آپلود سنتر
ابزار
دانلود رمان
تبلیغات
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 33 123451126 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 324
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1390,07,18
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    323
    میانگین پست در روز
    0.32
    تشکر از دیگران
    11,172
    تشکر شده 1,235 در 356 پست

    Question کدام صحنه و کدام دیالوگ در رمان های نویسندگان سایت شما رو تحت تاثیر قرار داده ؟

    من خودم تو رمان نوتریکا 1 اون قسمت که نوتریکا داشت جلوی همه قسم به قرآن میخورد رو دوست داشتم خیلی خوب پرداخت شده بود یا تو رمان هم سایه ی من اون قسمتی که کیانا برای نماز شب بلند میشه و بعد از اون هردو تاشون یه گریه افتادن.
    ممنون از نویسنده هاشون
    حرفهای ما هنوز ناتمام ....

    تا نگاه میکنی :
    وقت رفتن است

    باز هم همان حکایت همیشگی!

    پیش از آنکه با خبر شوی
    لحظهی عزیمت تو ناگزیر می شود

    آی .....
    ای دریغ و حسرت همیشگی


    ناگهان
    چقدر زود
    دیر میشود!

    قیصر امین پور


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1390,01,08
    عنوان کاربر
    رمان نویس انجمن
    نوشته ها
    2,508
    میانگین پست در روز
    2.06
    محل سکونت
    تهران دوست داشتنی
    تشکر از دیگران
    21,288
    تشکر شده 420,959 در 2,776 پست

    پیش فرض

    هممم...توی رمان دالان بهشت قسمت آخری که مهناز اشک میریخت و حرفایی چند ساله که رو دلش مونده بود رو خالی میکرد !!!

    بازم هست ولی باید فکر کنم .. بازم میام!
    از شنبه 9 فروردین 93


  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1390,10,09
    عنوان کاربر
    Banned
    نوشته ها
    142
    میانگین پست در روز
    0.15
    تشکر از دیگران
    1,704
    تشکر شده 910 در 223 پست

    پیش فرض

    تو کتاب " کسی می آید" وقتی خورشید تسبیح حسام رو بر می داره و حسام بهش می گه قرار بود بقیه نذر رو تو ادامه بدی....


    . کتاب "نازک ترین حریر نوازش" وقتی سالار به سالومه می گه: بمــــــــــون ( شب روزی که عقد می کنن)


    خیلی هست هنوز!


  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1390,10,30
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,903
    میانگین پست در روز
    2.08
    محل سکونت
    دنياي ادما
    تشکر از دیگران
    3,905
    تشکر شده 3,835 در 1,933 پست

    پیش فرض

    راننده سرويس بعضي از حرف هاي سورن خط هشتم اونجايي كه ديارميگفت حمززززززززززيييييي خيلي باحال بود بعد كه حمزه يادش ميومد خيلي ناراحت كننده بود


     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید




    قدم به قدم این راه باز با منه!!تو کله ام یه هدف و نه باخت تو کارمه!!این منم که فقط یه آس شانس با منه!!نه با من تو نجنگ این خداست که با منه!!









  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1390,08,17
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    1,861
    میانگین پست در روز
    1.88
    محل سکونت
    تبریز
    تشکر از دیگران
    11,755
    تشکر شده 7,975 در 2,481 پست

    پیش فرض

    توی تمام قلبم مال تو جایی که بهار تنها یادگاریش از فرهاد که اون پیراهن سرمه اای فرهاد بود و می پوشید شب با اون می خوابید و گریه می کرد خیلی ناراحت کننده بود.......
    همه ی محبتت را به پای دوست بریز، نه همه ی اعتمادت را!

    "مولای متقیان، امام علی (ع)"
    ***
    حالا دیگه بقال سر کوچه هم طرفدار آلمان شده!!!
    ***
    Only Argentina!


  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1390,08,24
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    825
    میانگین پست در روز
    0.84
    محل سکونت
    همين گوشه دنيا
    تشکر از دیگران
    4,312
    تشکر شده 2,786 در 638 پست
    حالت من
    Khoshhal

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا دانگ نمایش پست ها
    توی تمام قلبم مال تو جایی که بهار تنها یادگاریش از فرهاد که اون پیراهن سرمه اای فرهاد بود و می پوشید شب با اون می خوابید و گریه می کرد خیلی ناراحت کننده بود.......
    آره هم اين هم تو رمان عاشقي كن محيا اونجايي كه باباش برگه طلاقو آورد و وقتي محيا از بي وفايي باباش گفت باباهه خيلي طلبكار پاشد رفت و تنهاش گذاشت
    تو تنهاييه ماه هم اونجايي كه آيلار فهميد عمه سامان بهش كلك زده و كليه شو ميخوان اونم مادرش و نفرين كرد و فرار كرد
    بازم خيلي هستا فعلا اينا تو يادم بود
    یکی قشنگیه منظره رو می بینه
    یکی کثیفیه پنجره رو..
    این تویی که تصمیم می گیری چی ببینی
    امیدوارم همیشه قشنگی ببینی
    حتی از پشت یک پنجره کثیف!

  7. 13 کاربر از پست آلانا تشکر کرده اند .


  8. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1390,02,13
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    446
    میانگین پست در روز
    0.38
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از دیگران
    2,317
    تشکر شده 907 در 365 پست

    پیش فرض

    توی کتاب همسایه من اونجایی که کیانا میفهمه که شروین میدونسته نامزد داره و اذیتش میکرده
    و
    کتاب دوباره عشق اونجایی که شقایق بارداره و خسرو تازه میفهمه که باید خودشو کنترل کنه و هوای شقایق رو داشته باشه
    و
    کتاب الهه ناز اونجایی که گیتی میمیره
    و
    کتاب ربــه کـــا صحنه اخر که بعد از یه موفقیت توی موقعیت حساس کل خونه زندگیشون آتــــیش میگیره

    و
    .
    .
    .
    .
    ویرایش توسط zahrasm : 1390,11,01 در ساعت ساعت : 08:03 بعد از ظهر
    دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان
    وقتی برگشت دریغ از یه دونه گز یا پولکی که برامون آورده باشه!
    امروز واسمون مهمون اومده بود،مامانم خونه نبود زنگ زده میگه:
    یه چای دم کن،بعد برو توی اتاق من،توی کمد لباسام
    پشت چمدون سیاهه یه بالش آبیه اونو بردار!
    زیرش یه ملافه ی سبزه،اونم بردار!
    زیرش یه ساکِ کوچیکِ قهوه ایه،بازش کن!
    توش یه ساک زرشکیه،اونم باز کن!

    توی اون ساک زرشکیه لای یه پارچه زرد یه پلاستیک بنفشه!
    از توی پلاستیک یه بسته سوهان عسلی بردار با اون چای که دم کردی بذار جلوی مهمونا تا من بیام جاشو دوباره عوض کنم!
    حواست باشه دست به گز و پولکی ها بزنی با من طرفی ..!


  9. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1389,05,12
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    2,416
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    tehran
    تشکر از دیگران
    34,031
    تشکر شده 7,637 در 2,667 پست

    پیش فرض

    مزاحم همیشگی اونجایی که دختره میره سر قرار دم آرایشگاه بعدش یهویی میبینه پسره با یه دختر که لباس عروس تنشه میاد بیرون
    نوتریکا جایی که داشت قسم مسخورد
    پارلا جمله آخر
    اریکااونجایی که محمد میگه من
    سیاهم، سیاه سیاه اریکا... سیاه مطلق!، یادت باشه... اگه یه تار مو از سرت کم بشه می کشمت! ، بهشون بگو اگه بلایی سرش بیاد خودم می کشمشون، و صحنه آخر
    دالان بهشت جایی که مهناز خودش رو خالی میکنه
    امانت عشق اونجایی که سپیده میره شرکت علی بهش بگه میدونه که عقدش سوریه
    خط هشتم پایانش جایی که دیار شهید شد
    نازکترین حریر نوازش وقتی سالار به سالومه میگه بمون
    کسی میآید وقتی پسره تسبیحش رو میده به دختره
    همسایه من اونجایی که اعتراف میکنن
    راننده سرویس هم صحنه آخرش
    در امتداد حسرت اونجایی که صیغه رو پس می خونه
    همخونه جایی که پسره موهای دختره رو می بافه
    حریر نگاه اونجایی که پسره با عشقش میره و دنیا وا میسته نگاه میکنه(قسمت آخر)(همون لحظه این آهنگه رو داشتم واسه اولین بار گوش می کردم:چشامو بستم تا نبینم قلبت سهم کی داره میشه...)
    دوباره عشق جایی که بعد عمری همدیگه رو میبینن

    بازم هستن میام حالا
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



  10. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1390,07,18
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    323
    میانگین پست در روز
    0.32
    تشکر از دیگران
    11,172
    تشکر شده 1,235 در 356 پست

    پیش فرض

    تو کتاب مهر و مهتاب جایی که مهتاب مهرش رو حلال کرد.

  11. 18 کاربر از پست .nox. تشکر کرده اند .


  12. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1389,09,09
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    150
    میانگین پست در روز
    0.11
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از دیگران
    1,595
    تشکر شده 860 در 172 پست

    پیش فرض

    میگم من یه سوال برام پیش اومده !!! همه این رمانهایی که در بالا اومده نویسنده هاشون جزو کاربرای سایتن ؟؟!! یا اینکه اون لفظ کاربرا تو عنوان تاپیک اشتباه لپیه !!؟
    حالا نیاید بگید نیگا یارو به چی گیر داده ها !!! ولی خوب برام ایجاد سوال شد !!
    با یه ذهنیت دیگه این تاپیک رو باز کردم یه چیز دیگه شد ...
    اگه نمیپرسیدمم میمردم از فضولی .... خوب آدمیزاده دیگه ...... والا ...




صفحه 1 از 33 123451126 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. کدام رمان نوشته شده توسط کاربران سایت زیباتر است؟
    توسط سپید و سیاه در انجمن نظرسنجی های کتابی
    پاسخ ها: 4573
    آخرين نوشته: 1393,04,28, ساعت : 07:32 بعد از ظهر
  2. پاسخ ها: 894
    آخرين نوشته: 1393,04,26, ساعت : 10:49 بعد از ظهر
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: 1392,06,10, ساعت : 07:57 بعد از ظهر
  4. شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟
    توسط khorshid_13 در انجمن سرگرمی
    پاسخ ها: 260
    آخرين نوشته: 1392,03,19, ساعت : 06:28 بعد از ظهر
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 1390,05,10, ساعت : 06:55 بعد از ظهر

نمایش کاربران بازدید کننده از موضوع : 616

You do not have permission to view the list of names.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •