بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۰۵ قبل از ظهر   #21 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
mahyarr آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلامممممممممم
یک چیز جالب : ارشیا صیغه رو حفظ بود؟؟؟؟ چه وارده ها؟؟؟؟؟



کدام سایه ی مشترک مارا هم سایه کرده است؟!
mahyarr هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۳:۱۱ بعد از ظهر   #22 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
mane tanha آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

پشتكارت ستودنيه...اينو جدي ميگم...اميدوارم اين داستانت هم مثل اونای ديگه كولاك كنه...بااينكه 'يك بار نگاهم كن' پايان خوبی داشت،ولی ادامه اونم بايد خوندني باشه!!!
mane tanha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۳:۲۱ بعد از ظهر   #23 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
zahra.gol آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خیلی غمناکش نکنی........جون مادرت
ولی خداییش خیلی این کتابتو دوس دارم ترنجو و عقایدشو...............زود تر ادامه بده



زندگی زیباست.......!!
آری
واقعا زیباست.





شاهکارای نویسندگان نودو هشتی



zahra.gol هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۳:۳۲ بعد از ظهر   #24 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
setayesh_p995 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزیزم من عاشق کتاب یک بار نگاهم کن بودم فقط این مشکلات ترنج و ارشیا یه جوری نشه که به هم نرسن در کل امیدوارم مثل کتابای دیگت قشنگ باشه
فقط ترنج و ارشیاش هم زیاد باشه هاااا !!!!! خواهش !!!!!!
setayesh_p995 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۳:۴۰ بعد از ظهر   #25 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
sanjaghak_a آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

مرسيييييييييييييييييييييي يييي عزيزم.....



من اگر به جای نیمه ی گمشدم



دنبال دایناسور میگشتم تا الان یقینا پیدا کرده بودم!
sanjaghak_a آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۳:۴۵ بعد از ظهر   #26 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
Kasraamini آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Smile

داستان قشنگ شده امیدوارم تا اخر خوب پیش بره
Kasraamini آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۳:۵۳ بعد از ظهر   #27 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
~anahita~ آواتار ها
 
~anahita~ به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

و باز هم بهار عزيزززززززز نمي دونم نثر تو يه جور ديگه ميشينه تو دلم بازم عاليه توصيفاتت خيلي قشنگ به دل ميشينه اينجام كه اون دختر سبزهه مهتابه موفق باشيييييي



آنه ! تکرار غريبانه روزهايت چگونه گذشت.. ،
وقتي روشني چشمهايت ،
در پشت پرده هاي مه آلود اندوه ، پنهان بود.
با من بگو از لحظه لحظه هاي مبهم کودکي ات ،
از تنهايي معصومانه دستهايت ،
آيا مي داني که در هجوم دردها و غم هايت ،
و در گير و دار ملال آور دوران زندگي ات ،
حقيقت زلالي درياچه نقره اي نهفته بود ؟
آنه ! اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه طلايي خورشيد دوستي بسپاري ،
در آبي بيکران مهرباني ها به پرواز درآيي ،
و اينک آنه ! شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ، در انتظار تو...
~anahita~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۴:۳۸ بعد از ظهر   #28 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
Mahdis @69 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام بهار جان از اینکه دوباره با یه داستان جذاب دیگه اومدی خیلی خوشحال شدم من واقعاً قلم و سبک نوشتارت رو دوست دارم داستان های قبلیت که خیلی جذاب بود مطمئناً اینم مثل کارای قبلیت هست برات آرزوی موفقیت میکنم



تو کجایی سهراب؟! آب را گل کردند
چشم ها را بستند.....وچه ها با دل کردند
صبر کن سهراب! قایقت جا دارد؟من هم ازهمهمه ی داغ زمین بیزارم...

لینک رمان به رنگ عشق(نویسنده: خودم)

http://www.forum.98ia.com/t354375.html
Mahdis @69 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۴:۵۹ بعد از ظهر   #29 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
sotazi آواتار ها
 
sotazi به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

عالی بود عالی عالی بی صبرانه منتظر ساعت هشتم

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mahyarr نمایش پست ها
سلامممممممممم
یک چیز جالب : ارشیا صیغه رو حفظ بود؟؟؟؟ چه وارده ها؟؟؟؟؟

اینو باحال اومدی



دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است، از آن سوءاستفاده نکن!
رمان بازنشسته(نخونین از کفتون رفته، نوشته mirage)
رمان پرتو
(کاری دیگر از نویسنده ی همسایه من، شایسته بانو)
اگه دنبال هیجان و داستان پلیسی هستین این رمانو از دست ندین: رئیس کیه؟ نوشته shahtut
مستی برای شراب گران قیمت...؟!؟ | shahtut
آنتي عشق | ~sun daughter~ و ~shahrivar~
من...تو...او...دیگری! | sun daughter
روزان ِدیروزم|sun daughter
sotazi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۵:۱۹ بعد از ظهر   #30 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
نیاز 70 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

واااااااااااااای خیلی خوشحال شدم عزیزم که داری یک بار نگاهم کن را ادامه میدی... ممنون
فقط عزیزم خواهش میکنم پایانش خوب باشه این ترنج و ارشیا هم بدون دردسر به هم برسن .
بی صبرانه منتظر بقیه داستان هستم...
نیاز 70 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
از, انجمن|, بار, برایم, بگودنباله, عشق, معرفی, نقد, نگاهم, و, کابر, کتاب, کن|baranamad, یک

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
خانه ای روی ابرها | baran.amad کابر انجمن baran.amad تایپ کتاب 53 ۲ خرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۱۰ بعد از ظهر
یک بار نگاهم کن | baran.amad کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب baran.amad نوشته کاربران سایت 233 ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۵:۴۴ بعد از ظهر
تمام قلبم مال تو | baran.amad کابر انجمن | معرفی و نقد کتاب baran.amad نوشته کاربران سایت 264 ۴ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۹:۵۶ بعد از ظهر
یک بار نگاهم کن | baran.amad کاربر انجمن baran.amad کتابهای کامل شده نوشته کاربران 132 ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ۰۶:۴۱ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان