ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
جشن ها و اعیاد ایرانیان باستان
http://fidibo.com/

lull.ir



نودهشتیا
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32
  1. Top | #1

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    129
    میانگین پست در روز
    0.12
    محل سکونت
    شیراز
    تشکر از کاربر
    43
    تشکر شده 323 در 125 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض جشن ها و اعیاد ایرانیان باستان

    مقدمه
    ما ایرانیان در وطن خود غریب هستیم زیرا با اداب و رسوم سرزمینمان اشنا نیستیم.این مقاله در نظر دارد تا اگاهی مردمان کشورمان را هر چند اندک نسبت به اداب و رسوم ایران کهن بالا تر ببرد. ایران در روزگاران قدیم دارای جشن های متعددی بوده است که به معروف ترین ان میتوان به نوروز، مهرگان، جشنهای آتش، گاهنبارها و جشن فروردگان اشاره کرد. جشنهای ایرانی به جشنهایی ملی و مردمی گفته میشود که دارای ریشه تاریخی ایرانی هستند و از دوران باستان تا به امروز رسیدهاند. برخی از این جشنها کموبیش زنده هستند.
    جشنهای زنده به جشنهایی اطلاق میشود که بنا به سنت تاریخی در میان مردم رایج است (مانند جشن نوروز)). جشنهای فراموششده به جشنهایی اطلاق میشود که بنا به سنت تاریخی برگزار نمیشوند (مانند جشن بهاربد))، اما ممکن است کوششهایی برای احیای آنها برخی از آنها رواج داشته باشد (مانند جشن اسفندگان)).
    جشنهای حکومتی (مثل جشن سالگرد انقلاب) و جشنهای دینی (مثل عید غدیر مسلمانان، سدرهپوشی و شاهورهرام زرتشتیان، و مولودی ارامنه) بنا به عرف نویسندگان و پژوهشگران جزو جشنهای ایرانی به حساب نمیآیند. برگزار شدن یک جشن توسط پیروان ادیان و اقوام گوناگون دال بر انتساب آن جشن به آن دین یا قوم نیست. برای مثال برگزار شدن جشن نوروز توسط مسلمانان و زرتشتیان دلیل بر اسلامی بودن یا زرتشتی بودن آن جشن نیست..
    شکل تاریخی برگزاری جشنها (چنانکه در متون و منابع آمده است) با شکل فعلی و رایج برگزاری هر جشن، دو موضوع متفاوت است که همواره شبیه یکدیگر نیستند.
    ---------------------------------------------------------------------------
    هرکس اگر در این باره چیزی میداند بگه



    در ایران باستان گاهشماریهای گوناگونی رواج داشتهاست. در زمان ساسانیان دو نوع گاهشماری معمول بود.
    نخست سال عرفی یا شمسی ناقصه یا سال سیار یا همان
    گاهشماری اوستایی نو
    بود که در این گاهشماری هر سال دوازده ماه دارد و هر ماه درست ۳۰ روز. این ۳۰ روز دارای ۳۰ نام مشخص و ویژه میباشد. نامها از آن امشاسپندان و ایزدان است اما پنج روز باقی میماند. این پنج روز پس از آخرین روز از ماه اسفند اضافه میشده که پنجه، پنجهٔ دزدیده، خمسهٔ مسترقه یا اندرگاه خوانده میشود و هر روزی را نامی ویژه است. این پنج نام از پنج بخش گاتها یا سرودهای زرتشت برگزیده شدهاست. همچنین دوازده ماه اوستایی نیز دارای دوازده نام است، منتخب از نامهای امشاسپندان و ایزدان که با دوازده نام از ۳۰ اسم روزها، مشترک است.[۳] بر پایهٔ آن هر سال درست ۳۶۵ روز حساب میشد بدون حساب کردن یک چهارم روز در سال بنابراین نوروز در این نوع گاهشماری هر ۱۲۰ سال یک ماه جلو میرفت.[۴]
    دیگری سال ثابت یا گاهشماری بهیزکی
    بود که در آن کبیسه، هر ۱۲۰ سال گرفته و حساب میشد و نوروز و سال شمسی در هر دور ۱۲۰ سال در جای خود قرار گرفته و ثابت میماند و هیچ گاه آغاز سال بیش از یک ماه جلو نمیافتاد و یا چند روزی عقب نمیماند و اغلب حتی الامکان میکوشیدند که آغاز سال را در محل نجومی خود نگاه دارند.[۵]
    این که چرا به جای کبیسهٔ چهار ساله و افزودن یک روز پس از ۱۲۰ سال با افزودن یک ماه کبیسه میگرفتند نزد ایرانیان توجیه دینی داشت. ابوریحان بیرونی
    میگوید که ایرانیان برای هر روز آیینهای خاصی داشتند از جمله ذکر نام ایزدی که روز به نام اوست و پادشاهان ساسانی نیز برای هر روز یک نوع گل و شراب و نغمه داشتند و از این رو افزوده شدن بر تعداد روزها ترتیب را برهم میزد. برخی نویسندگان دلایل دیگری هم آوردهاند از جمله اینکه چون ایرانیان برای روزها، سعد و نحس قایل بودند نمیخواستند با جابهجا شدن، روزهای سعد به روزهای نحس منتقل شوند و نوروز در اولین روز ماه نباشد.[۶]
    اصلاحات خیام
    در سده چهارم هجری قمری موجب شد تا گاهشماری ایرانی به دقت مطابق با تقویم طبیعی گردد و نوروز و دیگر جشنهای سالیانه در جای حقیقی خود تثبیت شوند.[۷]
    روزهای همنام با دوازده ماه و جشنهای ماهانه [ویرایش]
    نامهای دوازدهگانه ماهها با دوازده نام از اسامی روزها، مشترک هستند. در مثل فروردین نخستین ماه سال و آغاز بهار است در حالی که روز نوزدهم هر ماه نیز فروردین نامیده میشود یا اردیبهشت دومین ماه و سومین روز ماه نیز به شمار میرفتهاست. بدین شیوه هرگاه نام روز و ماهی موافق میافتاد، آن روز را جشن میگرفتند و از این رهگذر دوازده جشن در سال که بهتر است آنها را جشنهای ماهانه بنامیم، پدید میآمد. این جشنها در جدول زیر نمایان است:



    فروردین
    ۱ فروردین جشن نوروز/جشن سال نو
    ۲ فروردین عيدنوروز
    ۳ فروردین عيدنوروز
    ۴ فروردین عيدنوروز
    ۶ فروردین روز اميد،روزشادباش نويسي
    ۱۰فروردین جشن آبانگاه
    ۱۳فروردین جشن سيزده بدر
    ۱۷فروردین سروش روز،جشن سروشگان
    ۱۹فروردین فروردين روز،جشن فروردينگان

    اردیبهشت
    10اردیبهشت جشن چهلم نوروز
    ۱5اردیبهشت جشن ميانه بهار/جشن بهاربد

    خرداد
    ۶ خرداد خرداد روز،جشن خردادگان
    ۱۳ خرداد تير روز،جشن تيرگان

    تیر
    ۱ تیر جشن آب پاشونك،جشن آغاز تابستان
    ۱۵ تیر جشن خام خواري

    مرداد
    ۷ مرداد مرداد روز،جشن مردادگان
    ۱۰ مرداد جشن چله تابستان

    شهریور
    ۴ شهریور زادروز داراب (كوروش)
    ۴ شهریور شهريور روز،جشن شهريورگان

    مهر
    ۱۶ مهر مهر روز،جشن مهرگان
    ۲۱ مهر جشن پيروزي كاوه و فريدون

    آبان
    ۱۰ آبان آبان روز، جشن آبانگان
    ۱۵ آبان جشن ميانه پاييز

    آذر

    ۹ آذر آذر روز، جشن آذرگان
    ۳۰ آذر جشن شب يلدا

    دی
    1 دی روز میلاد خورشید؛ جشن خرم روز، نخستین جشن دیگان
    ۸ دی دی به آذر روز، دومین جشن دیگان
    ۱۵ دی دی به مهر روز، سومین جشن دیگان
    ۲۳ دی دی به دین روز، چهارمین جشن دیگان

    بهمن
    ۲ بهمن بهمن روز، جشن بهمنگان
    ۵ بهمن جشن نوسره
    ۱۵ بهمن جشن ميانه زمستان
    ۲۹ بهمن جشن سپندارمذگان، روز عشق

    اسفند
    ۵ اسفند جشن اسفندگان

    اینها جشنهای دوازدهگانهٔ سال میباشد که در روزگار ساسانیان پیش از آن با آداب و تشریفاتی فراوان برگزار میشد.[۸]

    کسایی که رمان های فانتزی می خونن حتما داستان زیر را بخونن.
    ریموس لوپن و دورانی جدید|نوشته amir.lupin
    ------------------------------------------------
    گروه طرفداران هری پاتر
    ---------------------------------------------------
    برای طرفداران هری پاتر
    -------------------------------------------------------

    -------------------------------------------------------------
    بزودی بازی انلاین هری پاتر تحت وب هم از دوستان من منتشر میشود.
    بازی مدرسه علوم و فنون جادوگری ازکابان
    دمو یازی

    انجمن بازی


  2. Top | #2

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    174
    میانگین پست در روز
    0.15
    محل سکونت
    خونه بابام !!
    تشکر از کاربر
    923
    تشکر شده 718 در 162 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    متنت کاملا درست و بی عیب و نقصه

    برای دوستان علاقه مند و خودت می تونین برای اطلاعات بیشتر درباره جشن های باستانی و ایرانی
    کتاب "جشن های ایرانی" نوشته دکتر علی رجبی رو مطالعه کنین
    پرواز کن آنگونه که می خواهی

    و گرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند







    روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند.
    در روز موعود،
    همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند
    و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان
     


  3. 4 کاربر از پست yasaman.N تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    129
    میانگین پست در روز
    0.12
    محل سکونت
    شیراز
    تشکر از کاربر
    43
    تشکر شده 323 در 125 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasaman.N نمایش پست ها
    متنت کاملا درست و بی عیب و نقصه

    برای دوستان علاقه مند و خودت می تونین برای اطلاعات بیشتر درباره جشن های باستانی و ایرانی
    کتاب "جشن های ایرانی" نوشته دکتر علی رجبی رو مطالعه کنین





    ممنونم
    تا چند وقت دیگه ادامه این مقاله را براتون میزارم
    البته این مقاله بدست خودم نوشته شده

  5. 2 کاربر از پست mehran-max تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    1,939
    میانگین پست در روز
    1.65
    محل سکونت
    تهرون
    تشکر از کاربر
    704
    تشکر شده 11,229 در 2,209 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    چه فایده این همه جشن داریم و اینقدر مردممان غمگینند
    یکــی از بــدتــرین ظلـــم هـــایــی کـــه



    "عطــــرها" و "آهنگهــــا"

    بـــه مــــا میکنـــن اینـــه کــه


    بــــدون اجــــازه

    هـُــــلــــــمون میــدن وســـط خـــاطـــرات!




  7. 2 کاربر از پست Bahar Cheshmak تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    Banned


    تاریخ عضویت
    دی 1390
    نوشته ها
    197
    میانگین پست در روز
    0.19
    تشکر از کاربر
    451
    تشکر شده 1,911 در 280 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    میشه منم کتاب جشن های ایرانی رو بخونم ؟!؟!؟

  9. 2 کاربر از پست !! کاساندان !! تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    129
    میانگین پست در روز
    0.12
    محل سکونت
    شیراز
    تشکر از کاربر
    43
    تشکر شده 323 در 125 پست
    اندازه فونت

    Wink

    نقل قول نوشته اصلی توسط MANI 27 نمایش پست ها
    چه فایده این همه جشن داریم و اینقدر مردممان غمگینند



    سوال خوبیه
    جوابشم اینکه هیچ کس اطلاعی نداره اگر مردم میدونستن که فرهنگ و تمدن بزرگ و عظیم دارن هیچ وقت ناراحتی وجود نداشت.
    البته ایرانیان قدیم شادی شان را مدیون دین و کیشی هستن که بهش ایمان داشتن چون دین زرتشت بدون غم و ناراحتی است
    من اخر مقاله را به همین موضوع اختصاص دادم

  11. 5 کاربر از پست mehran-max تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    63
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر از کاربر
    3,656
    تشکر شده 279 در 115 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ممنون بابت اطلاعاتی که گذاشتی حتما ادامش رو بذار

  13. کاربر زیر از پست باربارا تشکر کرده است .


  14. Top | #8

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1389
    نوشته ها
    707
    میانگین پست در روز
    0.46
    محل سکونت
    يه جايي زير آسمون خدا
    تشکر از کاربر
    2,534
    تشکر شده 3,043 در 891 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    متاسفم كه الان ديگه هيچ كدوم از اين جشن ها رو ندازيم مخصوصا جشن هاي دوهزار و پونصد ساله رو كه شاهكار بوده

  15. Top | #9

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    129
    میانگین پست در روز
    0.12
    محل سکونت
    شیراز
    تشکر از کاربر
    43
    تشکر شده 323 در 125 پست
    اندازه فونت

    Wink

    اینم قسمت دیگه ای از مقاله
    ازدوست عزیز باربارا و بقیه دوستان که مطالب روخوندن متشکرم
    ---------------------------------------------------------------------

    اردیبهشتگان [ویرایش]
    اردیبهشتگان یا گلستانجشن از جملهٔ جشنهای آتش است. روز سوم از هر ماه به نام اردیبهشت میباشد و سوم ماه اردیبهشت جشن اردیبهشتگان برگزار میشد.خلف تبریزی آورده که در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن و به جنگ و کارزار شدن
    خردادگان [ویرایش]
    در روز ششم از ماه خرداد به مناسبت برخورد نام ماه و روز مطابق معمول جشنی برگزار می شده موسوم به خردادگان که کوشیار گیلانی آن را عبدالبقر ضبط کردهاست.
    جشن تیرگان [ویرایش]
    روز سیزدهم تیر ماه که به نام تیر یا تِشتًر از ایزدان مهم ایران باستان نام گذاری شده یکی از مهم ترین جشن های ایرانیان واقع است. این جشن موسوم به تیرگان به گفتهٔ اغلب منابع تاریخی در بزرگداشت واقعهٔ تیراندازی آرش کمانگیر است. ابوریحان بیرونی از دو تیرگان کوچک و بزرگ یاد میکند که اولی در روز سیزدهم و دومی در روز چهاردهم واقع بود و دربارهٔ علت آن نوشتهاست، تیرگان کوچک زمان پرتاب تیر و تیرگان بزرگ هنگامی است که خبر آوردند تیر به کجا افتادهاست. باز در منابع آمدهاست که ایرانیان در این روز به شستوشوی تن میپرداختند. ظاهراً این جشن در ایران و برخی کشورهای همسایه با شکوه بسیار و در دامان طبیعت برگزار میشدهاست
    جشن شهریورگان یا آذرجشن [ویرایش]
    شهریور امشاسپند ایزد نماد شهریاری آرمانی و نیز نگاهبان فلزات است که ششمین ماه سال و چهارمین روز ماه را به نامش نام گذاری کردهاند. بدین ترتیب در ایران باستان در روز چهارم شهریور ماه جشن موسوم به شهریورگان برگزار میشد. این جشن آذرجشن هم نامیده شده و جزء جشنهای آتش است. مردم در خانه آتش میافروختند و پس از ستایش و نیایش برای صرف خوراکی گرد هم میآمدند.[
    جشن امردادگان [ویرایش]
    روز هفتم هر ماه امرداد نام دارد و مطابق معمول روز هفتم از ماه امرداد جشن امردادگان برگزار می شد که در دوران باستان و عصر ساسانی و پس از آن مراسم و آدابی در دشت و فضای باز انجام می شد. ابوریحان گوید «… مرداد ماه که روز هفتم آن مرداد روز است و آن روز را به انگیزهٔ پیش آمدن دو نام با هم، جشن میگرفتند. معنای امرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد. امرداد فرشتهای است که به نگهداری جهان و آراستن غذاها و داروها که اصل آن از نباتات است و بر کنار کردن گرسنگی و زیان و بیماریها میباشد، موکل است…»[۱۳]
    جشن مهرگان [ویرایش]
    سال ایرانیان باستان، به صورتی که آن را در سنگ نوشتههای داریوش بزرگ در بیستون مییابیم، در پاییز آغاز میشد و جشن بسیار معروف مهرگان (بگیاد) ایرانیان باستان، در اصل جشن اول سال ایرانیان بودهاست.[۱۴] در اواخر فرمانروایی داریوش بزرگ، سال اوستایی نو، سال دینی زرتشتی گشت و روز اول سال به اول فروردین، عید نوروز منتقل شد.[۱۵] به همین جهت بسیاری از مراسم ملی مذهبی نوروز و مهرگان همانندی و یکسانی دارند. یکی از بارزترین مراسم نوروز و مهرگان بار عام شاهان بود.[۱۶]
    جشن آبانگان [ویرایش]
    نزد ایرانیان باستان پس از آتش دومین عنصر مقدس آب بود که دربارهٔ احترام به آن و ضرورت پاکیزه نگاه داشتن این عنصر زندگی بخش تأکیدهای فراوان شدهاست. بر اساس همین اهمیت هشتمین ماه سال و دهمین روز ماه به پاس احترام به این عنصر و ایزد موکل بر آن نام گذاری شدهاست. آبانگان جشنی بودهاست که ظاهراً به صورت همگانی و با حضور در کنار آب ها و پرداختن به جشن و شادی و خوردن و نوشیدن و نیز خواندن نیایشهای مربوط به ایزدان آب ها برگزار میشدهاست. در ایران امروز این جشن در روز چهارم آبان تقویم کنونی واقع است اما اثری از برگزاری آن در ایران دیده نمیشود ولی پارسیان هند هنوز با پوشیدن لباس سفید و حضور در کنار آبهای طبیعت این روز را گرامی میدارند.[۱۷]
    جشن آذرگان [ویرایش]
    نهمین روز ماه آذر به سبب توافق دو نام طبق رسم جشن گرفته میشد. این جشن موسوم به آذرگان نیز از زمرهٔ جشنهای آتش شمرده میشود و به همین دلیل بیرونی گفتهاست زرتشت به پیروان خود فرمود که در این روز به زیارت آتشکدهها بروند و قربانی کنند و در امور عالم به مشاوره بپردازند امروزه این جشن که در تقویم کنونی در سوم آذرماه واقعاست، همانند بسیاری از جشنهای دیگر جنبهٔ ملی خود را از دست داده و تنها زرتشتیان هنوز با رفتن به آتشکده و خواندن نیایش آن را گرامی میدارند.[۱۸]
    خرمروز [ویرایش]
    خرمروز روز اول از ماه دی است و به مناسبت برخورد نام روز با نام ماه که نام خداوند نیز بود، در ایران باستان جشن گرفته میشد. روزی بزرگ بود مشحون از آداب و مراسم دینی و غیر دینی. زرتشتیان به ویژه پارسیان این روز را بسیار محترم شمرده و آنرا دیدادارجشن مینامند. ابوریحان بیرونی میگوید دی ماه را خورماه نیز میگویند و روز اول ماه را خره روز یا خوره روز نامند.
    پیروان
    آیین مهر روز اول دی را روز تولد خورشید میدانستند چون از این روز به تدریج خورشید بیشتر در آسمان میپاید و شبها کوتاهتر و روزها بلندتر میشود. ایرانیان سال را در دورهای از ادوار تاریخی خود از آغاز زمستان و ماه دی یا روز خورشید و ماه خداوند آغاز میکردند و در واقع نوروزشان بود.[۱۹]
    بهمنگان یا بهمنجنه [ویرایش]
    جشن بهمنگان یا بهمنجه روز دوم ماه بهمن که مصادف بود با روز بهمن برگزار میشد. بهمن نام نخستین امشاسپند دین زرتشتی است و در اوستا مرکب است از دو جزء وهو به معنی خوب و نیک و منه از ریشهٔ من به معنی منش پس وهومن که در فارسی جدید بهمن شده به معنی نیکمنشی است. پختن نوعی آش موسوم به دیگ بهمنجه بسیار رایج و معمول بودهاست. در هر خوراکی از گیاه بهمن سرخ و بهمن سفید استفاده میکردند. این گیاه دارای خواص دارویی است و در روزگار باستان ایرانیان معتقد بودند که خوردن آن به حافظه بسیار کمک میکند. یکی از رسوم نیک این روز آن بود که طی تشریفاتی به کوه و دشت رفته و گیاهان ویژهای را که خواص دارویی داشت میکندند تا در طول سال مورد استفاده قرار دهند. هم چنین تهیهٔ شیرهها و روغنهای نباتی و ساقهها و چوبها و برگهای سوزاندنی که بوی خوش پراکنده و گندزا باشند، در این روز انجام میشد.
    آن گونه که از اشارات در آثار مکتوب در دوران اسلامی دریافت میشود، جشن
    بهمنگان در قرون پس از ساسانیان تا پیش از حملهٔ مغول بسیار مرسوم بودهاست و آداب و تشریفات آن رواج تقریباً عام داشتهاست.[۲۰]
    سپندارمذگان یا اسپندگان [ویرایش]
    ابوریحان بیرونی از این جشن چنین یاد کردهاست «روز پنجم ماه اسفند روز جشن سپندارمذگان ست و معنای آن خرد و شکیبایی است سپندارمذ فرشته ایست نگهبان زمین و نیز فرشتهٔ پاسبان زنان پارسا و نیکخواه است در روزگار پیشین این ماه و بویژه این روز جشن زنان بود و در این جشن مردان به زنان بخشش میکردند و هنوز این آیین در اصفهان و ری و دیگر جاها بجاست و به فارسی آن را جشن مردگیران نامند.»
    جشن سپندارمذگان هنوز نزد
    پارسیان هند پابرجاست. در روز پنجم از اسفند بر روی پارهای کاغذ سخنانی چند از اوستا و پهلوی نویسند و به در خانههای خود بیاویزند تا اینکه آن خانهها در هنگام سال از آسیب گزندگان و حیوانات زیان کار برکنار ماند. این جشن را جشن برزیگران نیز خوانند.[۲۱]

  16. 4 کاربر از پست mehran-max تشکر کرده اند .


  17. Top | #10

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    129
    میانگین پست در روز
    0.12
    محل سکونت
    شیراز
    تشکر از کاربر
    43
    تشکر شده 323 در 125 پست
    اندازه فونت

    Post

    جشنهای شش گانهٔ گاهنبار [ویرایش]
    گاهنبار یا گاهبار این دو لغت یک معنی دارد و آن شش روزی است که خداوند، عالم را آفرید و زرتشتیان در کتاب زند اوستا از زرتشت نقل میکنند که خداوند عالم را در شش گاهنبار آفرید. نامهای گاهنبارهای ششگانه به قرار زیر است:

    نام ماه
    تاریخ روز و نام روز
    مناسبت جشن
    ۱
    گاهنبار میدیوزرم
    روز پانزدهم اردیبهشت، چهل و پنجمین روز از اول سال
    روز آفریدن آسمان
    ۲
    گاهنبار میدیوشـم
    روز پانزدهم تیر، صد و پنجمین روز سال
    روز آفریدن آب
    ۳
    گاهنبار پـتیهشـهیم
    روز سی ام شهریور، صد و هشتادمین روز سال
    روز آفریدن زمین
    ۴
    گاهنبار ایاسرم
    سیام مهر، دویست و دهمین روز سال
    روز آفریدن گیاه
    ۵
    گاهنبار میدیارم
    بیستم دیماه، دویست و نودمین روز سال
    روز آفریدن جانوران
    ۶
    گاهنبار همسپثمیدیه
    در سیصد و شصت امین روز سال
    در پایان دوازده ماه و آغاز پنج روزپنجهدزدیده
    روز آفریدن انسان


    هر یک از جشنهای ششگانهٔ گاهنبار، پنج روز بطول میانجامیده و آخرین روز هر گاهنبار مهمترین روز جشن بودهاست. در این روزها همگان ملزم بودند تا مطابق و برابر تواناییشان انفاق کنند. در دعایی که از زمان ساسانیان باقیمانده ملاحظه میشود که استغفارکننده جایی میگوید «از اینکه در مراسم گهنبارها شرکت نکرده و انفاق نکردم، بخشایش میطلبم.» [۲۲]
    جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه [ویرایش]
    جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه نام جشنی بوده که به مدت ده روز، در روزهای پایان سال برگزار میشدهاست.[۲۳] این جشن در دوران باستان، جشن فروهرها یا روان درگذشته بود.[۲۴] آخرین گاهنبار، همسپثمیدیه نامیده میشد که شامل پنج روز اضافی یا همان پنجه دزدیده بود و جای آن در پایان آخرین ماه، از ماههای سی روزه بود.[۲۵] بر طبق عقاید مردم در این ده روز روانهای درگذشتگان به ترتیب از بهشت و از دوزخ خارج میشوند و برای بازدید خانههایشان میآیند. فدیههایی تقدیم آنها میشود و کوشش میگردد که آنها راضی باشند. روانهای دوزخیان غمگین هستند و احساس یک زندانی را دارند که گریخته است و هر لحظه بیم آن را دارد که دوباره گرفتار شود. روانهای بهشتیان شادند و شادمانی میکنند و دعای خیرشان را نثار افراد خانوادهشان مینمایند. بنابر سنتهای دیگر اعتقاد بر این بود که این روانهای درگذشتگان نیست که باز میگردد بلکه فروهر آنهاست. بنابر اعتقاد زرتشتیان فروهرها قبل از تولد انسان و حتی قبل از آفرینش وجود داشتهاست.[۲۶] در فروردین یشت یشت سیزده بند چهل و نهم به بعد، آمدهاست که در مدت همسپتمدم، فروهرهای مؤمنان از اقامتگاههای خود میآیند و مدت ده شب در کنار مردمان میمانند.[۲۷]
    زمان جشن [ویرایش]
    زمان جشن ده روزهٔ فروردگان، از اشتاد روز (۲۶ اسفند) تا انیران روز (۳۰ اسفند) و پنج روز گاتها یا همان پنجه دزدیده (پنج روز اول فروردین) بود.[۲۸] بنابر عقیده ایرانیان باستان، در این هنگام آفرینش انسان صورت گرفته و آخرین گاهنبار است. ابوریحان بیرونی چنین آورده که «این جشن ده روز طول میکشیده، آخرین پنج روز اسفند ماه را، نخستین فروردگان و پنجهٔ مسترقه را دومین فروردگان میگفتهاند.[۲۹] مؤرخین آوردهاند که خسرو انوشیروان در مدت ده روز جشن فروردگان سفیر امپراتور روم ژوستین را نپذیرفت چون مشغول بجای آوردن اعمال عید بود.[۳۰] عدم اجرای کامل کبیسه یا انجام کبیسهٔ ناقص همیشه در جابجایی زمان جشنها ایجاد اشکال و اختلاف مینمود، جشن فروردگان نیز چون جشنهای دیگر از این قاعدهٔ جابجایی برکنار نبودهاست.[۳۱]
    رسوم جشن فروردگان [ویرایش]
    بازماندگان خانه و کاشانه را پاکیزه و تمیز میکردند و نقل و نبات و شیرینی و سبزی و انواع خوراکی در اتاق و بر بام مینهادند. دشمنی و بدخواهی را به دوستی تبدیل میکردند و همگان از هم خشنودی میطلبیدند تا فروهرها و روانان شادمان شوند و برایشان دعای خیر کنند و یاریشان دهند. یکی از جمله مهمترین مراسم این جشن افروختن آتش بود.[۳۲] مردم روی پشت بامها آتش بر میافروختند و اعتقاد داشتند که با این کار فروهرها به طور گروهی مانند سپاه بازگشته و به بازماندگان کمک خواهند کرد. این رسم هنوز هم در بین زرتشتیان یزد و کرمان مرسوم است.[۳۳] این آغاز جشن فرودگان که با افروختن آتش همراه بود، بعد از اسلام تبدیل به چهارشنبه سوری شد.[۳۴]
    جشنهای آتش [ویرایش]
    یک رشته از جشنهای آریایی از اقوام هند و ایرانی و هند و اروپایی جشنهای آتش است. منظور از جشنهای آتش جشنهایی است که با افروختن آتش جهت سور و سرور و شادمانی آغاز و اعلام میشد. میان رومیان و یونانیان و بعضی از ملل دیگر اروپایی نظایرش با جشنهای آتش ایرانی هنوز باقی است. از جمله جشنهای آتش که هنوز در ایران باقی مانده جشن چهارشنبه سوری و جشن سده است. از جشنهای آتش که فراموش شده، باید از جشن آذرگان در نهم ماه آذر و جشن شهریورگان در روز چهارم ماه شهریور نام برد. لازم به یادآوری است که زرتشتیان عقیده دارند، روشنی و آتش و آفتاب تجلی اهورامزدا است. اهورامزدا به وسیلهٔ نور تجلی میکند.[۳۵]
    جشن سده [ویرایش]
    ار جملهٔ بزرگترین جشنهای آتش در ایران باستان که تدوام داشته و تا به امروز ادامه دارد جشن سده است یعنی جشنی که به یادگار پیدایی آتش برگزار میشود. فردوسی شرح آن را در ضمن احوال هوشنگ چنین آوردهاست. «هوشنگ شاه پیشدادی روزی به هنگام شکار که با گروهی همراه بود، مار سیاهی (مظهر مرگ و نیستی در ایران باستان) میبیند. سنگی با شدت به سوی مار پرتاب میکند. بر اثر اصابت سنگ بر سنگ جرقه میجهد و خار وخاشاک اطراف آن به آتش کشیده میشود و مار میگریزد و شاه و همراهان به گرد آتش (مظهر فروغ ایزدی) به جشن و سرور تا شب هنگام پرداخته و نمیگذارند آتش هیچگاه خاموش شود. از آنگاه آن جشن را سده نام نهادند.»[۳۶]
    وجه تسمیهٔ این جشن به همان عدد سد میرسد و مربوط است به موقعیتهای فصلی. در دورانی ایرانیان سال را به دو فصل تقسیم میکردند، تابستان بزرگ که هفت ماه بود از آغاز فروردین تا پایان مهر ماه و زمستان بزرگ که از اول آبان ماه شروع و به پایان اسفند ماه میرسید و بعضی پنجه را نیز در این پنج ماه به شمار میآوردند که مجموعاً یک سد و پنجاه روز میشد. گویند چون صد روز از زمستان بزرگ سپری میشد، ایرانیان جشن سده را برپا میکردند چون بر آن بودند که اوج و شدت سرما سپری شده و این پدیدهٔ نابسامانی و سکون که از کردار اهریمن است، توان و نیرویش رو به زوال و کاستی است. این جشن را آبان روز از بهمن ماه برابر با دهمین روز از بهمن ماه برگزار میکردند به شب هنگام و در این وقت درست سد روز از زمستان بزرگ میگذشت. در جشنی بزرگ آتش را که جلوگاه و رمز و کنایت از اهورامزدا است، میافروزند تا نیروهای اهریمنی ضعیف و نابود شوند.[۳۷]
    یکی از مشخصات و ویژگیهای جشن سده تعاون و همکاری مردم است. این جشنی است، همگانی در گذشته مرسوم بوده که گردآوری هیزم و خار و خاشاک برای جشن فریضهای دینی است و کرداری است که ثواب دارد.[۳۸]مغان را سنتی بودهاست که جانوارن موذی و زیانآور را باید منهدم سازند تا زیان و آسیب اهریمنی کاسته گیرد. جانوران موذی را در اصطلاح خرفستر میگویند و آلتی داشتند که بدان آن جانواران موذی را نابود میکردند که خرفسترغن نامیده میشد با توجه به قراین مذکور و با تأمل در داستان هوشنگ و مار و آتش گویا رسم سنتی مغان چنان بوده که در جشن سده جانواران موذی و زیانآور را در آتش میراندهاند.[۳۹]
    جشن سوری پایان سال [ویرایش]
    در تقویم و روزشماری ایرانیان شنبه و چهارشنبه و یا آدینه وجود نداشتهاست. اساس تقسیم آنان در روز شماری بر آن پایه نبود که ماه را به چهار هفته با نامهای کنونی روزها بخش کنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال تحقیقاً چنین جشنی برگزار نمیشدهاست. روز شماری کنونی بر اثر ورود اعراب به ایران باب شد. جشن سوری یک عادت و رسم قدیمی بوده که در پایان سال اجرا میشده است و آنچه مسلم است، چهارشنبه نبودهاست. علت جشن و آتش افروزی در ایام آخر سال مربوط میشود به جشن فروردگان که فروهرها یا ارواح مردگان به مدت ده شبانه روز از جایگاه اصلی خود در آسمان به شهر و دیار و خانومان فرودآمده و میان بازماندگان زندگی میکنند. یکی از واجبات و سنتهای معمول آتش افروختن بر سربامها و در کوی و برزن بودهاست. علتی که برای آن ذکر میکنند، اینست که ارواح را راهنما باشد تا در روشنی و فروغ آن به خانههای خود درآیند.[۴۰]
    نوروز و جشنهای مربوط به نوروز [ویرایش]
    ابوریحان بیرونی نوروز نامیدن این روز را از آن رو میداند که به قول وی پیشانی سال نو است با این همه به سبب گردش سال در گاهشماری اوستایی نو مشکلاتی در باب تعیین زمان واقعی نوروز پدید آمدهاست. از دورهٔ اسلامی شواهدی در دست است که نشان میدهند واقع شدن نوروز در نقطهٔ اعتدال بهاری و آغاز کردن سال نو از اول بهار از عهد ملکشاه سلجوقی است و پیش از آن دست کم طی دورههایی نوروز در موقعیتهای دیگری برگزار میشدهاست.[۴۱]
    نوروز کوچک [ویرایش]
    روز نخست فروردین ماه نوروز عامه یا نوروز کوچک یا نوروز صغیر خوانده میشد. پنج روز اول فروردین جشن نوروز گونهای همگانی داشته و عموم مردمان به اجرای مراسم و سرور و شادمانی میگذرانیدهاند، از اینرو آنرا نوروز عامه نامیدهاند.[۴۲]
    نوروز بزرگ یا خردادروز [ویرایش]
    در گاهشماری ایران باستان، روز ششم هر ماه شمسی و ماه سوم هر سال خورشیدی، بنام خرداد میباشد.[۴۳]نوروز بزرگ یا خردادروز نام ششمین روز فروردین ماه در ایران باستان بودهاست. خردادامشاسپند موکل بر آب است و این روز بدو منسوب میباشد. این روز در میان جشنها و اعیاد فراوان ایران باستان به ویژه دوران ساسانیان از اهمیت و ارزش و تقدس خاصی بهره داشتهاست. در پهلوی رساله ای است به نام ماه فروردین روز خرداد که بسیاری از حوادث مهم به موجب آن در چنین روزی واقع شده و هم چنین بسا رویدادها که در آینده در چنین روزی حادث خواهد شد. اما چنانکه در سنت است و زرتشتیان بدان باور دارند که تولد زرتشت نیز در چنین روزی است، در این رساله بدان اشاره نشدهاست.[۴۴] بعدها وقتی ایرانیان اسلام و تقویم عرب را پذیرفتند، جشن زرتشتی فروردگان و نوروز بزرگ، در ششمین روز ماه فروردین، از بین رفت.[۴۵]
    مراسم ایرانیان باستان در نوروز [ویرایش]
    آداب و رسوم نوروزی همه سرچشمهای کهن دارند و از نظرگاه دانش مردمشناسی بسیار جالب توجه برای مطالعه هستند. ایرانیان عقیده داشتند که سرنوشت انسان و جهان در سالی که در پیش است، در نوروز تعیین میشود. گفته میشد که در این روز زرتشت با خدا گفتگویی پنهانی داشت و در این روز نیکبختیها برای مردمان زمین، تقسیم میگردد و از این روست که ایرانیان آن را روز امید نامند.[۴۶]
    خوان نوروزی [ویرایش]
    ایرانیان عقیده داشتند که در ایام نوروز ارواح درگذشتگان از جایگاه آسمانی خود به زمین و به خانههای خویش باز میگردند. بازماندگان برای پذیرایی از آنها سفرهای رنگین میگستراندند و انواع خوراکها و نوشیدنیها را در آن مینهادند تا ارواح درگذشتگان از پذیرایی و صفا و پاکیزگی بازماندگان، دل خوش شده و آنان را برکت عطا کنند. این رسم توجیه سفرهٔ نوروزی یا هفت سین شد. استاد پورداود هفت سین را همان خوانی که جهت درگذشتگان میگستردند، میداند.[۴۷] محققان بر این نظرند که چیدن هفت سین در سفرهٔ نوروزی بعد از تسلط اعراب در ایران معمول شدهاست و ایرانیان باستان خوان نوروزی را با هفت عنصر که حرف اول آن با شین بودهاست، میآراستهاند و آن هفت عنصر عبارت بودند از: شمع، شیرینی، شراب، شیر، شربت، شکر و شانه. پس از تسلط اعراب بعلت اینکه یکی از این هفت عنصر شراب بودهاست، هفت شین را موقوف و بجای آن هفت سین معمول شدهاست.[۴۸]
    کاشت حبوبات جهت تفال زدن [ویرایش]
    یکی از آیینهای که پیش از نوروز تدارک آن مرسوم بوده، پروردن سبزه میباشد. به موجب روایتی کهن، بیست و پنج روز پیش از عید، ستونهایی از خشت خام اطراف حیاط دربار برپا میکردند و بر فراز هر ستونی نوعی دانه از حبوبات میکاشتند و خوبی و بدی رویش غلات را در سالی که در پیش بود، از چگونگی روییدن آن پیش بینی میکردند. معمول بود به رشد این دانهها نگریسته و هر یک از دانههایی که بهتر بار آمده بود، تفال میزدند که آن محصول در سال بیشتر خواهد بود. در خانهها نیز در ظروف ویژه سبزه به عمل میآوردند. هر کدام از مردمان در ظرفی یا چیزی مانند آن اقلامی از دانهها از قبیل گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، ذرت، و ماش میکاشتند.[۴۹]
    جشن و مراسم آبپاشی [ویرایش]
    از جمله مراسم بسیار مشهور و سنتی معتبری که در نوروز انجام میشد، رسوم آبریزگان یا شستوشو و غسل و آب پاشیدن به یکدیگر بودهاست. البته به نظر میرسد که مراسم آبپاشی و جشن آبریزگان اصلی همان تیرگان باشد و در نوروز رسوم آبریزگان عبارت بودهاست از غسل و شستوشو و آماده شدن از لحاظ سنن دینی جهت حلول سال نو.[۵۰]
    هدایای نوروزی [ویرایش]
    در نوروز و مهرگان رسم بود که نمایندگان و بزرگان و فرمانروایان ایالات و اشراف و عامهٔ مردم هر یک به توانایی و استطاعت، هدایایی را به دربار اهدا میکردند.[۵۱]
    در نوروز مردم به یکدیگر شیرینی هدیه میدادند و این رسم در دوران ساسانی همگانی بودهاست. در نوروز بزرگ، پیش از لب به سخن گشودن، شکر میخورند و بر خود روغن میمالند تا از انواع بلایا در طول سال، در امان باشند.[۵۲]
    کوسه برنشین [ویرایش]
    مراسم کوسه برنشین یا بهار جشن. ابوریحان بیرونی شرح این رسم را آوردهاست که در اولین روز بهار یک مرد کوسه (یعنی شخصی که او را در چانه و زنخ زیاده بر چند موی نباشد.) را بر خر مینشاندند که به دستی کلاغ داشت و به دستی بادزن که خود را مرتب باد میزد اشعاری میخواند که حاکی از وداع با زمستان و سرما بود و از مردم چیزی به سکه و دینار میگرفت. آنچه از مردم میستاند، از بامداد تا نیمروز به جهت خزانه و شاه بود و آنچه از نیمروز تا عصر اخذ میکرد، تعلق به خودش داشت. آنگاه اگر از عصر وی را می دیدند، مورد آزار و شتم قرار میدادند.[۵۳] این رسم در روزگار ساسانی و دورهٔ اسلامی، توسط غلامان سیاه اجرا میشده که ملبس به لباسهای رنگارنگ شده و با آرایش ویژه و لهجهٔ شکسته و خاصی که داشتند، دف و دایره میزدند و ترانههای نوروزی میخواندند. حاجی فیروزهای امروزی که مقارن نوروز و سال نو در کوی و برزن مردم را به طرب در میآورند، از بقایای آن رسم کهن است. با این تفاوت که امروزه چون غلام و سیاهانی نیستند که چنین کنند، دیگران خود را سیاه کرده و به زی آنان آراسته و تقلیدشان میکنند.[۵۴]
    میر نوروزی [ویرایش]
    در ایران رسم بود در ایام عید نوروز محض تفریح عمومی و مضحکه فردی عامی و از میان مردم را به عنوان پادشاه یا امیر یا حاکمی موقتی به نام میر نوروزی انتخاب میکردند و برای یک یا چند روز زمام امور شهری را به عهدهاش میسپردند پس از انقضای ایام جشن سلطنت او نیز به پایان میرسیده است. واضح است که جز تفریح و خنده و بازی هیچ منظور دیگری در بین نبوده است و احکامی که میرنوروزی صادر میکرده پس از نوروز به حال اول بازگردانده میشده است. نظیر این جشن در بابل نیز مرسوم بود.[۵۵]
    بار عام نوروزی :
    نگاره مراسم پیشکش هدایا، به پادشاهان هخامنشی، در تخت جمشید. زمان برگزاری این مراسم، احتمالاً در نوروز یا مهرگان بودهاست.
    در زمان هخامنشیان، شاه، نوروز را در تخت جمشید برپا میداشت.[۵۶] از رسمهایی که شاهان در نوروز برگزار میکردند، یکی این بود که شاه جشن نوروز را افتتاح میکرد و به مردمان اعلام میداشت که وی آنان را بار خواهد داد و به آنان نیکی خواهد کرد. دومین روز، بلند پایهترین کسان را بار میداد، یعنی دهقانان و اعضای خاندانهای بزرگ (اشراف بلند پایهٔ موروثی، ویسپوهران). سومین روز، اسوران و بلندپایهترین موبدان را بار میداد. چهارمین روز، خانوادهٔ خود و نزدیکان خویشان و درباریان را بار میداد و پنجمین روز، فرزندان و کارگزاران خود را بار میداد. بدین ترتیب به هر کدام رتبه و اکرامی را که شایستهٔ آن بود ارزانی میداشت چون روز ششم فرا میرسید، شاه که وظایف خود را نسبت به آنان انجام دادهبود، نوروز را برای خود و در خلوت جشن میگرفت.
    در دو جشن بزرگ نوروز و مهرگان تظلم و دادخواهی و بار عام شاه و رسوم اهدای پیش کشها بسیار اهمیت داشت و با تشریفات فراوان اجرا میشد.[۵۷] در نوروز رسمی در دربار جاری بود که اربابان نقش بندگان را برعهده میگرفتند و برعکس. خواجه نظامالملک طوسی وزیر مشهور سلاطین سلجوقی نکتهٔ دیگری دربارهٔ جشن نوروز در زمان ساسانیان ضبط کردهاست.
    رسم ملکان عجم چنان بوده است که روز نوروز و مهرگان پادشاه اجازهٔ دیدار عامهٔ مردم را میدادهاست و هیچ کس را مانعی از دیدار با شاه نبودهاست. هر کس قصهٔ خویش نوشته و شکایت خود را آماده میکرد و شاه نامهها و شکایات مردم را یک به یک، بررسی میکرد. اگر از شاه شکایتی میشد، موبد موبدان را قاضی قرار داده و شاه از تخت به زیر آمدی و پیش موبد به دو زانو مینشست و می گفت «بدون محابا بین من و این مرد داوری کن. هیچ گناهی نیست، نزدیک ایزد تعالی، بزرگتر از گناه پادشاهان چون شاه بیدادگر باشد، لشکر همه بیدادگر شوند و خدای عز و عجل را فراموش کنند و کفران نعمت آرند.» پس موبد به داد مردم، رسیدگی کرده و داد به تمامی بستاند و اگر کسی بر ملک، دعوی باطل کرده بود، عقوبتی بزرگ به او میداد و می گفت «این سزای آن کس است که بر شاه و مملکت وی عیب جوید.» در نوروز هر که ضعیف تر بود، نزدیکتر به شاه بود و کسانی که قویتر بودند، باید دورتر از شاه جای میگرفتند. از زمان اردشیر تا زمان یزدگرد بزه گر (یکم)، این رسم بر جا بود. یزدگرد روشهای پدران را بگردانید.
    خواجه نظامالملک طوسی، یزدگرد یکم را به عنوان پادشاهی که این رسم را برانداخته، معرفی کردهاست ولی در واقع این رسم توسط یزدگرد دوم، لغو شدهاست.[۵۸]
    جشنهای دیگر سال [ویرایش]
    سروش روز [ویرایش]
    در ماه فروردین علاوه بر عید نوروز چند جشن دیگر هم وجود داشت، یکی در روز ششم، که زادروز زرتشت در نظر گرفته شدهاست (که فاقد منبع تاریخی است)، روز نوزدهم جشن فروردگان و دیگری جشن سروش روز بود. این روز از این روی فرخنده دانسته میشد که به سروش اختصاص داشت و سروش فرشتهای است که شب را مراقبت میکند.[۵۹] به غیر از سروش روز در روز هفدهم هر ماه نیز سروش نام دارد. در برهان قاطع آمدهاست که نیک است در این روز دعا کردن و به آتشکده رفتن.[۶۰]
    جشن آبانگاه [ویرایش]
    در روز دهم ماه فروردین جشنی برگزار میشدهاست، موسوم به آبانگاه که آنهم با آب و باران و مراسمی در تقدیس آن مربوط است.[۶۱]
    جشن خزان [ویرایش]
    گویا دو جشن تحت عنوان خزان برگزار میشد. جشن خزان نخستین و جشن خزان دوم. اولی در روز هشتم شهریور ماه و دومی روز اول مهر.[۶۲]
    سیرسور [ویرایش]
    در روز چهاردهم دی ماه رسم بود که خوراکهایی با سیر طبخ کرده و بخورند.[۶۳] از آنجا که به اعتقادایرانیان باستان در این روز بود که دیوان بر جمشید چیره شدند و او را کشتند بنابراین رسومی را برای دفع دیوان داشتند که یکی از آن ها خوردن سیر بود. آنان سیر را با غذا میخوردند یا آن را درون گوشت مینهادند و میپختند.[۶۴]
    جشن بتیکان [ویرایش]
    روز پانزدهم از ماه دی یعنی روز دی به مهر که دیبگان نیز خوانده شده، عامهٔ مردمی جشنی موسوم به بتیکان داشتهاند. در این روز مردم برای از بین بردن موجودات زیانرسان از خمیر یا گل تندیسی از آدمی ساخته و آنرا در مدخل در یا راهرو خانهها مینهادند، بعداً این مجسمه را میسوزاندند.[۶۵][۶۶]
    جشن گاوگیل [ویرایش]
    شانزدهمین روز از ماه دی که به نام ایزدمهر نام گذاری شده جشن گاوگیل یا کاوکیل واقع بوده است.[۶۷] سبب این جشن را گفتهاند مملکت ایران در این روز از ترکستان جدا شده و گاوهایی که ترکستانیان از ایرانیان به یغما برده بودند، پس گرفتهشد.[۶۸]
    جشن بادبره [ویرایش]
    وجه تسمیهٔ این جشن به عنوان آن است یعنی بادبره. گویند هفت سال در ایران باد نیامد. در این روز شبانی پیش کسری آمده گفت «دیشب آن مقدار باد آمد که موی بر پشت گوسفندان بجنبید.» پس در آن روز نشاطی کردند و خوشحالی نمودند و به این روز به یادگار به بادبره شهرت یافت. ابوریحان بیرونی میگوید در قم و حوالی آن باد روز با مراسم بسیار مفصلی که با شادی و پایکوبی همراهاست برگزار میشود و بازاری تدارک میبینند که در آن بازار وسایل شادی و رفتوآمد و گونهای کارناوال برپا میگردد. اما در اصفهان این روز را کژین مینامند و جشنی تدارک میشود به مدت یک هفته و چون جشنهای بزرگ به طول میانجامد.[۶۹]
    یلدا [ویرایش]
    واژهٔ یلدا از زبان سریانی و به معنای تولد است و سبب این نام گذاری را چنین دانستهاند که در پایان این شب دراز که اهریمنی است خورشید یا مهر متولد میشود و تاریکی را از میان میبرد.[۷۰] یلدا و مراسمی که در نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال برپا میکردند، سابقهای چند هزار ساله دارد و از رسوم ویژه آریاییهاست. اقوام قدیم هندوایرانی و هندواروپایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان میگرفتند به ویژه ژرمنیها عید تولد آفتاب را در آغاز زمستان گرفته و آن را به خدای آفتاب نسبت میدادند و این بیتناسب هم نیست، چه واقعاً آغاز زمستان مثل تولد جدید خورشید است. آشکار است که به موجب بلندترین شب که تاریکی که مظهر اهریمن بود بیشتر در زمین میپایید، این شب را نحس و بدیمن میشمردند. در شب یلدا جهت رفع این نحوست، آتش میافروختند، گرد هم جمع میشدند و خوان ویژه میگستردند. این سفره جنبهٔ دینی داشت و مقدس بود.[۷۱]
    جشن بمو [ویرایش]
    جشن بمو بزرگترین و مهمترین جشن مانویان بودهاست که در شهریور روز از شهریور ماه برابر با چهارم شهریور از گاهشماری مانوی برگزار میشدهاست. این جشن پس از قتلعام مانویان به فراموشی سپرده شد.[۷۲]

    نتیجه گیری: همانگونه که در بالا دیده اید ایران دارای فرهنگ و تمدن بسیار بزرگی بوده است که تاحدودی میشود این تمدن را مدیون کیش مزداپرستی زرتشت دانست زیرا در دین زرتشت هیچگاه انسان به غم و ناراحتی تشویق نشده است.امید است در اینده نه چندان دور تمام این جشن ها زنده شده و ایران به نهایت فرهنگ برسد.

    (مهران)


    --------------------------------------------------------------------------


    اینم مقاله جشن ها و اعیاد ایرانیان باستان


    امیدوارم مطالب اموزنده و جالب براتون باشد


    (جان هرکی دوست دارین نظر بدید)


  18. 2 کاربر از پست mehran-max تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 8
    آخرین نوشته: 1390,12,17, ساعت : 18:46
  2. پاسخ ها: 1
    آخرین نوشته: 1390,07,02, ساعت : 17:32
  3. پاسخ ها: 14
    آخرین نوشته: 1389,10,17, ساعت : 19:39
  4. جراحی بینی ایرانیان در عهد باستان
    توسط Mahtab70 در انجمن کاریکاتور
    پاسخ ها: 4
    آخرین نوشته: 1389,09,08, ساعت : 19:29

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •