| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹
نوشته ها: 796
(View Stats)
تشکرها: 42,476
تشکر شده 16,718 بار در 1,167 پست
| پست بسیار مفید : +6 امتیاز سلام. این تاپیک نقد ایلیا ست. امیدوارم نظری داشتید راهنماییم کنید. خیلی وقته ننوشتم. اما ایشالا توی همین هفته قسمت های جدیدی می ذارم. ممنون از وقتتون. ایلیا | نازلی گلستان کاربر سایت خلاصه: «ایلیا» داستان درون ما آدم هاست. «ایلیا» تعریف روابط است، روابط دکتری به اسم فرزان. یادآوری گذشته ها و یاد گرفتن ها. «ایلیا» قصه مردی است که خیلی می ذانست. قصه مردی که من بهش می گویم، خیلی دور و نزدیک. «ایلیا» یک داستان عاشقانه نیست. *راستش می دونم خلاصه خوبی نیست. اما خب فعلا همین باشه. ![]() اگه تازگی یه کتاب خوندید، با ما هم شریک بشید لطفا: خانه کتاب فرشته ی نگهبان | پاتریشیا ویلسون | ترجمه ی Yasnaaaa کاربر انجمن هستي من | كريستين هيگينز | مترجمين نود و هشتي تقسیم عادلانه | نازلی گلستان کاربر سایت | ||||||||
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۹ محل سکونت: جهان سوم
نوشته ها: 1,701
(View Stats)
تشکرها: 14,126
تشکر شده 430,639 بار در 2,157 پست
کتاب مورد علاقه : هیچی | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام حالتون خوبه؟ با همون چند پست اول فقط چشم چرخوندم پی نقدش ![]() باورش سخته اما دارم یه رمان در حال تایپ میخونم کاری ک اصولا هیچ وقت با طیب خاطر انجامش نمیدم یه خواننده ی حرفه ایم... از اونایی ک تا رمان وتموم نکنن خواب و خوراک ندارن دوس دارم یه شب تا صبح با یه عالم فنجون قهوه رمان بخونم و ذره ذره اشو تصور کنم و تا تهش با گریه هاش گریه کنم و باخنده هاش بخندم... اما ایلیا ... بخاطر اسمش به سمتش کشیده شدم باتصور اینکه شاید راجع به ی پسر جوون همه چیز تموم ب اسم ایلیا یه سوژه ی تکراری... با خوندن خطوط اول شیش تا فحش ب خودم دادم که باز زود قضاوت کردم با خوندن پستهای بعدی .. .. .. یه حس حمله بهم دست داد و پستا رو میجویدم به جز خوندن رمان پدر ان دیگری و دو نیمه سیب و اریکا و همسفر کتایون و حامی... تا امروز چنین حس دوباره ای بهم دست نداد ... ولی با خوندن ایلیا... ازت ممنونم ک این داستان و اینجا گذاشتی مرسی ک اینقدر اروم و متین پیش بردی... مرسی ک اول پستات خواننده رو تو منگنه ی + و تشکر و نقد نذاشتی(کاری که خودمم میکنم) و حالا میفهمم ک خواننده رو چقدر زجر میدم چقدر توی پستات حس ارامش داشتم خدا میدونه... ولی با خوندن هر خط حریص جملات و عبارات بعدی بودم... هرچند ازیتا رو نمیشناسم.... فرزان بنظرم جذاب ترین مرد دنیاست.... مفهوم ترین شخصیت داستانت همون فرزان هست بیش از اندازه دوست دارم بدونم قسمت های بعدی چی میشه ممنون از این همه متانت و ارامشی ک در نوشتن داری و به خواننده القا میکنی مرسی ممنون/ موفق باشی/ همراهیت میکنم تا تهش ... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() بعضی ادم ها بزرگند... خیلی بزرگ... یا اگر هم بزرگ نباشند انقدر ادعای بزرگی شان میشود که باور کنی بزرگند... وقتی میفهمی از خودت هم کوچکترند فقط دوست داری از بزرگی زیادی شان عق بزنی... ویرایش توسط ~sun daughter~ : ۵ بهمن ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۱۷ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| | #3 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹
نوشته ها: 796
(View Stats)
تشکرها: 42,476
تشکر شده 16,718 بار در 1,167 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
سلام. ممنون از همراهیت و خوندن ایلیا. راستش اگه حرفات رو بذارم پای تعریف که باید بگم خیلی خیلی ممنون. من وقتی کسی تعریف کنه ازم این جوری می شم: اگه هم نه. که راستش سر در نیاوردم ازش. منظورت اینه که شروعش خوب نیست؟ زیاد دستگیرم نشد. البته یه چیزی رو بگم راجع به شروع اونم اینه که من روی شروعش اصلا کار نکردم، یه شب اتفاقی دو فصل اول رو نوشتم. و اگه برگردم به اون زمان مسلما جور دیگه ای شروع می کنم و شاید با یه فرم دیگه. این متانت و اینا رو هم مطمئنی؟ والا خودم اصلا نمی دونستم این طوریه. یعنی تا حالا فکر هم نکردم که ممکنه توی پستام آرامش داشته باشم. مرسی که فرزان رو دوست داری. خوشحال می شم که نقد هات رو بشنوم. من عاشق اینم که یکی رو کارم نقد بکنه(حتی اگه قراره ایراد بگیره از کارم). منتظر نقد ها و ایرادات هستم ![]() بازم بی نهایت ممنون. ![]() ![]() | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : تير ۱۳۸۹ محل سکونت: قلب کسانی که دوستم دارند
نوشته ها: 329
(View Stats)
تشکرها: 13,702
تشکر شده 17,166 بار در 339 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام نازلی جان به خاطر نثر فوق العادت بهت تبریک میگم خیلی خیلی قشنگ مینویسی فرزان با این که شیطنت های خاص خودش داره وکمی خود خواه ولی دوسش دارم فقط اسم فرزان با فرزانه خیلی نزدیکه به همه ...پست هایی که از دوتاشون نام میبری ادم گیج میشه در مورد خواستگار فرناز هم شخصیت جالب وتکی بهش دادی هرچند نقش فرعی داره ولی خوب توصیف شده راستی این چند پست فرزانه کمرنگ شده یکم بیارش وسط عکس العمل های دکتر در مقابلش جالبه خلاصه همه چی خوبه منتظر ادامش هستم انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند تنهایی من عمیق ترین جای جهان است ... و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهد برد یه مثل کامپیوتری هست که میگه : حال ما اینــقــدرا هـم خوب نیست ، فـتـوشـاپــه ![]() | ||||||||
| | |
| | #5 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹
نوشته ها: 796
(View Stats)
تشکرها: 42,476
تشکر شده 16,718 بار در 1,167 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
سلام عزیزم. ممنون. لطف داری. راستش اسم این دو تا رو با قصد این جور انتخاب کردم. البته قبول دارم که گیج کننده شده، به اینجاش دیگه فکر نکرده بودم ![]() کم رنگی این چند وقت فرزانه رو هم فرزان تو پست امشب گفت دلیلش رو. ممنون از همراهیت. | |||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۰
نوشته ها: 23
(View Stats)
تشکرها: 5,224
تشکر شده 72 بار در 25 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز واقعا سبک کاریت حرفه ای است ممنون فقط هر چند وقت پست میدی | ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹
نوشته ها: 796
(View Stats)
تشکرها: 42,476
تشکر شده 16,718 بار در 1,167 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز | ||||||||
| | |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۰
نوشته ها: 81
(View Stats)
تشکرها: 3,231
تشکر شده 215 بار در 111 پست
کتاب مورد علاقه : غرور و تعصب حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز وای که چقدر از جملاتی که ماهرانه مینویسی خوشم میاد خاصن،فقط کاش یه کم هیجانشو بیشتر کنی هرچند فکر میکنم روند داستان اینجوریه ولی یه اتفاق خاص که شاید فضای داستان رنگ عوض کنه البته اگه فک میکنی اشتباه میگم باورکن تقصیر من نیست آخه اینقدر دیر میذاری که بعضی وقتا مجبورم آخرین پست قدیمیتو یه بار دیگه بخونم تا موضوع یادم بیاد از چه قرار بوده شاید اینجوریه که از هیجان میفتم ،اما تصمیم دارم از نو تو یه فرصت مناسب بخونمش چون بازم میگم نوشتنت خاصه منم دوسش میدارم.............. یکی میگفت: باید از کنار مشکلات زندگی با سرعت عبور کنی و بگی میـــــــگ میــــــــــــگ!!! اما انگار نمی دونست مشکلات نشستن رومون و میگن: انگوررررررری ، انگورررررررررری!! ![]() | ||||||||
| | |
| | #9 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹
نوشته ها: 796
(View Stats)
تشکرها: 42,476
تشکر شده 16,718 بار در 1,167 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز نقل قول:
![]() راستش گفتم جواب ندم بذارم با پست بدی. اما دلم طاقت نیاورد. خودم برای فصل بعدی همین تصمیم رو داشتم. دوست ندارم داستان کسالت بار یا بی هدف بشه. اما خب پست امروز هم لازم بود. راستش امیدوارم جواب ها رو کمی دیگه که از داستان گذشت بگیرید. ممنون از همراهیت. | |||||||||
| | |
| | #10 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۰
نوشته ها: 23
(View Stats)
تشکرها: 5,224
تشکر شده 72 بار در 25 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز واقعا حرف دوست عزیز را قبول دارم که سبک نگارش خاص خود را دارید در عین پراکنگی مباحث منسجم و زیباست | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| ایلیا, معرفی, نازلی, نقد, و, گلستان |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| 180حکایت از کتاب گلستان | سعدی شیرازی | موبايل | Star-crossed | مخصوص موبایل | 0 | ۳۰ شهريور ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶ بعد از ظهر |
| دانلود کتاب صوتی گلستان | سعدی | mahdiyeh | گویا | 1 | ۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۰۳ قبل از ظهر |
| 2 کتاب در گلستان روانه بازار شد | * Star | اخبار کتاب | 0 | ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ ۱۱:۰۷ قبل از ظهر |
| شمار غرفه ها و ناشران نمایشگاه کتاب گلستان رشد یافت | * Star | فرهنگی و هنری | 0 | ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ۱۰:۱۳ قبل از ظهر |