| |||
| |||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۸۹ محل سکونت: اتاقم
نوشته ها: 830
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : غرور و تعصب حالت من : | پست بسیار مفید : +25 امتیاز سلام دوستاي خوبم ![]() اسم رمان كه از عنوان تاپيك معلومه ![]() خلاصه : بلبل دختري كه روزگار سختي رو گذرونده . مشكلات و سختي ها از اون به جاي يه دختر با احساساتي لطيف يه پسري ساخته كه بتونه گليم خودش و از آب بيرون بكشه . روزگار براش موقعيت هايي رو رقم ميزنه كه زندگيش و دست خوش تغييراتي ميكنه و باعث ميشه از حالت تدافعي و پسرونه ي خودش خارج بشه و هويت دخترونه ي خودش و دوباره پيدا كنه . . . اينم از خلاصه ي داستان . هر نظري نقدي يا پيشنهادي دارين من صميمانه پذيرا هستم دوستاي خوبم ![]() اميدوارم از اين رمانمم خوشتون بياد مرسي از وقتي كه براي رمانم ميذارين ![]() اينم لينك رمان : هميشه يكي هست | mehrsa_m كاربر انجمن | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : | **Silver Star**, -نازلی-, .:aida:., abby7, Aji_TanNaZ, amir6248, anital, aroma.rahi, Blast Off, cole, degeer, dokhtare babash, farizad, hediyeh_b, honey_x, iryane, KHJ.N, lale joon, m.rozaly, madoly, mahdieh67, maryam.khakbaz, marzie1994, midnight.sun M, moddrn girl, morvaride, N A F A S, p_f_p, RaheBipayan*, REAL LOVE, rezvane-1997, saghar*, sahar sss, sahely, sharghi, sogand.sh, sparrow, Star-crossed, tlo-r, vanas, Z.BITA, ~sun daughter~, ارزو., حاجی بلا, دختراسمان, زهرا_صحرا, سرتق, صدف., لیلین, نها65, نیلوفر دختر دریا, ه.سلطانی, همیسا, ياابالفضل, کیانوش.م.م, گنجشک, ♥الیزا♥ |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : دي ۱۳۹۰ محل سکونت: همه جای ایران سرای من است
نوشته ها: 631
(View Stats)
تشکرها: 1,607
تشکر شده 2,183 بار در 442 پست
کتاب مورد علاقه : در امتداد حسرت | پست معمولی : +2 امتیاز من شخصا از دو رمان قبلی ات خیلی خوشم اومد.طرز بیان و نگارشت هم قشنگه امیدوارم این رمانت هم مثل دوتای قبل عالی باشه. | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۰ محل سکونت: کنار دریای زیبای خدا
نوشته ها: 312
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : شاه ماهی/ارام/طلایه..... حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز من که به شخصه عاشق 2تا رمان های قبلیت هستم.واقعا نثر زیبایی داشت جوری که ادم با خنده شخصیتها خنده و با گریشون هم گریه میکرد .این کار هم همانطور که از خلاصش معلوم بود حتما مثل باقی کار هات زیبا و دوست داشتنی خواهد بود .موفق باشی مهرسای عزیزم به زیبایی و شادی خود برس چرا که خدا هم زیباست وهم شاد است و مردم اینگونه را دوست میدارد و وقتی ما بهترین راه شاد بودن را اموختیم صدمه زدن به دیگران و رنج دادن دیگران را بهتر از یاد خواهیم برد (زرتشت) | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۸۹ محل سکونت: اتاقم
نوشته ها: 830
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : غرور و تعصب حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز نقل قول:
نقل قول:
![]() اميدوارم از اين يكي هم خوشتون بياد واقعا ممنون | ||||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۰ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 365
(View Stats)
تشکرها: 3,938
تشکر شده 650 بار در 367 پست
کتاب مورد علاقه : همخونه حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز سلام مهرسا جون تبریک بابت رمان جدیدت مطمئنم که اینم مثل 2 تا رمان قبلیت قشنگه موفق باشی گلم | ||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۰ محل سکونت: Strawberry Fields Forever
نوشته ها: 142
(View Stats)
تشکرها: 1,385
تشکر شده 18,083 بار در 145 پست
کتاب مورد علاقه : من دیوانه نیستم حالت من : | پست بسیار مفید : +6 امتیاز به نام پروردگار فاخته های شوم...!!! و سلام بر شما دوست عزیز...!!! من داستان های قبلی شما رو نخوندم یعنی خیلی دلم می خواست وقت داشتم و می خوندم ولی مشغول چند تا پروژه ی نفس گیرم... ولی یکی از دوستام خیلی از شما تعریف کرد و ازم خواست چند تا نقد بنویسم :دی... !!! از اول اول شروع می کنم...!!! قدرتی کهاسم داستانت داره معرکست...نمی گم بهترین و عالی ترین و پخته ترین انتخابه...در نهایت سادگی به طرز کشنده ای گیراست... می دونی؟!؟ حرف از حمایت می زنه... پیش بینی من از این داستان یک داستان پر از تنهایی هاییه که گاهی اوقات اشخاصی با حضور گرمشون پرش می کنن...!!! و اما کاور داستانت... امیدوارم پیش نهادمو قبول کنی و عوضش نکنی...میدونی؟!؟ آرامشی که کاور داستانت میده به قدری نابه که امیدوارم هیچ وقت هیچ تصویر دیگه ای رو جای گزینش نکنی... اما... خب برداشتی که از کاور داستانت میشه درست مثل برداشتیه که از اسم داستان میشه...امیدوارم اگه تضادی بین این دو و داستانت هست عوضش کنی ... اگر چه... خدای این داستان تویی... پس روی صندلی تفکرت بشین و بلند پروازی کن... و به هیچ کس حق اعتراض نده...!!! نمی دونم فیلم بانوی زیبای من (My Fair Lady ) با بازی اودری هپبورن رو دیدی یا نه... یه فیلم کلاسیک درباره ی یه دختر تو مایه های شخصیتی سرمه هستش ... این فیلم که شاهکاری در سینمای کلاسیک جهان محسوب میشه مطمئنا میتونه کمک زیادی بهت بکنه پس بهت پیش نهاد میکنم اگه ندیدی ببینیش و اگه دیدیش به جزییات رفتاری کاراکتر آوردی هپبورن دقت کن... یه چیز دیگه هم می تونه خفن بهت کمک کنه...زبانی که اینجا بهش نیاز داری زبان کوچه بازاریه که می تونی توی اثر های کلاسیک ایرانی مثل کارای شاملو و جمال زاده کلمات دبشی پیدا کنی که داستانت رو حرفه ای کنه... میدونی؟!؟ هیچ کس از بدو تولد هنرمند به دنیا نمیاد... همونطور که هیچ کس نویسنده به دنیا نمیاد...اگه سعی کنی حرفه ای باشی واقعا حرفه ای میشی و اون موقست که من با افتخار میگم... من منتقد داستان سومش بودم :دی ( ببین چقدر خودمو تحویل میگیرم؟؟؟)!!! من واقعا نمی دونم این خلاصه نویسی چه صیغه ایه... خلاصت کل هیجان داستانو پروند... من اگه اون خلاصه رو نمی خوندم صد سال متوجه نمیشدم راوی یه دختره(!!!!!!) هنوزم باورم نمی شه... حتی روی لفظ " دختر غربتی " هم دقیق نشدم و کلا داشتم توی ذهنم تصور می کردم که یه پسر داره درگیر میشه و اینا :دی... ( خوبه خلاصه رو خونده بودم......)!!! از اسم بلبل خیلی خوشم میاد و بیش تر اون از اکبر... من از این مدل زندگیا خیلی خوشم میاد ...صاف صافن... از شغل شریف بلبل ( من اینو به سرمه ترجیح میدم ) فوق العاده خوشم اومد... جیب بری خیلی غیر معموله و در آینده می تونی خیلی روش مانور بدی... !!! توصیفاتتو دوست دارم...باعث میشی آدم دست زیر چونش بزنه و توی داستانت غرق بشه...!!! توصیف اکبر معرکه بود و توصیف پدر اکبر معرکه تر... میدونی؟!؟ از اینکه جزییات صورت رو زیاد توصیف نمی کنی بینهایت خوشم میاد... یه توصیف سرسری باعث میشه به خواننده های داستان اجازه بدی خودشون رو با داستانت وفق بدن و هر طور که دلشون می خواد باهاش پرواز کنن...!!! سادگی حضور بلبل خیلی قشنگه... سادگی افکارش...میدونی؟!؟ اینجور افراد سرسخت که با معنای احساس اشنا نیستن ضربه های بدی می خورن... دلم واسش میسوزه... تفاوت این رمان با بقیه ی رمان های این انجمن ( مجبورم با رمانای انجمن قیاس کنم چون من ابدا رمان ایرانی نمی خرم و نمی خونم ) اینه که یه روی دیگه ی جامعه رو نشون دادی...دور از اون ادمای ادکلن زده و اتو کشیده... از این خیلی خوشم اومد...امیدوارم قلمت بی ریاییش رو تا اخر حفظ کنه...!!! اقدس خانوم رو هم دوست دارم... پایه ثابت غرغرو ها...:دی... شخصیت ملموسی داره...همه جا پیدا میشه و این خیلی عالیه...!!! من عاشق داستان های اجتماعیم... اینم یه جورایی اجتماعیه...جامعه کارهای جالبی با بلبل کرده...کارایی که فقط 5 دقیقه وقت بیش تر می طلبه تا به جای خندیدن به رفتارش پابه پاش زار بزنیم... راستش وقتی بلبل داشت پدرش رو توصیف می کرد خیلی خوشم اومد... اون خودش رو یک فرد فراموش شده می بینه...امیدوارم وقتی برای بار اول بهش توجه میشه با این تفکراتش تضادی ایجاد نشه... منظورم اینه که این دختر مسلما عادت به توجه نداره نه؟؟؟ وقتی راجع به اسمش می گفت...راستش... یه جور بی خیالی توی افکارش هست که واسه ی من خیلی ملموس نیست...افکارشسته روفته ای داره... گاهی اوقات غیر قابل درک... ولی دوست داشتنی...!!! از اینکه تا دوم دبیرستان بیش تر نخونده هم خوشم اومد...واقعا تعجب بر انگیز ناکه ... ایدش مال خودت بود؟؟؟ عالیه...!!! مرگ نامعلوم مادرش یه ابهام بود...امیدوارم این ابهام ها کم کم جواب داده بشه...!!! نمی تونم توصیف کنم که چقدر از اون قسمتی که بلبل درباره ی مهدی می گفت خوشم اومد... فوق العاده جالب بود...ناخودآگاه مغزم لجاجت و سماجتشو به تصویر می کشید...!!! باید سرسختانه به واژه ی اکازیون ایراد بگیرم... واقعا به هیچ جای داستانت نمی خوره...نه به شخصیت سرمه که تا سال دوم خونده ...نه به محل زندگیش... کلا...نمی خوره...!!! همسایه ها رو خیلی جالب توصیف کرده بودی...خیلی خوشم اومد...!!! منتظر فصل های بعدی هستم :دی...!!! فعلا... ...!!! ![]() The wall on which the prophets wrote...Is cracking... at the seams. Upon the instruments of death...The sunlight brightly gleams. When every man is torn apart...With nightmares and with dreams, Will no one lay the laurel wreath...When silence drowns the screams. Confusion will be my epitaph. As I crawl a cracked and broken path...If we make it we can all sit back and laugh. But I fear tomorrow I'll be crying,...Yes I fear tomorrow I'll be crying.... King Crimson-Epitaph و چه زیبا...زندگی آن ها را در اعماق تاریک حقایق غرق می کند... و آنها... چه ساده به روحشان خط گناه می کشند... هوس بازان | ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۸۹ محل سکونت: اتاقم
نوشته ها: 830
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : غرور و تعصب حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز نقل قول:
![]() نقل قول:
مرسي از وقتي كه براي نقد گذاشتي عزيزم . راستش فيلم بانوي زيباي من و ديدم و جز فيلماي مورد علاقمه . ميشه گفت تا حدودي شخصيت بلبل و هيپورن خيلي شبيه همه . البته به جز يه سري شرارت ها كه بلبل داره و هيپورن نداشت . ولي خوب ميشه گفت كه الهام خوبيه براي ساختن شخصيت بلبل . ![]() در مورد سرگذشت مادر بلبل هم يه سري توضيحات ميدم كه رفع ابهام شه البته نميخوام زياد در موردش توضيح بدم چون كل داستان صرفا در مورد بلبله و زياد مادرش و سرگذشتش نبايد قاطي داستان بلبل بشه . ولي تا حدودي بهش ميپردازم كه هيچ نقطه ي ابهامي توش وجود نداشته باشه . در مورد لغت اكازيون بايد بگم كه خوب از نظر خودم زياد كلمه ي پيچيده و دور از انتظاري نيست . درسته كه بلبل سواد چنداني نداره و زيادم با افراد سطح بالا نگشته ولي ميشه گفت اكازيون كلمه ايه كه اغلب خيليا ازش استفاده ميكنن البته از نظر خودم . ![]() خيلي ممنون از نقد زيبات دوست گلم . واقعا لذت بردم . اين نقد پر حوصله ي تو باعث شد منم دقيق تر باشم توي رمانم . مرسي واقعا . اميدوارم از ادامه ي رمان هم لذت ببري . ![]() و اينم بگم كه توي ادامه ي داستان هم منتظر نقداي دقيقت هستم عزيزم بازم ممنون | ||||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۰ محل سکونت: دختر خوب اباد
نوشته ها: 246
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : افسون سبز و همخونه....... حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز سلام عزیزم من دو تا رمانه قبلیتم خوندم واقعا قلم زیبایی داری گلم موفق باشی دوستم ![]() زندگی بال و پری دارد با وسعت عشق و پرشی دارد با وسعت مرگ ![]() | ||||||||
| | |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۸۹ محل سکونت: اتاقم
نوشته ها: 830
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : غرور و تعصب حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #10 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۸۹ محل سکونت: بوشهر
نوشته ها: 170
(View Stats)
تشکرها: 25,984
تشکر شده 900 بار در 172 پست
کتاب مورد علاقه : چشمهائی به رنگ عسل ، ت حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز مهرساجون ....رمانت رو عاااااالی شروع کردی .... حرف زدن بلبل رو خیلی دوست دارم ....عکس روی جلد هم که فوق العاده است....بی صبرانه منتظر ادامه ی رمانت هستم ...موفق باشی | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| mehrsam, انجمن, ای, بر, به, كاربر, معرفي, نام, نقد, نقدی, نوشته, هست, هميشه, همیشه, و, يكي, کوتاه, یکی |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب | mehrsa_m | نوشته کاربران سایت | 321 | ۱۵ فروردين ۱۳۹۱ ۰۷:۵۱ بعد از ظهر |
| هميشه يكي هست | mehrsa_m كاربر انجمن | mehrsa_m | کتابهای کامل شده نوشته کاربران | 174 | ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ۰۸:۰۱ بعد از ظهر |
| وقتي او آمد | mehrsa_m كاربر انجمن | معرفي و نقد کتاب | mehrsa_m | نوشته کاربران سایت | 70 | ۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶ قبل از ظهر |
| مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن | mehrsa_m | کتابهای کامل شده نوشته کاربران | 90 | ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ۰۱:۵۳ بعد از ظهر |
| وقتي او آمد | mehrsa_m كاربر انجمن | mehrsa_m | کتابهای کامل شده نوشته کاربران | 97 | ۲۱ مهر ۱۳۹۰ ۰۸:۲۴ بعد از ظهر |