بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > نظرسنجی های کتابی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۷:۲۳ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
.nox. آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +12 امتیاز     
Question کدام صحنه و کدام دیالوگ در رمان های نویسندگان سایت شما رو تحت تاثیر قرار داده ؟

من خودم تو رمان نوتریکا 1 اون قسمت که نوتریکا داشت جلوی همه قسم به قرآن میخورد رو دوست داشتم خیلی خوب پرداخت شده بود یا تو رمان هم سایه ی من اون قسمتی که کیانا برای نماز شب بلند میشه و بعد از اون هردو تاشون یه گریه افتادن.
ممنون از نویسنده هاشون





یاد من باید تنها هستم
ماه بالای سر تنهایی است
.nox. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
!!! NAFAS !!!, !قفس باران!, # A Far Star #, *cleopatra*, *Hadis_71*, *parimah*, *~SETAREH~*, - REZA -, ...gisha, .Monire., 1black rose, @mona@, aylar-76, best g!rl...SH, CIVIL, eglantine-m96, elmiraa_20, f.eti, fatemeh jooon, Fatima.N, fatima531, faydym, feloor, helen., Henia, hiva, kianass501, kim-rah, leila.kh, mahtabi22, mally, MARDE_TANHA, maryam1363, Miss.Aima, mitra.ym, nafise2, nia12, nilou6, NOT ALONE, Paria_N, parmis76, p_f_p, Rehi 76, samira75, sara_n, siiiiiima, solma, s_donia323, titi2410, yasam, zahra1374, ~ nikoO ~, ~ فائزه ~, ~Gisoyeshab~, ~Melika~, ~moonlight~, انگشتر, بانوی بهاری, ترمه 67, دیبا کیان, دینام, رابین *, ساحلی, سامانتا, سرتق, سكوت ابريشم, شایسته بانو, فاطیما+, نازنین54, نغمه13, نيلا..., هفت مقدس..., پیازچه, چاله, ღ Faranakღ, ✿KhanomGol

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۷:۲۷ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
شایسته بانو آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

هممم...توی رمان دالان بهشت قسمت آخری که مهناز اشک میریخت و حرفایی چند ساله که رو دلش مونده بود رو خالی میکرد !!!

بازم هست ولی باید فکر کنم .. بازم میام!



از شنبه 9 فروردین 93
شایسته بانو آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۷:۳۲ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
Banned
 
بلــوط آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

تو کتاب " کسی می آید" وقتی خورشید تسبیح حسام رو بر می داره و حسام بهش می گه قرار بود بقیه نذر رو تو ادامه بدی....


. کتاب "نازک ترین حریر نوازش" وقتی سالار به سالومه می گه: بمــــــــــون ( شب روزی که عقد می کنن)


خیلی هست هنوز!
بلــوط آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۷:۳۲ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
ARAM19 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

راننده سرويس بعضي از حرف هاي سورن خط هشتم اونجايي كه ديارميگفت حمززززززززززيييييي خيلي باحال بود بعد كه حمزه يادش ميومد خيلي ناراحت كننده بود





 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید




قدم به قدم این راه باز با منه!!تو کله ام یه هدف و نه باخت تو کارمه!!این منم که فقط یه آس شانس با منه!!نه با من تو نجنگ این خداست که با منه!!







ARAM19 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۷:۳۶ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
- REZA - آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

توی تمام قلبم مال تو جایی که بهار تنها یادگاریش از فرهاد که اون پیراهن سرمه اای فرهاد بود و می پوشید شب با اون می خوابید و گریه می کرد خیلی ناراحت کننده بود.......



همه ی محبتت را به پای دوست بریز، نه همه ی اعتمادت را!

"مولای متقیان، امام علی (ع)"
- REZA - آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۷:۵۴ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
آلانا آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط رضا دانگ نمایش پست ها
توی تمام قلبم مال تو جایی که بهار تنها یادگاریش از فرهاد که اون پیراهن سرمه اای فرهاد بود و می پوشید شب با اون می خوابید و گریه می کرد خیلی ناراحت کننده بود.......
آره هم اين هم تو رمان عاشقي كن محيا اونجايي كه باباش برگه طلاقو آورد و وقتي محيا از بي وفايي باباش گفت باباهه خيلي طلبكار پاشد رفت و تنهاش گذاشت
تو تنهاييه ماه هم اونجايي كه آيلار فهميد عمه سامان بهش كلك زده و كليه شو ميخوان اونم مادرش و نفرين كرد و فرار كرد
بازم خيلي هستا فعلا اينا تو يادم بود



یکی قشنگیه منظره رو می بینه
یکی کثیفیه پنجره رو..
این تویی که تصمیم می گیری چی ببینی
امیدوارم همیشه قشنگی ببینی
حتی از پشت یک پنجره کثیف!
آلانا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۸:۰۰ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
zahrasm آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

توی کتاب همسایه من اونجایی که کیانا میفهمه که شروین میدونسته نامزد داره و اذیتش میکرده
و
کتاب دوباره عشق اونجایی که شقایق بارداره و خسرو تازه میفهمه که باید خودشو کنترل کنه و هوای شقایق رو داشته باشه
و
کتاب الهه ناز اونجایی که گیتی میمیره
و
کتاب ربــه کـــا صحنه اخر که بعد از یه موفقیت توی موقعیت حساس کل خونه زندگیشون آتــــیش میگیره

و
.
.
.
.



دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان
وقتی برگشت دریغ از یه دونه گز یا پولکی که برامون آورده باشه!
امروز واسمون مهمون اومده بود،مامانم خونه نبود زنگ زده میگه:
یه چای دم کن،بعد برو توی اتاق من،توی کمد لباسام
پشت چمدون سیاهه یه بالش آبیه اونو بردار!
زیرش یه ملافه ی سبزه،اونم بردار!
زیرش یه ساکِ کوچیکِ قهوه ایه،بازش کن!
توش یه ساک زرشکیه،اونم باز کن!

توی اون ساک زرشکیه لای یه پارچه زرد یه پلاستیک بنفشه!
از توی پلاستیک یه بسته سوهان عسلی بردار با اون چای که دم کردی بذار جلوی مهمونا تا من بیام جاشو دوباره عوض کنم!
حواست باشه دست به گز و پولکی ها بزنی با من طرفی ..!

ویرایش توسط zahrasm : ۱ بهمن ۱۳۹۰ در ساعت ۰۸:۰۳ بعد از ظهر
zahrasm آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۸:۰۸ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
eglantine-m96 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

مزاحم همیشگی اونجایی که دختره میره سر قرار دم آرایشگاه بعدش یهویی میبینه پسره با یه دختر که لباس عروس تنشه میاد بیرون
نوتریکا جایی که داشت قسم مسخورد
پارلا جمله آخر
اریکااونجایی که محمد میگه من
سیاهم، سیاه سیاه اریکا... سیاه مطلق!، یادت باشه... اگه یه تار مو از سرت کم بشه می کشمت! ، بهشون بگو اگه بلایی سرش بیاد خودم می کشمشون، و صحنه آخر
دالان بهشت جایی که مهناز خودش رو خالی میکنه
امانت عشق اونجایی که سپیده میره شرکت علی بهش بگه میدونه که عقدش سوریه
خط هشتم پایانش جایی که دیار شهید شد
نازکترین حریر نوازش وقتی سالار به سالومه میگه بمون
کسی میآید وقتی پسره تسبیحش رو میده به دختره
همسایه من اونجایی که اعتراف میکنن
راننده سرویس هم صحنه آخرش
در امتداد حسرت اونجایی که صیغه رو پس می خونه
همخونه جایی که پسره موهای دختره رو می بافه
حریر نگاه اونجایی که پسره با عشقش میره و دنیا وا میسته نگاه میکنه(قسمت آخر)(همون لحظه این آهنگه رو داشتم واسه اولین بار گوش می کردم:چشامو بستم تا نبینم قلبت سهم کی داره میشه...)
دوباره عشق جایی که بعد عمری همدیگه رو میبینن

بازم هستن میام حالا



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

eglantine-m96 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۰۳ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
.nox. آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

تو کتاب مهر و مهتاب جایی که مهتاب مهرش رو حلال کرد.
.nox. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۲۲ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
nilou6 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

میگم من یه سوال برام پیش اومده !!! همه این رمانهایی که در بالا اومده نویسنده هاشون جزو کاربرای سایتن ؟؟!! یا اینکه اون لفظ کاربرا تو عنوان تاپیک اشتباه لپیه !!؟
حالا نیاید بگید نیگا یارو به چی گیر داده ها !!! ولی خوب برام ایجاد سوال شد !!
با یه ذهنیت دیگه این تاپیک رو باز کردم یه چیز دیگه شد ...
اگه نمیپرسیدمم میمردم از فضولی .... خوب آدمیزاده دیگه ...... والا ...





nilou6 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
از, تاثیر, تحت, تو, خوندید, داده؟؟, رمان, رمانی, رو, شما, صحنه, قرار, قشنگترین, کاربرا, کدام, که

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
کدام رمان نوشته شده توسط کاربران سایت زیباتر است؟ سپید و سیاه نظرسنجی های کتابی 4206 امروز ۱۲:۴۰ قبل از ظهر
کدام شخصیت در رمانها بیشتر شما رو عذاب داده؟ (منفورترین شخصیت ها) seaside نظرسنجی های کتابی 806 ۲۸ فروردين ۱۳۹۳ ۱۰:۲۳ قبل از ظهر
به نظر شما کدام یک از کاربرای سایت شبیه شخصیت های رمان هستند؟ Number-One بحث و گفتگو 31 ۱۰ شهريور ۱۳۹۲ ۰۷:۵۷ بعد از ظهر
شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟ khorshid_13 سرگرمی 260 ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ ۰۶:۲۸ بعد از ظهر
ماجرای شکایتهای نویسندگان از فریدون جیرانی حق با کدام است؟ alizee فرهنگی و هنری 0 ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۶:۵۵ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۲:۳۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا