بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۳ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۰۳ بعد از ظهر   #551 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
melikappp آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

رمان خیلی داره خوب پیش میره، مرسی.
فکر کنم اگه این فربد رسما اعلام حضور کنه، هیراد کمی به خودش بیاد و قفل زبونش وا بشه، بی لفافه حرفشو بزنه.
راستی مستر ذکاوت کمرنگ شد.قرار نبود تو جریان داستان حضور بیشتری داشته باشه؟؟
melikappp آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۴۰ بعد از ظهر   #552 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
Mahdis @69 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام مهرسا جان ، رمانت که عالیه از اینکه سرمه داره به اصل خودش بر میگرده خیلی خوبه ،منم مثل سرمه در مورد خانواده ی هیراد و ارتباطش با مریم کنجکاوم که چه نسبتی با هیراد داره



تو کجایی سهراب؟! آب را گل کردند
چشم ها را بستند.....وچه ها با دل کردند
صبر کن سهراب! قایقت جا دارد؟من هم ازهمهمه ی داغ زمین بیزارم...

لینک رمان به رنگ عشق(نویسنده: خودم)

http://www.forum.98ia.com/t354375.html

ویرایش توسط Mahdis @69 : ۳ اسفند ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۴۶ بعد از ظهر
Mahdis @69 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۴۱ بعد از ظهر   #553 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
هوفریا آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

اوائلش که همش سرمه برای صحبت با هیراد اونو به صورت مفرد مخاطب قرار می داد اما جدیدا" سوای تغییر در طرز صحبت و استفاده از کلمات مناسب تر، از افعال و کلمات جمع استفاده می کنه

یه مقدار بیشتر از فضای کار و حضور ارباب رجوعها بنویس. این طوری به نظر میاد اینا همیشه بیکارند
هوفریا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۴۲ بعد از ظهر   #554 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
هوفریا آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط Mahdis @69 نمایش پست ها
سلام مهرسا جان ، رمانت که عالیه فقط یه چیزی عزیزم تو اول اسم آبدارچی دفتر هیراد رو نوشتی حیدر ولی برای پست بعد نوشتی مش رحیم
رمانت رو دوست دارم و از اینکه سرمه داره به اصل خودش بر میگرده خیلی خوبه
مش رحیم همون سرایدار ساختمان محل کارشون بود دیگه!
هوفریا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۵۳ بعد از ظهر   #555 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
sabouraneh آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

خسته نباشی عزیزم
خیلی خوب تا اینجا پیش رفتی، شخصیت هیرادم آرام آرام تغییر داره می کنه، دلم سوخت سرمه زد تو پرش، اما بنظر برخورد معقولی از جانب سرمه میاد، از خوندن کتاب واقعا لذت می برم، همه چیز حساب شده و سرجاشه، آدما سرجای خودشون پیداشون میشه و موقعیتها هم طبیعی و عادیه، مثل یه وصله ناجور نیست
یک جور یکدستی داستان داره، که لذت بخشه
بازم ممنون، موفق باشی



گاهی اوقات مجبورم حقيقتی را پس گريه های بی وقفه ام پنهان کنم
همين خوب است ...
همين خوب است!
---------------------------
کتابهای در حال تایپی که دوستشون دارم و امیدوارم نصفه رها نشن مثل سومین کتاب این لیست!

sabouraneh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۱۲:۰۲ قبل از ظهر   #556 (لینک مستقیم)
کاربر فعال علم و دانش
 
نها65 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

داستان خیلی خوب شروع شد... با توجه به قلم خوبی که دارین و شیوه ی نگارش، علامت گذاری به جا و اعراب گذاری کلمات... به خوبی میشد با داستان ارتباط برقرار کرد...
الفاظی که سرمه به کار میبرد.. شخصاً برای من خیلی جالب یود...
هیجان خاصی که داستان داره باعث میشه خواننده حتی یک جمله رو جا نندازه...
فقط گاهی احساس کردم زمان داستان خیلی طولانی طی میشه... مثلاا مهدی، سرمه رو تهدید میکنه ولی هنوز هیچ عکس العملی ازش دیده نشده... ما هنوز از زندگی هیراد چیزی نمیدونیم... هرچند مطمئناا اواخر داستان مشخص خواهد شد...
ممنون و موفق باشید....



عبور باید کرد
و هم نوردِ افق های دور باید شد
و گاه، در رگِ یک حرف، خیمه باید زد...
کِی این "درد"ها تموم میشه...

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



نها65 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۷:۰۲ قبل از ظهر   #557 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mushtata آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام مهرساجون
رمانت رو واقعا دوست دارم هر روز و هر شب اولین و آخرین چیزی که تو نت چک میکنم اینه که ببینم پست جدید گذاشتی یا نه خیلی روون و جا افتاده می نویسی قلمت رو خیلی دوست دارم. امیدوارم همیشه شاد و سرحال باشی و تند تند رمان بنویسی! قربونت برم بوس بوس
mushtata آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۱۱:۱۸ قبل از ظهر   #558 (لینک مستقیم)
کاربر فعال فراخوان تایپ
 
nazanin54 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام مهرسا جون گل خوبی عزیزم؟ مرسی خیلی خوب و زیبا نوشتی .من که عاشق داستانت هستم و بااشتیاق خاصی بازش می کنم .خودم رو در کنار سرمه احساس می کنم .تنهاییش رو درک می کنم و همچنین اینکه موقع دیدن اون پاساژ چه حالی بهش دست داد .خیلی زیبا حالتهای سرمه رو با دیدن قیمتهای نجومی واسه ی ما به تصویر کشیدی .مهرسا جون خوب و به موقع داری به داستانت کل کل های این دو تا رو اضافه می کنی خیلی به موقع بود.در کل عالیه من یکی که همچنان منتظر ادامه ی داستان زیبا و متفاوتت هستم .دستت رو می بوسم و برات بهترینها رو آرزومندم دوست من.
nazanin54 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۱۲:۴۲ بعد از ظهر   #559 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
*ریما* آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام مهرسا جون قضیه داره عشق و عاشقی میشه دیگه عاشق شخصیت هیرادم در عین اینکه سرمه را دوست داره غرورشم حفظ میکنه از شخصیت های تو سری خور و بی مزه بدم میاد................

شخصیت پیچیده هیراد کنار سادگی سرمه خیلی جالب دراومده

فقط یه خواهش اخرش مهدی نزنه هیراد یا سرمه را داغون کنه که خون من به جوش میاد

دوست دارم منتظر پستای بعدیتم



مثل آن مسجد بین راهی تنهایم
هر کسی هم که می آید مسافر است
میشکند..................
هم نمازش را و هم دلم را
*ریما* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۱۲:۵۳ بعد از ظهر   #560 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
goli62 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

خانومی سلام .مثل همیشه عالییییییی هستی .رمانت خیلی قشنگ پیش میره .فقط من بعضی وقتها دلیلی برای عصبانیت هیراد پیدا نمیکنم .مثل هرشب منتظر پستهای تپلت هستمموفق باشی دوست عزیز
goli62 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
mehrsam, انجمن, ای, بر, به, كاربر, معرفي, نام, نقد, نقدی, نوشته, هست, هميشه, همیشه, و, يكي, کوتاه, یکی

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب mehrsa_m نوشته کاربران سایت 321 ۱۵ فروردين ۱۳۹۱ ۰۷:۵۱ بعد از ظهر
هميشه يكي هست | mehrsa_m كاربر انجمن mehrsa_m کتابهای کامل شده نوشته کاربران 174 ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ۰۸:۰۱ بعد از ظهر
وقتي او آمد | mehrsa_m كاربر انجمن | معرفي و نقد کتاب mehrsa_m نوشته کاربران سایت 70 ۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶ قبل از ظهر
مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن mehrsa_m کتابهای کامل شده نوشته کاربران 90 ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ۰۱:۵۳ بعد از ظهر
وقتي او آمد | mehrsa_m كاربر انجمن mehrsa_m کتابهای کامل شده نوشته کاربران 97 ۲۱ مهر ۱۳۹۰ ۰۸:۲۴ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان