27,417 در 3,550 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام.خانم فرجی واقعا دست مریزاد.کتابتون عالی بود.من قلمتون رو خیلی دوست دارم.فقط یه سوال داشتم چرا شخصیت اصلی داستانهاتون همیشه انقدر بدببختی میکشه؟فکرشو که می کنم جیگرم کباب میشه برای یه سری ادم همچین اتفاقی افتاده
    زندگی باور میخواهد ان هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خدا هنوز هست.....

    رمانای پیشنهادی من:
    رسوب
    خالکوبی..
    ضربان
    اسطوره
    بادلم عجین شده ای
    بانوقصه
    رایحه ممنوع
    فرستاده

  3. 13 کاربر از پست paradise تشکر کرده اند .


  4. Top | #13

    ناظر کتابهای انجمن


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    538
    میانگین پست در روز
    0.31
    محل سکونت
    شهر آلوده و پر سر و صدایی که دوستش دارم
    تشکر از کاربر
    19,371
    تشکر شده 6,640 در 631 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خانم فرجی عزیز ... سلام .. خوشحالم از حضورتون در جمع 98یا ...

    راستش با داستان کتاب قبلیتون با وجود نثر پخته و پردازش خوبش، خیلی ارتباط برقرار نکردم ولی بابت کار اخیرتون تبریک میگم ... فوق العاده بود ... قلم بسیار روان و جذابی دارین ... براتون آرزوی موفقیت های بیشتر دارم ...


    آنجا که دیگر
    احساس میکنی خاطره ای نخواهی ساخت
    خواهی مُرد!
    زندگی چیزیست
    میان ِ خاطراتی که ساخته ایم
    و خاطراتی که خواهیم ساخت.


    سیدمحمد مرکبیان

  5. 16 کاربر از پست setareh30 تشکر کرده اند .


  6. Top | #14

    نویسنده افتخاری


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    29
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از کاربر
    252
    تشکر شده 322 در 30 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط paradise نمایش پست ها
    سلام.خانم فرجی واقعا دست مریزاد.کتابتون عالی بود.من قلمتون رو خیلی دوست دارم.فقط یه سوال داشتم چرا شخصیت اصلی داستانهاتون همیشه انقدر بدببختی میکشه؟فکرشو که می کنم جیگرم کباب میشه برای یه سری ادم همچین اتفاقی افتاده

    سلام عزیزم
    خب کتاب باید هیجان داشته باشه دیگه

    همیشه دوست دارم داستانهایی بنویسم که هر لحظه ش یه اتفاقی بیفته و خواننده هیجانش رو تا لحظات پایانی کتاب حفظ کنه ... امیدوارم همیشه بتونم این خصوصیت رو توی کتابام حفظ کنم

    کلا دنبال سوژه هایی میگردم که توش بیشتر از همه به خانومها ظلم شده ، چون متأسفانه توی ایران ما در قبال خانوما ستمهایی از این دست زیاد میشه ، اینجور سوژه ها بیشتر جذبم میکنن ... خوندنشم باعث میشه یه کم چشممون به واقعیاتی که توی کشور جاریه باز بشه ... و اگه خدا بخواد ازشون درس بگیریم


    ضمناً هم از شما و هم از ستاره عزیزم بابت لطفتون ممنونم

    ستاره جان غوغای همیشه سوگلی کتابای منه ، خودم حس خاصی نسبت بهش دارم ، ولی کاملا می پذیرم که " یه افق ، یه بی نهایت " دایره مخاطبانش بیشتره ;)

  7. 20 کاربر از پست SanazFaraji تشکر کرده اند .


  8. Top | #15

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1389
    نوشته ها
    957
    میانگین پست در روز
    0.61
    محل سکونت
    یه جایی همین نزدیکی ها
    تشکر از کاربر
    26,572
    تشکر شده 3,929 در 979 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    یکی از بهترین رمان هایی بود که تا حالا خوندم از اون رمان هایی که چند سال یه بار ممکنه بتونی بخونیش....همه چی خیلی خوب به هم ربط داده شده بود شخصیت پردازی ها عالی بود و مازیار یه شخصیت متفاوت از خیلی از داستان ها داشت و صحنه هایی که توی رمان اتفاق میفتاد واسه من تازگی داشت و این باعث میشه که بازم دلم بخواد این رمانو بخونم...عالی بود...می دونم جاش اینجا نیست ولی غوغای همیشه می تونست رمان محبوب من باشه اگه آخرش اونطوری خواننده رو سردر گم نمی کرد...یک افق یک بی نهایت رو بیشتر دوست دارم چون با رمان هایی که آخرش خوی تموم میشه بهتر ارتباط برقرار می کنم به قول یکی از نویسنده های خیلی خوب سایت مردم به اندازه کافی گرفتاری دارن و حقشون نیست غصه شخصیت های خیالی رو هم بخورن!!
    ویرایش توسط azda : 1391,02,04 در ساعت ساعت : 13:52
    I would spread the cloths under your feet
    but i, being poor , have only my dreams
    I have spread my dreams under your feet
    Tread softly because you tread on my dreams


    William Batler



  9. 16 کاربر از پست azda تشکر کرده اند .


  10. Top | #16

    نویسنده افتخاری


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    29
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از کاربر
    252
    تشکر شده 322 در 30 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط azda نمایش پست ها
    یک افق یک بی نهایت رو بیشتر دوست دارم چون با رمان هایی که آخرش خوی تموم میشه بهتر ارتباط برقرار می کنم به قول یکی از نویسنده های خیلی خوب سایت مردم به اندازه کافی گرفتاری دارن و حقشون نیست غصه شخصیت های خیالی رو هم بخورن!!

    سلام عزیزم ، ممنونم از لطفت

    حالا مگه غوغای همیشه بد تموم شد ؟؟

    ;)

  11. 11 کاربر از پست SanazFaraji تشکر کرده اند .


  12. Top | #17

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    1,945
    میانگین پست در روز
    1.07
    محل سکونت
    Neverland
    تشکر از کاربر
    12,285
    تشکر شده 20,520 در 2,851 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط SanazFaraji نمایش پست ها
    سلام عزیزم ، ممنونم از لطفت

    حالا مگه غوغای همیشه بد تموم شد ؟؟

    ;)
    سلام و خیر مقدم خدمت ساناز فرجی عزیز البته با کلی تاخیر !

    متاسفانه هنوز موفق نشدم کتاب جدیدیتون رو بخونم گذاشتمش برای نمایشگاه کتاب و البته بعد از اون قطعا نقد خواهد شد

    و اما غوغای همیشه و پایانش

    کلا کتاب دوس داشتنی بود.... سخته و البته غیر حرفه ایی اگه بعد از گذشت چند سال بخوام نقدش کنم ولی در مورد پایانش ...

    حس می کنم یه پایان باز برای غوغای همیشه گذاشته بودین .... پایانی که هر مخاطبی با توجه به حس و حال و درک خودش و حتی اون چیزی که دوس داشت می تونست تعبیرش کنه ....

    و البته خودم هیچ وقت نتونستم مایا رو درک کنم و اینکه چطوری تونست کسی رو که سالها تو خیالش کنارش داشت و حقش بود به یه نفر دیگه ببخشه .............
    ویرایش توسط mahsan : 1391,02,07 در ساعت ساعت : 00:56

    خدایا خسته ام

  13. 15 کاربر از پست mahsan تشکر کرده اند .


  14. Top | #18

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    415
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    11,787
    تشکر شده 95,423 در 459 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام
    خانم فرجی عزیز خیر مقدم عرض می کنم بابت حضورتون توی این سایت و خیلی خوشحالم که اینجا می بینمتون .

    من این کتاب رو از نمایشگاه خریدم و دیشب تموم کردم !
    نکات مثبت همونطور که دوستان گفتن زیاد بود . برخلاف 90 درصد رمانهایی که تازه گی ها چاپ می شن ، اصلا نثرکودکانه و خامی نداشت . پخته و قشنگ و منسجم ! با فراز و فرودهای خوب برای پردازش و درگیر کردن ذهن خواننده !

    اما می خوام صادقانه بگم خانم فرجی نتونستم خیلی همراه با شخصیتهای داستان بشم ! ببینید داستان خیلی عالی بود . شخصیت پردازیها و گفتگوهای شخصیتها و خلاصه همه چیز ! اما من نمی تونستم خیلی با ترلان و همینطور مازیار و امیر و نوید همراه بشم . از رفتارهای هیچ کدومشون نمی شد پی به احساسات واقعیشون برد ! یه جورایی همه شون سرد بودن ! حتی ترلان که داستان رو داشت روایت می کرد انگار که احساسات واقعیش رو از من خواننده پنهان می کرد و من نمی تونستم عمق حسش رو به همه مردهای زندگیش ، درک کنم !
    روابط شخصیتها (ترلان با سه مرد زندگیش )با هم سرد بود و ذهن رو درگیر نمی کرد . احساسات رو قلقلک نمی داد ! نمی دونم شاید به خاطر فراز و فرودهای زیاد داستان بود که به تناسب اون خیلی به توصیف روابط و درونیات شخصیتها پرداخته نشده بود .

    ترلان از ابتدای داستان با سه مرد درگیر بود ! درسته که امیر از ابتدا حذف شد اما فراموش نکینم که ترلان سالهای زیادی رو در عشق امیر بوده و ترلان خیلی راحت تونست اوائل داستان اونو به فراموشی بسپره ...
    بعد که نوید اومد و رفت و ترلان باز هم احساساتش خیلی گرم نشد و فقط و فقط ما غم و غصه ای رو برای از دست دادن پسرش دیدیم . درصورتی که این اصلا اتفاق ساده ای نیست . کارهایی که نوید در حق ترلان انجام داد و زخمهایی که به روح و روانش زد فاجعه بودند ! در صورتیکه که ترلان بعد از نوید فقط درگیر پسرش شد ! حتی زمانی که ترلان با نوید بود و با وجود پی بردن به خیانتهاش واکنشهاش سرد بود ! ببینید داستان مال زمان حاله ! زمانی که حتی دخترهای توی روستا هم مثل قدیم نمی تونن خیانت و چند همسری شوهرشون رو بپذیرن و ساکت و خانمانه رفتار کنن ! ترلان که به قول خودش با فرهنگ و از خانواده سطح بالا و باسواد و درست و حسابی بود این رفتارها و واکنشهاش نسبت به نوید خیلی غیرعادی بود . سکوت و در خود فرو ریختن همه عواطف ، در برابر هرزه گیهای بی حد و حصر شوهر ؟

    و بعد که مازیار اومد و ترلان که حالا قلبا عاشق شده بود باز هم روابطش با مازیاد سرد و یخ بود و همینطور مازیار ! ببینید درسته که آخر داستان مازیار توی اعترافاتش می گه که خیلی وقته دیگه عاشق مهتاب نیست و ترلان رو دوست داشته و هدفش از این کارا تحریک احساسات ترلان بوده و بس ... اما با همه اینها اگه با علم بر این موضوع برگردیم و دوباره تمام حوادث آخر رمان رو به همراه اتفاقات رخ داده بین ترلان و مازیار بخونیم باز هم من خواننده مجاب نمی شم که مازیار اصلا عاشق ترلان بوده ! ترلان رو هم اگه کمی باور کنم فقط به خاطر اینه که داستان از زبان خودشه اما حتی با این همه هم باور عاشق شدن ترلان هم سخته .


    به نظرم باید بیشتر به احساسات و عواطف شخصیتهای داستان و همینطور رفتارها و واکنشهای طبیعی ناشی از اونها پرداخته می شد . و گرنه موضوع داستان و سوژه ای که انتخاب شد به عنوان یک سوژه احتماعی قابل بحث خیلی عالی بود !

    خانم فرجی عزیز در پایان تبریک می گم که جزو معدود نویسندگانی هستید که رمانهاشون پخته است و ارزش خریدن و خوندن داره ، با امید موفقیت روز افزون برای شما و خوندن اثرهای بعدیتون
    شاد و سربلند باشید
    ویرایش توسط Blast Off : 1391,02,17 در ساعت ساعت : 10:01

  15. 16 کاربر از پست Blast Off تشکر کرده اند .


  16. Top | #19
    ELI
    ELI آنلاین نیست.

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1391
    نوشته ها
    552
    میانگین پست در روز
    0.63
    محل سکونت
    همين نزديكيا
    تشکر از کاربر
    14,249
    تشکر شده 3,460 در 581 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام
    من تا به حال كتابي از سركار خانم فرجي نخوندم با توجه به تعريفهاي دوستان كتاب رو تهيه كردم اميدوارم باخوندن اين كتاب لحظه هاي خوبي رو داشته باشم مرسي
    من به آمار زمين مشكوكم اگر اين سطح پر از آدمهاست پس چرا اين همه دلها تنهاست


  17. 13 کاربر از پست ELI تشکر کرده اند .


  18. Top | #20

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    بهمن 1388
    نوشته ها
    1,330
    میانگین پست در روز
    0.79
    تشکر از کاربر
    53,890
    تشکر شده 3,202 در 1,358 پست
    حالت من
    Kesel
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط SanazFaraji نمایش پست ها
    سلام عزیزم ، ممنونم از لطفت

    حالا مگه غوغای همیشه بد تموم شد ؟؟

    ;)
    سلام خانوم فرجی
    من عاشق نوشته های شما هستم
    باید بگم شما یکی از بهترین نویسنده هایی هستین که من کتاباشون رو میخونم
    من خیلی کتاب یک افق یک بی نهایت رو دوست داشتم
    خیلی قشنگ بود
    وقتی میخواستم بخرمش خیلی عنوانش منو جذب کرد
    یاد تو فکر یک سقفم فرهاد افتادم
    خیلی برام نوستالوژیک بود
    حسک درست بود یا نه؟


    در مورد پایان کتاب غوغای همیشه خییلی دلم میخواست از خودتون نظر بپرسم اخرش مایا بعد از اون همه سختی اون همه بدبختی اون همه ناحقی به اون چه لیاقتش رو داشت رسید یا نه؟
    در طول اون رمان خیلی گریه کردم
    خیلی با مایا همزاد پنداری کردم
    خیلی تونستم درکش کنم
    انگار واقعا مایا بوده و من میشناختمش
    نظر خودتون راجع به پایانش چی بود؟؟
    ..
    نه!
    هرگز شب را باور نکردم
    چرا که
    در فراسوهای دهلیزش
    به امید دریچه ای
    دل بسته بودم...

    احمد شاملو -

    فقط استقلال

  19. 14 کاربر از پست abby7 تشکر کرده اند .


صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. غوغای همیشه | ساناز فرجی | معرفی و نقد کتاب
    توسط پروانه! در انجمن رمان
    پاسخ ها: 41
    آخرین نوشته: 1392,05,16, ساعت : 16:46
  2. پاسخ ها: 14
    آخرین نوشته: 1391,04,22, ساعت : 16:35

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •