| |||
| |||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی که قلب آنجا نیست
نوشته ها: 12,089
(View Stats)
تشکرها: 67,486
تشکر شده 214,163 بار در 14,665 پست
حالت من : | پست بسیار مفید : +8 امتیاز نهمین فراخوان ![]() سلام اهالی نودهشتی ![]() اینم فراخوان بعدی ... نکات برای تازه واردان : ![]()
مشخصات کتاب : نام کتاب مینا نویسنده مریم درفشی چاپ 1383 صفحه 224 مینا |مریم درفشی | اسکن با تشکر از مایکلای گل ![]() تشکر از تایپیست ها = نشان ِ شخصیت ِ والای شما!![]() | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت: tehran
نوشته ها: 15,022
(View Stats)
تشکرها: 108,073
تشکر شده 197,419 بار در 18,596 پست
کتاب مورد علاقه : بامداد خمار | پست مفید : +3 امتیاز افتتاحش با من 3 صفحه اول رو برمیدارم 1-3 دیر باریدى باران ... دیر... من مدت هاست در حجم نبودن كسى خشكیده ام...!! | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۹ محل سکونت: T.city
نوشته ها: 954
(View Stats)
تشکرها: 13,838
تشکر شده 12,948 بار در 940 پست
کتاب مورد علاقه : رکسانا حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز بعدیشم من....4 صفحه لطفا جسارت ميخواهد ! نزديك شدن به افكار دختري كه روزها . . . مردانه با زندگي ميجنگد ؛ اما شبها . . . بالشش از هق هق هاي دخترانه خيس است !!!! | ||||||||
| |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی که قلب آنجا نیست
نوشته ها: 12,089
(View Stats)
تشکرها: 67,486
تشکر شده 214,163 بار در 14,665 پست
حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز | ||||||||
| |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر ویژه ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۸۸ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 11,566
(View Stats)
تشکرها: 22,873
تشکر شده 95,524 بار در 9,287 پست
کتاب مورد علاقه : جاده تارا | پست معمولی : +1 امتیاز 2 صفحه... ![]() عسل اون سوالمو جواب ندادی که... ![]() خودم میگم...افسانه ی شیدایی...یادته؟؟ هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است... شکرگزار باش؛ شاید بدترین شرایط زندگی تو برای دیگران آرزو باشد... ![]() خدا شونه هامونو فقط واسه اینکه کوله بار غمهامونو روش بگذاریم نیافرید بلکه آفرید تا بعضی وقتا بندازیمشون بالا و بگیم بی خیال...! ![]() | ||||||||
| |
| | #6 (لینک مستقیم) | |||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی که قلب آنجا نیست
نوشته ها: 12,089
(View Stats)
تشکرها: 67,486
تشکر شده 214,163 بار در 14,665 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز نقل قول:
![]() http://s2.picofile.com/file/7186256876/1a.rar.html آها ... خب قبلنا تنها فراخوانی که من زدم همون بود فقط | |||||||||
| |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال فراخوان تایپ ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 905
(View Stats)
تشکرها: 2,885
تشکر شده 5,815 بار در 859 پست
کتاب مورد علاقه : همخونه و کسی می آید حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلامممممممممم خسته نباشید لطفا 15 صفحه به من بدید.مرسی که تا من زنده ام دنیا بداند ، خلیج فارس ،خلیج فارس ، خلیج فارس ماند. که تا ما زنده ایم و زندگی هست ، همانا فارس پسوند خلیج است. | ||||||||
| |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی که قلب آنجا نیست
نوشته ها: 12,089
(View Stats)
تشکرها: 67,486
تشکر شده 214,163 بار در 14,665 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز | ||||||||
| |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت: tehran
نوشته ها: 15,022
(View Stats)
تشکرها: 108,073
تشکر شده 197,419 بار در 18,596 پست
کتاب مورد علاقه : بامداد خمار | پست مفید : +4 امتیاز 1-3 فصل اول تاریکی تمام شهر را در خود فرو برده بود در خلوت کوچه های پر از سکوت تنها صدای پایی از دور به گوش میرسید.صورتش از سردی سرخ شده بود ولی برایش اصلا اهمیتی نداشت. خزانی بس سرد بر کوچه ها و خیابانها حاکم شده بود و بادی ملایم میوزید برگ درختان یکی پس از دیگری به روی زمین می افتاد.همچنان که از طول جاده کاسته میشد هم بر خوشحالی اش افزوده میشد و هم کاسته. در این شرایط بهتر میشد بوی زمستان را حس کرد.مینا در حالیکه دست در جیب مانتواش کرده بود آرام آرام قدم برمیداشت.او اصلا به سردی هوا اهمیت نمیداد و همچنان به زندگی گذشته و آینده خود با قلبی پر از شور و اشتیاق جوانی فکر میکرد.در کوچه ها قدم میزد و هر چند که اصلا دلش نمیخواست از لذت محروم شود سعی کرد تندتر راه برود.چون همه چشم انتظار او بودند.چشم انتظار دختری که محبوب همگان بود. او از گرمای وجود مادر محروم بود.چراغ مادر برای همیشه خاموش.اما کسانی بودند که نگران دیر رسیدن او به خانه باشند.پدر با آغوشی باز مثل همیشه از او استقبال میکند و مادربزرگ با قربون صدقه هایش او را به داخل اتاق میکشاند و همیشه بهترین جای اتاق برای اوست از همه بیشتر پدربزرگ هر وقت او را میدید از خوشحالی بال در می آورد.مینا هم سعی میکرد با شیرین کاری هایش بیشتر خودش را در آنان جا کند. همیشه همه با مهربانی از او استقبال میکردند و خانه آکنده از مهر و محبت بود بطوریکه او کمتر جای خالی مادر را احساس میکرد.مادری که هرگز او را ندیده بود و فقط با عکسهای داخل آلبوم او را میشناخت.پدر بخاطر عشق و علاقه ای که به او داشت و همچنین بخاطر وجود مینا هیچگاه تن به ازدواج نداده بود تا از یادگار همسر مهربانش به خوبی مراقبت کند.همسری که خوبی هایش را به کرات از دهان همگان شنیده بود و ذکر خیرش در همه جا بود.مادربزرگ همیشه به نیکی از عروس خوب و مهربانش یاد میکرد.کسی که او را با تمام وجود دوستش میداشت و حالا میفهمید که خداوند گلچین است و تمام آدمهای خوب را نزد خود میبرد. بیچاره مادربزرگ اصلا از عروس شانس نیاورده بود و هر دو عروس خود را از دست داده بود.یکی از آنها به دلیل سرطان خون و دیگری که مادر مینا بود به خاطر زایمان سخت از دنیا رفته و دار فانی را وداع گفته بودند.مهرداد تنها فرزند عمو و زنعمو بود که از آنها به یادگار مانده بود.مهرداد سه سال از مینا بزرگتر بود.عمه نسرین و عمه لیلا هم که هر کدام پی سرنوشت خودشان رفته بودند ولی با این وجود علاقه خاصی به مینا و مهرداد به خصوص مینا داشتند.مینایی که از همه لحاظ بین فامیل و دوستان دارای محبوبیت و احترام خاصی بود. | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #10 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بخش عکس ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : تير ۱۳۸۸ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 2,028
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : مصطفی مستور حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز 2 صفحه هم به ما بدید لاجرم، | ||||||||
| |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| |مریم, تایپ, درفشی, فراخوان, مینا, نودوهشتیا, گروهی |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | آیلار (مریم معجونی) | تمام | -ALI- | فراخوان تایپ | 176 | ۲۸ مهر ۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ بعد از ظهر |
| فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | بازمانده (مریم جعفری) | تمام | -ALI- | فراخوان تایپ | 152 | ۱۰ شهريور ۱۳۹۰ ۱۰:۲۷ بعد از ظهر |
| فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | راز پنهان (مریم معجونی) | تمام | -ALI- | فراخوان تایپ | 162 | ۹ شهريور ۱۳۹۰ ۰۵:۲۵ بعد از ظهر |